امنیت غذایی چالش دیرینه کشاورزی در بسیاری از کشورهای جهان سوم از جمله ایران است که تابع دو عامل، رشد فزاینده جمعیت و روند تولید محصولات غذایی می باشد. مدیریت دانش موجود در سازمان جهاد کشاورزی، به ویژه دانش صریح و ضمنی که با امنیت غذایی منطقه سازگار باشد جزء وظایف اصلی مدیران و کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی محسوب می شود. این تحقیق با هدف بررسی مدیریت دانش امنیت غذایی کارشناسان و مدیران سازمان مرکزی جهاد کشاورزی استان فارس طراحی گردید. گروه های کلیدی این تحقیق با توجه به مدل رابرتسون، کارشناسان و مدیران جهاد کشاورزی استان فارس هستند. تحقیق با استفاده از روش پیمایشی انجام گرفت و 68 کارشناس به طور تصادفی و با توجه به مبحث امنیت غذایی و اهمیت سه واحد دامپروری، باغبانی و زراعت از این سه واحد انتخاب شدند. روایی صوری توسط متخصصان مورد تأیید قرار گرفت و برای پایایی از طریق آزمون راهنما ضریب آلفای کرونباخ 72/0 به دست آمد. برای بررسی دانش ضمنی امنیت غذایی از پنج شاخص استفاده شد و این نتیجه به دست آمد که 80 درصد افراد امتیازی کمتر از 20 از 50 به دست آورده اند. یافته ها نشان داد بیشترین استفاده از منابع دانش صریح به ترتیب شامل کتب، مجلات، گزارش ها و پژوهش های سازمانی است. همچنین، بیشترین روش های ارتباطی مورد استفاده برای ارتقاء دانش ضمنی، گفتگو با همکاران، شرکت در سمینارها و گفتگوی رودرو هستند. استفاده از مجلات با دانش ضمنی امنیت غذایی افراد همبستگی مثبت و معنی دار ی دارد. همچنین روش ارتباطی گفتگو با همکاران با دانش ضمنی امنیت غذایی افراد همبستگی مثبت و معنی دار ی دارد. بالاخره افرادی که در طول خدمت خود علاوه بر کارشناس سمت مدیریت نیز داشته اند، دانش امنیت غذایی بیشتری دارند.
در این دنیای دائماً در حال تغییر، تکنولوژی اطلاعات (IT) برای بقای شرکتها، یک «ضرورت» است، و وظایف واحد IT روز به روز مهمتر میشود. ارزیابی واحد IT برای فهم اینکه چقدر این واحد در اهداف استراتژیک و سازمانی سهیم است، کار حیاتی است. از آنجائی که واحد IT وظایف بسیاری انجام میدهد که به سادگی با واحدهای پولی قابل سنجش نمیباشد، روشهای ارزیابی که به تنهایی بر معیارهای مالی تکیه دارد، مناسب نیستند. هدف این مطالعه ایجاد یک رویکرد بر اساس فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی (FAHP) و روش امتیازات متوازن (BSC) برای ارزشیابی واحد IT در یک صنعت تولیدی مورد مطالعه میباشد. مفهوم روش امتیازات متوازن برای تعریف سلسله مراتب با چهار چشم انداز عمده یعنی امور مالی، مشتری، فرایند کسب و کار داخلی، و یادگیری و رشد به کار میرود. برای هر چشمانداز، شاخصهای عملکرد انتخاب میشود. سپس یک رویکرد «فرایند تحلیل سلسله مراتبی فازی» برای تحمل ابهام و عدم اطمینان در مورد اطلاعات پیشنهاد میشود. نهایتاً یک سیستم اطلاعاتی "FAHP" برای تسهیل فرایند حل مسئله ایجاد میشود. نتایج، یک راهنمای عمل در مورد استراتژیهای بهبود عملکرد واحد، در اختیار واحدهای IT در صنعت مورد مطالعه قرار میدهد. ایجاد یک سیستم اطلاعات ابزار خوبی برای حل مشکلات تصمیمگیری چندمعیاره ارائه میکند.
در تحقیق حاضر، به منظور پیش بینی و مدیریت ریسک سرمایهگذاری در بورس اوراق بهادار تهران، از روش ارزش در معرض ریسک پارامتریک استفاده شده است. روش کار تا اندازه زیادی بر اساس متدولوژی ریسک متریک طراحی شده است. برای این منظور، بازده لگاریتمی شاخص بازده نقدی و قیمت بورس تهران از ابتدای سال 1378 تا پایان شهریور ماه 1384 به صورت روزانه محاسبه شده است. بازده واقعی در فاصله سالهای 1378 تا 1380 به عنوان مشاهدات تاریخی پایه مورد استفاده قرار گرفته و پیشبینی نوسانات بازده و ارزش در معرض ریسک برای دوره زمانی ابتدای سال 1381 تا پایان شهریور 1384 به صورت روزانه انجام پذیرفته است. برای پیشبینی نوسانات بازده از دو روش میانگین موزون متحرک نمایی و میانگین متحرک ساده استفاده شده است. مقدار ارزش در معرض ریسک در سه سطح اطمینان 95، 97.5 و 99 درصد محاسبه شده است. برای بررسی کفایت دقت پیشبینیها، آزمون نسبت شکستهای کوپیک را بکار بردهایم. نتایج حاصل نشان میدهد پیشبینیهای حاصل با استفاده از هر دو روش میانگین متحرک ساده و میانگین متحرک نمایی در سطح اطمینان 95 درصد قابل اتکا بوده و در سطوح اطمینان بالاتر (97.5 و 99 درصد) مناسب نمیباشد. نهایتا پس از لحاظ کردن شاخص جذر میانگین مجذور خطا به عنوان شاخص خطای پیشبینیها، روش میانگین موزون متحرک نمایی به عنوان شاخص نهایی پیشبینی و مدیریت ریسک سرمایهگذاری در بورس تهران معرفی میگردد. شاخص اخیر در سطح اطمینان 95 درصد معتبر بوده و با انتخاب ضریب هموارسازی 9047/0 = بهینه است.
از جمله مباحثی که در سرمایهگذاری حائز اهمیت میباشد انتخاب سهامی است که با توجه به ریسک وارد بر آن بازده مناسبی برای سهامدار حاصل نماید. در این تحقیق به دنبال آن هستیم تا با استفاده از مدل تحلیل پوششی دادهها، مجموعه سهام شرکتهایی را که با توجه به ریسک آنها بازده مناسبی حاصل میکنند و به عبارتی به صورت کارا قیمتگذاری شدهاند را مشخص نماییم. مدل تحلیل پوششی دادهها برای تعیین کارایی نسبی واحدها نیازمند ورودی و خروجی است تا واحدهایی را که با توجه به ورودی خود، خروجی کارا دارند را مجزا نماید. در این تحقیق، ریسک نوعی ورودی و بازده مورد انتظار نوعی خروجی برای مدل در نظر گرفته میشود. با توجه به این که بازده مورد انتظار از قیمت روز سهام در بازار محاسبه میشود، کارایی نسبی قیمت گذاری توسط بازار روی سهام با توجه به ریسک آن محاسبه میگردد. بررسیها در مورد سهام شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران و فعال در سه صنعت پتروشیمی، دارویی و محصولات شیمیایی انجام گردید. نتایج نشان داد که مدل تحلیل پوششی دادهها میتواند سهامی را که دارای قیمت کارا میباشد، مشخص نماید. همچنین پرتفوی متشکل از سهام دارای قیمت کارا نسبت به پرتفوی شامل سهام دارای قیمت ناکارا به مدت دو سال پس از تشکیل پرتفوی بازده بیشتری حاصل نمود.
"برون سپاری" یا تأمین خدمات از بیرون سازمان، سابقه طولانی دارد و تمام شرکت های تولیدی و صنعتی از انواع الگوهای برون سپاری یا پیمانکاری استفاده می کنند و با آن مأنوس هستند. با وجود این، تحولات سازمانی و مدیریتی نوین، برون سپاری در خدمات اداری و در جدیدترین شکل آن، برون سپاری آموزش سازمان را نیز مطرح و حتی ضروری ساخته است. در این مقاله، ضمن مطرح کردن مبانی نظری برون سپاری به اختصار، چارچوب مفهومی لازم برای برون سپاری آموزش سازمان مطرح و الگویی پیشنهادی نیز ارائه شده است. الگوی پیشنهادی این طرح حاصل مطالعات نظری و هم چنین اظهار نظر تخصصی 120 نفر از مدیران، کارشناسان، محققان و متخصصان مدیریت منابع انسانی کشور است. ابزار پژوهش پرسش نامه بوده است که اعتبار آن با روش «کرونباخ» محاسبه شده و برابر با 89/0 به دست آمده است. علاوه بر این، مراحل اجرایی برون سپاری و هم چنین برخی پیشنهادات کاربردی نیز ارائه شده است.
از جنبه تئوریک، میزان و نحوه دسترسی فعالان بازار به اطلاعات مورد نیاز جهت تصمیم گیری، تاثیر مستقیمی بر شکل گیری فعل و انفعالات بازار دارد. با توجه به این که مالیه رفتاری(behavioral finance) سرمایه گذاران و نحوه تصمیم گیری در بورس های اوراق بهادار، ناشی از عوامل مختلفی است، تحقیق حاضر به منظور شناسایی این عوامل صورت گرفت. ابتدا از طریق پرسشنامه، اطلاعات جمع آوری گردید و سپس با استفاده از روش تحلیل عاملی، عوامل مربوط شناسایی شد. در ادامه، عوامل مذکور در حوزه عوامل سیاسی، اقتصادی، روانی بازار و متغیرهای مالی در سطح شرکت با انجام تحلیل مسیر و با استفاده از نرم افزار لیزرل (LISREL) مورد مطالعه قرار گرفت. نتایج تحقیق نشان می دهد که به ترتیب عوامل سیاسی، عوامل روانی بازار، عوامل اقتصادی و عوامل مالی در سطح شرکت، بالاترین تاثیر را بر تصمیم گیری سهامداران در بورس اوراق بهادار تهران دارند.
دو دام پر هزینه مدیریت ارتباط با مشتریان در شماره های پیشین درج شد. در این شماره با سومین دام آشنا می شوید که هزینه های سهمگینی بر سازمان تحمیل می کند بی آنکه سودی داشته باشد. آگاهی از این دام برای مدیرانی سودمند است که با شور و اشتیاق و صرف هزینه های سنگین، نرم افزار CRM را در سازمان راه می اندازند، اما پس از ماهها در می یابند که جز خسارت نتیجه ای برای سازمان در بر نداشته است.
امروزه بحث میزان رضایت ارباب رجوع از خدمات ارائه شده در دستگاههای دولتی به عنوان یکی از شاخصهای اصلی سنجش کارآمدی و رشد و توسعه نظام تلقی می گردد و به همین دلیل مبحث رضایت ارباب رجوع به عنوان یک مساله بسیار مهم در سیستم مدیریت دولتی کشور مدنظر می باشد ولی تا چه حدود سازمانهای دولتی در زمینه افزایش رضایت ارباب رجوع موفق بوده اند? آنچه که مشخص می باشد این است که سازمانهای دولتی نتوانسته اند در این زمینه آنچنان موفق باشند و این موضوع می تواند به دلایل مختلفی باشد که یکی از این دلایل وجود ساختار سازمانی نامناسب...