هدف این پژوهش شناسایی سوگیری های روانشناختی فردی است که می تواند بر اعمال تردید حرفه ای توسط حسابرس تأثیرگذار باشد. شناسایی این سوگیری ها می تواند به حسابرسان کمک کند توانایی های خود برای اعمال تردید حرفه ای در فرایند قضاوت حرفه ای را با بکارگیری یک فرایند تصمیم گیری موثر بهبود بخشند. بدین منظور تأثیر سه سوگیری روانشناختی فردی اطمینان بیش از اندازه، نقطه اتکا و در دسترس بودن بر تردید حرفه ای حسابرس از طریق 350 پرسشنامه ای که در بین حسابرسان شاغل در سازمان حسابرسی و موسسات حسابرسی خصوصی توزیع شد، مورد بررسی قرار گرفت. از پرسشنامه های توزیع شده 158 پرسشنامه بطور کامل پاسخ داده شده بود و مورد استفاده قرار گرفت. نتایج حاصل از پرسشنامه ها با استفاده از روش آماری جداول توافقی تجزیه و تحلیل شد. نتایج حاصل از بررسی ها نشان داد که هر سه سوگیری مورد بررسی بر تردید حرفه ای حسابرسان تأثیر منفی دارند و وجود این سوگیری ها توانایی حسابرسان برای اعمال سطح مناسبی از تردید حرفه ای در فرایند حسابرسی را کاهش می دهند
مقاله حاضر باهدف تغذیه ی اطلاعاتی دانشگاه ها و دانشکده ها در پیشبرد تحقیقات دانشگاهی تهیه گردیده است که ضمن بررسی خدمات آگاهی رسانی جاری به معرفی پیشرفته ی و جدید کنترل و اشاعه ی اطلاعات روز آمد تحت نظام اشاعه ی اطلاعات گزیده (SID) می پردازد. این مقاله با مروری بر تارخچه و کاربرد، فرایند ، مزایا و روش های ارزیابی نظامSID و اهمیت این سیستم در تحقیقات دانشگاهی بر لزوم پیاده کردن آن در کتابخانه های دانشگاهی تاکید می ورزد.
در این مقاله با توسعه الگوریتم فوق ابتکاری سیستم اجتماع مورچهها2(ACS) الگوریتمی برای زمان بندی حرکت قطار معرفی شده است. ابتدا نوعی از مسئله زمان بندی حرکت قطار در قالب یک برنامه ریزی ریاضی مدلسازی و سپس الگوریتمی مبتنی بر ACS برای حل آن پیشنهاد شده است. با این فرض که هر قطار در مسئله زمان بندی حرکت قطار معادل یک شهر در مسئله فروشنده دوره گرد3(TSP) باشد، ACS بر روی گراف مسئله TSP، توالی حرکت قطارها را مشخص می کند. بر اساس این توالی و رفع تلاقی در برخورد قطارها، زمان بندی حرکت مشخص خواهد شد. مثالهای عددی در ابعاد کوچک و متوسط برای بررسی صحت و کیفیت جوابها توسط الگوریتم حل شده و نتایج حاصله با حل دقیق بهینه آنها مقایسه شده اند. از مقایسه نتایج حل دقیق مسائل و حل آنها توسط الگوریتم پیشنهادی صرفه جویی های زمانی و پاسخی با کیفیت خوب به دست آمده است. در انتها برای توصیف نحوه محاسبات نیز یک مطالعه موردی ارائه شده است.
توسعهی کارآفرینی از نیازهای اساسی برای توسعهی کشورها در همهی زمینه های اقتصادی، سیاسی، اجتماعی در عصر حاضر بوده و تجربه نشان داده است که در توسعهی کارآفرینی، آموزش در کنار سایر عوامل تسهیلکننده ، جایگاهی منحصر به فرد دارد. با وجود این که تاکنون تحقیق های بسیاری در زمینهی آموزش کارآفرینی انجام شده و روابط میان آموزش و موفقیت در امر کارآفرینی و ایجاد کسب وکارهای جدید به تفصیل بیان شده اما تحقیق های قابل توجه در زمینهی شیوهی تدریس مباحث کارآفرینی و ویژگیهای مدرسان این رشته وجود نداشته و یا بسیار کم است. از طرفی ایجاد انگیزه در دانش جویان به منظور افزایش بهره وری آن ها، با استفاده از نظام های مختلف از مهم ترین وظایف مدرسان است. در این تحقیق که طی دو سال در یکی از واحدهای دانشگاه جامع علمی کاربردی انجام شده و جامعهی آماری آن 216 نفر بوده و همگی آزمون شده اند، به بررسی صفات شخصیتی و انگیزشی مدرسان کارآفرینی هم چون موارد زیر پرداخته شده است: ابتکار عمل، قاطعیت، اعتماد به نفس، مهارت ها، تجربه کارآفرینی، تسلط بر مثال ها و مصداق های عینی، شناخت محیط کسب وکار، آشنایی واقعیت های موجود و کمبودها،آگاهی از موانع ورود، شیوهی تدریس مباحث مختلف در این واحد درسی. هم چنین روابط عوامل یادشده با ایجاد انگیزه در دانش جویان برای راه اندازی کسب وکار با آزمون های میانگین، هم بستگی و رتبه بندی فریدمن به وسیلهی نرم افزار SPSS اجرا، محاسبه و بررسی شده اند
این تحقیق با هدف بررسی رابطه هوش اجتماعی با مهارت های کار آفرینی و خلاقیت دانش آموزان به روش توصیفی- همبستگی انجام شد. جامعه آماری در این پژوهش شامل تمامی دانش آموزان هنرستان های شهر شیراز بود که به روش نمونه گیری خوشه ای چند مرحله ای نمونه شامل 240 دانش آموز انتخاب شد. جهت گردآوری اطلاعات از پرسشنامه های هوش اجتماعی سیلورا و همکاران (2001)، پرسشنامه مهارت های کارآفرینی الیان بیچ (2007) و پرسشنامه خلاقیت عابدی (1372) استفاده گردید. پایایی ابزار پژوهش با استفاده از ضریب آلفای کرانباخ بترتیب 72/0، 85/0 و 89/0، محاسبه گردید. تجزیه و تحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی (میانگین و انحراف معیار) و آمار استنباطی (ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون) صورت گرفت. نتایج پژوهش نشان داد بین هوش اجتماعی و ابعاد آن با مهارت های کار آفرینی (314/0) و خلاقیت (233/0) دانش آموزان رابطه مثبت و معنادار وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نیز نشان داد هوش اجتماعی و ابعاد آن، قدرت پیش بینی معناداری برای مهارت های کار آفرینی و خلاقیت دارند. از بین ابعاد هوش اجتماعی بعد آگاهی اجتماعی پیش بینی کننده ی خلاقیت و ابعاد پردازش اطلاعات و مهارت اجتماعی به ترتیب قوی ترین پیش بین برای مهارت های کارآفرینی بودند.
دردنیای امروزی همگام با فرآیندهای جهانی سازی، رشد سازمان های مجازی، توسعه ی روابط سازمانی منعطف وکاهش نیاز به نظارت مستقیم، نیاز به تحقیق درخصوص اعتماد توسعه یافته است. در پژوهش حاضرکه بر اساس هدف، کاربردی و برحسب روش اجرا توصیفی- همبستگی است به مطالعه اعتماد بین فردی (با دو عنصر باورهای اعتمادی و رفتارهای اعتمادی) درمیان کارکنان سازمان تامین اجتماعی پرداخته شده است. در قدم اول مولفه های رفتاراعتمادی شامل تعهد به مافوق، حل تعارض، سازگاری، تشریک مساعی و عملکرد شغلی طی سه دور نظرسنجی دلفی شناسایی و تبیین شدند. مدل یابی معادلات ساختاری روی داده های حاصل از 175پرسش نامه گردآوری شده ازکارکنان شاغل در ادارات کل تامین اجتماعی کشور نشان داد: وجود باورهای اعتمادی مثبت درکارکنان (نسبت به مورد اعتماد بودن دیگران) اثرمثبت مستقیم بر رفتاراعتمادی آنان دارد. همچنین، سطح اعتماد بین فردی کارکنان بالاتر از متوسط برآوردگردید. ازسوی دیگر، متغیرهای سطح تحصیلات و فاصله محل خدمت دور از مرکز بررفتارهای اعتمادی کارکنان ازلحاظ آماری اثرگذار شناخته شدند.
"یکی از گامهای مهم در توسعه شبکههای عصبی مصنوعی طراحی معماری شبکه است که تأثیر زیادی بر عملکرد شبکه دارد. در طراحی معماری شبکههای عصبی مصنوعی، عواملی از قبیل تعداد لایههای پنهان، تعداد نرونها در هر لایه، توابع تبدیل و الگوریتم آموزش باید تعیین شوند. محققان در طراحی معماری شبکه بهطور عمده از طریق سعی و خطا عمل میکنند و یا اینکه اثر متقابل بین عوامل مختلف در طراحی معماری شبکه را در نظر نمیگیرند. در این تحقیق، یک مدل مبتنی بر تکنیک طراحی آزمایشها برای طراحی بهینه معماری شبکه عصبی با یادگیری تحت نظارت، با توجه به اثر متقابل بین عوامل ذکرشده، ارائه میشود.
در این تحقیق، از مدل پیشنهادی برای طراحی معماری شبکه عصبی به منظور پیشبینی مصرف نفتگاز کل کشور استفاده شده است. بهمنظور مقایسه عملکرد مدل پیشنهادی با استفاده از روش سعی و خطا بهعنوان یکی از روشهای مرسوم در طراحی معماری، یک مدل شبکه عصبی برای پیشبینی مصرف نفتگاز توسعه داده شده و طی آن برتری مدل پیشنهادی نشان داده شده است. همچنین برای مقایسه عملکرد شبکه عصبی با روشهای آماری، دو مدل با استفاده از رگرسیون و ARIMA طراحی شدهاند. نتایج به دست آمده در پیشبینی مصرف نفتگاز در این بخش نیز نشان میدهد که پیشبینی با شبکهعصبی طراحی شده جوابهای بهتری دارد."
این مقاله تکامل وب را در رابطه با وب و فناوریهای بازیابی اطلاعات بررسی میکند. در این بررسی بین عناصر مختلف وب در زمینهء نمایهسازی و صفحات جستجوی وب وجه تمایز وجود دارد. ده ابزار اصلی و مهم وب براساس معیارهای انتخاب و تعداد اتصالها با یکدیگر مقایسه و ارزیابی شدهاند. ابزارهای جستجو مانند راهنماها و موتورهای جستجوگر نیز مورد بررسی و مقایسه قرار گرفتهاند.
"این مقاله می کوشد به این پرسش که «چرا و چگونه سیستم تأمین اجتماعی در جمهوری کره در زمانی که بحران های مالی به وجود آمد، گسترش یافت»، پاسخ دهد.
در این راستا، نخست مشخصات سیستم های دولت رفاه کره، قبل از بررسی اثرات احتمالی بحران های مالی، تبیین و تأکید می شود که: علت تفوق منطق های سیاسی در دوران دولت کیم یانگ ـ سم آن بود که سیاست های تعیین شده نه فقط از منظر اقتصادی بلکه از دیدگاه اجتماعی نیز با فرآیند جهانی سازی هماهنگ شده بود؛ مقوله ای که به ندرت موردتوجه یا مطلوب نظر سیستم تأمین اجتماعی است. همچنین آمده است که نقش دولت در ارائه رفاه به عنوان یک ارائه دهنده سیستماتیک مدل رفاهی، نقش وزینی نبود.
در ادامه مقاله، برنامه های تأمین اجتماعی و نقش دولت بررسی و عنوان می شود که اگر نقش دولت را در ارائه رفاه به چهاربخش تقسیم کنیم، دولت باید به عنوان انتقال دهنده، ارائه دهنده، تأمین مالی کننده، و ناظر، عمل کند. در این صورت، دولت کره نقش کمرنگی در سه حوزه اول داشت و به جای آن، نقش پررنگی در حوزه نظارتی ایفا می کرد.
اثر منفی بحران های مالی در اقتصاد در پایان سال 1997 در سطح معیشت و رفاه شخصی مردم کره در سال 1998 در بخش بعدی مقاله تشریح می گردد.
مقاله تأکید می کند که تأثیر اجتماعی بحران مالی در پی بی توجهی مؤسسات توسعه ای برای حمایت های اجتماعی حادتر شده بود. مؤسسه کنترل کننده و مرکزی نظام رفاهی کره نشان داد در حد کفایت ، از عهده وظایف خود در هنگام افزایش فشارهای اجتماعی بر دولت برنیامده است. ایجاد «تور ایمنی اجتماعی» از طریق اصلاح طرح بیمه بیکاری و برنامه های مساعدت عمومی، در ادامه تبیین می گردد. گفتنی است، نقش دولت درمسائل رفاهی تغییر یافته و به سمت سیستم رفاهی با توزیع مجدد بیشتر میل کرده است.
توسعه و نوسازی برنامه های تأمین اجتماعی (از جمله ، یک پارچه ساختن طرح بیمه درمانی و توسعه طرح بازنشستگی) بخش بعدی مقاله است. حق بیمه ها و برنامه های بازنشستگی در کره در ادامه مقاله موردبررسی قرار می گیرد؛ عنوان می شود که نظام تأمین اجتماعی کره از زمان بحران های اقتصادی به گونه ای اصلاح شده است که از توزیع مطلوب تر و فراگیرتری برخوردار باشد. و برنامه های تأمین اجتماعی به گونه ای تعدیل شدند که با سیاست تعدیل ساختاری همساز و هماهنگ باشند.
مشارکت مدیران و تجار و کارگران در اصلاحات و برای فائق آمدن بر بحران اقتصادی، و مداخله صندوق بین المللی پول و تحولات دموکراتیک قدرت در کره، مقوله هایی هستند که در مقاله موردتأمل قرار می گیرند.
به عقیده مقاله، تداوم توسعه طرح های تأمین اجتماعی بعد از بحران های مالی، عمدتاً ناشی از تغییرات بنیادی داخلی است تا شوک های خارجی وارده به اقتصاد. سه جانبه گرای همراه با رشد تقاضای اجتماعی برای رفاه اجتماعی از مشخصات شبکه های سیاست گذاری جدید و آتی بود. که اصلاحات را هدایت کرده است. به بیان دیگر، مقاله در این موردبحث می کند که توسط سیستم تأمین اجتماعی می تواند تغییر در شبکه های سیاست گذار را از یک وابستگی همزیستی بین دولت، تجار و تأمین اجتماعی، به یک مشارکت سه جانبه و رشد تقاضای اجتماعی برای رفاه اجتماعی تبدیل کند. مقاله همچنین مفاهیم مشخصی را به منظور درک ارتباط میان جهانی شدن و سیستم تأمین اجتماعی ارائه کرده است. از این منظر، اثرات جهانی سازی بر سیاست گذاری ها لزوماً مخرب نبوده بلکه به ساختار نهادهای داخلی بستگی دارد.
"