همگام با تغییرات نامساعد جمعیتی و سیستم های ناپایدار قدیمی و چندپاره، اصلاحات مستمری در رأس سیاست های کشورها از سالها پیش قرار گرفته است. فرآیند اصلاحات در طیف وسیعی ازکشورها به شکل قابل ملاحظه ای از کشوری به کشور دیگر متفاوت است. به همین دلیل آلیانز در اولین گام مقوله ی شاخص پایداری مستمری را معرفی می کند. این شاخص ویژگی های مختلف سیستم های مستمری را با عوامل موثر جهت مطالعه و ارزیابی تغییرات ناشی از سیاست گذاری ها در کشورهای مختلف در کل دنیا را ترکیب می کند. در تعریف پایداری یک سیستم مستمری عمومی در یک کشور، شاخص پایداری مستمری معرف میزان نیاز کشور به انجام اصلاحات جهت حفظ پایداری مالی در بلند مدت می باشد، هر چند ارزیابی پارامترهای قانونی و فنی و سازمانی هر کشور به طور مشخص، کار دشواری می باشد. با این اوصاف تعدادی متغیر کلیدی به طور عام در سیستم های مستمری ملی فارغ از ویژگی های اختصاصی هر کشور وجود دارند که تأثیر جدی بر پایداری سیستم دارند. با اتخاذ یک رویکرد منظم جهت مطالعه ی این متغیرهای پویا، شاخص پایداری مستمری جهت ارزیابی پایداری بلندمدت سیستم های مستمری ملی بکار گرفته می شود که به تبع آن بستر انجام اصلاحات توسط سیاست گذاران و تصمیم گیران فراهم می گردد.
این پژوهش با هدف بررسی اثر شادکامی بر تاب آوری خبرنگاران روزنامه های کثیرالانتشار تهران با در نظر گرفتن نقش میانجی هوش عاطفی و هوش معنوی انجام گرفت. از نظر روش شناسی، پژوهش حاضر کاربردی بوده و از نوع توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش را کلیه خبرنگاران روزنامه های کثیرالانتشار شهر تهران تشکیل می دهد که جامعه ای نامعین بوده و با استفاده از روش نمونه گیری ترکیبی (طبقه ای متناسب و در دسترس) بر طبق فرمول کوکران ۳۸۴ نفر به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. برای جمع آوری داده ها از چهار پرسشنامه استاندارد شادکامی آکسفورد، پرسشنامه هوش عاطفی شرینگ، پرسشنامه هوش معنوی کینگ و پرسشنامه تاب آوری کونور و دیویدسون استفاده شد. نتایج حاصل از تجزیه وتحلیل اطلاعات با روش مدل سازی معادلات ساختاری و با استفاده از نرم افزار لیزرل نشان می دهد که شادکامی خبرنگاران روزنامه های کثیرالانتشار تهران، به طور مستقیم و همچنین با میانجی گری متغیرهای هوش عاطفی و هوش معنوی بر تاب آوری خبرنگاران اثر مثبت و معناداری دارد. در این پژوهش با توجه به نتایج، به مدیران سازمان های رسانه ای و خبرنگاران پیشنهاد می شود با همکاری و تعامل دوسویه نسبت به ایجاد زمینه های شادکامی در سازمان از قبیل تمرین شاد بودن، برگزاری دوره های مهارت هوش عاطفی و تمرین بیشتر جهت افزایش هوش معنوی در بین خبرنگاران تلاش نموده تا بدین ترتیب تاب آوری آن ها در محیط افزایش یابد.
فرآیند برنامه ریزی مخارج و هزینه ها، تأمین مالی و سرمایه گذاری برای بهینه سازی وضعیت مالی خود را مدیریت مالی شخصی می گویند. به طورکلی می توان مدیریت مالی شخصی را به دو بخش «درآمد (تجهیز)» و «تخصیص منابع مالی» تقسیم کرد. اسلام به عنوان دین خاتَم و جامع دارای آموزه هایی اجرایی و عملیاتی در حوزه تخصیص منابع مالی شخصی است. هدف این تحقیق دستیابی به چهارچوب عملیاتی جهت تخصیص منابع مالی شخصی، مبتنی بر بیانات مقام معظم رهبری – به عنوان اسلام شناس و فقیهی که به اقتضائات زمانه نیز آگاهی دارد– است. این چهارچوب عملیاتی، خطوط کلی و راهنما برای برنامه ریزی مالی شخصی ارائه می دهد. برای استخراج این اصول، به روش تحلیل مضمون به بیانات معظم له مراجعه شد و مضامین پایه، سازمان دهنده و فراگیر از بیانات استخراج گردید. با استفاده از مضامین به دست آمده، اصول عملیاتی تخصیص منابع مالی شخصی ارائه می شود. اصول عملیاتی به برنامه ریزی مالی شخصی هر مسلمان ایرانی، چهارچوب می دهد. این اصول شامل دودسته اصول ایجابی (الزامی) و اصول سلبی (ممنوعه) هستند. اصول ایجابی عبارتنداز: انضباط مالی، قناعت و میانه روی، انفاق، خرج کردن به مقدار نیاز همراه با مقداری گشایش، سرمایه گذاری در تولید، خرید محصولات داخلی، پرداخت مالیات؛ و اصول سلبی عبارتنداز: اسراف و مصرف گرایی، کنز کردن، اشرافی طلبی و تجمل گرایی، پیروی از سبک زندگی غربی.
عدم وجود سازوکارهای حاکمیت شرکتی مناسب، می تواند زمینه را برای اقدامات فرصت طلبانه مدیران فراهم سازد؛ یکی از این اقدامات فرصت طلبانه سوق دادن فعالیت های اجتناب مالیاتی در جهت منافع خودشان می باشد که می تواند موجب اتلاف منابع مالیاتی گردد. هدف این تحقیق، بررسی تأثیر سرمایه فکری بر رابطه میان حاکمیت شرکتی و اجتناب مالیاتی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. ازاین رو، داده های استخراج شده از 94 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی سال های 1389 تا 1394 از طریق مدل رگرسیون با استفاده از داده های ترکیبی مورد بررسی قرار گرفت. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که سرمایه فکری رابطه میان سازوکارهای حاکمیت شرکتی و اجتناب مالیاتی شرکت ها را تعدیل نمی نماید. به این معنی که سازوکارهای حاکمیت شرکتی به طور مستقیم بر روی اجتناب مالیاتی شرکت ها تأثیر می گذارند و در این میان سرمایه فکری نقشی را ایفا نمی نماید. به طور خاص، نتایج تحقیق تأکید می نماید که حاکمیت شرکتی قوی، منجر به بهبود کیفیت گزارشگری مالی و درنهایت نیل به اهداف شرکت ها در خصوص اثربخشی اقدامات مربوط به برنامه ریزی های مالیاتی می گردد.
اصلاح صنعت تولید برق در استرالیا یکی از مؤلفه های اساسی در تحول وسیع اقتصادی است که در دستور کار دولت استرالیا قرار دارد. چنین اصلاحی، آنطور که توسط حامیان آن ادعا می شود، راندمان تولید صنعت برق را افزایش داده و باعث کاهش قیمت برق و شتاب بخشیدن به رشد اقتصادی کلی خواهد شد. این ادعا بر اساس نتایج یک سری مطالعات تجربی است که در طول دهه گذشته توسط گروه های پژوهشی مختلف انجام گردیده و تمرکز آن نیز روی ارزیابی دستاوردهای مربوط به اصلاح صنعت تولید برق بوده است. چهارچوب کلی این مطالعات اساساً از یک روش دو مرحله ای تبعیت می کند. اولین مرحله فوائد مربوط به افزایش راندمان تولید را اندازه می گیرد. در این مرحله معمولاً از تکنیک های تحلیلی پیشرفته نظیر آنالیز شاخص، آنالیز داده ها و روش های آماری نامنظم استفاده می شود. سپس این افزایش راندمان ها در مرحله بعد مورد استفاده قرار می گیرند تا اثرات کلان اقتصادی آن در یک چهارچوب تعادل عمومی قابل محاسبه ارزیابی شود. این مقاله یک بررسی کلی از این مطالعات را ارائه داده و در مورد این نکته که این چهارچوب برای درک واقع بینانه اثرات کلان اقتصادی اصلاح مذکور ناکافی است بحث می کند.
آرمانهای دموکراسی و حکمرانی خوب نمی توانند بدون محیط امن و سالم میسر شوند. خط مشی گذاری در حوزه سلامت نظام اداری منجر به ایجاد بستر مناسبی در ایجاد محیط امن ارائه خدمات عمومی می گردد. هدف این تحقیق شناسایی عوامل موثر بر شکل گیری خط مشی عمومی در حوزه سلامت نظام اداری می باشد. الگوی مفهومی پژوهش از مرور گسترده ادبیات تحقیق شکل گرفته است. پنل دلفی 21 عضو هیات علمی دکتری در رشته مدیریت دولتی بودند. لازم به ذکر است جهت اطمینان از کارآمدی مدل در دستگاههای دولتی 15نفر از خبرگان در دیوان محاسبات کشور که دارای پست کلیدی(معاونت، مدیرکل) بودند، در این تحقیق مشارکت داده شدند. در گام اول داده های تحقیق از طریق پرسشنامه حضوری بین پنل دلفی طی سه راند جمع آوری و غربالگری گردید، همچنین برای خوشه بندی مولفه ها و ارزیابی مدل اندازه گیری از تحلیل عاملی تاییدی استفاده شده است. در گام بعدی برای تعیین وزن معیارها و شاخص های مدل از تکنیک تحلیل سلسله مراتبی استفاده شد که داده های تحقیق از طریق پرسشنامه حضوری بین 15 نفر از خبرگان که مدیران اجرایی دیوان محاسبات کشور شامل معاونت ها و مدیران کل بودند جمع آوری گردید. در گام سوم با کمک خبرگان علمی مدلسازی از شکل گیری مناسب خط مشی در حوزه سلامت نظام اداری صورت گرفت.نتایج پژوهش نشان می دهد که مهم ترین مولفه های خط مشی گذاری موفقیت آمیز سلامت نظام اداری زیر ساختها و ظرفیت گروهای دخیل در خط مشی گذاری می باشد. همچنین33 مولفه پژوهش مورد تایید نهایی پنل دلفی قرار گرفت.
کیفیت بالای حسابرسی باعث افزایش اعتماد سرمایه گذاران به گزارش های مالی و بهبود شفافیت بازارهای مالی شده و به عنوان یک ساز و کار نظارتی مؤثر برای جلوگیری از رفتار فرصت طلبانه مدیر برای کاهش هزینه های نمایندگی بین مدیر و مالک تلقی می شود. هدف این پژوهش بررسی تأثیر منبع کنترل بر رابطه بین توانمندسازی روانشناختی حسابرسان و کیفیت حسابرسی است. با استفاده از پرسش نامه های استاندارد، داده های مورد نیاز به وسیله کلیه کارکنان حرفه ای مؤسسات حسابرسی عضو جامعه حسابداران رسمی ایران در سال 1397 و 1398 جمع آوری و با استفاده از نرم افزار SPSS و فرآیند MACRO مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت. نتایج پژوهش نشان می دهد که توانمندسازی روانشناختی حسابرسان رابطه مثبت و معناداری با کیفیت حسابرسی دارد. هم چنین، نتایج پژوهش نشان می دهد که با افزایش منبع کنترل درونی حسابرسان رابطه مثبت بین توانمندسازی روانشناختی و کیفیت حسابرسی بهبود پیدا می کند. به عبارت دیگر، کارکنانی که توانمندسازی روانشناختی و منبع کنترل درونی بالایی دارند، حسابرسی را با بیشترین کیفیت انجام می دهند. بر اساس یافته های پژوهش، برای مؤسسات حسابرسی بهتر است که زمینه استفاده از توانایی ها، مهارت و ابتکار کارکنان خود را فراهم و رهبری اخلاقی را که باعث افزایش توانمندسازی کارکنان می شود را در مؤسسات خود پیاده سازی و اجراء کنند.
هدف: این پژوهش با هدف شناسایی عوامل تأثیرگذار بر همزمانی بازده سهام و نیز رتبه بندی آنها براساس نمونه ای مشتمل بر 1030 سال- شرکت از بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1385 الی 1394 به اجرا درآمده است.<br /> روش: نمونه پژوهش به روش حذف سیستماتیک انتخاب و تأثیر متغیرهای کلان اقتصادی (رشد اقتصادی، تورم و نرخ بیکاری)، نظام راهبری شرکتی (سهامدار نهادی، تمرکزمالکیت و استقلال هیئت مدیره)، کیفیت حسابرسی، مسائل نمایندگی (جریان نقد آزاد، پیچیدگی عملیات و عدم تقارن اطلاعاتی) و ویژگی های اطلاعاتی شرکت (پایداری سود، محافظه کاری، هموارسازی سود و ابهام) بر همزمانی بازده سهام بر اساس روش های داده کاوی (شامل الگوی شبکه های عصبی و درخت تصمیم C5) بررسی گردید.<br /> یافته ها: مجموع نتایج بیانگر آن است که از نظام راهبری شرکتی، تمرکز مالکیت (بر اساس درصد سهام شناور آزاد) و استقلال هیئت مدیره؛ از مسائل نمایندگی، عدم تقارن اطلاعاتی؛ از ویژگی های اطلاعاتی شرکت، محافظه کاری و ابهام و از متغیرهای کلان اقتصادی رشد اقتصادی بیشترین تأثیرگذاری را بر همزمانی بازده سهام داشته است. همچنین متغیر عدم تقارن اطلاعاتی بیشترین تأثیرگذاری را بر همزمانی بازده سهام بر اساس معیارهای مختلف سنجش داشته است.<br /> نتیجه گیری: با توجه به آنکه همزمانی بازده سهام به عنوان شاخصی از محتوی اطلاعاتی قیمت سهام (میزان دسترسی به اطلاعات خاص شرکت) و نیز کارایی تخصیص سرمایه در نظر گرفته می شود، لذا به تقش آفرینان بازار سرمایه توصیه می گردد، به جهت بهبود تصمیم گیری های خود به عوامل اثرگذار بر این متغیر توجه ویژه ای نمایند.
با توجه به اهمیت اخلاق در نظام ارزشی اسلام و تأثیر ابعاد آن بر سایر نظام های ارزشی و فرهنگی، می توان پیش بینی نمود که اخلاق کار اسلامی بر اخلاق حرفه ای مؤثر باشد. هدف این پژوهش، بررسی تأثیر اخلاق کار اسلامی بر اخلاق حرفه ای در مدرسان حسابداری است. مطالعه پیش رو ازلحاظ هدف کاربردی و ازلحاظ شیوه اجرا پیمایشی است. بررسی موضوع از طریق پرسشنامه و نمونه گیری به صورت تصادفی به شیوه مجازی و حضوری در سال 1396 از 132 نفر از مدرسان دانشگاهی رشته حسابداری صورت پذیرفت. برای تحلیل نتایج در قالب 3 فرضیه اصلی، از معادلات ساختاری و t تک نمونه ای در نرم افزار Smart PLS و SPSS نسخه 22 استفاده شد. یافته ها نشان داد که اخلاق کار اسلامی بر اخلاق حرفه ای اثرگذار است و با افزایش سطح اخلاق کار اسلامی، می توان انتظار افزایش سطح پایبندی به اخلاق حرفه ای را در مدرسان حسابداری داشت. همچنین، سطح اخلاق کار اسلامی و حرفه ای در جامعه موردبررسی بالاتر از متوسط است. یافته اصلی این پژوهش، لزوم توجه بیش ازپیش به سطح اخلاق کار اسلامی مدرسان حسابداری را اثبات کرد، تا بتوان با توجه به تأثیر گسترده آن، در آینده سطح اخلاق حرفه ای حرفه حسابداری را بهبود بخشید.
پیدایش محصولات و ارائه خدمات در سطح جهانی موجب ایجاد و تشدید رقابت بین المللی شده و این تغییر با گسترش روز افزون دسترسی به اطلاعات و فنآوری های مرتبط با آن چالش های جدیدی را برای سازمان ها و صنایع ایجاد کرده است. به ناچار بسیاری از سازمان ها قلمرو فعالیت های خود را وسعت داده اند. این وسعت قلمرو فعالیت باعث شده است که سازمان ها با چندگانگی فرهنگی در کارکنان و مراجعان مواجه شوند. هوش فرهنگی یکی از راه های مدیریت موثر این پدیده است. این پژوهش به منظور تعمیق مفهوم هوش فرهنگی و با هدف طراحی و تبیین الگوی شناخت و سنجش هوش فرهنگی انجام شده است. در این مسیر مولفه ها و متغیرهای الگوی موردنظر با بهره گیری از مطالعه های فراترکیب شناسایی شده و چارچوب مفهومی به دست آمده برای ارزیابی و سنجش هوش فرهنگی با استفاده از دلفی فازی در نمونه آماری منتخب خبرگان اصلاح و تایید شد. با جمع بندی مطالعات، شش مولفه به عنوان خودگشودگی برای یادگیری بین فرهنگی، تماس با سایر فرهنگ ها، برقراری ارتباطات با سایر زبان ها، لذت بردن از ارتباطات بین فرهنگی و اهمیت دادن به آگاهی از فرهنگ ها به همراه 19 کد محوری برای ارزیابی و سنجش هوش فرهنگی شناسایی شد. این کدها، حاصل بررسی مقاله های منتخب از فراترکیب و دلفی فازی بوده اند که می تواند مدلی کارامد برای ارزیابی و سنجش هوش فرهنگی به کار رود.
نقش بنگاه ها و شرکت های کوچک و متوسط در بسیاری از کشورها از نظر ایجاد اشتغال دارای اهمیت زیادی است. رشد سریع برای هر بنگاهی و تیم مدیریتی اش یک فرآیند پیچیده است. درک این که چرا بعضی از شرکت ها، باتوجه به اندازه و دامنه فعالیت های یکسان در حال رشد سریع هستند و دیگر شرکت ها یا به آرامی رشد می کنند یا اصلاً رشد نمی کنند، برای شرکت های کوچکی که می خواهند به شرکت های متوسط و بزرگ تبدیل گردند، موضوع بسیار مهمی است. این پژوهش با هدف طراحی مدلی در راستای تبدیل شرکت های کوچک و متوسط به شرکت های با رشد سریع ارائه شده است. اطلاعات موردنیاز از طریق انجام مصاحبه هدفمند با مدیران شرکت هایی با رشد سریع در صنایع مختلف گردآوری شده است. در این پژوهش در ابتدا با استفاده از روش پژوهش روایتی و با تحلیل محتوا و پس از کدگذاری، عوامل موفقیت شرکت های با رشد سریع شناسایی شده است که در این راستا، 8 مقوله به همراه زیرمجموعه ای از عواملی که بر رشد شرکت های کوچک و متوسط تأثیرگذار بودند، شناسایی شد که عبارتند از: ویژگی های کارآفرین و مؤسس شرکت، شایستگی های کارآفرین و مؤسس شرکت، شایستگی های مدیریت، ویژگی های تیم مدیریتی، فرآیندها و محصولات فناوری، استراتژی رهبری، سبک رهبری، عوامل محیط خارجی. در نهایت، مدل مفهومی در راستای تبدیل شرکت های کوچک و متوسط به شرکت های غزال توسط نگارندگان پیشنهاد شده است.
هدف پژوهش حاضر، طراحی یک مدل جانشین پروری با توجه به شایستگی های محوری مورد نیاز مدیران کلیدی سازمان است تا شایسته سالاری را در بلند مدت تصمین کند. جانشین پروری به عنوان یک سازوکار راهبردی در تداوم حیات سازمان ها در طول زمان اهمیت زیادی دارد و تربیت مدیران کلیدی متناسب با برنامه های راهبردی سازمان را به گونه ای هدف گذاری می کند که توانمندی مدیران همراستا با تحولات محیطی و بلوغ سازمانی ارتقا یابد. این پژوهش در جامعه آماری مدیران «سازمان اقتصادی کوثر» و در سطح کل جامعه (مدیران عامل و اعضای هیأت مدیره شرکت های سازمان و مدیران عالی ستادی) انجام شد. نوع پژوهش توسعه ای - کاربردی و توصیفی - پیمایشی است. پژوهشگر با استفاده از پرسشنامه خودساخته که پایایی و روایی آن به وسیله ارزیابی آماری با مدل کالموگروف – اسمیرنوف یک و دو گروهی و کروسکال والیس سنجیده شد، اقدام به جمع آوری داده ها کرد. نتایج، فرضیه های طراحی شده را تأیید می کند و در این میان شایستگی محوری، شناسایی شرح شغل بالاترین تأثیر را در جانشین پروری و توانمندی نیروی انسانی بالاترین تأثیرگذاری را در مدل دارد. برنامه ریزی جانشین پروری پیوند معناداری با قابلیت های راهبردی سازمان دارد. بر همین اساس پیشنهاد می شود که در سازمان علاوه بر شرح شغل جاری مدیران کلیدی، یک شرح شغل راهبردی متناسب با اسناد بالادستی سازمان تنظیم شود که مهم ترین پیشنهاد پژوهشگر است؛ همچنین ایجاد جایگاه ساختاری در سازمان برای پیگیری و اجرای برنامه ریزی جانشینی یک ضرورت اساسی برای عملیاتی شدن جانشین پروری در سازمان ها است.
مدیران شرکت هایی که با بحران مالی مواجه شده اند، بدلیل کاهش سودآوری و در نتیجه کاهش قیمت سهام و پاداش خود، انگیزه های بالایی برای استفاده از اقلام تعهدی اختیاری و دستکاری سود دارند، انجام چنین اعمالی منجر به کاهش کیفیت سود و کاهش کیفیت اطلاعات مالی می گردد، بنابراین در شرایط بحران مالی اطمینان و اعتماد سرمایه گذاران به سیستم گزارشگری مالی ضعیف شده و تعیین کیفیت حسابداری از اهمیت بالایی برخوردار می باشد. هدف اصلی پژوهش حاضر تعیین اثر بحران مالی بر کیفیت گزارشگری مالی می باشد. در این پژوهش اطلاعات مالی 90 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در طی بازة زمانی 1381 تا 1393 بررسی شده است. نتایج پژوهش با استفاده از الگوی رگرسیون چند متغیره و روش داده های تابلویی با اثرات ثابت و تصادفی، نشان داد که بحران مالی اثر منفی و معناداری بر هموارسازی سود، ارتباط ارزشی سود و محافظه کاری شرطی دارد ولی ارتباط معناداری بین بحران مالی با محافظه کاری غیرشرطی یافت نشد.