امروزه، با توجه به تحولات گسترده داخلی و خارجی و در ابعاد فرهنگی، اجتماعی، سیاسی و اقتصادی، بهره گیری از مدیریت سنتی و اتخاذ تدابیر عملیاتی در سازمان ها و نهادهای کشور، بخصوص نهادهای فرهنگی ناکارآمد شده است؛ مدیریتی که قادر به حل مسائل و مشکلات کشور نخواهد بود. استمرار غفلت نسبت به تغییر این نوع مدیریت، پیامدهای جبران ناپذیر مادی و معنوی در پی دارد. فقدان مدیریت راهبردی، همه سازمان ها و نهادهای کشور از جمله حوزه های علمیه را دچار تهدید جدی می کند. مدیریت راهبردی با دو مؤلفة تفکر و برنامه ریزی راهبردی، به اجرای راهبردها و ارزیابی آنها می پردازد. این مقاله با رویکرد تحلیلی و بررسی اسناد سعی دارد تحول حوزه های علمیه، که بارها مورد تأکید مقام معظم رهبری قرار گرفته است، در پرتو مدیریت راهبردی در مقطع زمانی دوره پنجم شورای عالی حوزه های علمیه (1391 1387)، مورد بررسی و ارزیابی قرار گیرد. در این راستا، ضمن توصیف و تحلیل مدیریت راهبردی شورای عالی حوزه های علمیه در امر تحول حوزه، تلاش شده است سیر اقدامات این شورا در این دوره بررسی می شود، تا نگاه راهبردی به حوزه های علمیه برجسته گردد.
هدف این پژوهش، بررسی و تحلیل شیوه ها و تاکتیک های تخریب و انفجارات در عملیات های دفاع مقدس است. در همین راستا خواستار پاسخ به این سؤال که میزان نقش تخریب و انفجارات بر عملیات های دفاع مقدس چگونه بوده است؟ هستیم. نوع تحقیق کاربردی، در جهت افزایش آگاهی نسل های بعد از دفاع مقدس و روش مورد استفاده توصیفی- تحلیلی است.نتایج پژوهش نشان می دهد که چگونه می توان در کمترین زمان ممکن، عده ای افراد خاص را با از خود گذشتگی و ایثار به متخصصین و شجاع ترین افراد در صحنه نبرد میدانی تبدیل نمود و با کمترین اطلاعات ممکن در صحنه عمل؛ با نیروی اعتقاد و ایمان، بیشترین نتایج را به دست آورد. همچنین نشان دهنده مجاهدت های رزمندگان تخریب و فعالیت های صورت گرفته توسط آنان در عملیات های هشت سال دفاع مقدس در برخورد با پیشرفته ترین، خطرناک ترین و غیرقابل عبورترین میادین مین تا آن زمان و شکستن ابهت پوشالی دشمن بعثی و هم پیمانانش است.
یکی از پرکاربردترین ابزارهای حوزه مدیریت ریسک و مدیریت پرتفوی، «قرارداد آتی شاخص سهام» است. کاربردهایی نظیر مدیریت ریسک پرتفوهای متنوع، مدیریت ریسک تک سهم، آربیتراژ شاخص، دامنک کاری، این اوراق را به یکی از محبوب ترین اوراق مشتقه نزد مدیران سرمایه گذاری مبدل ساخته است. با این حال، مطالعات فقهی انجام شده روی این اوراق، با ذکر دلایلی نظیر اکل مال به باطل، قمار، غرر و صوری بودن مبادله، استفاده از این اوراق در بازارهای مالی اسلامی را مجاز نمی شمارد. مقاله حاضر با ارائه راهکار استفاده از «قرارداد آتی صندوق شاخصی» به جای قرارداد آتی شاخص سهام، در پی رفع موانع فقهی استفاده از این اوراق پرکاربرد است. این مقاله ضمن تشریح و بررسی ابعاد مختلف قرارداد آتی شاخص و صندوق شاخصی، مشخص خواهد کرد که در بین انواع صندوق شاخصی، چه صندوق شاخصی می تواند رفتاری کاملاً مشابه شاخص و متناسب با بازار سرمایه ایران داشته باشد.
جدول داده ـ ستاده بیانگر تصویر آماری از وضعیت اقتصادی در یک مقطع زمانی یکساله می?باشد. این جدول اقتصاد را بـهn بخش تقسیم کرده و جریان داد و ستد بین این بخش?ها را نشان می?دهد. سطرهای این جدول نشاندهنده چگونگی توزیع محصولات یک بخش بین بخش?های مختلف است و ستونهای آن بیانگر خریدها یا نیازهای هر یک از بخشهای تولیدی است. اگر در جدول داده ـ ستاده، ماتریس مبادلات بین بخشی به تفکیک بخشهای انرژی و غیر انرژی بیان گردد، میتوان ارتباط بخش انرژی با سایر بخشهای اقتصاد را بسادگی توضیح داد. با استفاده از جدول داده ـ ستاده انرژی می?توان شدت انرژی کل (شدت مستقیم و غیرمستقیم انرژی) و همچنین اثرات مستقیم و غیرمستقیم افزایش قیمت انرژی بر تورم و هزینه خانوارها را محاسبه نمود. گروه مدلسازی و تلفیق در دفتر برنامه?ریزی انرژی وزارت نیرو در قالب یک طرح پژوهشی و با همکاری کارشناسان مرکز آمار ایران، جدول داده ـ ستاده انرژی سال 1373 را تدوین نمود که خلاصه نتایج این طرح پژوهشی در قالب این مقاله ارائه شده است. اطلاعات این جدول نشان می?دهد، حدود 68 درصد از انرژی مصرفی کشور در سال 1373 بصورت مصارف واسطه?ای و همچنین سهم انرژی در هزینه?های واسطه?ای حدود 8/5 درصد بوده است.
این پژوهش به بررسی ارتباط سرمایه مدیریتی اجتماعی و فردی مدیران (اعضای هیئت مدیره و مدیرعامل) با کیفیت افشای اطلاعات شرکت ها پرداخته است. منظور از سرمایه اجتماعی، ارتباطات خارجی و منظور از سرمایه های فردی سطح دانش و تجربه کاری مدیران است. همچنین در این پژوهش کیفیت افشا از طریق مدل پیشنهادی کیم و ورچیا [12]اندازه گیری شده است. برای آزمون فرضیه های تحقیق داده های 82 شرکت برای سال های 1388، 1390 و 1392 جمع آوری شد.این پژوهش شامل دو مدل می باشد. مدل اول برای بررسی رابطه سرمایه مدیریتی اجتماعی و فردی مدیران با کیفیت افشای اطلاعات تدوین شده و مدل دوم جهت مقایسه تاثیر این سرمایه ها بر کیفیت افشا میان مدیران درون و برون سازمانی طراحی شده است. نتایج مدل اولنشان می دهد تنها بین تحصیلات مدیران و کیفیت افشا در سطح 95% اطمینان ارتباط وجود دارد در حالی که میان تجربه کاری و ارتباطات خارجی مدیران با کیفیت افشا رابطه معناداری وجود ندارد. همچنین نتایج حاصل از مدل دوم نشان داد تفاوت معنی داری بین تاثیر سرمایه های مدیرانبر کیفیت افشا میان مدیران درون و برون سازمانی وجود ندارد.
هدف این مطالعه، تدوین راهبردهای مدیریت منابع انسانی با بهره گیری از مدل پیشنهادی مایلز و اسنو در یک مجتمع صنعتی فعال در حوزه ی صنایع نفت، گاز و سیمان می باشد. تحقیق حاضر از نوع کاربردی بوده و به روش پیمایشی اجرا شده است. جامعه ی آماری مورد مطالعه، 1100 نفر مدیر و کارشناس مجتمع یادشده است و که 285 نفر از آنان به روش نمونه گیری تصادفی طبقه ای و سامانهاتیک به عنوان نمونه ی تحقیق گزینش شده اند. برای تدوین راهبردهای منابع انسانی، از روش های تجزیه و تحلیل SWOT و ماتریس های ارزیابی عوامل داخلی و خارجی استفاده گردیده است. داده های تحقیق با استفاده از ابزارهای مصاحبه، پرسش نامه و مطالعات کتابخانه ای گردآوری شده است. براساس نتایج تحقیق، شرکت مورد مطالعه با وجود ضعیف بودن در زمینه ی ارزیابی عوامل داخلی (925/1)، در محیط خارج دارای فرصت های خوبی است (389/2). بنابراین، توصیه می گردد، راهبرد کلی پیشنهادی در حوزه ی منابع انسانی این شرکت، راهبرد «تحلیل گرانه» باشد؛ یعنی، در حوزه ی منابع انسانی، شرکت باید ترکیبی از راهبردهای «ساختن» و «خریدن» را مورد توجه قرار دهد.
مبحث برند از جمله مباحثی است که امروزه در کانون توجه شرکت ها و فعالان بازار قرار گرفته است. عوامل مختلفی بر نام تجاری و در نتیجه افزایش فروش و سود اثر دارند، از جمله وفاداری مشتری نسبت به نام تجاری. هدف از این پژوهش مطالعه و بررسی تأثیر تجربه، اعتماد و رضایت از برند بر وفاداری برند لاستیک بارز در شهر کرمان و ارائه الگویی در این زمینه می باشد. جامعه آماری در این تحقیق تمام مصرف کنندگان لاستیک بارز در کرمان می باشد و برای به دست آوردن حجم نمونه از روش نمونه گیری تصادفی ساده استفاده شده است و حجم نمونه پس از انجام محاسبات آماری برابر با 171 می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات در این پژوهش پرسشنامه استاندارد بوده که برای بررسی پایایی آن از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شده است. تحقیق حاضر بر اساس هدف یک تحقیق کاربردی و همچنین بر اساس چگونگی به دست آوردن داده های مورد نیاز، از نوع تحقیقات توصیفی و همبستگی می باشد. برای تجزیه و تحلیل داده های پرسشنامه از آزمون های تحلیل عاملی تأییدی و مدل سازی معادلات ساختاری (SEM) و نرم افزار LISREL استفاده شده است. یافته-ها نشان می دهد که تجربه، اعتماد و رضایت از برند بر وفاداری برند لاستیک بارز در شهر کرمان تأثیر معناداری دارد. این در حالی است که تأثیر عوامل فوق با در نظر گرفتن نقش تعدیلگر ارزش درک شده بیشتر می باشد.
اعتماد سیاسی سرمایه اصلی دموکراسی ها در سراسر جهان است، از این رو ارتقاء این اعتماد ثمرات ارزنده ای برای نظام های سیاسی در عرصه های مختلف در پی دارد. عوامل مختلفی بر افزایش چنین اعتمادی تاثیرگذارند. در این میان کشورهای برخوردار از منابع نفتی به جهت بهره گیری از این موهبت الهی در شرایطی ویژه قرار می گیرند و این ثروت های نفتی در میزان افزایش یا کاهش اعتماد سیاسی این کشورها بسیار موثر است. بدین جهت هدف این بررسی نقش ثروت های نفتی در تبیین اعتماد سیاسی است. بر این اساس با تدوین نوعی شاخص ترکیبی تلاش شده است رتبه کشورها از نظر میزان اعتماد سیاسی با روش تحلیل عاملی مورد محاسبه قرار گیرد. با توجه به نتایج پژوهش مذکور نقش ثروت های نفتی در تبیین اعتماد سیاسی کشورهای برخوردار از آن قابل توجه می باشد. همچنین در این پژوهش، سعی شده است با بررسی برخی از مهمترین دلایل کاهش اعتماد سیاسی در کشورهای پرجمعیت دارای منابع نفتی، پیشنهاداتی جهت ارتقاء سطح اعتماد سیاسی آنها نیز ارائه شود.
یادگیری، مزیّت رقابتی سازمان ها برای پیشی گرفتن بر رقبا است و سازمان یادگیرنده، سازمانی است که از یادگیری مستمر همة افراد سازمان، برای ایجاد، کسب، تقسیم و به کارگیری دانش استفاده می کند تا نسبت به تغییرات محیطی، واکنش مناسب نشان دهد. برخی از مهم ترین خصوصّیاتی که صاحب نظران برای سازمان یادگیرنده بیان نموده اند، عبارتند از: قابلیّت های شخصی، الگوهای ذهنی، چشم انداز مشترک، یادگیری تیمی، تفکّر نظام مند، رهبری، فرهنگ سازمانی، ساختار و مدیریت دانش و هر یک از این معیارها، با چند شاخص قابل ارزیابی هستند. هدف کلّی این تحقیق، ارائة الگوی مناسب شکل گیری سازمان های یاد گیرنده در ارتش جمهوری اسلامی ایران است. تحقیق حاضر، از نوع کاربردی و به روش موردی زمینه ای است. در این تحقیق ابتدا معیارهای 9 گانة تشخیص سازمان یادگیرنده و شاخص هر یک از معیارها ارائه شد و سپس استادانی که در دانشگاه های آجا مدیریت تدریس می نمایند، مورد پرسش قرار گرفتند و این معیارها تأیید شدند؛ آنگاه یگان های آجا با این شاخص ها مورد سنجش قرار گرفتند و مشخص شد که ارتش می تواند سازمان یاد گیرنده باشد و یگان های ارتش، معیارهای سازمان یادگیرنده را (با بالاترین درصد) بدین شرح دارا هستند: رهبری، تفکّر نظام مند، فرهنگ سازمانی، قابلیّت شخصی، الگوهای ذهنی، یادگیری تیمی، چشم انداز مشترک، ساختار و مدیریت دانش.