ترتیب بر اساس: جدیدترینپربازدیدترین
فیلترهای جستجو: فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۳٬۱۲۱ تا ۳٬۱۴۰ مورد از کل ۵۹٬۰۲۱ مورد.
۳۱۲۱.

ارزیابی توانمندی و تعیین شکاف فناوری در صنعت انرژی بادی در ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۷۶ تعداد دانلود : ۹۹
با توجه به وضعیت اقتصادی در کشور، حرکت به سمت موضوع ساخت داخل به ویژه تجهیزات مرتبط با نیروگاه های تجدیدپذیر با توجه به تحریم های متمادی در سال های اخیر مورد تاکید سیاست های کلان کشور است. یکی از الزامات تدوین سیاست های ساخت داخل، ارزیابی توانمندی فناوری کشور در زمینه انرژی های تجدیدپذیر است. در این مقاله سعی گردیده تا با استفاده از نظر خبرگان و به صورت نمونه گیری هدفمند غیراحتمالی، سطح توانمندی فناوری زنجیره ارزش صنعت انرژی بادی در کشور، سطح بالفعل و بالقوه توانمندی فناوری بررسی و احصاء گردد. سپس با استفاده از مدل اطلس فناوری، شکاف فناوری میان سطح بالفعل و بالقوه در حوزه های مختلف سخت افزار، نرم افزار، سازمان افزار و انسان افزار در حوزه های اصلی این صنعت شناسایی و تبیین گردیده است. در این تحقیق مشخص گردیده است که سطح توانمندی بالفعل قطعات اصلی گیربکس، ژنراتور، هاب، برج و سیستم کنترل توربین های بادی محور مقیاس بزرگ «توان ساخت با درصدی طراحی بومی» و توان بالقوه آن ها نیز «توان ساخت با 100درصد طراحی بومی» است. در مورد پره نیز به دلایل خاص دانشی، مواد اولیه و سخت افزاری، توان فعلی فناورانه «توان مونتاژ» و «توان ساخت با درصدی طراحی بومی» و توان بالقوه آن نیز «توان ساخت با 100درصد طراحی بومی» است. همچنین چالش فناورانه مشترک میان بسیاری از حوزه های اصلی این صنعت را می توان «کمبود بازار انبوه»، «کمبود توجیه اقتصادی تولید محدود قطعات»، «کمبود تجهیزات تست و آزمایشگاهی»، «کمبود بودجه تحقیق و توسعه در صنایع، دانشگاه ها و پژوهشگاه های کشور» و در برخی از موارد «کمبود ماشین آلات ساخت» دانست.
۳۱۲۲.

شناسایی ابعاد و مؤلفه های جذب و استخدام کارکنان نسل Z در سازمان های دولتی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۸۱ تعداد دانلود : ۱۳۷
نسل Z جوانترین و جدیدترین افرادی هستند که وارد نیروی کار شده اند. سردرگمی در مورد ویژگی ها، ارزش های کاری، ترجیحات پاداش، تلاش برای جذب، استخدام و نگهداشت این گروه نسلی در سازمان های مجهول مانده باشد، از اینرو مدیران منابع انسانی بایستی ویژگی های مرتبط با اشتغال این نسل را مورد توجه قرار دهند. پژوهش حاضر، با در نظر گرفتن این موضوع درصدد پاسخ به این سؤال است که عوامل موثر در جذب و استخدام کارکنان نسل Z کدام هستند؟ جهت گردآوری داده ها از نظرات خبرگان به تعداد ۲۰ استفاده شد. داده های بدست آمده به کمک نرم افزار MAXQDA مورد تجزیه و تحلیل آماری قرار گرفت. یافته ها نشان داد که ابعاد و مولفه های تاثیرگذار در جذب و استخدام کارکنان نسل Z شامل: ویژگی های شخصیتی، محیط درونی سازمان، مصاحبه کنندگان، ساختار سازمانی و ویژگی های مدیران هستند. مجموع این عوامل الگوی جذب و استخدام کارکنان Z را شکل داد.در پژوهش های مختلفی که روی جذب و استخدام کارکنان نسل های مختلف انجام شده است فقط از نظر بعد کارکردی به کارکنان توجه شده است درحالی که در پژوهش حاضر علاوه بر بعد کارکردی کارکنان به شناخت جنبه های مختلف شخصیتی و رفتاری کارکنان و حتی مصاحبه کنندگان آنها نیز توجه شده است.ره آورد پژوهش حاضر شناخت هرچه بیشتر کارکنان در زمان بدو استخدام را مد نظر دارد تا سبب افزایش بهره وری سازمان های پویای امروزی گردد.
۳۱۲۳.

بررسی تأثیر بازاریابی رابطه مند بر اعتماد مشتری با توجه به نقش میانجی موانع تغییر

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶۰ تعداد دانلود : ۷۱
حفظ مشتری یکی از سیاست های مهم در عرصه بازاریابی است. یکی از استراتژی های مطرح بازاریابی رابطه مند است که پیامدهای مثبتی بدنبال دارد. این تحقیق با هدف بررسی تاثیر بازاریابی رابطه مند بر اعتماد مشتری با توجه به نقش میانجی موانع تغییر انجام شده است. تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی پیمایشی است. جامعه آماری این تحقیق مشتریان شعب بانک شهر در مشهد بود. حجم نمونه براساس فرمول کوکران، 384 نفر تعیین گردید که به روش غیراحتمالی در دسترس انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد بوده است که روایی آن از روش تحلیل بارهای عاملی تاییدی و پایایی آن از روش آلفای کرونباخ و ضریب پایایی ترکیبی بررسی و تایید شده است. برای بررسی فرضیه ها از مدل یابی معادلات ساختاری توسط نرم افزار اسمارت پی ال اس 3 استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد، بازاریابی رابطه مند سبب افزایش اعتماد مشتری و افزایش موانع تغییر می شود. این امر به ماندگاری مشتری کمک می کند. همچنین موانع تغییر سبب افزایش اعتماد مشتری می شود. در این تحقیق نقش میانجی موانع تغییر تایید شده است.
۳۱۲۴.

آینده پژوهی فین تک ها تحت ظهور اینترنت اشیاء: ماهیت سناریوپردازی جهت شناخت فراگیرتر ذینفعان(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳۵ تعداد دانلود : ۵۴
هدف: فین تک ها به منظور بهبود بخشیدن روند انجام عملیات مالی و توسعه حوزه های مرتبط با آن، امروزه به بخشی از بدنه ای بازار سرمایه مبدل شده اند که تمرکز بر سناریوپردازی آن تحت ظهور اینترنت اشیاء در قالب این مطالعه می تواند، به چشم اندازهای بازار سرمایه در این زمینه کمک نماید. لذا هدف این مطالعه، آینده پژوهی فین تک ها تحت ظهور اینترنت اشیاء می باشد. روش: این مطالعه از منظر روش شناسی توسعه ای/اکتشافی قلمداد می شود که با مشارکت پانل خبرگان، ضمن انجام مصاحبه مبنی بر شناسایی زمینه های کلیدی مؤثر بر توسعه ای فین تک ها شرکت های بازار سرمایه در قالب یک مدل چندبعدی، از طریق ایجاد ماتریس های متوالی و چک لیست های عدم قطعیّت تلاش شد، محتمل ترین سناریوهای مرتبط به آینده پژوهی فین تک ها در بستر شرکت های بازار سرمایه مهیا شود. سپس با ترکیب پیشران های مضمونی زمینه های توسعه فین تک ها با محورهای های اثرگذاری اینترنت اشیاء طبق چارچوب داتون (2014) براساس ماتریس توابع ریاضی، تلاش شد تا مهمترین سناریویی توسعه فین تک ها در سطح شرکت های بازار سرمایه تعیین شود. یافته ها: نتایج پژوهش در فاز اول براساس انجام 13 مصاحبه در قالب یک چارچوب نظری 4 مقوله؛ 6 مولفه و 36 مضمون مفهومی را ارائه نمود. سپس در فاز دوم براساس ماهیت سناریوپردازی، نتایج از تأیید 4 سناریویی ماتریسی تحت عناوین توضیحی «گرایش پرگماتیسمیک»؛ «گرایش سایبرنتیک»؛ «گرایش آنتروپیک منفی» و «گرایش سمپاتیک» حکایت دارد. نتیجه گیری: براساس ماتریس توابع ریاضی مشخص شد، مهمترین سناریو مرتبط با پیشران های مضمونی توسعه فین تک ها، سناریوی مبتنی بر گرایش سایبرنتیک می باشد که از تقاطع مبنای تحلیل فنی در زمینه سازی فین تک ها با مبنای سیستم اطلاعات در زمینه سازی فین تک ها ایجاد می شود و به عنوان مهمترین چشم انداز زمینه سازی توسعه ی فین تک ها در آینده ای شرکت های بازار سرمایه تلقی می گردد.
۳۱۲۵.

بررسی رابطه بین راهبرد های تولید و راهبرد های رقابتی در صنایع تولیدی ظروف چینی ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۵۰ تعداد دانلود : ۵۱
در عصر کنونی سازمان ها با محیط دارای پیچیدگی روزافزون در مقیاس جهانی روبه رو هستند که برای باقی ماندن در میدان رقابت و پویا ماندن رقابتی و باید بر متناسب بودن راهبرد های تولیدی و راهبرد های رقابتی اثرگذار بر عملکرد تمرکز کنند. هدف پژوهش کنونی بررسی رابطه بین عوامل تولید، عوامل رقابت و عملکرد است که پایه و اساس راهبرد تناسب راهبردی را شکل می دهد. در ادبیات پژوهش این حوزه بیشتر بر راهبرد های تولید و راهبرد های رقابتی تولیدکنندگان به صورت مجزا تمرکز شده است. بنابراین در این پژوهش به طراحی و توسعه الگوی مفهومی راهبرد تناسب راهبردی و تجزیه و تحلیل آن از راه معادلات ساختاری پرداخته شد. نتایج حاصل از آزمون فرضیه ها نشان داد که مدیریت مشکلات بر کیفیت فراگیر بیشترین تأثیر مثبت را دارد. همچنین برآورده کردن سفارش ها بر منحصر به فرد بودن منابع تأثیر بالایی دارد. ازسوی دیگر آمادگی های پیش از تولید بر مدیریت مشکلات و همچنین برآورده کردن سفارش ها اثر مثبت دارد. شاخص مدیریت مشکلات بر مهارت و یادگیری سازمانی تأثیر شایانی دارد. در نهایت کیفیت فراگیر، مهارت و یادگیری سازمانی و منحصر به فرد بودن منابع بر راهبرد تناسب تأثیر مثبتی دارد.
۳۱۲۶.

Digital Marketing Model and Its Impact on Social Media for the Development of Foreign Trade(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴۸ تعداد دانلود : ۵۵
The study was conducted with the aim of offering a social media-based digital marketing model for the development of foreign trade. This is an applied-developmental research in nature, following a mixed-method approach in terms of data. Information was gathered through library research, and data collection was conducted via fieldwork. In the qualitative section, the variables, components, and indicators of the model were identified and extracted using content analysis. The qualitative statistical population consisted of 17 marketing managers from exporting companies in the detergent, cosmetic, and hygiene product sectors, selected through non-probability, purposive, and theoretical sampling using the snowball technique. The quantitative statistical population included 151 managers, experts, and marketing experts randomly selected based on stratified sampling. Data collection was done through fieldwork, and the tool for gathering data was a researcher-made questionnaire. The qualitative content analysis results identified the model variables as: “Social Media Trade Strategy in International Markets”, “Marketing Communications in Social Media in International Markets”, “Social Messaging Strategy in Social Media in International Markets”, “Marketing Actions in Social Media in International Markets”, “Customer Value Creation in Social Media”, and “Export Trade Development”. Interpretive-structural modeling was used to generate the model, and the findings from this section indicate that the structural model consists of five levels, with “Social Media Trade Strategy in International Markets” and “Marketing Actions in Social Media in International Markets” being the most influential and independent variables. The variables “Marketing Communications in Social Media in International Markets” and “Social Messaging Strategy in Social Media in International Markets” are interconnected, and finally, “Customer Value Creation in Social Media” is the most dependent and affected variable, with a sequential effect on the others. Subsequently, the relationships within the generated model were tested using SEM. The validation findings demonstrated on export development were positively and significantly confirmed in the model. The results of this study suggest that to enhance social media marketing for export development, customer value creation should be strengthened through marketing communications and the implementation of social media marketing.
۳۱۲۷.

ریشه یابی کمبود نیروی انسانی متخصص فناوری اطلاعات در دانشگاه تهران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۲ تعداد دانلود : ۹۹
زمینه و هدف: برنامه ریزی نیروی انسانی متخصص در حوزه فناوری های دیجیتال، به دلیل تحولات سریع این فناوری ها، به چالشی حیاتی برای سازمان ها تبدیل شده است. این پژوهش با هدف ریشه یابی چالش های برنامه ریزی نیروی انسانی در معاونت فناوری های دیجیتال دانشگاه تهران، به عنوان محور خدمات دیجیتال دانشگاه، انجام شد. روش: این مطالعه کیفی با به کارگیری مصاحبه های نیمه ساختاریافته با ۱۸ مدیر و کارشناس (انتخاب شده به روش گلوله برفی تا رسیدن به اشباع نظری) انجام شد. داده ها با استفاده از تحلیل محتوای کیفی و تحلیل ریشه ای عوامل ( RCA ) تجزیه وتحلیل شدند. یافته ها: بر اساس تحلیل داده ها، چهار عامل ریشه ای اصلی شناسایی شد. این عوامل به ترتیب تأثیر عبارت اند از: ۱. نابرابری در حقوق و مزایا و رقابت با بازار کار (۲۵/۲۵درصد کدها)؛ ۲. ابهام در رهبری و راهبردهای دیجیتال (۱۸/۸۱درصد)؛ ۳. کمبود تخصص های لازم و آموزش مهارتی (۱۵/۶درصد)؛ 4. مشکلات فرایندی و ساختار سازمانی (۱۵/۳۵درصد) بودند. این عوامل به طور کلی به کاهش انگیزه و ماندگاری نیرو، ناپایداری عملیاتی، کندی در به روزرسانی فناوری و محدودیت در جذب و ارتقا منجر شده اند و در نهایت پیامدهایی چون کاهش روحیه کارکنان، افزایش ترک خدمت متخصصان و تضعیف ظرفیت نوآوری سازمانی را در پی داشته اند. نتیجه گیری: یافته ها بر لزوم بازنگری اساسی در نظام جبران خدمت، تدوین راهبرد دیجیتال شفاف، سرمایه گذاری مستمر در آموزش و اصلاح ساختارهای سازمانی برای حفظ نیروی متخصص و تسریع تحول دیجیتال در دانشگاه ها و سازمان های مشابه تأکید می کند .
۳۱۲۸.

ارائه مدلی برای آموزش و توسعه رهبران نسل آینده در سازمان های پیچیده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲۱ تعداد دانلود : ۲۸
زمینه و هدف: در محیط های کاری امروزی، یکی از چالش های اساسی، مدیریت و رهبری مؤثر نیروی انسانی است. این پژوهش با هدف طراحی مدلی برای آموزش و توسعه رهبران نسل آینده در سازمان های پیچیده اجرا شده است. روش: این پژوهش با رویکرد آمیخته (کیفی – کمی) و با به کارگیری روش های دلفی، گروه کانونی و پیمایش انجام گرفت. جامعه آماری پژوهش خبرگان آموزشی، استادان دانشگاه، متخصصان منابع انسانی، مدیران و کارکنان نسل هزاره در سازمان های پیچیده بودند. داده ها از طریق مصاحبه های نیمه ساختاریافته و پرسش نامه گردآوری شدند. تحلیل داده ها در سه مرحله انجام شد: ۱. شناسایی و اجماع پذیری شایستگی های رهبری با تکنیک دلفی؛ ۲. استخراج روش های توسعه، متناسب با شایستگی ها از طریق گروه کانونی؛ ۳. اولویت بندی نهایی مؤلفه ها با پرسش نامه و آزمون فریدمن. یافته ها: بر اساس نتایج سه دور دلفی، ۱۶ مؤلفه شایستگی رهبری در سه خوشه اصلی دسته بندی شد: ۱. شایستگی های فردی (مدیریت خود)؛ ۲. شایستگی های مدیریتی و رهبری (مدیریت دیگران)؛ ۳. شایستگی های دانشی تخصصی (مدیریت سازمان). در ادامه، روش های توسعه رهبری در سه طبقه استخراج شد: ۱. روش های توسعه سنتی، روش های توسعه محور و روش های توسعه فناوری محور. در مرحله کمّی، نتایج آزمون فریدمن نشان داد که در اولویت بندی روش های توسعه، روش های مبتنی بر روابط توسعه محور رتبه اول، روش های مبتنی بر واگذاری های توسعه محور رتبه دوم و روش های مبتنی بر فرایندهای بازخورد رتبه سوم را کسب کردند. نتیجه گیری: مدل ارائه شده چارچوبی جامع برای شناسایی شایستگی های کلیدی و روش های توسعه مؤثر رهبران نسل آینده در سازمان های پیچیده فراهم می کند. تأکید بر روش های توسعه محور مبتنی بر رابطه و واگذاری به عنوان اولویت های اصلی، راهبردهای عملی را برای طراحی برنامه های توسعه رهبری در این سازمان ها پیشنهاد می دهد.
۳۱۲۹.

مدل پیش بینی ریسک اعتباری مشتریان خُرد در پلتفرم های لندتک با استفاده از داده های جایگزین و یادگیری ماشین

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
این پژوهش یک چارچوب نوین برای پیش بینی ریسک اعتباری مشتریان خرد در پلتفرم های فناوری وام دهی (LendTech) با استفاده از داده های جایگزین و الگوریتم های یادگیری ماشین ارائه می دهد. روش های سنتی امتیازدهی اعتباری معمولاً قادر به شناسایی الگوهای پیچیده رفتاری نیستند و در محیط های وام دهی دیجیتال عملکرد محدودی دارند. در این مطالعه، از داده های جایگزین مانند رفتار دیجیتال کاربران، سوابق تراکنش ها، داده های تلفن همراه و تعاملات کاربران با پلتفرم برای افزایش دقت پیش بینی نکول استفاده شده است. همچنین چندین مدل یادگیری ماشین از جمله رگرسیون لجستیک، درخت تصمیم، جنگل تصادفی و گرادیان بوستینگ مورد ارزیابی قرار گرفته اند. برای افزایش شفافیت و قابلیت تفسیر نتایج، از روش SHAP جهت تحلیل اهمیت ویژگی ها استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که مدل های تجمیعی، به ویژه Gradient Boosting و Random Forest، بهترین عملکرد را در پیش بینی ریسک اعتباری دارند و عواملی مانند الگوهای تراکنش، رفتار بازپرداخت، ثبات درآمد و میزان تعامل کاربران با پلتفرم بیشترین تأثیر را بر نتایج دارند. یافته ها بیانگر آن است که ترکیب داده های جایگزین، یادگیری ماشین و هوش مصنوعی توضیح پذیر می تواند چارچوبی دقیق، کارآمد و قابل اعتماد برای امتیازدهی اعتباری در اکوسیستم های وام دهی فراهم کند.
۳۱۳۰.

تحلیل رفتار معامله گران خرد در بازار سرمایه با استفاده از مدل های مبتنی بر یادگیری تقویتی و داده های سفارشات لحظه ای

نویسنده:
حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
این پژوهش با هدف تحلیل رفتار معامله گران خرد در بازار سرمایه و ارائه یک چارچوب هوشمند مبتنی بر یادگیری تقویتی و داده های سفارشات لحظه ای انجام شده است. در سال های اخیر، پیچیدگی روزافزون بازارهای مالی و نقش پررنگ داده های با فرکانس بالا، ضرورت استفاده از مدل های پیشرفته محاسباتی را در تحلیل رفتار بازار افزایش داده است. در این راستا، بازار سرمایه به عنوان یک سیستم پیچیده تطبیقی در نظر گرفته شده و رفتار معامله گران خرد از طریق داده های دفتر سفارشات محدود و با استفاده از الگوریتم های یادگیری تقویتی مدل سازی شده است. در این پژوهش، سه الگوریتم اصلی شامل یادگیری کیو و شبکه کیو عمیق، روش بازیگر منتقد و روش بازیگر منتقد نرم برای تحلیل و پیش بینی رفتار بازار مورد استفاده قرار گرفتند. داده های مورد استفاده شامل ویژگی های استخراج شده از دفتر سفارشات لحظه ای از جمله عدم تعادل سفارشات، عمق بازار، جریان سفارشات و تغییرات لحظه ای قیمت بوده است. نتایج نشان داد که مدل های یادگیری تقویتی، به ویژه روش بازیگر–منتقد نرم، عملکرد بهتری نسبت به سایر مدل ها در شاخص هایی مانند دقت پیش بینی، بازدهی تجمعی و کنترل ریسک دارند. همچنین مشخص شد که عدم تعادل سفارشات مهم ترین متغیر تأثیرگذار در پیش بینی جهت بازار است. یافته ها بیانگر آن است که ترکیب یادگیری تقویتی با داده های سطح خرد بازار می تواند الگوهای رفتاری پنهان معامله گران خرد را استخراج کرده و دقت تصمیم گیری در محیط های مالی پویا را به طور معناداری افزایش دهد. این چارچوب می تواند به توسعه سیستم های معاملاتی هوشمند و بهبود درک رفتار بازار در سطح خرد کمک کند.
۳۱۳۱.

چارچوب ارزیابی ریسک های سیستمیک ناشی از امور مالی غیر متمرکز (DeFi) و ارزهای دیجیتال با رویکرد مدل های شبیه سازی مونت کارلو کوانتومی و هوش مصنوعی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
گسترش سریع اکوسیستم امور مالی غیرمتمرکز (DeFi) و بازار دارایی های رمزنگاری شده، ساختار سنتی نظام مالی را با چالش های بنیادین مواجه کرده است. ویژگی هایی نظیر عدم تمرکز، قراردادهای هوشمند، نقدینگی الگوریتمی، اهرم مالی پنهان و ارتباطات پیچیده میان پروتکل ها، موجب ظهور انواع جدیدی از ریسک های سیستمیک شده اند که ابزارهای متعارف مدیریت ریسک توانایی کافی برای شناسایی و پیش بینی آن ها را ندارند. هدف این پژوهش ارائه یک چارچوب یکپارچه برای ارزیابی ریسک های سیستمیک ناشی از DeFi و ارزهای دیجیتال با بهره گیری از مدل های شبیه سازی مونت کارلو کوانتومی و الگوریتم های هوش مصنوعی است. در این چارچوب، شبکه مالی غیرمتمرکز به عنوان یک سیستم پیچیده تطبیقی مدل سازی شده و وابستگی های غیرخطی میان پروتکل ها، صرافی های غیرمتمرکز، استیبل کوین ها و بازیگران بازار از طریق شبکه های عصبی عمیق و مدل های یادگیری گرافی استخراج می شود. سپس با استفاده از الگوریتم های مونت کارلو کوانتومی، سناریوهای گسترده ای از شوک های بازار، فروپاشی نقدینگی و سرایت ریسک شبیه سازی شده و احتمال وقوع بحران های سیستمیک برآورد می شود. نتایج نظری نشان می دهد که ترکیب قابلیت های پیش بینی هوش مصنوعی با سرعت همگرایی بالاتر الگوریتم های کوانتومی می تواند دقت ارزیابی ریسک های سیستمیک را نسبت به مدل های کلاسیک به طور معناداری افزایش دهد.
۳۱۳۲.

آزمون بحران و سناریوسازی ریسک سیستمی بانک ها با استفاده از مدل های هوش مصنوعی مولد

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۴ تعداد دانلود : ۴
افزایش پیچیدگی شبکه های مالی و گسترش ارتباطات متقابل میان بانک ها موجب شده است که ریسک سیستمی به یکی از مهم ترین تهدیدهای ثبات مالی در اقتصادهای مدرن تبدیل شود. بحران مالی جهانی 2008 نشان داد که ناتوانی در شناسایی زودهنگام آسیب پذیری های سیستمی می تواند پیامدهای گسترده ای برای نظام بانکی و اقتصاد کلان به همراه داشته باشد. در این راستا، آزمون بحران به عنوان یکی از ابزارهای کلیدی مدیریت ریسک، توسط بانک های مرکزی و نهادهای ناظر برای ارزیابی تاب آوری بانک ها در برابر شوک های اقتصادی مورد استفاده قرار می گیرد. با این حال، روش های سنتی آزمون بحران عمدتاً مبتنی بر سناریوهای از پیش تعریف شده بوده و در مواجهه با محیط های پویا و غیرخطی مالی از انعطاف پذیری محدودی برخوردار هستند.ظهور فناوری های هوش مصنوعی مولد، به ویژه مدل های زبانی بزرگ، شبکه های مولد تخاصمی و مدل های انتشار، ظرفیت های جدیدی را برای تولید سناریوهای پیچیده، تحلیل روابط غیرخطی و شبیه سازی رویدادهای نادر فراهم ساخته است. این پژوهش با هدف ارائه چارچوبی نوین برای آزمون بحران و سناریوسازی ریسک سیستمی بانک ها بر پایه مدل های هوش مصنوعی مولد انجام شده است. در این چارچوب، داده های کلان اقتصادی، شاخص های سلامت بانکی، متغیرهای بازار مالی و اطلاعات شبکه ارتباطات بین بانکی به عنوان ورودی مدل مورد استفاده قرار می گیرند و مدل های مولد قادر خواهند بود مجموعه گسترده ای از سناریوهای بحرانی محتمل را تولید و ارزیابی نمایند. نتایج تحلیل های نظری نشان می دهد که به کارگیری مدل های هوش مصنوعی مولد می تواند دقت پیش بینی بحران های بانکی، قابلیت کشف الگوهای پنهان، توانایی تولید سناریوهای نوظهور و انعطاف پذیری فرآیند آزمون بحران را به طور قابل توجهی افزایش دهد. همچنین این فناوری امکان ارزیابی اثرات سرایتی ریسک در شبکه بانکی و شناسایی بانک های دارای اهمیت سیستمی را فراهم می آورد. یافته ها حاکی از آن است که ادغام هوش مصنوعی مولد با چارچوب های نظارتی موجود می تواند به ارتقای ثبات مالی، بهبود تصمیم گیری نهادهای ناظر و افزایش تاب آوری نظام بانکی در برابر شوک های اقتصادی منجر شود.
۳۱۳۳.

بررسی اثر بانکداری باز بر کارایی مالی بانک های تجاری ایران

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
تحولات فناوری اطلاعات و ارتباطات در دهه اخیر موجب ظهور الگوهای نوین کسب وکار در صنعت بانکداری شده است. بانکداری باز به عنوان یکی از مهم ترین نوآوری های مالی، با فراهم نمودن امکان اشتراک گذاری داده های بانکی از طریق رابط های برنامه نویسی کاربردی (API)، زمینه توسعه خدمات مالی نوآورانه، افزایش رقابت پذیری بانک ها و ارتقای کارایی عملیاتی را فراهم ساخته است. هدف پژوهش حاضر بررسی اثر بانکداری باز بر کارایی مالی بانک های تجاری ایران است. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی و از نظر روش، توصیفی-تحلیلی محسوب می شود. جامعه آماری شامل بانک های تجاری فعال در ایران بوده و برای سنجش کارایی مالی از شاخص های بازده دارایی ها، بازده حقوق صاحبان سهام و حاشیه سود خالص استفاده شده است. همچنین میزان توسعه بانکداری باز از طریق شاخص ترکیبی مبتنی بر سطح دیجیتالی شدن خدمات، تعداد API های ارائه شده و میزان همکاری با شرکت های فین تک اندازه گیری شده است. نتایج مطالعات نظری و تجربی نشان می دهد که توسعه بانکداری باز از طریق کاهش هزینه های عملیاتی، بهبود کیفیت خدمات، افزایش رضایت مشتریان و خلق جریان های درآمدی جدید، تأثیر مثبت و معناداری بر کارایی مالی بانک ها دارد. یافته های پژوهش حاکی از آن است که بانک هایی که سطح بالاتری از پیاده سازی بانکداری باز را تجربه کرده اند، عملکرد مالی مطلوب تری نسبت به سایر بانک ها داشته اند. بر این اساس، توسعه زیرساخت های بانکداری باز می تواند به عنوان یکی از راهبردهای کلیدی در ارتقای بهره وری و رقابت پذیری نظام بانکی ایران مورد توجه سیاست گذاران و مدیران بانکی قرار گیرد.
۳۱۳۴.

بررسی تأثیر پذیرش رمزارزها بر مدیریت نقدینگی شرکت ها: رویکرد شبکه های بیزی

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۴
در سال های اخیر، گسترش رمزارزها و فناوری های مبتنی بر بلاک چین موجب تحول اساسی در نظام های پرداخت و مدیریت مالی شرکت ها شده است. پذیرش رمزارزها به عنوان یک ابزار پرداخت نوین می تواند ساختار جریان های نقدی، سرعت گردش نقدینگی و شیوه مدیریت دارایی های جاری شرکت ها را دگرگون سازد. با این حال، ماهیت نوسانی رمزارزها و عدم قطعیت های مرتبط با پذیرش آن ها، تحلیل اثرات این پدیده را پیچیده کرده است. علاوه بر این، تفاوت های نهادی و مقرراتی میان کشورها موجب شده است که اثر رمزارزها بر عملکرد مالی شرکت ها در بسترهای مختلف اقتصادی متفاوت باشد. در چنین شرایطی، استفاده از روش های پیشرفته مدل سازی احتمالاتی برای درک بهتر این روابط ضروری به نظر می رسد.پژوهش حاضر با هدف بررسی تأثیر پذیرش رمزارزها بر مدیریت نقدینگی شرکت ها انجام شده و از رویکرد شبکه های بیزی برای مدل سازی روابط احتمالاتی میان متغیرهای کلیدی استفاده می کند. این روش امکان تحلیل وابستگی های علی و غیرخطی میان پذیرش رمزارزها، جریان های نقدی عملیاتی، چرخه تبدیل وجه نقد و ریسک نقدینگی را فراهم می سازد. همچنین شبکه های بیزی این قابلیت را دارند که عدم قطعیت های موجود در داده های مالی و محیطی را به صورت ساختاریافته مدل سازی کنند و سناریوهای مختلف تصمیم گیری را شبیه سازی نمایند. این ویژگی باعث می شود نتایج پژوهش از انعطاف پذیری و دقت بالاتری نسبت به مدل های اقتصادسنجی سنتی برخوردار باشد. نتایج مفهومی پژوهش نشان می دهد که پذیرش رمزارزها می تواند از طریق کاهش هزینه های تراکنش، افزایش سرعت تسویه و بهبود دسترسی به بازارهای بین المللی، موجب بهبود مدیریت نقدینگی شود. در عین حال، نوسانات قیمتی و ریسک های قانونی می توانند اثرات منفی بر ثبات نقدینگی ایجاد کنند. یافته ها نشان می دهد که اثر نهایی پذیرش رمزارزها بر مدیریت نقدینگی ماهیتی غیرخطی و وابسته به شرایط محیطی دارد. در مجموع، استفاده از شبکه های بیزی امکان تحلیل دقیق تر عدم قطعیت ها و ارائه تصویری جامع تر از روابط میان متغیرهای مالی در فضای رمزارزها را فراهم می کند.
۳۱۳۵.

ارزیابی عملکرد صندوق های سرمایه گذاری مبتنی بر تحلیل شبکه های عصبی و داده های بازار سرمایه

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۳
در سال های اخیر، توسعه بازارهای مالی و افزایش پیچیدگی رفتار سرمایه گذاران، ضرورت بهره گیری از روش های نوین تحلیلی برای ارزیابی عملکرد ابزارهای مالی را دوچندان کرده است. در این میان، صندوق های سرمایه گذاری به عنوان یکی از مهم ترین نهادهای مالی غیرمستقیم، نقش اساسی در تجهیز و تخصیص بهینه منابع مالی در بازار سرمایه ایفا می کنند. با توجه به نوسانات بالای بازار سرمایه و محدودیت روش های سنتی در تحلیل غیرخطی و پویا، استفاده از رویکردهای مبتنی بر یادگیری ماشین و به ویژه شبکه های عصبی مصنوعی به عنوان یک ابزار قدرتمند در پیش بینی و ارزیابی عملکرد صندوق ها مورد توجه قرار گرفته است. هدف این پژوهش، ارائه یک مدل ترکیبی مبتنی بر شبکه های عصبی عمیق (Deep Neural Networks) و داده های سری زمانی بازار سرمایه جهت ارزیابی عملکرد صندوق های سرمایه گذاری و پیش بینی بازدهی آن ها است. در این راستا، داده های مربوط به بازدهی واحدهای سرمایه گذاری، شاخص کل بورس، نرخ ارز، نرخ سود بدون ریسک و متغیرهای کلان اقتصادی به عنوان ورودی های مدل مورد استفاده قرار گرفته اند. روش تحقیق از نوع توصیفی کاربردی بوده و با استفاده از داده های واقعی بازار سرمایه ایران در یک بازه زمانی چندساله، مدل پیشنهادی آموزش و آزمون شده است. نتایج حاصل از مدل سازی نشان می دهد که شبکه های عصبی در مقایسه با روش های سنتی مانند رگرسیون خطی و مدل های کلاسیک ارزیابی عملکرد (مانند شارپ و ترینر)، توانایی بالاتری در شناسایی الگوهای غیرخطی و پیش بینی رفتار صندوق های سرمایه گذاری دارند. همچنین نتایج بیانگر آن است که ترکیب متغیرهای کلان اقتصادی با داده های معاملاتی، دقت پیش بینی مدل را به طور معناداری افزایش می دهد. در نهایت، یافته های پژوهش نشان می دهد که بهره گیری از مدل های یادگیری عمیق می تواند به سرمایه گذاران و مدیران صندوق ها در تصمیم گیری های بهینه و مدیریت ریسک کمک شایانی نماید.
۳۱۳۶.

اولویت بندی برنامه های توسعه فردی مدیران منابع انسانی در حوزه مربیگری با بهره گیری از روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۵
این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی مهارت ها و نیازهای توسعه فردی مدیران منابع انسانی در حوزه مربیگری، به تلفیق روش دلفی سنتی (مبتنی بر دیدگاه های خبرگان) با قابلیت های روش دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی پرداخته است. در راستای ارائه یک الگوی نوآورانه در روش شناسی تحقیق، از ظرفیت تحلیل مدل های زبانی پیشرفته نظیر ChatGPT، DeepSeek، Perplexity، Microsoft Copilot و Gemini در کنار تجربه و قضاوت انسانی استفاده شده است. پژوهش از نوع کاربردی است، اما به دلیل تمرکز بر توسعه ابزارهای تحلیلی نوین، جنبه هایی از پژوهش های بنیادی را نیز در برمی گیرد. جامعه پژوهش شامل ۱۰ نفر از متخصصان منابع انسانی و پنج مدل زبانی هوش مصنوعی است. گردآوری داده ها با استفاده از روش دلفی انجام شده و برای افزایش اعتبار یافته ها، رویکرد زاویه بندی به کار رفته است. شایان ذکر است که برای طراحی پرسشنامه اولیه، علاوه بر مرور ادبیات، ۱۰۰ شرح شغلی و ۵۰ آگهی شغلی با استفاده از Python تحلیل شده است. نتایج نشان می دهد دلفی مبتنی بر هوش مصنوعی توانایی بالایی در تحلیل دقیق و چندلایه مؤلفه ها دارد و داده هایی با دیدگاه های متنوع و چرخشی تولید می کند. این فرآیند در پنج مرحله طراحی شده که از نگارش هدفمند پرامپت ها آغاز و با اولویت بندی مؤلفه ها پایان می یابد. برای نخستین بار در ایران، این فرآیند به صورت ساختارمند در حوزه توسعه فردی و پژوهش های علمی اجرا شده و می تواند در ترکیب با دلفی انسانی، دقت تحلیل و کیفیت تصمیم سازی در مطالعات را به طور معناداری ارتقا دهد.
۳۱۳۷.

تحلیل اثر نشانه های هشداردهنده اولیه و علل کار خارج از توالی بر بهره وری پروژه های ساخت و ساز صنعتی(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۲ تعداد دانلود : ۴
این پژوهش در پی شناسایی بارزترین نشانه های هشدار اولیه و علل وقوع کار خارج از توالی و تحلیل اثر آن ها بر بهره وری پروژه های ساخت وساز صنعتی است. بدین منظور، با اتکا به پیشینه پژوهش و نظرات گروهی متشکل از 16 خبره و به کمک فن دلفی فازی بارزترین این نشانه ها و علل در پروژه های ساخت وساز صنعتی تعیین، و با استفاده از قواعد ماکس ماکس و بیز اثر آن ها بر بهره وری پروژه های مذکور در دو موقعیت اطمینان کامل و ریسک تحلیل شد. ادغام یافته های دو رویکرد نشان داد که در میان بارزترین نشانه های هشدار اولیه، شش نشانه «ویرایش های زیاد در طراحی»؛ «حضور افراد بی تجربه در نقش های کلیدی»؛ «گرایش به تخطی از منحنی پیشرفت خط پایه»؛ «برنامه ریزی ضعیف برای گذار از مرحله ساخت به مرحله راه اندازی»؛ «درصد بالای دوباره کاری»؛ و «استفاده زودهنگام از شناوری» جدی ترین اخطار آسیب به بهره وری از جانب کار خارج از توالی را می دهند. همچنین، در میان بارزترین علل کار خارج از توالی، «عدم توجه به الزامات ذ ی نفعان حین برنامه ریزی»؛ «تغییر در طراحی»؛ «ارتباط ضعیف تیم پروژه با طرف های مختلف پروژه»؛ «عدم تحویل به موقع توسط تأمین کنندگان»؛ «واقعی نبودن زمان پیش بینی شده برای فعالیت ها»؛ و «نبود منابع مالی کافی برای پروژه» می توانند با زمینه سازی برای وقوع کار خارج از توالی، بیشترین آسیب را به بهره وری پروژه های ساخت وساز صنعتی وارد کنند. یافته های این مطالعه به مدیران در درک بهتر نشانه های هشدار اولیه و علل کار خارج از توالی و پیش بینی تمهیداتی برای پیشگیری از وقوع یا کاهش آثار منفی این پدیده در مرحله برنامه ریزی پروژه های ساخت وساز صنعتی کمک می کند.
۳۱۳۸.

تحلیل کتاب سنجی کاربست هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال در شرکت های کوچک و متوسط: گذشته، حال، آینده(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۳ تعداد دانلود : ۶
اخیرا با نفوذ هوش مصنوعی، محیط بازاریابی شرکت های کوچک ومتوسط، شاهد پیشرفت های قابل توجهی بوده است. هدف این تحقیق شناسایی تاثیرگذارترین مشارکت کنندگان، روندهای فعلی و جهت های تحقیقاتی آینده در زمینه هوش مصنوعی در بازاریابی دیجیتال در شرکت های کوچک و متوسط است. به این منظور داده های کتاب سنجی 100 سند بین سال های 2000 تا 2025 در زمینه هوش مصنوعی در تحقیقات بازاریابی از پایگاه داده اسکوپوس استخراج شد. برای تجزیه و تحلیل از نرم افزار VOSviewer نسخه 1.6.20.0 استفاده شد. نتایج و روند انتشار نشان دهنده رشد سالانه در هوش مصنوعی در تحقیقات بازاریابی است. علاوه بر این، تحلیل هم رخدادی کلیدواژه ها، چهار خوشه موضوعی اصلی را کشف کرد: خوشه اول- دیجیتالی شدن شرکت های کوچک ومتوسط، خوشه دوم- فرصت های بازاریابی هوش مصنوعی در صنعت، خوشه سوم- تحلیل داده و تصمیم گیری پیشرفته و خوشه چهارم- استراتژی های بازاریابی و شبکه های اجتماعی. این مطالعه با شناسایی خوشه های موضوعی فعلی، حوزه های تحقیقاتی آینده را شناسایی می کند. همچنین این تحقیق دارای کاربردهای عملی برای بازاریابان در شرکت های کوچک و متوسط است و نشان می دهد که چگونه هوش مصنوعی می تواند برای بهبود عملیات تجاری استفاده شود.
۳۱۳۹.

ارائه چارچوبی برای طراحی مدل شایستگی مدیران با رویکرد یادگیری ماشین(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۶ تعداد دانلود : ۹
در چشم انداز در حال تحول مدیریت منابع انسانی، مدل شایستگی به عنوان ابزاری کلیدی برای هم راستا کردن توسعه منابع انسانی با اهداف راهبردی سازمان به ویژه در نقش های مدیریتی عمل می کند. هر چند مدل های شایستگی مدیریت از سال 1990 گسترش پیدا کرده اند، اما رویکردهای مرسوم در طراحی مدل های شایستگی و ارزیابی مبتنی بر این مدل ها، با چالش هایی از نقطه نظر چیستی شایستگی، ارتباط شایستگی ها با عملکرد برتر و روش ایجاد مدل که اغلب مبتنی بر قضاوت خبرگان و ارزیابی های کیفی و در نتیجه تجربیات و داوری های ذهنی است، مواجه بوده اند. در راستای پاسخ به این چالش ها، پژوهش حاضر چارچوبی مبتنی بر داده کاوی برای طراحی مدل شایستگی برای مدیران ارائه می دهد. این چارچوب بر پایه تحلیل محتوای کیفی قیاسی بر ۲۵ مقاله منتخب که از راه مرور نظام مند ادبیات شناسایی شدند و بر مبنای فرایند استاندارد برای داده کاوی CRISP-DM توسعه یافته است. بر این اساس از 25 پژوهش که از روش های داده کاوی در مراحل مختلف طراحی مدل شایستگی برای مدیران استفاده کرده اند، الگوهای مشترک استخراج و تلفیق شده اند. در نتیجه تحلیل محتوای کیفی 16 مقوله به دست آمده که 12 مقوله از جمله خوشه بندی شایستگی ها، خوشه بندی افراد بر اساس عملکرد، تفسیر خوشه های عملکرد و شناسایی خوشه عملکرد برتر، الگوریتم های دسته بندی برای ایجاد رابطه میان شایستگی و عملکرد، تفسیر مدل و مشخص کردن محدوده شایستگی ها در قالب چارچوب طراحی مدل شایستگی ارائه شده است و 4 مقوله نیز به تکمیل چارچوب و استفاده از آن کمک می کند. بر این اساس، این چارچوب امکان طراحی مدل های عینی تر و مبتنی بر داده را فراهم می سازد.
۳۱۴۰.

کارآمدی وفق پذیری محیط زیستی در تکامل جغرافیای کهن ایران(مقاله علمی وزارت علوم)

حوزه‌های تخصصی:
تعداد بازدید : ۱۷۵ تعداد دانلود : ۱۶۵
شکل گیری پایه های تمدنی موید این حقیقت تاریخی-جغرافیائی است که نوع بشر در تلاش برای عملی کردن نبوغ و استعدادهایش در مواقع بسیاری به درک درستی از محدودیت ها رسیده و خود را با آنها وفق داده است. در جغرافیای کهن به ویژه جغرافیای ایران، رابطه انسان و طبیعت بطور عمده بر مدار چیرگی طبیعت بر انسان می چرخید. در مناطقی که طبیعت با کاستی همراه بود، توان جسمی، تجربی و فنی انسانها نمود پیدا کرد. هدف این پژوهش تشریح وفق پذیری محیط زیستی در جغرافیای کهن ایران است که باعث گردید ایرانیان به عنوان نخستین مردمی که به محیط زیست و حفظ آن اهمیت می دادند، شناخته شوند. این مقاله که با رویکردی استقرائی و با راهبرد مطالعات تاریخی-جغرافیایی انجام شده، از نوع تحلیلی است و به شیوه کتابخانه ای انجام شده و در نگارش آن منابع داخلی و خارجی مرتبط با موضوع پژوهش مورد توجه بوده اند. یافته های این پژوهش تاکید دارند که وفق پذیری محیط زیستی ایرانیان در تکامل جغرافیای باستان نقش برجسته ای داشته است. ایرانیان در برخورد با کاستی های طبیعی از جمله آب ابتکار عمل های ارزشمندی و فناورانه ای چون ساخت قنات، آب انبار، یخچال و شیوه های ویژه کشت داشتند. مجموع آن اقدامات و ابتکارات در قالب وفق پذیری قابل تبیین است. از طرف دیگر دین زرتشت ایرانیان را به احترام به طبیعت و حفظ عناصر حیاتی و آلوده نکردن آنها توصیه می کرد. محدودیت های طبیعی و در نتیجه وفق پذیری از یک سو و تاکید آموزه های دینی زرتشت بر نگهداری از عناصر اصلی زندگی از سوی دیگر، نام ایرانیان را به عنوان نخست مردمان حافظ محیط زیست در دنیا مطرح کرد.

پالایش نتایج جستجو

تعداد نتایج در یک صفحه:

درجه علمی

مجله

سال

زبان