سازمانها علیرغم سرمایهگذاریهای سرسامآور سختافزاری و نرمافزاری که برای استقرار مدیریت دانش انجام دادهاند به نتیجه مورد انتظارشان دست نیافتهاند. تحقیق حاضر تلاشی است برای پاسخگویی به این سؤال بنیادین که سازمان با تکیه بر چه رویکردی میتواند به مزیت رقابتی مبتنی بر منابع کلیدی خود دست یابد؟ و به عبارتی مسیر بلوغ سازمان در بهرهبرداری از دانش خود چیست و سازمان روی چه فرآیندهایی سرمایهگذاری کند تا پیادهسازی مدیریت دانش در جهت اهداف و نیازهایش باشد؟ روش تحقیق بکارگرفته از نظر نوع دادهها کیفی، از نظر ماهیت اکتشافی و از نوع نظریه برخاسته از دادهها است که با نمونه گیری هدفمند و انجام مصاحبهها عمیق و نیمه ساختار یافته (فردی و گروهی) صورت گرفته است، تجزیه و تحلیل دادهها با استفاده از روش تحلیل مقایسه ای انجام شده است. این الگوی فرآیندی نشان میدهد که توسعه مدیریت دانش از طریق یک فرآیند یادگیری چهار حلقهای محقق میشود بهگونهای که منابع سازمانی در طی این فرآیند، ارتقاء یافته و به قابلیتها و شایستگیهای محوری سازمان تبدیل میشوند. بنابراین اگر سازمان نتواند محقق شدن این فرآیند را فراهم نماید، سرمایهگذاری انجامشده به هدر خواهد رفت. فرآیند ارائهشده، مراحل توسعه و پیادهسازی مدیریت دانش را توصیف میکند و نقش هریک از عوامل اساسی همچون فرآیندها و حلقههای یادگیری، منابع سازمانی و استفاده خلاقانه از فناوری اطلاعات را در پیادهسازی مدیریت دانش تبیین مینماید.
این مقاله سعی کرده است تا با مطالعه خصوصیات سازمان یادگیرنده بر اساس مدل پیتر سنگه، در ابعاد شایستگی های فردی، مدل های ذهنی، چشم انداز مشترک، یادگیری تیمی و تفکر سیستمی در سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران، با ارایه یک الگوی عملی، شرایط لازم برای بکارگیری آنها را در سازمان مذکور فراهم نماید. روش پژوهش توصیفی- پیمایشی و ابزار پژوهش پرسشنامه ای بوده که در بین مدیران و کارمندانی از سازمان صدا و سیمای جمهوری اسلامی ایران اجرا شده که بعنوان نمونه آماری انتخاب شده بودند. برای تجزیه و تحلیل اطلاعات جمع آوری شده از فنون آمار توصیفی و آمار استنباطی استفاده شده است. یافته های پژوهش نشان می دهد که سازمان صدا و سیما نسبتا از وضعیت اثربخش یک سازمان یادگیرنده فاصله دارد و همچنین عملکرد کارمندان در یادگیری تیمی و تغییر در مدل های ذهنی رضایت بخش تر از مدیران می باشد و در سایر ویژگی ها سطح کوشش های یادگیری دوگروه مشابه هستند. سپس بمنظور کاهش فاصله تا شرایط اثربخش و تقویت مهارتهای مورد نظر در سازمان صدا و سیما بر مبنای تحلیل نتایج پژوهش و مباحث تئوریک یک الگوی عملی و توصیه های اجرایی در این خصوص پیشنهاد شده است.
همکاری مشترک بینالمللی به شرکتها فرصت میدهد تا نسبت به ارتقای مزیت رقابتی و انتقال تکنولوژی جهت افزایش منابع و قابلیتهای سازمانی خود اقدام کنند. سوالات اصلی این پژوهش عبارتند از: 1 چه عواملی در موفقیت همکاری مشترک واحد فناوری داخلی با شرکت خارجی تاثیرگذارند؟ 2 این عوامل چه ارتباطی با یادگیری دارند. جامعه آماری این پژوهش کلیه افرادی که به طور مستقیم در اجرایی ساختن طرح تحقیق و توسعهای شرکت ایران خودرو دخیل بوده است، محسوب میشود. نمونه آماری مناسب بر اساس فرمول نمونهگیری کوکران و انجام تعدیلات لازم در نهایت برابر با 105 نفر تعیین گردید جامعه آماری بالغ بر 250 نفر است که از این تعداد حدود 150 نفر انتخاب شدند و پرسشنامه بین آنها توزیع شد. از این 150 نفر، 105 پرسشنامه در تحلیل نهایی مورد استفاده واقع شد. برای تکمیل ادبیات پژوهش و مبانی تئوریک از روش کتابخانهای و برای گردآوری سایر اطلاعات مورد نیاز در مورد پروژهها از روش میدانی(پرسشنامه و مصاحبه) استفاده شده است. جهت بررسی میزان و نوع ارتباط بین متغیرهای مستقل و متغیر وابسته از آزمون همبستگی اسپیرمن استفاده شده است. همچنین نتایج پژوهش نشان میدهد که انتخاب شریک، انگیزه شکل دهی همکاری، نوع کنترل و نفوذ بر شبکه همکاری، تجربه همکاری مشترک و انتظارات طرفین همکاری از جمله عوامل تاثیرگذار در یادگیری همکاری مشترک هستند.
مصرف فرهنگ و کالاهای فرهنگی را می توان فعالیتی غیراقتصادی و سیاسی تعریف کرد. چنان که در درک معمول هم چنین تلقی ای وجود دارد و به طور ضمنی فعالیت اجتماعی آزادانه را هم شامل می شود. با توجه به اینکه میزان گرایش به مصرف کالاهای فرهنگی در جوامع رو به افزایش بوده و از طرفی در طول سالیان اخیر شیوه و روش ارایه این کالاها دچار تغییرات بسیار زیادی گردیده است و در هر جامعه و در هر برهه زمانی خاص دسته بندی های گوناگونی از این کالاها ارایه شده و با توجه به اینکه در این پژوهش به دنبال تعیین میزان مصرف کالاهای فرهنگی در بین دانش آموزان شاهد استان لرستان استان لرستان هستیم لذا در یک تقسیم بندی دقیقتر کالاهای فرهنگی را در نه گروه دسته بندی نمودیم.
در این پژوهش که از نوع توصیفی- پیمایشی می باشد، از یک پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است که روایی محتوایی آن از طریق مراجعه به کارشناسان و متخصصان بررسی گردید. جامعه آماری این پژوهش 580 نفر می باشد که در برگیرنده دانش آموزان شاهد دوره متوسطه استان لرستان در سال تحصیلی 88-1387 به تعداد 290 نفر و به جهت مقایسه همین تعداد (290 نفر) از دانش آموزان عادی همتراز آنها انتخاب گردیدند و با توجه به محدود بودن اعضای جامعه آماری همه آنها مورد بررسی قرار گرفتند. نتایج به دست آمده نشان می دهند که میزان مصرف اغلب کالاهای فرهنگی در بین دانش آموزان شاهد در سطح مناسبی نیست و صرفا در خصوص برخی از کالاها همانند کالاهای مربوط به بازی و سرگرمی عملکرد مطلوبی دارند. در ضمن بین میزان مصرف کالاهای فرهنگی دانش آموزان شاهد و غیرشاهد نیز در بیشتر موارد تفاوت معناداری وجود ندارد.
. این پژوهش به منظور مطالعه ارتباط فرهنگ با نظریه نمایندگی در شرکت های فعال بورس اوراق بهادار تهران به کمک مدل هافستد، ابعاد چهارگانه تئوری نمایندگی را مورد بر رسی قرار داده و ارتباط تأثیر آن بر مولف ه های تئوری نمایندگی یعنی مدیریت سود و کارگریزی کارکنان را مورد ارزیابی قرار داده است . پژوهشگر ضمن ارائه پیشینه ای از پژوهش های انجام گرفته در این زمینه ، به مبانی نظری پژوهش پرداخته است . این پژوهش به روش تجربی و با استفاده از پرسشنامه در بین 209 شرکت به عنوان نمونه جامعه آماری شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران به انجام رسیده است . نتایج پژوه ش نشان می دهد که رابط ه ای بین مدیریت سود با مولفه های اجتناب از ابهام، مردگرایی، فاصله قدرت و فردگرایی مشاهده نشده است ولی رابطه بین کارگریزی افراد، با مولفه های اجتناب از ابهام، مردگرایی و فردگرایی مورد تأیید قرار گرفته است