مدل تعالی EFQM را میتوان گذار از کثرت به وحدت در الگوها ورویکردهای مختلف متکثر موجود در حوزه بهبود و تعالی سازمانی نامید که مهمترین کارکرد آن، انجام خودارزیابی و شناسایی زمینه های قابل بهبود در یک سازمان است. از آنجا که سازمانها به ویژه آنهایی که از سطح بلوغ پایینتری در مدیریت کیفیت جامع برخوردارند هنگام استفاده از این مدل با انبوهی از زمینههای قابل بهبود مواجه خواهند شد، همواره انتخاب مهمترین و کلیدیترین مسألهها که ارزش تخصیص منابع سازمان را داشته باشند، چالش اصلی آنهاست. بنابراین، سازمانها ناگزیر به غربال مسألههای شناسایی شده برای یافتن مهمترین مسألههای خود هستند. مرور ادبیات وپیشینه این موضوع حاکی از آن است که رویکردی جامع و دقیق که در قالب یک مدل و الگوریتم مشخص به غربال مسألههای شناسایی شده با مدل تعالی EFQM بپردازد موجود نیست. هدف از این مقاله، معرفی یک الگوی غربالگری ریاضی برای انتخاب مسأله های کلیدی در مدل تعالی بنیاد کیفیت اروپا است. از آنجا که فضای تصمیم گیری حاکم بر سازمانهای صنعتی عموماً از نوع فازی است و معمولاً دادهها در فرم مبهم و سربسته مطرح میشوند، لذا برای اینکه این مدل با شرایط حاکم بر سازمانهای صنعتی تطبیق بیشتری داشته باشد، الگوی پیشنهادی در فضای تصمیم گیری فازی طراحی شده تا ضمن در نظر گرفتن زبان طبیعی محیط کسب و کار و استفاده از اطلاعات نادقیق و مبهم موجود، بتوان تصمیمات لازم را برای اولویت بندی زمینه های قابل بهبود اتخاذ کرد.
"در این مقاله، یک مدل جدید برای مکان یابی مراکز توزیع ارائه شده که هزینه های مربوط به موجودی کالا و ذخیره اطمینان را شامل میشود. دراین مدل، هزینه حمل کالا از تأمین کننده به مراکز توزیع که بیان کننده مقیاس اقتصادی استفاده از اقلام ثابت هزینه میباشد نیز در مدل وارد شده و مسأله به صورت یک مدل برنامه ریزی غیر خطی عدد صحیح صفر و یک فرموله شده است.
از نرم افزار «اکسل» برای مدل سازی و حل مدل استفاده شده و در نهایت در مورد تحلیل حساسیت نتایج به تغییر در پارامترهای کلیدی مدل، چون هزینه های ثابت ایجاد مراکز توزیع و هزینه ثابت سفارش بحث شده است. در نتیجه کاربرد تجارت الکترونیک این نوع هزینهها کاهش چشمگیری داشته است. در این شرایط برای کاهش هزینه کل، باید تعداد مراکز توزیع افزایش یابد."
اندیشمندان از دیر باز آرزو داشته اند که در جوامع دموکراتیک، یکایک مردم در فرایند تصمیم گیری برای جامعه خویش مشارکت داشته باشند. هر چند سالیان متمادی این آرزو برآورده نشده، ولی این امکان وجود دارد که فناوری ارتباطات و اطلاعات، زمینه مساعدی برای مشارکت تک تک اعضای جامعه در امور مربوط به جامعه خویش فراهم کند. از آن جا که وجود اعتماد، زیربنای وجود دولتهای دموکراتیک است، این مقاله درصدد است تا آثار دولت الکترونیک بر نهادهای اولیه و تأثیر آن بر میزان اعتماد به دولت و دموکراسی در جامعه را تبیین کند. بدین منظور، نظر سه گروه مدیران دولتی، اساتید و دانشجویان مورد بررسی قرار گرفته است. یافتههای تحقیق حاکی از وجود رابطه علی بین دولت الکترونیک، میزان اعتماد عمومی، و دموکراسی الکترونیکی است.
در این تحقیق تلاش شده است مدل ریاضی جهت بهرهبرداری بههنگام از مخزن چند منظوره سد ارس با اهداف تامین نیازهای کشاورزی، تولید انرژی برقآبی و کنترل سیلاب ارایه، و معادلات حاکم بسط داده شود. روابط حاکم بر سیستم سد مخزنی شناسائی شده واین روابط در قالب مدلهای برنامه ریزی پویای معین و پویایی تصادفی حل شوند. نتایج اجرایی این مدل ارایه دستورالعملی است که مقدار خروجی از مخزن را به صورت تابعی از حجم ذخیره اولیه مخزن و جریان ورودی در ماه جاری و جریان ورودی در ماه قبل نشان دهد. نظر به اینکه در هنگام بهرهبرداری بهنگام، مقدار جریان ورودی در ماه جاری مشخص نیست لذابه یک مدل پیشبینی جریان نیاز میباشد. همچنین بنا به فرض مارکفی بودن فرایند آبدهی ماهانه رودخانه، از ماتریسهای احتمال گذار بین حالات مختلف آبدهی استفاده میشود. نتایج تحقیق نشان میدهد مدل تصادفی، مقدار آب در دسترس بیشتری را در اکثر ماههای مختلف برای تامین مصارف کشاورزی و برقابی در اختیار میگذارد بنابراین مدل تصادفی مناسبتر است.
"موضوع میانگین سر فاصله زمانی اعزام قطارها یکی از مهم ترین شاخصهای اثر گذار بر زمان انتظار مسافران است. برای ایجاد تناسب منطقی در خدماتدهی سیستمهای همگانی باید نرخ سرویسگیری مسافران از سیستم با نرخ ورود آنها هماهنگ شود. در این مقاله بر مبنای شاخصهای شناسایی شده اثر گذار بر زمان انتظار مسافران در محیط مطالعات موردی شبکه مترو تهران، اقدام به بررسیهای میدانی و آمارگیری از حجم مسافران ورودی، زمان پیاده روی از محل ورود به ایستگاه تا روی سکو، زمان انتظار برای سوار شدن به قطار، فاصله بین ورود قطارها به ایستگاه و غیره.... از سیستم مترو شده است و سپس با توجه به فرآیند مدلسازی شاخصها، نحوه عملکرد و بهره برداری سیستم مترو تهران برای دوره زمانی 6 الی 10 صبح ( اوج صبحگاهی یک روز میان هفته) شبیهسازی شده و در ادامه با مقایسه دادههای حاصل از عملیات میدانی آمارگیری و خروجیهای شبیهسازی، اقدام به تعیین اعتبار مدل و بررسی صحت مدل شده است.
با توجه به مدل شبیهسازی طراحی شده و انجام فرآیندهای مدلسازی شاخصها و کالیبراسیون آن، رابطه ریاضی بین زمان انتظار مسافران در ایستگاهها با سر فاصله زمانی اعزام بین قطارها در شرایط مختلف به تعداد خطوط مترو و به تفکیک مسیرهای رفت و برگشت به دست آمد. بر مبنای فرآیندهای اعتبارسنجی، حداقل انطباق خروجیهای مدل شبیهسازی با نمونهبرداری آماری انجام شده با دقت 95% حاصل شد و نسبت زمان انتظار به سر فاصله زمانی قطارها بهطور میانگین برای طول دوره زمانی شبیهسازی در کل شبکه به میزان 6/0 مشخص شد. "
هدف از انجام تحقیق حاضر حل مسئله مسیریابی لکوموتیوها در شبکه ریلی است که از نیازهای عمده صنعت ریلی به شمار میآید. در این پژوهش از مسأله مسیریابی وسایل نقلیه همراه با پنجره زمانی (VRPTW)1 به منظور مدلسازی مسأله مسیریابی لکوموتیوها استفاده میشود. در این مقاله پس از مرور تکنیکهای حل مسأله VRPTW و مسیریابی لکوموتیوها، الگوریتم ژنتیک بعنوان الگوریتم اصلی حل مسأله برگزیده شده است و از الگوریتمهای ابتکاری PFIH2 به منظور تعیین جواب اولیه و مکانیزم λ-interchange برای جستجوی همسایگی و بهبود در الگوریتم استفاده شده است. شایان ذکر است که الگوریتم ترکیبی ژنتیک, PFIH و λ-interchange کلاس پیچیدگی زمان محاسباتی الگوریتم حل را از طبقه نمایی3 به چندجملهای4 تبدیل کرده که یکی از مزیتهای عمده این روش محسوب میشود. دو سناریوی متفاوت از مسأله مسیریابی لکوموتیوها مورد بررسی و مقایسه قرار گرفته و نتایج حاصل از آن ارائه شده است. همچنین برای تعیین اعتبار مدل بیان شده, نتایج مقایسه جوابهای حاصل از الگوریتم ژنتیک ترکیبی با جوابهای قطعی حاصله از نرم افزاری بهینهساز ارائه شده است. نتایج حاصله بر کیفیت خوب جوابها و صرفهجوئی مناسب در زمان حل تأکید دارند.
در شرکت ها/کارخانجات چنان چه منابع و امکانات مادی دچار حادثه شوند تجدیدپذیرند در حالی که اگر منابع انسانی دچار حادثه شوند تجدیدناپذیرند لذا توجه به سلامت سرمایه انسانی موجود در شرکت ها/کارخانجات به طور خاص و البته سایر منابع مادی به طور عام، به منظور حذف و یا کم کردن حوادث شغلی، موضوع مهمی است که باید بدان توجه ویژه شود. مستند به بررسی ها و مشاهدات انجام شده در قلمرو جامعه آماری تحقیق حاضر یعنی کارخانجات منطقه غرب استان مازندران مشخص شده است که علی رغم تاکید و توجه مسئولین، پرسنل، رغبت چندانی به رعایت توصیه های ایمنی به منظور جلوگیری از حوادث احتمالی مرتبط با شغل از خود نشان نمیدهند. لذا مساله تحقیق حاضر بررسی و تعیین وجود و یا عدم وجود رابطه بین رعایت توصیه های ایمنی و حوادث ناشی از کار در قلمرو جامعه آماری است. بر این اساس، در مقاله حاضر، با هدف دستیابی به راهکارهایی به منظور کاهش حوادث ناشی از کار، ضمن مروری مختصر بر ادبیات موضوعی مربوط به ایمنی و حفاظت صنعتی، از میان جامعه آماری 215 موردی تحقیق، تعداد 46 مورد به عنوان نمونه آماری انتخاب، سپس با جمع آوری داده ها و اطلاعات (با استفاده از ابزارهای مراجعه به اسناد و مدارک، مصاحبه و پرسشنامه) لازم در قالب روش تحقیق کتابخانه ای و میدانی، و استفاده از نرم افزار آماری SPSS، به بررسی رابطه بین رعایت توصیه های ایمنی و حوادث ناشی از کار در سطح جامعه آماری مذکور پرداخته شده است. نتیجه تحقیق نشان داده است که بین این دو متغیر رابطه ای وجود نداشته و همبستگی بین آن ها بسیار ضعیف است. لذا یکی از بحثها و چالش های جدی در مورد نتایج تحقیق حاضر احتمال عدم صحت و درستی مواد مربوط به توصیه های ایمنی با توجه به شرایط موجود در جامعه آماری مورد مطالعه بیان شده و دیگر این که ممکن است آموزش و تفهیم موارد ایمنی به کارکنان به درستی انجام نشده باشد. در پایان مقاله، ضمن بیان نتیجه مذکور و جمع بندی، پیشنهادات مرتبط با آن و نیز ادامه و پیگیری تحقیقات مشابه در آینده ارائه شده است.
راهبری سازمانی به مثابه نظامی که شرکتها به موجب آن هدایت و کنترل می شوند، تعریف می گردد. حسابرسی داخلی به مثابه بخش مکمل راهبری سازمانی، دارای کارکردهای ویژه ای است که در این نوشته به این موضوع پرداخته شده است...
"مقدمه: افزایش هزینه های بیمارستانی در سال های اخیر و نیز اجرای طرح خودگردانی و اداره ی بیمارستان ها به وسیله ی درآمد اختصاصی آنها، بیمارستان ها را با مشکلات مالی جدی رو به رو ساخته است. در این راستا، پژوهشگران بر آن شدند تا به منظور کاهش مقدار کسورات حاصل از عدم ثبت اقدامات انجام گرفته برای بیماران در صورتحساب هزینه ی آنان، تاثیر مداخله در این روند با استفاده از الگوی 9 مرحله ای ارتقای کیفیت فرآیند را بر افزایش درآمد بیمارستان بررسی نمایند.
روش بررسی: در این مطالعه ی تحلیلی و مداخله ای، 350 پرونده از پرونده های بیماران بستری در بخش های داخلی مردان و زنان بیمارستان نمازی شیراز در نیمه ی دوم سال 1384، به صورت تصادفی ساده انتخاب و با استفاده از فرم های جمع آوری داده، بررسی و با صورتحساب های مربوط مقایسه شد؛ سپس با استفاده از اطلاعات حاصله، فرآیند ثبت اقدامات دارای تعرفه با استفاده از الگوی 9 مرحله ای ارتقای کیفیت فرآیند، از طریق تهیه ی فرم اقدامات درمانی، آموزش و ارائه ی مشاوره به کارکنان در رابطه با نحوه ی تکمیل فرم و اهمیت این کار، به مدت 4 ماه مورد مداخله قرار گرفت. در مرحله پس از مداخله، تاثیر مداخله بر روی 215 پرونده در طول 4 ماهه ی اول سال 1385 مورد بررسی قرار گرفت و یافته ها با نرم افزار SPSS تحلیل شدند.
یافته ها: قبل از مداخله، 56 درصد از هزینه ی اقدامات درمانی انجام گرفته برای بیمار ثبت نشده بود که بعد از مداخله این درآمد از دست رفته به 31 درصد کاهش یافت و در مجموع باعث افزایش 25 درصدی درآمد این بیمارستان در بخش های مورد مطالعه شد.
نتیجه گیری: با صدور صورتحساب هزینه ی بیمار مطابق با اقدامات ثبت شده در پرونده ی پزشکی وی و در نتیجه اعمال مدیریت مالی صحیح و اجرای الگوی ارتقای کیفیت در این زمینه، بیمارستان می تواند درآمد خود را به مقدار قابل توجهی افزایش دهد."
"مقدمه: در جهان معاصر، ایجاد پرونده ی الکترونیک سلامت یکی از اولویت های بسیاری از کشورهاست. با شروع نگهداری اطلاعات کلینیکی در سیستم های کامپیوتری، باید پیش بینی های لازم به منظور جلوگیری از دسترسی غیرمجاز به اطلاعات پزشکی بیماران به عمل آید. سوال اساسی این است که اصول مناسب برای حفظ محرمانگی اطلاعات سلامت کدامند؟
روش بررسی مطالعه به روش توصیفی در سال 1386 در خصوص اصول محرمانگی اطلاعات بیماران در پروند ه ی الکترونیک سلامت در پنج محور شرایط جمع آوری، اصول استفاده، اصول افشاء، اصول دسترسی فرد و مسؤولیت متولی اطلاعات سلامت در کشورهای استرالیا، کانادا، انگلستان و ایران انجام شد. ابزار گردآوری داده ها، مقالات، کتب، مجلات و سایت های معتبر اینترنتی انگلستانی زبان بود. سپس داده ها گردآوری و جداول مقایسه ای لازم تهیه و نقاط ضعف و قوت هر یک بررسی و مورد تحلیل قرار گرفت.
یافته ها: هر سه کشور منتخب بر جمع آوری، استفاده و افشای اطلاعات پرونده ی الکترونیک سلامت با رضایت فرد و یا طبق قانون، تاکید دارند. دو کشور استرالیا و کانادا در خصوص دسترسی خود فرد به اطلاعات پرونده ی الکترونیک سلامت محدودیت هایی ایجاد کرده اند و کشور انگلستان دسترسی فرد به اطلاعات را بر پایه ی نیاز به دانستن، به طور کلی مجاز شمرده است. همچنین یکی از مسؤولیت های متولی اطلاعات را در دسترس قراردادن سیاست ها و اقدامات محرمانگی اطلاعات برای عموم بیان کرده اند. کشور ایران در این زمینه، اصول مدون و مصوبی ندارد.
نتیجه گیری: اصول محرمانگی اطلاعات پرونده ی الکترونیک سلامت در دو کشور استرالیا و کانادا از جامعیت بیشتری برخوردار است. کشور ایران فاقد اصولی در این زمینه است و با توجه به رویکرد وزارت بهداشت، درمان و آموزش پزشکی درخصوص طراحی پرونده ی الکترونیک سلامت برای هر ایرانی، استفاده از تجربیات سایر کشورها و تنظیم و تصویب اصولی در این خصوص، با توجه به شرایط بومی کشورمان، توصیه می شود.
"