زمینه و هدف: وجود بازار های سازمان یافته جهت دادوستد قانونمند و استاندارد کالا های کشاورزی، می تواند نقش به سزایی در توسعه بخش کشاورزی به عنوان یکی از محوری ترین مؤلفه های توسعه اقتصادی کشور داشته باشد. هدف از این پژوهش شناسایی عواملی است که در سال های اخیر به عنوان مهم ترین دلایل اثرگذار بر عدم موفقیت رینگ کشاورزی (در مقایسه با رینگ پتروشیمی و فلزات) بورس کالای ایران مطرح بوده است. رتبه بندی و ارائه راهکار هایی جهت رفع موانع موجود نیز به عنوان اهداف دیگر در این پژوهش مطرح است. روش ها: این مطالعه کاربردی توصیفی از نوع همبستگی، مبتنی بر مدل معادلات ساختاری است. از میان حدود 250 نفر کارشناس حوزه معاملات بورس کالا، تعداد 145 نفر به روش نمونه گیری تصادفی انتخاب شدند. جهت گردآوری اطلاعات، پرسشنامه ای طراحی شده و پس از تأیید روایی و پایایی، میان افراد نمونه پژوهش توزیع گردید. از نرم افزار های آماری لیزرل و spss جهت تحلیل داده ها استفاده شد. یافته ها: تمامی عوامل معرفی شده در مدل پژوهش به عنوان عوامل اثرگذار بر عدم رونق معاملات در رینگ کشاورزی بورس کالا، مورد تأیید قرار گرفتند. نتیجه گیری: نتایج پژوهش حاکی از آن است که ناکامی معاملات رینگ کشاورزی بورس کالا را می توان به سه گروه عمده عوامل کلان دولتی، عوامل مربوط به بورس کالا و عوامل ساختاری بخش کشاورزی مرتبط دانست، هر گروه شامل چندین مؤلفه مجزاست. رونق معاملات در رینگ کشاورزی نیازمند ارائه راهکار ها و اجرای سیاست هایی جهت رفع هر یک از عوامل زیرگروه ارائه شده است.
تحلیل گفتمان سازمانی رویکردی کیفی و نوین در واکاوی طبیعت گفتمان در سازمان به شمار می آید. این پژوهش از دیدگاه روش شناختی، در بستری پساساختاری بر آن است تا به بررسی پدیده ای برجسته در گفتمان سازمانی؛ «رهگفت های ارتباطی» بپردازد. از این رو، به مدت هشت روز گفت وگوی سه نفر در محیط کاری (دفتر آموزش دانشکده) ضبط، پیاده سازی و به متن (پیکره) تبدیل گردید، تا بتوان در بررسی کاربرد رهگفت های ارتباطی این محیط کاری از آن بهره جست. بر اساس تحلیل پیکره و یافته های پژوهش رهگفت های ارتباطی در پنج دسته از یکدیگر باز شناخته شدند؛ روایات عمومی، روایات سازمانی، تعارفات، گفتارهای میانه و گفتارهای ارتباطی- اجرایی. همچنین، برآیند به عمل آمده نشان می دهد که برآورد و ارزیابی فعالیت سازمانی، ایراد رفع مسئولیت، انتقاد از روند انجام فعالیت، اظهار ناخشنودی از شرایط کاری و ابراز هویت سازمانی، در کنار رهگفت های اجرایی از جمله کارکردهای رهگفت های ارتباطی است. بر اساس برآیندهای پیش گفته، پیشنهاد می شود که به نقش روش شناختی و معرفت شناختی «تحلیل گفتمان سازمانی» در بررسی طبیعت گفتمان سازمان توجه بیشتری شود؛ زیرا بکارگیری این روش کیفی، موضوعی محوری در درک و برداشت درست از پدیده های پیچیده سازمانی و امری مهم در واکاوی فرهنگ سازمانی به شمار می رود. افزون بر این، از این روش نوین می توان برای افزایش آشنایی پژوهش گران با گفتمان سازمانی و همچنین در امر آموزش منابع انسانی و گسترش سرمایه اجتماعی نیز بهره جست.
این پژوهش با هدف بررسی تأثیر آموزش شغلی و فرهنگ سازمانی بر جهانی شدن شرکت کیسون انجام گرفته است. پژوهش حاضر از نظر هدف از نوع کاربردی و از نظر نحوة گردآوری داده ها توصیفی – همبستگی است. نمونة آماری تحقیق، 156 نفر براساس فرمول کوکران و به روش تصادفی طبقه ای از میان جامعة 256 نفری از کارشناسان، کارشناسان ارشد، سرپرستان و مدیران انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده های تحقیق پرسشنامه بوده است. برای تعیین روایی پرسشنامه، نظر خبرگان و برای تعیین پایایی آن ضریب آلفای کرونباخ بررسی شد. آلفای کرونباخ کل پرسشنامه 951/0 به دست آمد. به منظور تجزیه وتحلیل داده ها، روش تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری به کار گرفته شد. یافته ها نشان داد آموزش شغلی و فرهنگ سازمانی بر جهانی شدن تأثیرگذارند. همچنین، آموزش از طریق فرهنگ سازمانی بر جهانی شدن تأثیرگذار است. از طرفی، نتایج نشان داد آموزش بر فرهنگ سازمانی تأثیرگذار است.
عصر حاضر، عصر تغییرات و تحولات اساسی و بنیادی است و سازمان هایی می توانند در صحنه ی رقابت باقی بمانند که خود را با این شرایط تطبیق دهند. لذا سازمان ها باید اطلاعات محیط اطراف خود را سریع تر و با دقت بیشتری تجزیه و تحلیل کنند. از شیوه های دستیابی به این هدف، کسب هوشمندی رقابتی از طریق قابلیت های پویای مبتنی بر دانش می باشد. قابلیت های پویا به مفهوم توانایی سازمان در پیکربندی مجدد شایستگی های داخلی و خارجی در جهت مهار محیط های به سرعت در حال تغییر می باشد تا بر این اساس در محیط های در حال تغییر، بتواند به عملکرد و هوشمندی دست یابد. هدف این پژوهش بررسی نحوه شکل گیری هوشمندی رقابتی بر اساس رویکرد قابلیت های پویای مبتنی بر دانش می باشد. جامعه ی آماری تحقیق، شامل کلیه کسب و کارهای کوچک و متوسط در استان لرستان می باشد. تعداد نمونه 318 مورد بوده و برای نمونه گیری از روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها نیز پرسشنامه بوده است. یافته های پژوهش حاکی از آن است که قابلیت جذب شامل کسب دانش بیرونی و به اشتراک گذاری دانش درونی یک مولفه مهم و حیاتی موثر بر قابلیت های پویا بوده و مدیران کسب و کارهای کوچک و متوسط می توانند از طریق ایجاد قابلیت های پویای مبتنی بر دانش، به هوشمندی رقابتی دست یابند.
استفاده از کپی کت ها به نحوه فزاینده ای در بازار جهانی امروزی در حال رواج می باشند گاهی شباهت بین کپی کت ها و برندهای اصلی آن قدر زیاد است که منجر به سردرگمی مصرف کنندگان می شوند. کپی کت ها سعی می کنند برای بدست آوردن مقبولیت و پذیرش مصرف کنندگان از پوشش تجاری یک برند رهبر تقلید کنند. این پژوهش با هدف بررسی نقش طرز فکر افراد بر استراتژی های کپی کت انجام شد.جامعه آماری این پژوهش شامل مشتریان فروشگاه شهروند شهر خرم آباد بوده است که با توجه به نامحدود بودن جامعه تعداد نمونه انتخابی 276 نفر انتخاب شد. از روش نمونه گیری تصادفی ساده برای روش نمونه گیری استفاده شده است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه بود که برای تحلیل و بررسی فرضیات از آزمون نسبت استفاده و نتایج .نشان دهنده این بود که افراد رابطه گرا کپی کت مبتنی بر زمینه و افراد ویژگی گرا کپی کت مبتنی بر ویژگی را بیشتر به برند رهبر می دانند
در دنیای رقابتی امروز، صنایع مختلف به این نتیجه رسیده اند که به علت بقا در جهان رقابتی امروز، بهبود مستمر در عملکرد سازمانی امری ضروری است. امروزه سازمان ها به دنبال افزایش سودآوری و حداکثر کردن عملکرد بلندمدت سازمان هستند. در این میان درک اثرات اقتضایی فعالیت های بازار بر عملکرد سازمان اهمیت زیادی دارد. بر این اساس پژوهش حاضر به دنبال بررسی تأثیر فعالیت های اکتشاف و بهره برداری بازار بر عملکرد بازار شرکت با توجه به نقش تعدیل گری مشارکت با تأمین کننده می باشد. روش پژوهش حاضر بر مبنای هدف از نوع کاربردی، از حیث نحوه گردآوری و اجرا، توصیفی- علی و روش جمع آوری اطلاعات از نوع پرسشنامه می باشد. جامعه آماری پژوهش مدیران 51 شرکت فعال از شرکت های تولیدی کوچک و متوسط استان مازندران می باشد. برای تجزیه و تحلیل توصیفی پژوهش از نرم افزار SPSS و برای آزمون فرضیه ها از تکنیک مدل سازی معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS2 استفاده شد. نتایج نشان داد که فعالیت های بازاریابی( اکتشاف و بهره برداری ) بر عملکرد بازار با تعدیل گری مشارکت با تأمین کننده موثر است.
در این تحقیق، به ارزیابی و انتخاب تأمینکنندگان باا اساتفاده از ویژگای هاا زنییاره تاأمین نااب چابا و –
تخصیص سفارش به تأمینکنندگان منتخا پرداتتاه مای شادد در مادل پیشانهاد ، تاأمین کننادگان باالقده باا
بکارگیر ی مدل چند هدفه فاز با تدجه به ویژگیها کلید زنییاره تاأمین نااب چابا ، از جملاه -
تدانایی در پاسخگدیی به تقاضاها، کاهش زمان تأتیر و هزینهها که از عدامل برنده باددن باازار در ایان ناد از
زنییره تأمین محسدب میشدند و همچنین با در نظر گرفتن ظرفیت و محدودیتهاا مدجادد بارا ساازمان و
تأمینکنندگان ارزیابی میگردند مدل ارائه شده، اجازه انتخاب چندین تأمین کننده را باه تریادار مای دهاد
همچنین، مدل پیشنهاد چند محصدلی بدده و چندین دوره را در نظر میگیرد به علت زمان زیاد بارا مساائل
با ابعاد بزرگ و عدم کارایی روشها دقیق با افزایش ابعاد مسأله، علاوه بر حال مساأله باه وسایله نارم افازار
لینگد از الگدریتم ژنتی برا رسیدن به جداب بهینه استفاده شده است
سیستم های تولید همواره با ریسک های مختلفی از جمله ریسک توقف و از کار افتادگی روبرو هستند. تجزیه و تحلیل
ریسک عملکرد سیستم تولید، در حالی که داده های واقعی و مناسب در دسترس نیست باعث بروزخطا در پیش بینی
پارامترها و سبب تصمیمگیری غلط خواهد شد. شرایط عدم قطعیت حالتی است که داده های مناسب برای تصمیمگیری
وجود ندارد و در حالتی خاص از عدم قطعیت تصمیمگیرنده با فقدان اطلاعات مواجه است. ریسک حالتی از عدم قطعیت
است که اطلاعات از گذشته سیستم به طور ناقص در دسترس است. ریسک موجود در سیستم های تولیدی با عدم تحقق
قابلیت اطمینان دستگاهها ارتباط مستقیم دارد، در این پژوهش نخست سوابق و رابطه بین ریسک و قابلیت اطمینان مورد
بررسی قرار گرفته سپس با بهره گیری از تئوری دمپستر شافر مدلی برای حداکثر سازی قابلیت اطمینان با توجه به
ریسک موجود ارائه شده است. از آنجایی که محاسبه دقیق قابلیت اطمینان برای سیستم های و فرایندهای پیچیده وقتی که
داده های درستی از شکست در اختیار نیست به شدت مشکل و پیچیده میشود در روش جدیدی که ارائه شده، به جای
استفاده از روش های کاملا کیفی، ازتئوری دمپسترو شافر استفاده شده که در آن از همه داده های در دسترس برای
تصمیمگیری استفاده شده است. استفاده از این روش سبب به دست آمدن محدوده های ریسک برای تجهیزات و ماشین
آلات میگردد.این محدوده ها با توجه به رابطه ای که بین ریسک و قابلیت اطمینان دستگاه وجود دارد در یک ماتریس
تحلیل ریسک ترسیم و میزان تغییرات برای رسیدن به ریسک پایین تر مشخص شده است، تمامی روش ارائه شده با بهره
گیری از اطلاعات یک شرکت تولیدی مورد بررسی قرار گرفته است، تمرکز کارهایی که تاکنون در خصوص ارزیابی
قابلیت اطمینان انجام شده است روی استفاده از تئوری احتمال بوده که در آن با تعیین نوع توزیع های شکست اجزا به پیش
بینی زمان شکست پرداخته شده است در حالی که تحقیق حاضر ارائه دهنده تغییر نگرشی برای کاربردی کردن استفاده
همزمان از تئوری امکان و تئوری احتمال است.
این پژوهش به شناسایی مؤلفه های اثرگذار بعد خدمات انکوباتورهای دانشگاهی که در تأسیس شرکت های زایشی دانشگاه نقش دارند، پرداخت. روش پژوهش از نوع آمیخته و جامعه آماری شامل خبرگان و متخصصین در حوزه مراکز رشد در دانشگاه های استان مازندران بود. نمونه گیری در بخش مطالعه کیفی هدفمند و در بخش کمی تصادفی طبقه ای بود. در بخش کیفی تعداد 13نفر در فرآیند مصاحبه و در بخش کمی با حجم جامعه 304 نفر، 170 نفر به عنوان نمونه در این پژوهش مشارکت داشتند. ابزار جمع آوری اطلاعات شامل مصاحبه و پرسشنامه محقق ساخته بود که بعد از تأئید روایی، پایایی آن82/0 محاسبه گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی و در بخش استنباطی از تحلیل عاملی اکتشافی و تأئیدی استفاده شد. نتایج پژوهش در بخش کیفی بیانگر آن بود که در ایجاد شرکت های زایشی دانشگاهی، 17 مؤلفه در بعد خدمات شناسایی شد. در بخش کمی، یافته ها نشان داد که مؤلفه کمک های مالیاتی با بالاترین بار عاملی (84/0)، و مؤلفه تأمین منابع مالی با کمترین بار عاملی (40/0) از کل واریانس ها را تبیین و سایر مؤلفه ها نیز هر کدام به ترتیب در درجات بعدی اهمیت قرار گرفتند. همچنین الگوی نهایی پژوهش، با شاخص های برازش، ضرایب استاندارد مورد تأیید قرار گرفت. میزان ضریب تأثیر مؤلفه های موجود در خدمات انکوباتورهای دانشگاهی در ایجاد شرکت های زایشی دانشگاه به تنهایی بالاترین ضریب تأثیرگذاری در مؤلفه کمک های مالیاتی با 84/0 و کمترین در مؤلفه تأمین منابع مالی با 40/0 بود.
هدف از انجام این پژوهش بررسی عوامل پیش بینی کننده در ایجاد اعتماد در روابط مدیران و دبیران دبیرستان های دخترانه متوسطه نظری در آموزش و پرورش شهر قزوین می باشد. روش پژوهش توصیفی از نوع همبستگی بوده است. جامعه آماری این پژوهش شامل مدیران و دبیران دبیرستان های دخترانه متوسطه نظری در آموزش و پرورش شهر قزوین می باشد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه های اعتماد (نیهان و مارلو،1997)، رهبری تحول آفرین (یس،1985)، عدالت رویه ای (نیهف و مورمن،1993) و حمایت سازمانی (هگواتر و دیگران، 2003) بهره گرفته شده است. به منظور تجزیه و تحلیل داده ها از ضریب همبستگی پیرسون و رگرسیون چند گانه استفاده شده است. نتایج حاصله نشان داد که بین حمایت وعدالت ادراک شده، رهبری تحول آفرین و اعتماد رابطه مثبت معنادار وجود دارد. همچنین سبک رهبری تحول آفرین بیشترین تاثیر را بر روی اعتماد دارد و هر سه متغیر در سطح کمتر از 001/0 معنادار می باشند.
هدف پژوهش حاضر ارائه راهکارهای کاربردی به منظور بهبود کیفیت خدمات ارائه شده به مشتریان توسط کارکنان باجه است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش تحقیق توصیفی_ همبستگی است. در این پژوهش ابتدا مدل نظری و فرضیات بین متغیرها توسعه داده شد. جامعه آماری پژوهش کارکنان باجه بانک انصار شهر تهران بودند. بدین منظور نمونه ای برابر با 320 نفر بر اساس جدول مورگان و با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شد. برای جمع آوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. از پرسشنامه های بدبینی دین و همکاران ، تعهد سازمانی آلن و می یر و کیفیت خدمات پاراسورامان و همکاران استفاده شد. روایی پرسشنامه با استفاده از روایی هم گرا و پایایی آن با استفاده از آلفای کرونباخ که برای کل پرسشنامه (9/0) بود و پایایی مرکب مورد تایید قرار گرفت. جهت بررسی فرضیات پژوهش مدل معادلات ساختاری و رویکرد کمترین مربعات جزئی مورد استفاده قرار گرفت. نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان داد که بدبینی سازمانی بر کیفیت خدمات ارائه شده به مشتریان تاثیر منفی به میزان 28/0- دارد. هم چنین نقش میانجی گری تعهد سازمانی در تاثیر بدبینی سازمانی بر کیفیت خدمات ارائه شده به مشتریان تایید شد. از دیگر نتایج پژوهش تایید نقش تعدیلگری تعهد سازمانی در تاثیر بدبینی سازمانی بر کیفیت خدمات ارائه شده کارکنان بود.
شادی یک عامل مهم برای سازمان و ذی نفعان آن و یکی از بنیادی ترین مفاهیم روانشناسی مثبت گرا بشمار می رود. هدف این پژوهش بررسی تأثیر مشارکت در تصمیم گیری گروهی بر سازمان شاد با فرض متغیر میانجی اعتماد سازمانی است. روش این پژوهش پیمایشی با استفاده از پرسشنامه استاندارد است. روایی ابزار تحقیق با استفاده از نظر متخصصان و اساتید و نیز تحلیل عاملی و پایایی آنها به روش آلفای کرونباخ تعیین شده است. جامعه آماری 710 نفری این تحقیق کارکنان دانشگاه پیام نور استان خوزستان می باشند و نمونه گیری به شیوه تصادفی طبقه ای صورت پذیرفته و حجم نمونه 264 نفر است. در این پژوهش تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزارهای LISREL، SPSS و Minitab انجام شده است. یافته های این پژوهش نشان می دهد مشارکت در تصمیم گیری گروهی به طور مستقیم و غیر مستقیم از طریق متغیر میانجی اعتماد سازمانی بر سازمان شاد تأثیر مثبت و معنادار دارد.
در سال های اخیر نه فقط حساسیت رقابت در بازار افزایش یافته، بلکه ماهیت آن نیز، تغییر کرده است. امروزه موفقیت شرکت ها به توانایی آن ها در سازگاری با تغییرات سریع فناوری و شرایط بازار بستگی دارد. این امر نیازمند نیروی کار با دانش و آگاه است و مدیریت موثر بر افراد، یکی از کلیدهای اصلی این موفقیت محسوب می شود. موضوع سرمایه انسانی چنان دارای اهمیت است که بسیاری از محققین ارزشمندترین و مهم ترین منابع یک شرکت را سرمایه انسانی آن می دانند. سرمایه های انسانی می توانند دارایی های استراتژیک باشند و مزیت رقابتی برای شرکت ها ایجاد کنند. در این راستا، هدف تحقیق حاضر بررسی اثر سرمایه انسانی بر ثروت ایجاد شده برای سهامداران می باشد. نمونه آماری تحقیق شامل 146 شرکت بورس اوراق بهادار طی سالهای 1388 تا 1392 می باشد. جهت آزمون فرضیه تحقیق رگرسیون فازی بکار گرفته شده است. اندازه شرکت، بازده دارایی و اهرم مالی نیز به عنوان متغیر کنترل استفاده شده است. نتایج تحقیق جاری حاکی از وجود رابطه ای معنی دار بین سرمایه انسانی و ثروت ایجاد شده برای سهامداران است. سرمایه انسانی بالاتر همچنین با بازده دارایی بالاتر در ارتباط است. با این حال رابطه ای معنی دار بین سرمایه انسانی با اندازه شرکت و اهرم مالی یافت نشده است.
از یک سو، دانش پژوهی فرایند خط مشی گذاری عمومی در سه دهه گذشته با غنای نظری قابل توجّهی در سطح جهان مواجه شده است و رویکرد خطّیِ مراحل (تعریف مسئله، ارائه پیشنهادیه، تصویب، پیاده سازی، و ارزیابی)، جای خود را به نگاه های نظری جدیدی همچون نظریه تعادل نقطه ای، چهارچوب ائتلاف مدافع، چهارچوب جریانات چندگانه، مدل اشاعه خط مشی، و غیره، داده است. از سوی دیگر، سه نوع جریان پژوهشی نوظهور در مطالعات فرایند خط مشی گذاری دیده می شود: به کارگیری نگاه های نظری در عرصه ها و خط مشی های مختلف و مقایسه قدرت تبیین کنندگی آنها، مقایسه نگاه های نظری با یکدیگر، و تلفیق و ادغام برای دستیابی به نگاه نظری جامع تر». با این حال، بررسی های میدانی نشان داد که دانش پژوهان فرایند خط مشی گذاری در ایران همچنان در راستای رویکرد منسوخ مراحل خط مشی قدم برمی دارند و چندان توجّهی به آزمون، نقد، یا پیشبرد نگاهای نظریِ جدید نمی شود. از این رو رهنمودهایی برای هموارسازی و شتاب بخشی به مطالعات فرایند خط مشی گذاری عمومی در ایران ارائه شده است تا مسیر جدیدی در این زمینه گشوده شود.
از یک سو، دانش پژوهی فرایند خط مشی گذاری عمومی در سه دهه گذشته با غنای نظری قابل توجّهی در سطح جهان مواجه شده است و رویکرد خطّیِ مراحل (تعریف مسئله، ارائه پیشنهادیه، تصویب، پیاده سازی، و ارزیابی)، جای خود را به نگاه های نظری جدیدی همچون نظریه تعادل نقطه ای، چهارچوب ائتلاف مدافع، چهارچوب جریانات چندگانه، مدل اشاعه خط مشی، و غیره، داده است.
هدف از این پژوهش دست یافتن به مفروضه های بنیادین عرفان اسلامی و دلالت های این مفروضه ها برای آموزش صلح است. زیرا صلح، از جمله مهم ترین ضرورت ها و نیازهای جهان امروز تلقی می شود. بنابه نظر بسیاری از صاحب نظران و اندیشمندان تربیتی، آن را بایستی جزء مهم ترین اهداف تربیتی و آموزشی بشمار آورد. به نظر می آید صلح آموزی از منظر عرفان اسلامی می تواند به عنوان رویکردی نوین در مدیریت آموزشی مطرح شود. با این وصف، اهمیت این موضوع برای جوامع مسلمان دو چندان است زیرا به دلایل گوناگون، صلح در این گونه جوامع در معرض خطر قرار دارد. از جمله مهم ترین دلایل این امر می توان به نوع قرائت های اسلامی رایج در این گونه جوامع اشاره کرد. بنابراین، دغدغه و مسئله اصلی پژوهشگران در رابطه با صلح و آموزش آن، نوع نگاه قرائت های گوناگون اسلامی است. این مطالعه پژوهشی کیفی است که به روش تحلیلی – استنتاجی در ابتدا به استخراج و توصیف مفروضه های بنی ادین عرفان اسلامی پرداخت ه سپس به استنتاج دلالت های تربیتی این مفروضه ها برای آموزش صلح و کاربرد آن برای مدیران آموزشی کوشیده است. جامعه مورد بررسی در این پژوهش منابع، مقاله ها و کتاب های عرفانی است. پژوهشگران به عنوان ابزار پژوهش به بررسی اسناد، برای رسیدن به هدف یاد شده تلاش کرده اند. نمونه گیری پژوهش هدفمند بوده و زمانی که پژوهشگران دریافته اند به مقصود (نقطه اشباع) رسیده اند، مطالعه را متوقف کرده اند. نتایج پژوهش، گواه بر این است که اصل وحدت، اصل ظاهر و باطن، عشق و زیبایی، فطرت، تزکیه و تهذیب و دلالت های آن ها، شرایط و بستر تربیتی مناسبی برای کم کردن دشمنی و دگرگون سازی مفهوم دشمن فراهم کرده و در نتیجه، تحقق صلح آموزی را در نظام آموزش و پرورش بویژه تربیت دینی، امکان پذیر می سازد. از سوی دیگر، رویکرد یاد شده می تواند مورد پژوهش در حیطه مباحث مدیریت آموزشی و برنامه ریزی درسی باشد.
هدف اصلی این تحقیق رابطه قدرت مدیران و مدیریت زمان با بهره وری نیروی انسانی در ادارات ورزش و جوانان استان مازندران است. روش تحقیق در این مطالعه، توصیفی و از نوع همبستگی و جامعه آماری از میان 400 نفر از کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان مازندران به کمک جدول مورگان 191 نفر انتخاب شده است. ابزار گردآوری داده ها، سه پرسشنامه معتبر سنجش منابع قدرت شرایخیم و هینکین (1989) با پایایی 812 درصد و مدیریت زمان آرنولد و فلدمن (1986) با پایایی 854 درصد و بهره وری نیروی انسانی هرسی و گلداسمیت (1998) با پایایی 901 درصد است. روش تجزیه و تحلیل داده ها، با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی به کمک نرم افزار LISREL است. یافته تحقیقی حاکی از این است که بین قدرت مدیران و مدیریت زمان با بهره وری مثبت و معنادار رابطه وجود دارد. همچنین بین مولفه های قدرت مدیران (پاداش، قانون، مرجعیت و تخصص) و مولفه های مدیریت زمان (هدف گذاری، برنامه ریزی عملیات، تفویض اختیار، مدیریت ارتباطات و مدیریت جلسات) با بهره وری نیروی انسانی در کارکنان ادارات ورزش و جوانان استان مازندران رابطه وجود دارد ولی بین مولفه های اجبار و اولویت بندی اهداف و فعالیت ها رابطه وجود ندارد.
هدف این پژوهش، شناسایی مؤلفه ها و تعیین محتوا برای وبسایت های تسهیل گر گردشگری پزشکی جهت جذب گردشگران پزشکی بالقوه است. برای نیل به این هدف، استراتژی دو مرحله ای ""شناسایی وبسایت های برتر تسهیل گر گردشگری پزشکی حاصل از جستجوی هفت کلیدواژه تخصصی در گوگل"" و سپس ""تعیین محتوای پیشنهادی برای یک وبسایت تسهیل گر گردشگری پزشکی با استفاده از خدمات و اطلاعات استخراج شده"" بکار گرفته شد. در ابتدا تمام وبسایت های منتخب با استفاده از رویکرد کیفی تحلیل محتوا مورد بررسی قرارگرفته و انواع خدمات و اطلاعاتی که در اختیار گردشگران پزشکی قرار میگیرند، شناسایی و استخراج شدند. سپس با توجه به ارزیابی به عمل آمده، در سه سطح دسته بندی شدند و بدین ترتیب محتوای پیشنهادی برای معرفی و دسته بندی این خدمات و اطلاعات ارائه گردید. در ادامه با استفاده از رویکرد کمیِ تحلیل محتوا و محاسبه ی فراوانی و تکرار هر یک از خدمات و اطلاعات، رتبه بندی برایشان صورت گرفت. نتایج نشان داد که در وبسایت های تسهیل گر گردشگری پزشکی، محتوای معرفی گزینه های پزشکی از اهمیت بیشتری برخوردار است و در رده های بعدی محتواهای معرفی تسهیلات وبسایت، معرفی گردشگری پزشکی، معرفی وبسایت و نظرات بیماران و مخاطبان قرار دارند.