"مقدمه:
این پژوهش یک تحقیق کفی از نوع پدیده شناسی با عنوان تحلیل شغل مدیران بیمارستانهای شهر اصفهان در سال 1382 به منظور برآورد نیازهای آموزشی می باشد. هدف از این ماله تحلیل شغل مدیران بیمارستان از طریق شناخت وضعیت موجود با استفاده از تجارب مدیران بیمارستانهای شهر اصفهان و تعیین وضعیت مطلوب با استفاده از نظر متخصصان مدیریت بیمارستان و مقایسه این دو وضعیت جهت شناسایی نیازهای آموزشی مدیران بوده است.
مواد و روشها:
روش جمع آوری اطلاعات با استفاده از اسناد و مدارک و مصاحبه آزاد بود که در آن از 5 پزشک متخصص، 9 مدیر بیمارستان و 5 مترون در مورد شرح وظایف مدیران بیمارستان و شرایط احراز پست ای پست سؤال پس از انجام مصاحبه ها متن آن بر روی کاغذ پیاده شده و به روش ده مرحله ای استروبرت(strubert) مورد تحلیل قرار گرفت.
نتایج:
نتایج نشان داد مدیران بیمارستان در زمینه شرح وظایفشان اطلاعات کافی ندارند و وظایفشان را در اثر تجربه ای که در حین مدیریت کسب کرده اند انجام می دهند. همچنین از اطلاعات علمی تخصصی در زمینه مدیریت بیمارستان بی بهره اند و تحصیلات کافی در این زمینه ندارند.
بحث:
بنابراین مدیران بیمارستان در زمینه شرح وظایفشان در زمینه دروندادها فرایندها و نتایج، نیاز به آموزش دارند. لازمه آن اینست که جایگاه مدیران بیمارستان مشخص شود و شرح وظایفشان به طور روشن و دقیق در هر حیطه (درونداد فرایند و نتایج) بازنویسی شود. در پایان الگویی جهت بازنویسی شرح وظایف مدیران بیمارستان ارائه شد و پیشنهاداتی نیز برای بهبود کار مدیران بیمارستان آورده شد. "
سازمانهای امروزی در محیطهای بسیار متغیر و پیچیدة داخلی و بینالمللی با چالشهای متعددی مواجهاند. در چنین فضایی، ارزیابی عملکرد و مدیریت عملکرد، بسیار پیچیده و دشوار خواهد بود. تا کنون، چندین مدل برای ارزیابی عملکرد سازمانها طراحی شده است. یکی از موفقترین مدلها، کارت امتیازی متوازن (BSC) است. اما همچنان کاستیهایی در این مدل وجود دارد. در مدل اولیة BSC، فرض بر این است که اهمیت منظرها و اهدافی که در این چهار منظر قرار دارند، به صورت مساوی و یا متوازن است. این در حالی است که صحت این فرض مورد سؤال است. در این مقاله، ابتدا با استفاده از مدل کارت امتیازی متوازن، به طراحی مدل ارزیابی عملکرد در یک شرکت فعال در صنعت سازه و ساختمان پرداخته شده است. پس از آن، به منظور رفع ایرادِ متوازن بودن منظرها و اهداف، از فرایند تحلیل سلسلهمراتبی (AHP) به منظور وزندهی استفاده شده است. روش AHP میزان سلیقهای بودن وزندهی اهداف را کاهش میدهد. همچنین، وزنهایی که در این تحقیق برای منظرهای مالی، بازار، فرایندهای داخلی و رشد و یادگیری استخراج شده، تفاوت قابل ملاحظه ای دارند و این موضوع بر لزوم وزندهی در مدل کارت امتیازی متوازن تأکید دارد.
"نتیجه تحقیقات تجربى انجام شده در مورد بازار سرمایه مؤید این مطلب است که قیمتگذارى اوراق بهادار در بازار سرمایه به گونهاى بوده است که کسانى که ریسک بیشترى پذیرفتهاند، در دراز مدت بازده بیشترى نیز به دست آوردهاند.یکى از مدلهاى رایج تبیینکننده رابطه بین ریسک و بازده، مدل قیمتگذارى دارایىهاى سرمایهاى (MPAC) مىباشد.در این مقاله سعى شده است تا ضمن تشریح مبانى نظرى این مدل و مرورى بر آزمونهاى تجربى انجام شده، معلوم شود که آیا در بازار بورس اوراق بهادار تهران، بین ریسک سیستماتیک و بازده سهام عادى ارتباط خطى ساده و مثبت وجود دارد یا خیر؟براى این منظور دادههاى مربوط به بازده سهام شرکتهاى نمونه و بازده پرتفوى بازار براى دوره زمانى فروردین 1370 تا شهریور 1375 جمعآورى و آزمونهاى لازم انجام گردید.نتایج به دست آمده نشان مىدهد ریسک سیستماتیک به تنهایى، تغییرات بازده سهام شرکتها را نمىتواند توجیه نماید.
"
با تغییر و تحولاتی که در محیط کار روی داده است، مدل ها ی سنتی رهبری دیگر پاسخگوی نیازها و الزامات عصر و دوره حاضر نیستند و نیاز به مدل های جدید رهبری بیش از هر زمان دیگری به چشم می خورد. تا کنون مدل ها و تئوری های متفاوتی از رهبری ارائه شده است که در این میان تئوری رهبری خدمتگزار از جمله تئوری هایی به شمار می رود که می تواند برای مدیران و رهبران سازمان ها کمک بزرگی باشد و برای مشکلاتی که سازمان ها با آن روبرو هستند راه حل های مناسبی ارائه دهد. در این مقاله سعی شده است با توجه به ادبیات تحقیق و ویژگی های ارائه شده توسط نویسندگان و نظریه پردازان مختلف ،ابزاری به منظور سنجش رهبری خدمتگزار ارائه گردد. به منظور استخراج عامل ها از روش تحلیل عاملی استفاده شد. بدین منظور از نرم افزارهای Spss و لیزرل Lisrelبرای تحلیل داده ها کمک گرفته شد. در نهایت نیز چهار عامل(خدمت رسانی، تواضع و فروتنی، قابلیت اعتماد و مهرورزی) برای رهبری خدمتگزار استخراج شد.
"مقدمه: امروزه افزایش روزافزون تولید اطلاعات در حوزه بهداشت و درمان، موجب به کارگیری فن آوری های نوین برای بهره برداری مناسب از اطلاعات از جمله ایجاد پرونده ی الکترونیک سلامت شده است. ظرفیت روبه رشد فن آوری های اطلاعات برای جمع آوری، ذخیره و انتقال اطلاعات در مقادیر بی سابقه، نگرانی های قابل درکی برای بیماران ایجاد کرده زیرا پرونده ی کامپیوتری از محل های متعددی قابل دسترس است و نقص امنیتی آن می تواند منجر به افشای صدها یا هزاران پرونده شود. حال با توجه به حرکت کشور به سمت ایجاد پرونده ی الکترونیک سلامت، سؤال اساسی این است که آیا الزامات امنیتی آن توسط متولیان امر مورد توجه قرار گرفته است؟
روش بررسی: مطالعه به روش توصیفی – تطبیقی در سال 86 در خصوص الزامات امنیتی اطلاعات پرونده ی الکترونیک سلامت کشورهای استرالیا، کانادا، انگلستان و ایران انجام شده است. ابزار گردآوری داده ها چک لیست و منابع اطلاعاتی شامل: مقالات، کتب و مجلات به روش مطالعه ی متون از کتابخانه ها و سایت های معتبر انگلیسی زبان مربوط به سال های 1995 تا 2006 بوده است. سپس داده های گردآوری شده جدول بندی، مورد مقایسه قرار گرفتند و توصیف شدند.
یافته ها: کشورهای مورد مطالعه الزاماتی را در خصوص امنیتی پرونده ی الکترونیک سلامت، شامل تشکیلات امنیتی اطلاعات، امنیتی طبقه بندی و کنترل امکانات، ایمنی منابع انسانی، ایمنی مدیریت ارتباطات و عملیات و ایمنی کنترل دسترسی به اطلاعات پیش بینی کرده و به کار می برند اما کشور ما فاقد الزاماتی در خصوص امنیتی پرونده ی الکترونیک سلامت است. ن
تیجه گیری: ایمنی اطلاعات پرونده ی الکترونیک سلامت یکی از ضروریات ایجاد پرونده ی الکترونیک سلامت است و کشور ما فاقد الزاماتی در این زمینه می باشد. با توجه به رویکرد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی در خصوص ایجاد پرونده ی الکترونیک سلامت برای هر ایرانی، تهیه و تدوین این الزامات توسط متولیان امر با استفاده از تجربیات سایر کشورها توصیه می شود.
"
این تحقیق با هدف امکان سنجی بکارگیری زبان گزارشگری تجاری قابل توسعه ( XBRL ) در شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار و استخراج راهکارهای عملی جهت تسهیل بکارگیری آن در ایران با توجه به رشد روز افزون بکارگیری XBRL در کشورهای دیگر پرداخته شده است. این تحقیق با هدف سنجش توانایی شرکت های ایرانی در بکارگیری XBRL، رده بندی شرکت ها از لحاظ میزان تمایل آنها به استفاده از XBRL، شناسایی سطح توانایی و تخصص متخصصین داخلی، بررسی بسترهای فنی موجود، شناسایی متخصصین لازم جهت تدوین استاندارد XBRL و سنجش میزان توانایی نیروی انسانی موجود، اجرا گردید. در این تحقیق با توجه به تجارب مشابه در سایر کشورها از روش نظر سنجی از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار و مصاحبه به روش شبه دلفی با مسئولین و کارشناسان بازارسرمایه و IT ایران استفاده گردید. نتایج این تحقیق نشان می دهد که شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران علاقمند به دریافت دانش فنی لازم برای بکارگیری XBRL هستند. همچنین از نظر صاحبنظران توان فنی و اجرایی لازم برای بکارگیری این استاندارد در داخل کشور موجود می باشد.
ظهور عصر ناپایداری و آغاز و انجام پیاپی وحیرت آور قواعد بازی رقابت ، جایگزینی دمادم وضعیت های حاکم برفضای کسب وکار ، ضرورت دستیابی به چهارچوبی برای درک ارتباط روشمند دنیای درون (ذهن) و برون (صنعت)، مارا برمی انگیزند که هم مدل های ذهنی و هم دیدمان (چشم انداز) خویش از آینده را مستمراً باز بیافرینیم و بهبود دهیم. این امر مستلزم شناخت الگوهای حاکم بر دگرگونی های ذهنی تصمیم گیران راهبردی و نیز شیوه تجسم و تصور آنها از آینده کسب وکار و صنعت خودشان دارد. دراین تحقیق شیوه دیدمان پردازی تصمیم گیران راهبردی شناسایی شده و فرایند اثرگذاری مدل های ذهنی بر آن تبیین شده است. داده های موردنیاز ازطریق پرسش نامه های از پیش تعیین شده، از جامعه هدف که صنعت روی ایران متشکل از 37 شرکت بود به شیوه تمام شماری، گردآوری و با نرم افزار LISREL مدل سازی معادلات ساختاری1 تجزیه و تحلیل شده است. یافته ها، نشان می دهد که تصمیم گیرانی که مدل های ذهنی پویا تردارند دیدمان پردازان موفق تری هستند ونتایج مطلوب تری بدست می آورند.
پژوهش حاضر عملکرد پلیس دراجرای ارتقای امنیت اجتماعی درحوزه مبارزه با مواد مخدر را از دیدگاه مردم یزد در سال 1385 موردبررسی قرار داده است. هدف این تحقیق بررسی نقاط ضعف و قوت طرح ارتقای امنیت اجتماعی بوده است. روش تحقیق از نظر نوع و هدف کاربردی و از نظر ماهیت توصیفی با تکنیک پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق 114 نفر از مدیران و دبیران دبیرستانهای پسرانه ناحیه 1 آموزش و پرورش شهرستان یزد در سال 1385 به صورت تمام شمار می باشند. ابزار جمع آموری پرسشنامه شامل 15 سوال با پاسخ های پنج گزینه ای لیکرت پس از تایید روایی و پایایی (a=0/87) تهیه و تنظیم شده است. از یافته های پژوهش می توان نتیجه گرفت که عملکرد پلیس دراجرای طرح ارتقای امنیت اجتماعی با رویکرد مبارزه با مواد مخدر از دیدگاه مردم مثبت ارزیابی شده است، مردم از عملکرد پلیس در رابطه با برخورد با معتادان به مواد مخدر و قرص های روانگردان رضایت بخش نبوره است. نتیجه گیری کلی این تحقیق نشان دهنده آن است که عملکرد پلیس دراجرای طرح مذکور مثبت ارزیابی شده است. بر اساس نتایج پژوهش پیشنهاد می گردد جهت بهبود طرح ارتقای امنیت اجتماعی اجرای این طرح تداوم داشته و امکانات بیشتری در اختیار یگان های عمل کننده طرح قرار گیرد؛ همچنین برخورد پلیس با معتادان به مواد مخدر و قرص های روانگردان با هماهنگی مقامات قضایی شدیدتر و قاطع تر شود.
"مقدمه: بخش خون شناسی، اطلاعات با ارزشی را در زمینه تشخیص و درمان بیماران فراهم می کند که هدف آن کمک به ارتقای سلامتی و بهبود بیماران می باشد. در این زمینه، سیستم اطلاعات این بخش موجب می شود که اطلاعات تولید شده به طور دقیق و به موقع در دسترس کاربران قرار گیرد. بر این اساس، این پژوهش با هدف بررسی وضعیت سیستم ثبت اطلاعات خون شناسی بیمارستان های آموزشی درمانی شهید بهشتی انجام گرفت.
روش بررسی: در این مطالعه توصیفی سیستم اطلاعات 13 بخش خون شناسی از آزمایشگاه های بیمارستان های آموزشی درمانی وابسته به دانشگاه علوم پزشکی شهید بهشتی مورد بررسی قرار گرفت. حجم نمونه مطابق با حجم جامعه بود. داده ها به روش مشاهده و پرسش و به وسیله ابزارهای چک لیست و پرسشنامه جمع آوری گردید. روایی ابزار بر اساس روش اعتبار محتوا و پایایی آن نیز از طریق آزمون مجدد تعیین گردید و با استفاده از آمار توصیفی مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: سیستم های اطلاعات خون شناسی 92/76 درصد از نوع نیمه مکانیزه و بقیه از نوع مکانیزه است. در تقسیم بندی داده ها به سه دسته بیمار، نمونه ها و تست ها، یافته ها نشانگر آن است که به طور میانگین، عناصر اطلاعاتی مربوط به بیمار در 4/79 درصد، عناصر اطلاعاتی مربوط به نمونه ها در 85/93 درصد و تمام عناصر اطلاعاتی مربوط به تست ها در این سیستم ها وجود دارد. در 5/87 درصد آنها برای پردازش داده های حاصل از تست ها از اتوآنالایزرها استفاده می شود. 80 درصد سیستم های اطلاعات خون شناسی دارای افراد مسؤول در زمینه جمع آوری، پردازش و توزیع اطلاعات هستند.
نتیجه گیری: با توجه به وضعیت موجود، سیستم های مکانیزه مدیریت اطلاعات خون شناسی بهتر می توانند جوابگوی نیاز کاربران باشند و در این صورت جمع آوری، پردازش و توزیع اطلاعات به نحو بهتری صورت می گیرد."
مقاله حاضر با هدف ارزیابی و برآورد ظرفیت های تجاری کالایی دوجانبه بین ایران و 25 کشور عضو اتحادیه اروپا با استفاده از چهار شاخص درایسدل، کسینوس، پتانسیل تجاری و مزیت نسبی آشکارشده طی دوره 2003-1999 تدوین شده است. برآورد پتانسیل صادراتی ایران به اعضای اتحادیه اروپا نشان می دهد بیشترین پتانسیل صادراتی ایران به آلمان بوده است و ایتالیا، هلند، فرانسه و بلژیک در رتبه های بعدی قرار دارند. در مقابل کمترین پتانسیل صادراتی ایران به کشورهای تازه عضویت یافته شامل اسلوونی، لیتوانی، لتونی، اسلواکی، استونی و مالت تعلق دارد. انگلیس بالاترین درصد استفاده نشده از پتانسیل صادراتی ایران در بین اعضای اتحادیه اروپا را دارد (89 درصد) و پس از آن هلند، ایرلند، فنلاند و پرتغال قرار دارند. همچنین، برآورد پتانسیل وارداتی ایران از اتحادیه اروپا نشان می دهد بیشترین پتانسیل وارداتی ایران به آلمان تعلق داشته و ایتالیا، فرانسه و بلژیک در مراتب بعد قرار دارند. در مقابل کمترین ارزش پتانسیل وارداتی ایران به قبرس، لیتوانی، لتونی، استونی و مالت تعلق دارد. محاسبه شاخص درایسدل در جریان مبادلات تجاری ایران به اعضای اتحادیه اروپا نشان می دهد در سال 1999 ایتالیا دارای بالاترین اکمال تجاری با ایران بوده و پس از آن لهستان، اسلواکی، لیتوانی و اسپانیا قرار دارند، در مقابل استونی، لتونی و ایرلند کمترین اکمال تجاری با ایران را دارا هستند. این شاخص طی دوره، با تغییر و نوسان هایی مواجه بوده و در سال 2003 لیتوانی، یونان، ایتالیا، هلند، اسپانیا و فنلاند دارای شاخص درایسدل بیشتر از یک، و برای بقیه اعضا کمتر از یک بوده است. شاخص کسینوس صادرات ایران و واردات ا عضای اتحادیه اروپا بیانگر آن است که در بین این کشورها، قبرس و ایرلند بیشترین و مالت کمترین پتانسیل همکاری تجاری با ایران را دارند. شاخص کسینوس واردات ایران و صادرات اعضای اتحادیه اروپا نیز نشان می دهدکه انگلیس و اتریش بیشترین و قبرس و مالت کمترین پتانسیل همکاری تجاری را با ایران دارند. 25 کشور اتحادیه اروپا همراه با ایران 4944 کالای صادراتی دارای مزیت نسبی آشکار شده برخوردارند که ایتالیا با 2097 و مالت با 168 کالا بترتیب بیشترین و کمترین کالای مزیت دار را دارا هستند. از 4944 کالای صادراتی دارای مزیت نسبی اتحادیه اروپا و ایران، 4637 کالا (94درصد) به اتحادیه اروپا و تنها 307 کالا (6درصد) به ایران تعلق دارد.
هدف اصلی این پژوهش بررسی رابطه ی جو مدرسه باگرایش به کارآفرینی دردانش آموزان دختر پایه های دوم و سوم مقطع متوسطه ی شهر اصفهان است.روش پژوهش با توجه به ماهیت تحقیق،توصیفی ازنوع همبستگی است.نمونه های آماری مشتمل بر، 180مدیر و دبیر زن شاغل در دبیرستان های دخترانه شهر اصفهان و150 دانش آموز دختر پایه های دوم وسوم متوسطه است که از طریق نمونه گیری چند مرحله ای انتخاب شده اند. برای گردآوری داده ها از دو پرسشنامه ی جو سازمانی (OCDQ) و پرسشنامه ی محقق ساخته روحیه کارآفرینی استفاده شده است.ضریب پایایی پرسشنامه ها به ترتیب 84/0و87/0برآورد شده است.تجزیه وتحلیل داده ها در دو سطح آمار توصیفی و استنباطی و از طریق نرم افزار SPSSانجام یافت.نتایج نشان داد که: شاخص های روحیه ی کارآفرینی (خلاقیت،عزت نفس، انگیزه پیشرفت، منبع کنترل درونی، آینده نگری وریسک پذیری )در دانش آموزان بالاتر از حد میانگین است. بین برخی شاخص های جو سازمانی یعنی (صمیمیت،عدم جوشش، بازدارندگی) با روحیه ی کارآفرینی درسطح05/0 p رابطه ی معنی داری وجود دارد .اما بین سایر دیگرشاخص های جو سازمانی یعنی ( روحیه، کناره گیری، نفوذ، تأکیدبرتولید، مراعات)با روحیه ی کارآفرینی رابطه ی معنا داری وجود ندارد.
در دنیای معاصر، فراخوانی، تقویت و انتشار دانش سازمانی از طریق مستند سازی تجارت مدیران به عنوان یکی از محورهای اساسی مدیریت دانش، مورد توجه صاحبنظران و پژوهشگران مدیریت قرار گرفته است. مقاله ی حاضر با این پیش فرض که تدوین شاخصهایی برای گزینش تجارب ارزشمند سازمانها: مقدمه ای اساسی برای مستندسازی این تجارب است، پس از اشاره ای کوتاه به مفهوم تجربه ی سازمانی، ویژگیهای حاکم بر فرایند اتخاذ تصمیم یا تصمیم های تشکل دهنده ی یک تجربه را به عنوان مهم ترین معیارهای انتخاب تجارب مورد بررسی و تحلیل قرار می دهد. در این راستا معیارهای یاد شده و مصادیق عینی آن به کمک نوعی مطالعه موردی مستند تبیین می گردد.
عدم قطعیت، جزء جداناشدنی و اجتناب ناپذیر پروژه ها است. وجود ریسک و عدم قطعیت در پروژه ها موجب کاهش دقت در تخمین مناسب اهداف شده و باعث کاهش کارایی پروژه ها می شود. در این راستا دستیابی به ابزاری که دست به ارزیابی سطح ریسک پروژه زده و به تبع آن میزان انحراف واقعی را برآورد کند، بسیار ضروری است. بنابراین، نیاز به شناخت و مدیریت ریسک در پروژه، کاملاً روشن است. یکی از مشکلات مدیران پروژه ها، شناسایی و نحوه برخورد با ریسک ها در پروژه می باشد. شناسایی و اولویت بندی ریسک، به دلیل وجود محدودیت در پروژه ها مسئله ای مهم در مدیریت ریسک است که برای مدیریت موفق ریسک ، لازم است صورت بپذیرد. هدف از پژوهش حاضر ارائه مدلی مبتنی بر روش تصمیم گیری چند معیاره بهترین- بدترین که به عنوان یکی از تکنیک های نوین تصمیم گیری چند معیاره مطرح است، به منظور اولویت بندی ریسک های پروژه و هم چنین رویکرد ساختار شکست ریسک که فرآیند شناسایی ریسک را ساختارمند نموده و فاز شناسایی را از منظر پوشش دهی ویژگی ها و مشخصه های پروژه افزایش می دهد، می باشد. بدین منظور ابتدا با استفاده از رویکرد ساختار شکست ریسک و بهره گیری از مدل های شناخته شده این حوزه، شاخص های ارزیابی ریسک های مرتبط با پروژه در قالب یک مطالعه موردی در پروژه سیکاس پارک گروه پیشگامان کویر یزد استخراج شد، سپس با بهره گیری از روش بهترین- بدترین و نظرات خبرگان ارزیابی و اولویت بندی شدند و در نهایت ریسک های مرتبط با هر یک از شاخص های اولویت دار استخراج شده و راهکارهایی به منظور مدیریت آن ها ارائه گردید.
امروزه برنامهریزی استراتژیک فناوری اطلاعات یکی از عوامل اساسی یکپارچگی کسبوکار و فناوری اطلاعات و حصول مزیت رقابتی میباشد. با وجود اهمیت این موضوع، باز هم شاهد گزارش شکستهای متعدد شرکتها در این حوزه هستیم. یکی از دلایل نرخ بالای شکست برنامهریزی استراتژیک در سازمانها، توجه بیش از حد به یک عامل و عدم توجه کامل به سایر عوامل سازمانی میباشد. در این راستا، ارزیابی آمادگی سازمان برای همراستایی استراتژیک باید بهعنوان نقطه اولیه و شروع فعالیت طرحهای جامع فناوری اطلاعات مورد توجه قرار گیرد. در این تحقیق نسبت به ارایه مدلی مفهومی برای سنجش میزان آمادگی سازمان جهت برقراری این همراستایی اقدام میکنیم. در این راستا مدلها و چارچوبهای مختلف همراستایی مورد ارزیابی قرار گرفته و بعد از بررسی همهجانبه، مدل لوفتمن بهعنوان مدل مبنایی جهت سنجش آمادگی سازمان برای همراستایی استراتژیک تعیین گردید. در ادامه با مطالعه تطبیقی سایر چارچوبها و مدلهای همراستایی، مدل پیشنهادی بهبود داده شده و در نهایت برای کاربرد در سازمانهای داخلی بومیسازی شدهاست.
چکیده هدف ازپژوهش حاضر بررسی شاخصهای مطلوب در فرآیند ارزشیابی مدیریت مدارس از دیدگاه مدیران و دبیران مدارس متوسطه شهرکرد در سال تحصیلی 83-82 بود. روش تحقیق توصیفی از نوع پیمایشی بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران و دبیران زن و مرد مدارس متوسطه شهرکرد به تعداد701 نفر بودند و با استفاده از روش تصادفی چند مرحله ای متناسب با حجم تعداد 40 مدیر و 183 دبیر به عنوان نمونه آماری تحقیق انتخاب شدند. ابزار اندازه گیری پرسشنامه محقق ساخته شامل 48 سئوال بسته پاسخ بر اساس مقیاس پنج درجه ای لیکرت بود. اعتبار پرسشنامه بر اساس ضریب آلفای کرو نباخ 93/. بر آورد گردید. بر اساس یافته های تحقیق، از نظر مدیران و دبیران مهمترین شاخص ها در ارزشیابی مدیریت مدارس مربوط به امور آموزشی است. آنان سپس به ترتیب شاخصهای مربوط به امور مالی، ساختمان و تجهیزات آموزشی، امور کارکنان آموزشی، امور دانش آموزان و روابط مدرسه ـ اجتماع رابه عنوان شاخصهای مهم در ارزشیابی عملکرد مدیر اعلام نمودند. مقایسة نظرات آزمودنیها برحسب سمت تفاوت معنی داری رانشان داد، اما بر اساس سایر عوامل دمو گرافیک؛ نظیرجنسیت ، مدرک تحصیلی و سابقه خدمت تفاوت معنی داری بین نظرات آزمودنیها مشاهده نگردید.
در سال های اخیر پیچیدگی های شهرنشینی در ایران و طرح مباحثی چون توسعه پایدار شهری، توسعه انسانی، تقویت اقتصاد شهر، تأکید بر عدالت اجتماعی، حفظ محیط زیست و غیره، مقوله مدیریت شهری را بیش از پیش با مباحث پیچیده و نظام مند مواجه نموده است. در نتیجه با توجه به گستره امور، نیاز به رویکردی تازه در مدیریت شهری از سویی و راهبردهای دولت و ایجاد تحول در ساختار اداری و مدیریتی کشور از سوی دیگر، لزوم توجه به شهرداری ها و واگذاری وظایف جدید را توجیه کرده است. اما امروزه با تمام تأکیدها و تلاش هایی که به ظاهر و در عمل صورت می گیرد، سیستم واحد و مناسبی در نظام مدیریت شهری کشور تحقق نیافته است. در نبود مدیریت یکپارچه شهری، نابسامانی، ناهماهنگی، اتلاف منابع اعم از انسانی و مادی و بالاخره نارضایتی فزاینده شهروندان گریزناپذیر خواهد بود. بر همین اساس، طرح موضوع مدیریت یکپارچه شهری و تحلیل سیستم مدیریت شهری موجود در کشور، جهت رفع موانع و کاستی ها، می تواند حائز اهمیت فراوان باشد. در این راستا، روش این پژوهش کتابخانه ای و توصیفی- تحلیلی بیان شده است. همچنین هدف از آن بررسی و تبیین مدیریت واحد شهری در قوانین کشور و شناسایی مشکلات و معضلات قانونی آن می باشد. در پایان، با استفاده از نتایج به دست آمده، راهکارهایی جهت حل این مشکلات و بهبود یافتن وضعیت موجود مدیریت شهری در کشور پیشنهاد گردید.