پیشرفتهای سریع در فنآوری اطلاعات باعث مهارگسیختگی نیروهایی شده که در حال شکل دادن ساختار بنیادین جامعهء ما و اثرگذاری بر آن هستند. ادراکات نوین در باب چگونگی سازماندهی کار، چگونگی تولید و تجارت، چگونگی اداره و خلق ثروت، باعث شده که دانش، اطلاعات و ارتباطات در کانون تلاشهای انسانی قرار گیرند. در جامعهء شبکهبندی شده زندگی چگونه خواهد بود؟ افراد چه مشاغلی خواهند داشت؟ آیا اداراتی خواهند بود که مردم به آنجا بروند و کار کنند؟ آیا مدارسی خواهند بود که کودکان در آنجا بروند و کار کنند؟ آیا جامعهء شبکهبندی شده بهطور خودکار برخی از معضلات زیست محیطی مثل آلودگی را که در حال حاضر موجودیت انسان را مورد تهدید جدی قرار داده، حل خواهد کرد؟ تأثیرات جامعهء اطلاعاتی شبکهبندی شده بر فرهنگ مردم سراسر جهان چه خواهد بود؟ با وجود تحول زیرساختار اطلاعاتی جهانی (GII) (11) و گسترش شبکهها بر پهنهء دنیا، آیا مفهوم کشورهای بدون مرز به واقعیت خواهد پیوست؟ اینها موضوعات اجتماعی عمدهای هستند که باید به آنها پرداخت.
این مقاله سازهها تشخیصی مطرح شده توسط روانشناسان و مشاوران را مرور کرد. از میان سازههای مرور شده سازهء رابینسن بهعنوان جامعترین سازه شمرده شد که آسانتر از همه برای به کارگیری در مذاکرات پرسشکاوی در خدمت مرجع استفاده میشود. سازهء رابینسن نیازهای مراجعه کننده را در مقولههای زیر طبقهبندی کرد: ناسازگاری شخصی, تضاد با سایر افراد مهم، فقدارن دانش، عدم بلوغ و فقدان مهارت. این مقولهها را میتوان در طبقهبندی نیازهای جوینده اطلاعات به کار گرفت یافتههای به دست آمده از مصاحبه با کتابدار مرجع کتابخانه کاشیم ابراهیم این نکته را آشکار نمود که مقولههای موجود در سازه رابینسن در خصوص جویندگان اطلاعات متعددی به کار گرفته شد که در طی سالهای 1987 تا 1995 با پرسشهای خود به بخش مرجع کتابخانه میآمدند. نیاز مبرم جویندگان اطلاعات همانا آموزش کاربر بود. از آنجا که اکثر دانشجویان در برنامه آشنایی با کتابخانه شرکت نمیکردند، مهارتی در بهرهگیری از کتابخانه نداشتند. معنای ضمنی سازه رابینسن و به کارگیری آن در مطالعه حاضر کاملاً روشن است. کتابداران مرجع قادر خواهند بود از طریق فرآیند تشخیص و براساس نیازها جویندگان اطلاعات ایشان را طبقهبندی کنند. این نیاز میتواند نیاز به تقویت شخصیت بهمنظور کاستن از تضادهای انگیزش، نیاز به تقویت شخصی به منظور کاستن از تضادهای انگیزش، نیاز مرتبط با افراد مهم دیگر، نیاز به شناخت مجموعهء مرجع، نیاز به بلوغ و نیاز به مهارت در به کارگیری مواد مرجع باشد. در این صورت کتابدار مرجع در موقعتی بهتری برای ارائهء راهحل مناسب بهمنظور حل مسئله قرار خواهد گرفت.
بیش از یک دهه است که "مدیریت کیفیت جامع" به عنوان بینشی منحصر بفرد برای افزایش اثربخشی سازمانی مورد بحث محافل و مجامع مدیریت است و دامنه رسوخ این نهضت از سازمان های صنعتی و تولیدی بخش خصوصی به سازمان ها و بوروکراسی های دولتی و حتی سازمان های غیر انتفاعی کشیده شده است. این مقاله به نقد و بررسی دیدگاه های بنیانگذاران این فلسفه مدیریت اهتمام دارد و مفروضات و اصولی را که آنان برای تغییر و تحول سازمانی پیشنهاد می کنند تحلیل و ارزشیابی می کنند.همچنین کاربست برنامه های مدیریت کیفیت جامع در سازمان هایی که فنون آن را به اجرا در آورده اند و تأثیر این برنامه ها مدیریت بر فرایندهای رفتار سازمانی مورد مطالعه قرار می گیرد. و سرانجام با اشاره به موفقیت ها و شکست های برنا مه های مدیریت کیفیت جامع شرایط لازم برای کامیابی این فلسفه مدیریت در آینده بیان می شود.