امروزه فناوری های پیشرفته به عنوان یکی از حیاتی ترین اجزاء سازمان های صنعتی و خدماتی مطرح می باشد. بعضی، فناوری های پیشرفته را قلب تولید ثروت در سازمانهای مختلف به شمار آورده وارائه خدمات و محصولات قابل رقابت درعرصه رقابت جهانی را برای تمامی بنگاه های اقتصادی، بدون بهره گیری از فناوری های هایتک مورد نیاز تقریبا غیر ممکن می دانند. با توجه به اهمیت و نقش فناوری به ویژه فناوری های پیشرفته در ایجاد مزیت رقابتی برای سازمان ها، یکی از مسائل اساسی در خصوص اینگونه فناوریها، شیوه دستیابی و اکتساب آنها می باشد. برای گردآوری اطلاعات، 15مصاحبه نیمه ساختاریافته با خبرگان حوزه های فناوری اطلاعات و همچنین صاحبنظران حوزه مدیریت و اکتساب فناوری صورت گرفته است. نمونه گیری به روش نمونه گیری نظری بود و با استفاده از تکنیک هدفمند ( قضاوتی) و گلوله برفی انجام شد.تجزیه و تحلیل داده ها در فرآیند کدکذاری باز با کمک نرم افزار MAXQDA منجر به ظهور 105 مفهوم و کد باز و 23 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی گردید. این مقاله با هدف دستیابی به مدل مفهومی اکتساب فناوری های پیشرفته با تاکید بر تحلیل و مدیریت ریسک در حوزه فناوری اطلاعات با توجه به شرایط محیطی حاکم بر صنعت فناوری اطلاعات کشور با استفاده از نظریه داده بنیاد و رویکرد خودظهوری انجام شده است.
چگونگی تأثیرگذاری الگوی رفتار معاملات و احساسات سرمایه گذاران بر بازده مازاد سهام در بازارهای مالی، یکی از چالش های روز در مالی رفتاری است. هدف از این پژوهش بررسی اثر احساسات سرمایه گذاران و الگوی رفتار معاملاتی آن ها بر بازدهی مازاد سهام در مدل سه عاملی فاما و فرنچ است. در این پژوهش با استفاده از داده های 155 سهام پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، طی دوره زمانی 1390 تا 1394 و تحلیل رگرسیون به بررسی رابطه رفتار معاملاتی سرمایه گذاران، احساسات سرمایه گذاران و بازده مازاد سهام پرداخته شد. نتایج بررسی ها نشان داد که اضافه کردن شاخص احساسات سرمایه گذاران در مدل سه عاملی فاما و فرنچ باعث بهبود مدل و افزایش بازده مازاد سهام گردید، اما شاخص رفتار معاملاتی نه تنها نتایج را بهبود نداده است؛ بلکه اثر آن بر بازدهی مازاد معنادار نبوده است. این نتیجه، یک پیام مهم دارد. سرمایه گذاران آن طوری که احساس می کنند رفتار نمی کنند، بنابراین باید برای تدوین استراتژی معاملاتی سالانه به جنبه های احساسی بیشتر از موازنه خریدوفروش سهام توجه نمود. نهایتاً نتایج پژوهش نشان داد که شاخص های احساسات بیشتر از شاخص های معاملات در توسعه مدل های سرمایه گذاری کاربرد دارد
هدف اصلی دانشگاه علوم کتابداری و اطلاع رسانی ترویج استفادة اجتماعی از اطلاعات از طریق فعالیت متخصصان اطلاعات است، یعنی کسانی که دانش رشته هایی همچون زبانشناسی، علوم شناختی، روانشناسی، علوم رفتاری، فلسفه، منطق و غیره را در پردازش اطلاعات به کار می گیرند. آگاهی از این رشته ها برای فهم فرآیند تولید اطلاعات نیز ضروری است. بنابراین، ایجاد چارچوبی برمبنای این آگاهی به عنوان زیربنای علوم کتابداری و اطلاع رسانی ارائه شده است. برای پاسخ به تقاضای اجتماعی به واسطه های اطلاعاتی و متخصصان سیستم های اطلاعاتی، دوره های تحصیلی برای آنان در این چارچوب راه اندازی می شود.
هدف اصلی این پژوهش، تحلیل روند تولید علم در موضوع «اکتساب دانش» (با تمرکز بر ماهیت سازمانی آن) در منابع علمی است. تجزیه و تحلیل علم سنجی، از طریق ابزارهایی مانند هم نویسی، همایندی واژگان، هم استنادی و خوشه بندی، مروری منتقدانه جهت شناسایی مضامین اصلی و مفاهیم هستی شناسانه موضوع فراهم می کند. تعداد مقالات موردبررسی، 245 مقاله لاتین (منتشرشده در پایگاه علمی ScienceDirect) و 20 مقاله فارسی (منتشرشده در پایگاه های علمی ایران) بوده است. بازه زمانی مقالات لاتین از سال 1979 تا سال 2021 و بازه زمانی مقالات فارسی، از سال 1380 تا سال 1399 بوده است. ابزار گردآوری داده ها، جستارها، پایگاه های داده حاصل از جست وجو، تهیّه فهرست و کدگذاری بوده و روش تجزیه و تحلیل، ابزارها و نقشه های علم سنجی با استفاده از نرم افزارهای MS Excel و VOSviewer بوده است. نتایج روندهای عمومی نشان می دهد که از مبدأ کشورهای پیشرفته به لحاظ اقتصادی تعداد بالاتری از مقالات اکتساب دانش نسبت به سایر کشورهای جهان منتشر شده است. تعداد مقالات از مبدأ کشورمان در پایگاه بین المللی موردبررسی بسیار اندک بوده که با وجود شناخته شدن تدریجی اهمیت موضوعات اکتساب دانش سازمانی، ضروری است پژوهش های بیشتری با مبدأ کشورمان در سطح منابع معتبر بین المللی تدوین و منتشر شود. یافته ها نشان می دهد روند زمانی نشر مقالات اکتساب دانش در جهان و در کشور با شیب ملایمی رو به افزایش است. شبکه همایندی کلّ واژگان، تمرکز و استقلال نسبی خوشه ها را نشان می دهد؛ چنان که مفاهیم گوناگونی در ارتباط با این موضوع شکل گرفته و تکامل یافته اند و خوشه های علمی دیگری را تشکیل داده اند. این موضوع اهمیت اکتساب دانش را به عنوان گره مهمّی در شبکه های دانشی علم اطّلاعات به اثبات می رساند. با توجّه به شبکه های همایندی، ضروری است محقّقان حوزه های مدیریت دانش، یکپارچه سازی دانش، انتقال دانش، یادگیری، یادگیری سازمانی و منابع دانشی، آورده های پژوهشی اکتساب دانش را مدّنظر قرار دهند. نقشه روند زمانی ظهور کلیدواژگان حوزه اکتساب دانش، نشان دهنده طی شدن مراحل بلوغ این حوزه علمی در سال های اخیر است. با توجّه به یافته ها چنین برداشت می شود که کشف و نشر موضوعات و ایده های نوین توسّط پژوهشگران جدید در این حوزه امکان پذیر است و هنوز اشباع نظری در موضوعات اکتساب دانش به وجود نیامده است. پیوند گسترده مسائل آموزش و یادگیری سازمانی با اکتساب دانش، و تنوّع مسائل نرم مرتبط با آن از جمله نکات شایان توجّهی است که مدیران، پژوهشگران و سیاست گذاران حوزه علم و فنّاوری در خصوص مطالعات سازمان و مدیریت باید مورد توجّه قرار دهند.
عملکرد پایین منابع انسانی، به خصوص در بخش دولتی ایران، همواره یکی از چالش های اصلی مدیران این بخش بوده است. در این پژوهش با استفاده از رویکرد اجتماعی فنی و اضافه کردن شاخه بوم شناختی به آن، سعی شده است تا مدلی برای سیستم مدیریت منابع انسانی در بخش دولتی با رویکرد بوم شناختانه طراحی شود. داشته های منابع انسانی سازمان، سرمایه انسانی؛ داشته های اجتماعی سازمان، سرمایه اجتماعی و داشته های بوم شناختی سازمان، سرمایه بوم شناختی سازمان در نظر گرفته شده است. طبق نظریه اجتماعی فنی، استفاده بیشینه از همه سرمایه ها امکان پذیر نیست و باید به ترکیب بهینه ای از آن ها دست یافت تا این ترکیب بتواند به حداکثر سازی عملکرد نیروی انسانی کمک کند. برای این منظور از گروه خبره ای که از طریق تکنیک گلوله برفی انتخاب شده بودند، خواسته شد تا اهمیت شاخص های هر یک از سرمایه ها را در وظایف منابع انسانی مشخص کنند. داده های به دست آمده از طریق روش برنامه ریزی خطی تکنیک صفر و یک، برای دستیابی به مدل بهینه، تحلیل شد. در پایان نتایج با قانون خدمات کشوری تطبیق داده شده و پیشنهاد هایی ارائه شده است.
یکی از راهبردهای ارتقای کیفی دانشگاه ها توجه به رشد و بالندگی اعضای هیئت علمی است. بر این اساس دانشگاه ها تلاش می کنند تا با ارائه برنامه هایی به منظور بالندگی اعضای هیئت علمی، گامی در جهت ارتقای کیفیت بردارند. علی رغم تاکید فوق، استقبال اساتید از برنامه های بالندگی هیئت علمی در حد انتظار نبوده است و این موضوع نیازمند مطالعه و رسیدگی است. از این رو پژوهش حاضر با هدف ارتقای برنامه های بالندگی هیئت علمی دانشگاه شهید بهشتی، درصدد شناسایی نقاط ضعف آن از دیدگاه اساتید است. در طرحی کیفی و پدیدارشناسانه، مصاحبه های نیمه ساختاریافته ای با 29 نفر از اساتید دانشگاه شهید بهشتی انجام و از آنان درباره نقاط ضعف برنامه های بالندگی هیئت علمی دانشگاه سوال شده است. مصاحبه های پیاده سازی شده با استفاده از روش اشتراوس-کوربین و در سه مرحله کدگذاری شدند. در نتیجه فرایند کدگذاری، چهارده نقطه ضعف برای برنامه های بالندگی شناسایی شدند که عبارتند از: «بی توجهی به ابعاد گوناگون بالندگی هیئت علمی»، «بی نظمی در برنامه ها»، «بی توجهی به انگیزاننده های درونی»، «بی توجهی به تفاوت های فردی»، «اجرا نشدن نیازسنجی»، «تعداد و تکرار کم برنامه ها»، «منعطف نبودن زمان برنامه ها»، «اطلاع رسانی ضعیف»، «موضوعات نامناسب»، «محتوای نامناسب»، «روش های یاددهی-یادگیری غیر اثربخش»، «تعامل و مشارکت پایین»، «نبود سازوکارهای کافی برای ارزیابی اثربخشی دوره» و «ضعف کانال های بازخورد». برای دستیابی به دیدگاهی جامع تر درباره برنامه های بالندگی هیئت علمی، نقاط ضعف شناسایی شده، در قالب عناصر برنامه درسی طبقه بندی شدند و مورد بحث قرار گرفتند. در مجموع بر اساس یافته های پژوهش می توان گفت برنامه های بالندگی هیئت علمی دانشگاه در هر چهار گروه هدف، محتوا، روش های یاددهی-یادگیری و روش های ارزیابی نیاز به یک بازنگری اساسی دارد.
امروزه صنعت گردشگری ورزشی ازجمله صنایع پر درآمد و در عین حال سالم و پاک برای اقتصاد هر کشور محسوب می گردد. هدف از انجام پژوهش، بررسی نقش میانجی گری عوامل نهادی در تاثیر عوامل اجتماعی، اقتصادی، محیطی بر توسعه گردشگری ورزشی منطقه آزاد ماکو بود. جامعه ی آماری این پژوهش را گردشگران ورزشی منطقه آزاد تجاری و صنعتی ماکو در سال 95، که به علت نامشخص بودن تعداد گردشگران در منطقه مذکور حجم نمونه انتخاب شده 385 نفر گردید که بالاترین حجم نمونه آماری می باشد. پژوهش حاضر توصیفی، پیمایشی از نوع همبستگی مبتنی بر معادلات ساختاری است. جهت جمع آوری داده ها از پرسش نامه استفاده شد. روایی(محتوی، همگری، واگرا) و پایایی(بارعاملی، ضریب پایایی مرکب و ضریب آلفای کرونباخ) پرسش نامه ها در حد قابل قبول و خوب بودند. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها را می توان توسط نرم افزار AMOS23 و با استفاده از ضرایب رگرسیونی نشان داد. یافته های پژوهش نشان داد که تمامی مؤلفه های مشارکت جامعه محلی (اقتصادی/ اجتماعی/ محیطی / نهادی)، بر توسعه گردشگری ورزشی تاثیر معنی داری داشت که از این میان عامل اجتماعی با اثر کلی %55 بیشترین تآثیر را داشت و از طرفی نقش میانجی گری عوامل نهادی بر توسعه گردشگری ورزشی تأیید شد. در مجموع با توجه به اهمیت گردشگری ورزشی مناطق آزاد، مدیران و برنامه ریزان بخش گردشگری و ورزش کشور باید در زمینه اجتماعی اهتمام لازم را در جهت توسعه و بالندگی این صنعت از خود نشان دهند.