One of the methods to apply preferred information of the decision maker (DM) in the process of evaluating the efficiency of banks is the method of production trade-offs in data envelopment analysis (DEA). In this paper, we propose a two stage network DEA framework for incorporating value-judgments in the form of production trade-offs to analyze the efficiency of banks. We obtain technical and cost efficiency from banks based on bank manager's opinion. We use the production trade-off method to consider the importance of each of the inputs, intermediate measure and outputs relative to each other to evaluate the performance of commercial banks. We show that by changing the production trade-offs matrix, the technical and cost efficiency scores of banks also change. We propose efficient targets for inefficient banks. At the end, we bring the results of the paper.
هدف این پژوهش تبیین تئوریکی تأثیرپذیری میزان معاملات و دادوستدها از اعلان سودها است. روش پژوهش حاضر، روش شناخت تاریخی در چارچوب مطالعات کتابخانه ای و از نوع پژوهش های نظری –تحلیلی و مبتنی بر پژوهش های مرتبط با موضوع است. در حالت کلی رویکرد تحلیلی حداقل 4 ویژگی مهم را دارد؛ اول این که این دیدگاه اغلب متنی است، به ابن معنی که می پذیرد حسابداری دارای اثرات اقتصادی، سیاسی و اجتماعی است. دوم این که این تئوری به دنبال مشارکت و تعامل است. به این معنی که همواره به دنبال تغییر و یا بهبود رویه های حسابداری است. سوم این که با هر دو سطح خرد (افراد و سازمان ها) و کلان (حرفه و جامعه) مربوط است و چهارم میان رشته ای است و با سایر نظام ها ارتباط داشته و از آن ها قرض گرفته و با آن ها ترکیب می شود. فلذا دیدگاه انتقادی بیشتر از مطالعات سنتی با حرفه، نظام و رویه های حسابداری مربوط است. اصل افشاء به عنوان یکی از اصول حسابداری مطرح است و بر اساس این اصل، باید کلیه اطلاعات مربوط به فعالیت های شرکت به نحو مناسب و به موقع در اختیار گروه های مختلف قرار گیرد. به عبارتی از افشای اطلاعات می توان به جریان انتقال اطلاعات از قلمرو خاص به قلمرو عام کرد. افشای مناسب و با کیفیت منجر به بهبود شفافیت و کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و اثربخشی بازار خواهد شد. تأثیراتی که نوسانات را در بازار سرمایه تعیین می کنند، بی شمار هستند. رویدادهای گذشته، حال و حتی آینده نادیده گرفته شده، در قیمت بازار منعکس می شوند، اما اغلب رابطه آشکاری را با تغییر قیمت ها نشان نمی دهند. دانش افزایی: نتایج این پژوهش اطلاعات تئوریکی مفیدی را برای سیاست گذاران و نهادهای تدوین کننده استانداردهای حسابداری در خصوص کیفیت گزارشگری مالی در راستای سرمایه گذاران فراهم آورده و موجب توسعه نتایج تحقیقات رفتاری در حوزه مالی می شود.
هدف از این تحقیق بررسی چالش ها و دلایل فرسودگی تحصیلی دانشجویان تربیت بدنی و مدیریت بر آنها در استان دیاله عراق می باشد. تحقیق حاضر از نظر روش، همبستگی و از نظر هدف کاربردی و ازنظر مکانی میدانی است. جامعه آماری این تحقیق کلیه دانشجویان تربیت بدنی در استان دیاله عراق می باشند که از تعداد 340 نفر و بر طبق فرمول کوکران تعداد 181 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند. روش نمونه گیری تحقیق تصادفی ساده بود. ابزار گردآوری اطلاعات در این پژوهش شامل سه پرسشنامه فرسودگی تحصیلی برسو و همکاران (1997)، پرسشنامه کیفیت تدریس سراج (2002) و پرسشنامه استاندارد انگیزش یادگیری کاشیف و همکاران (2013) می باشند. پایایی پرسشنامه فرسودگی شغلی بروسو(1997) را سازندگان آن 79/0 ، کیفیت تدریس سراج (2002) با استفاده از آلفای کرونباخ 76/0 و انگیزش یادگیری کاشیف و همکاران (2013) را سازندگان آن 82/0 محاسبه کرده اند. تجزیه وتحلیل داده ها در دو قسمت آمار توصیفی (میانگین و میانه و...) و آمار استنباطی (آزمون همبستگی پیرسون و رگرسیون..) می باشد که به وسیله نرم افزار SPSS23 مورد تحلیل قرار گرفته است. نتایج تحقیق نشان داد بین فرسودگی تحصیلی با کیفیت تدریس و انگیزش یادگیری رابطه مستقیم و معنی دار وجود دارد. همچنین بین انگیزش یادگیری وکیفیت تدریس رابطه مثبت و معنی دار وجود دارد. به نظر می رسد با افزایش رابطه مطلوب میان استاد و دانشجو و همچنین افزایش کیفیت تدریس اساتید و در نتیجه افزایش انگیزش تحصیلی دانشجویان تربیت بدنی بتوان بر فرسودگی تحصیلی آنان غلبه نمود.
رتبه بندی اعتباری شرکت ها با مقایسه ریسک اعتباری آنها با یکدیگر، تصمیم گیری سرمایه گذاران را تسهیل می کند، از طرفی، رتبه شرکت، هزینه ای که باید شرکت به منظور تأمین مالی در بازار سرمایه بپردازد را مشخص می کند. این مطالعه به بررسی اثرات معاملات اشخاص وابسته بر رتبه بندی اعتباری شرکت ها می پردازد. لذا به منظور آزمون فرضیه تحقیق، نمونه ای متشکل از 105 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 1395 تا 1399 انتخاب شد. آزمون فرضیه های پژوهش با استفاده از روش رگرسیون بر روی داده های تابلویی انجام شد. نتایج نشان داد که افشای معاملات با اشخاص وابسته تأثیر منفی و معناداری بر رتبه بندی اعتباری دارد. بنابراین پیشنهاد می شود، تحلیلگران مالی و عوامل رتبه بندی اثرات این معاملات را ارزیابی کرده و آنها را در مدل های ارزش گذاری و رتبه بندی اعتباری خود بگنجانند.
مدیریت تنوع اثربخش، خواه اجتماعی و خواه فرهنگی باشد ، فقط به مقایسه با دیگران و اختلافات آنها نم یانجامد ، بلکه شناخت اهداف و منافع مشترک مشترک را نیز شامل م یشود و سازما نهای ورزشی نیز از تنوع فزاینده و تأثیرات آن معاف نیستند و ورزش یکی از بخ شهای اصلی است که با تعدد روابط بین افراد از نژادها، فرهنگها، موقعیتهای اجتماعی، خصوصیات جسمی و روحی، شرایط اقتصادی و غیره سرو کار دارد، با تکیه بر تئوریه ای انسجام اجتماعی هدف از این تحقی ق تاثیر مدیریتتنوع بر عملکرد بازیکنان فوتبال باشگا ههای لیگ برتر فوتبال ایران بود. این پژوهش از لحاظ هدف کاربردی، براساس گردآوری داد هها توصیفی - پیمایشی است. جامعه آمار ی کلیه بازیکنان تیمهای حاضر در لی گ برتر فوتبال بو د ) 480 = N( که با استفاده از فرمول کوکران 214 نفر تعیین و به صورت در دسترس انتخاب شدند. جهت گردآوری داد هها از پرسشنام ههای استاندارد فینک و همکاران ) 200۳ ( برای سنجش مدیریت تنوع و مق یاس عملکرد ورزشی چاربانیو و همکاران ( 2001 ( استفاده شده است روایی و پایایی پرسشنامه با استفاده از شاخ صهای مناسب مورد تایید واقع شد همچنی ن جهت تح لیل داد هها از مدلیابی معادلات ساختار ی در نرم افزار AMOS کمک گرفته شد. یافتهها نشان داد به طور کلی عملکرد ورزشی از مدیریتتنوع تاثیر میگذارد، اما تاثیر هر کدام از مولفهها ی مدیریت تنوع بر عملکرد ورزش ی بازیکنا ن متفاوت است. در این راستا تاثیر مدیریت تنوع مط یعان ه بر عملکرد ورزشکاران منفی و معنیدار بود در حال ی که تاثیر مدیریت تنوع واکنشی و مدیریت تنوع فعال بر عملکرد ورزشکاران مثبت و معنیدار بود. بر اساس نتایج اگر در باش گاهها ی لی گ برتر فوتبال ایران، ر ویکرد مدیریت نسبت به تنوع فعالتر و منعط فتر باشد م یتوان انتظار بهبود بیشتری در سطح عملکرد
از آنجاییکه حرفه حسابداری در تجارت نقش مهمی در ارتباط با ذینفعان دارد، بنظر می رسد، تمرکز بر تحولگراییِ ساختاری این فرصت را برای شرکت ها ایجاد می کند تا اطلاعات قابل اتکاء تری را به تصمیم گیرندگان مالی منعکس نماید. هدف این مطالعه بسط رویکردِ پدیدارشناسانه ی پارادایم های تحول گرایی ساختاری در حرفه حسابداری مبنی بر ارتقاء مشروعیت حرفه حسابداری می باشد. در این مطالعه با الگوبرداری از رویکردِ هاسرل (1970) تلاش شد تا طی پنج گام تحلیلی، نسبت به ارائه الگوی پدیدارشناسی پارادایم های تحول گرایی ساختاری در حرفه حسابداری بر منبای کیفی و کمّی بودن جمع آوری داده ها، اقدام شود. برای این منظور ابتدا در بخش کیفی از طریق مصاحبه با خبرگان و کدگذاری باز، تلاش شد تا مضامین گزاره ای پدیده ی مورد بررسی، مشخص شود. سپس در بخش کمّی با تشکیل گروه کانونی جهت بحث و تبادل نظر برای تفکیک شناختی هریک از گزاره ها در قالب یک مولفه، از چک لیست ارزیابی کیو بهره برده شد تا هریک از گزاره ها در حد فاصل 6+ تا 6- امتیازبندی شوند و نسبت به شناسایی خوشه بندی های پارادایمی پدیده ی مورد بررسی اقدام لازم صورت گیرد. مشارکت کنندگان این مطالعه در بخش کیفی، 16 نفر از خبرگان دانشگاهی در حوزه حسابداری بودند و در بخش کمّی این مطالعه نیز 50 نفر از مدیران مالی و رؤسای حسابداری شرکت های بازار سرمایه مشارکت داشتند. نتایج در بخش کیفی طی 16 مصاحبه انجام شده، تعداد 388 کد باز را مشخص ساخت که پس از حذف زوائد و تکرار کدهای باز مشابه، 50 مضمون گزاره ای تعیین شدند تا با اتکاء گام های پیاده سازی رویکردِ هاسرل (1970)، خوشه بندی مفهومی در قالب چارچوب پدیدار شناسی پارادایمی تعیین شود. نتایج مطالعه شکل گیری تحول گرایی ساختاری را در حرفه ی حسابداری مبتنی بر شرایط علّی، مداخله گر، زمینه ای، استراتژی ها و پیامدها تلقی نمود که می تواند در ارتقاء مشروعیت حرفه حسابداری در بستر شرکت های بازار سرمایه مؤثر باشد.
پژوهش حاضر به دنبال تبیین مدل عوامل مؤثر بر توسعه کارآفرینی دولتی در سازمان جهاد کشاورزی استان ایلام است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی –توسعه ای، با ماهیت اکتشافی و داده ها به روش آمیخته اکتشافی جمع آوری شدند. تیم مشارکت کننده در بخش کیفی تحقیق 11 نفر از اساتید و خبرگان که به روش نمونه گیری هدفمند و تا رسیدن به اشباع نظری انتخاب شده اند. جامعه آماری در بخش کمّی در بردارنده 215 نفر از مدیران و کارشناسان سازمان جهاد کشاورزی و سازمان های تابع آن است. با استفاده از فرمول کوکران تعداد 138 نفر به عنوان نمونه به روش تصادفی انتخاب شده اند. ابزار تحقیق در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختار یافته و در بخش کمی پرسشنامه بود. برای تحلیل داده ها در بخش کیفی از روش تحلیل مضمون و در بخش کمی از روش معادلات ساختاری استفاده شد است. پایایی متغیر های پرسشنامه با استفاده از روش های آلفای کرونباخ و ضریب پایای ترکیبی (CR) مورد تأیید قرار گرفت و روایی آن نیز از طریق روایی محتوا و همگرا(AVE) تأیید شد. یافته ها نشان می دهد مدل مفهومی که با استفاده از نظر خبرگان و ادبیات نظری طراحی شده است در بر گیرنده 9 مؤلفه: عوامل مذهبی، چشم انداز، برنامه ریزی استراتژیک، مأموریت، حمایت و پشتیبانی، هدف گذاری و برنامه ریزی کوتاه مدت، ارزش های کارآفرینی و درنهایت خط مشی گذاری توسعه کارآفرینی و سیاست گذاری بوده، که در قالب یک مدل معادله ساختاری مورد آزمون قرار گرفته و درنهایت ضمن تأیید کلیت مدل استخراج شده، هرکدام از متغیرها با شدت و ضعف خاص خود بر توسعه کارآفرینی دولتی در سازمان تأثیرگذار بوده اند.
پژوهش حاضر باهدف بررسی تأثیر ارزش های اسلامی بربهبود عملکرد شغلی کارکنان با توجه به نقش میانجی معنویت سازمانی در اداره کل آموزش وپرورش استان فارس انجام گرفته است. تحقیق حاضر از بعد هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- همبستگی می باشد. به منظور جمع آوری اطلاعات آمیزه ای از روش های تحقیق کتابخانه ای و میدانی استفاده شده است. جامعه آماری تحقیق حاضر شامل کلیه کارکنان در سازمان آموزش وپرورش استان فارس می باشد که تعداد آن ها 46703 نفر بود.با توجه به فرمول کوکران، حجم نمونه 381 نفر به دست آمد که پرسشنامه به صورت خوشه ای بین کارکنان توزیع گردید. داده ها توسط معادلات ساختاری و به کمک نرم افزار لیزرل مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفتند.نتایج حاکی از این بود که بین ارزش های اسلامی با بهبود عملکرد شغلی کارکنان در اداره کل آموزش وپرورش استان فارس با در نظر گرفتن نقش میانجی معنویت سازمانی رابطه مثبت و معنی داری وجود دارد؛ و در این راستا نه فرضیه تحقیق مورد تأیید قرار گرفتند.
مشکلات کمبود زمین شهری و توجه به رویکردهای زیست محیطی از جمله مباحث انرژی و کاهش سطح دست خورده زمین طبیعی، از دلایل اهمیت صنعت بلند مرتبه سازی است. این پژوهش که در سال 1402 با مدل موریسون انجام شد از نظر روش تحقیق، توصیفی- پیمایشی و دارای رویکرد آمیخته (کیفی- کمی) است. در بخش کیفی از روش های گروه های کانونی و مصاحبه ی عمیق و در بخش کمی از روش تحقیق توصیفی پیمایشی و ابزار پرسشنامه استفاده شد. جامعه آماری کیفی شامل خبرگان، مدیران صنعت و کارآفرینان صنعت بلندمرتبه سازی بود که در مرحله کیفی، 12 نفر و در مرحله کمی، 57 نفر انتخاب شدند. یافته ها نشان داد که کسب و کارها و فعالیت های: ارائه ی آموزش های تخصصی برای تربیت نیروهای در 4 سطح: «تکنسین و کارگر»، «کارشناسی مدیریت پروژه و ساخت»، «مدیریت بهره برداری و ساختمان» و «نیروهای رده تخصصی مهندسی» به اضافه «شناسایی و معرفی سیستم های مدیریت هوشمند ساختمان BMS»، «توسعه ی کسب و کارهای از طریق تحقیق و توسعه» و «معرفی تجهیزات، فن آوری های اختصاصی و نوین صنعت بلندمرتبه سازی» به عنوان فرصت های کارآفرینانه در صنعت بلندمرتبه سازی شهر تهران شناسایی شدند. بدیهی است با توجه به محدود بودن امکانات، می توان با تمرکز بر این محورهای تدقیق شده، به جای توسعه بدون برنامه، به صورت موثرتر صنعت بلند مرتبه سازی را توسعه داد و فرصت های کارآفرینی در این زمینه به وجود آورد.
This article examines digital transformation in the construction industry, which begins with adopting digital technologies and culminates in comprehensive organizational change. The diverse and often conflicting conceptualizations in this field have created ambiguity in the theoretical framework of digi-tal transformation in construction. Using topic modeling and pattern analysis, this study identifies key themes and trends in the domain. The article analyzes 1,308 articles published between 1990 and 2023 to review research areas related to digital transformation in the construction industry. It identifies six main topics: Security & Safety, Organization & Project Management, Digital Simulation & Interaction, Sustainability, Innovative Building Materials, and Dynamic Monitoring Methods. The analysis reveals that Organization & Project Management is the most researched topic, while Sustainability receives the least attention. The article offers recommendations for advancing research in this field and serves as a valuable reference for researchers and practitioners interested in digital transformation in construction. By addressing existing criticisms, it provides a clear map of the field’s structure and trends, comple-menting previous qualitative studies with a broader, more structured, and objective analysis.
هدف این پژوهش بررسی چگونگی تأثیر لوگوهای آوایی بر بازشناسی برند با تجزیه وتحلیل اجزای ERP مغز است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر روش نیمه تجربی است. جامعه آماری این پژوهش، تمام دانشجویان 20-30 سال دانشگاه مازندران بوده که از میان آن ها 20 داوطلب (10 مرد و 10 زن) انتخاب گردید. برای انجام این پژوهش فعالیت الکتریکی مغز شرکت کنندگان حین پاسخ به پرسشنامه بازشناسی ثبت شد. بعد از استخراج داده ها، عملیات آماری بر روی داده ها با نرم افزار ERPLAB ، MATLAB و SPSS و آزمون تحلیل واریانس ویژه داده های تکراری انجام گردید. نتایج نشان داد که نهفتگی مولفه ی P300 کانال F4 و F3 مغز در شرایط لوگوهای آشنا نسبت به لوگوهای ناآشنا اثر معناداری دارد. در نتیجه مولفه P300 شاخص مناسبی برای بازشناسی برند است. اما یافته های رابطه معناداری بین لوگوهای آشنا با آوا و لوگوهای آشنا بدون آوا نشان نداد. این نتیجه نشان می دهد که تصویر بر صدا غلبه دارد و زمانی که در کنار تصویر، صدا به کار می رود پردازش ذهنی سنگین تر شده و تداخل شناختی ایجاد می کند.
تحولات فناوری در عصر حاضر ناکارآمدی مدل های سنتی حکمرانی را آشکار و نیاز به فناوری های نوظهور برای ارتقای ساختارهای حکمرانی را برجسته کرده است. جوامع امروزی در جستجوی بهره وری بیشتر، شفافیت و تقویت اعتماد عمومی هستند، که این امر دولت ها را ملزم به استفاده از ابزارهای فناورانه کرده است. فناوری بلاک چین، به دلیل ویژگی هایی همچون تغییرناپذیری، شفافیت و امنیت داده ها، ظرفیت بالایی برای نقش آفرینی در حکمرانی شهری دارد و در سال های اخیر نیز از آن در مدیریت داده های شهروندی در دنیا استفاده شده است. این پژوهش با هدف شناسایی و اولویت بندی پیشران ها و موانع استفاده از فناوری بلاک چین در راستای هوشمندسازی حکمرانی شهری تهران انجام شده است. پس از احصای فهرستی اولیه حاصل از مطالعات اسنادی متون مرتبط و اعتباریابی آن توسط خبرگان پژوهش، از چارچوب تحلیل عملکرد-اهمیت (IPA) برای ارزیابی اولویت بندی آن ها براساس نظر خبرگان و به منظور تمرکز بر مهم ترین پیشران ها و موانع استفاده شده است. همچنین در نهایت نیز از گروه کانونی متشکل از خبرگان حوزه مدیریت شهری به منظور نهایی سازی یافته های پژوهش و راهکارهای پیشنهادی پژوهش بهره گرفته شده است. نتایج پژوهش نشان می دهد که موانع اصلی شامل محدودیت های سیاسی، فنی، اقتصادی، فرهنگی و حقوقی هستند. نبود قوانین مشخص، کمبود زیرساخت های فنی و هزینه های چشم گیر اولیه از جمله موانع کلیدی هستند. از منظر فرهنگی نیز، مقاومت در پذیرش فناوری های جدید و ابهامات قانونی از چالش های اصلی به شمار می آیند. در مقابل، پیشران های استفاده از بلاک چین شامل افزایش شفافیت، کاهش هزینه ها، تقویت اعتماد عمومی، کاهش فساد و تسهیل ارتباطات میان سازمانی هستند. پیشنهادهای پژوهش شامل تدوین قوانین شفاف، سرمایه گذاری در زیرساخت های فناوری، ارائه تسهیلات مالی و برگزاری دوره های آموزشی است. این اقدامات می توانند به رفع موانع و بهره گیری از پیشران ها برای تحقق حکمرانی هوشمند در شهر تهران منجر شوند.
مقدمه و اهداف: با وجود تحولات ناشی از فناوری ها در فرآیندهای کاری، دگرگونی دیجیتال مستلزم بهره گیری از مهارت های انسانی برای تضمین قابلیت استفاده و کارایی فناوری های دیجیتال است. در این راستا، بازار کار نیز نیازمند انطباق با تقاضاهای جدید مرتبط با این تغییرات است. انقلاب صنعتی چهارم تأثیر چشمگیری بر نیروی کار داشته و موجب دگرگونی های اساسی در پروفایل های شغلی شده است. بر همین اساس، این پژوهش با هدف طراحی الگوی شایستگی های نیروی کار در انقلاب صنعتی چهارم و آزمون آن در شرکت های تولیدی بزرگ استان آذربایجان شرقی انجام شده است.
روش ها: پژوهش حاضر به لحاظ هدف، در حوزه پژوهش های کاربردی-توسعه ای قراردارد و روش تحقیق آمیخته اکتشافی (کیفی- کمی) بوده است که در بخش کیفی بر اساس روش داده بنیاد و استفاده از نرم افزار NVivo، سازه و اجزاء الگوی شایستگی های نیروی کار در صنایع تولیدی مشخص شده است. همچنین در بخش کمی از معادلات ساختاری استفاده شده است. جامعه آماری در بخش کیفی، خبرگان دانشگاهی و مدیران صنعتی بودند و در بخش کمی، مدیران بخش صنعتی که تعداد ایشان 302 نفر بوده است، نمونه گیری در بخش کیفی به صورت اشباع نظری انجام گرفته و هفده فرد خبره در مصاحبه ها شرکت نموده اند. در بخش کمی با استفاده از قاعده سرانگشتی 90 نفر به عنوان نمونه انتخاب شدند، قلمرو مکانی تحقیق صنایع تولیدی بزرگ استان آذربایجان شرقی و قلمرو زمانی آن سال 1401 بوده است. ابزار پژوهش در بخش کیفی مصاحبه نیمه ساختاریافته و در بخش کمی پرسشنامه بر اساس یافته های بخش کیفی بوده و برای تجزیه و تحلیل یافته های کیفی از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و در بخش کمی از معادلات ساختاری استفاده شده است.
یافته ها: یافته های این پژوهش نشان می دهند که شرایط علی، زمینه ای و مداخله ای به طور مستقیم بر طراحی الگوی شایستگی های نیروی کار در انقلاب صنعتی چهارم تأثیرگذار هستند. در شرایط علی، عواملی مانند پویایی محیط فناوری و نیاز به مهارت های جدید، نیروی کار را به سمت یادگیری و به روزرسانی مداوم مهارت ها سوق می دهند. از سوی دیگر، شرایط زمینه ای شامل پشتیبانی فرهنگی و سرمایه گذاری در زیرساخت ها به تقویت فرآیند یادگیری و توسعه شایستگی ها کمک می کند. همچنین، مداخلات مدیریتی و برنامه های آموزشی به عنوان شرایط مداخله ای، می توانند به افزایش توانمندی های نیروی کار در زمینه های فنی و اجتماعی کمک کنند. این شرایط به واسطه ارتقاء عملکرد سازمانی و بهبود کیفیت کار، به تحقق اهداف سازمانی و افزایش رضایت شغلی منجر می شوند. در نهایت، این یافته ها بر لزوم اتخاذ راهکارهای مناسب برای بهبود مستمر شایستگی های نیروی کار تأکید می کنند تا سازمان ها بتوانند در دنیای رقابتی امروز به موفقیت دست یابند، نتایج حاصل از بخش کمی پژوهش بیانگر آن بود که شرایط علی بر مقوله اصلی و مقوله اصلی بر راهبردها و راهبردها بر پیامدها تأثیر مثبت و معناداری دارد. شرایط مداخله گر بر راهبردها و درنهایت شرایط زمینه ای بر راهبردها تأثیر مثبت و معناداری دارد.
نتیجه گیری: نتایج بدست آمده از این پژوهش نشان می دهند که برای طراحی الگوی شایستگی نیروی کار در دوران انقلاب صنعتی چهارم، نیاز به شناسایی مهارت های کلیدی است که شامل تسلط بر فناوری های نوین، مهارت های اجتماعی و همکاری، سازگاری و انعطاف پذیری، و تفکر انتقادی و خلاق می شود. این شایستگی ها در افزایش توانمندی های نیروی کار و پاسخ گویی به چالش های جدید محیط کار حیاتی هستند. همچنین، پژوهش به ضرورت زیرساخت های حمایتی فرهنگی و دولتی برای پیاده سازی موفق این الگو اشاره دارد و تأکید می کند که آموزش های منسجم و برنامه های توسعه ای باید برای ارتقاء مهارت های کارمندان به کار گرفته شوند. در نهایت، این الگوی شایستگی به سازمان ها کمک می کند تا بهره وری را افزایش دهند، کیفیت کار را بهبود بخشند و رضایت شغلی و نگهداری استعدادها را تقویت کنند.
نگرش نسبت به مفهوم مدیریت ریسک طی سال های اخیر با تغییرات ساختاری زیادی مواجه بوده است؛ به صورتی که دیدگاه نسبت به ریسک از یک نگرش جزءنگر به نگرشی سیستماتیک و کل نگر تغییریافته است. هدف این تحقیق، بررسی رابطه بین استفاده از فنون مدیریت ریسک و بازدهی سازمان های شاغل در صنعت خودروسازی است که بیش از یک سال از فرایند پذیرش آن در سازمان بورس و اوراق بهادار گذشته است. در این مدل، برای کمی سازی میزان استفاده از فنون مدیریت ریسک بنگاه از مدل ارائه شده مؤسسه کوزوو استفاده شده است. همچنین تمامی فاکتورهای مورداستفاده در این مدل فاکتورهای مالی و حسابداری هستند که از اطلاعات سازمان بورس قابل تهیه است و درنهایت، برای بررسی رابطه متغیر مستقل (میزان استفاده از فنون مدیریت ریسک بنگاه) و متغیر وابسته (عملکرد بنگاه) پس از استانداردسازی داده ها از آزمون همبستگی پیرسون استفاده شده است. نتایج این تحقیق نشان دهنده این است که استفاده از فنون مدیریت ریسک بنگاه رابطه معنی دار مثبتی با عملکرد سازمان دارد. همچنین در بررسی فرضیه های فرعی، تنها مدیریت ریسک های گزارشگری است که هیچ گونه رابطه معنی داری با عملکرد سازمان ندارد.
زمینه و هدف: پژوهش حاضر باهدف بررسی نقش صیانت امنیتی همه جانبه از سازمان های پلیسی انجام شده است. پس از تبیین نقش و جایگاه صیانت امنیتی همه جانبه در سازمان های پلیسی، دارایی های امنیتی و تهدیدات امنیتی و اصول حاکم بر صیانت امنیتی همه جانبه تحصیل شده است.روش: پژوهش کاربردی حاضر دارای ماهیتی توصیفی تحلیلی است که با رویکرد آمیخته انجام شده است. حجم جامعه آماری در بخش کیفی شامل 13 نفر از نخبگان و در بخش کمی، شامل 73 نفر از صاحب نظران است؛ بنابراین، در این پژوهش، روش نمونه گیری در بخش کیفی، هدفمند و در بخش کمی، به صورت تمام شمار است و در آن، از مصاحبه و تحلیل محتوای نظری مصاحبه ها، فیش برداری، آزمون های تحلیل عاملی و فریدمن استفاده شده است.یافته ها: صیانت امنیتی همه جانبه در سازمان های پلیسی دارای 5 بعد، 10 مولفه و 203 شاخص کلیدی در قالب اهداف مرجع صیانتی است.نتایج: راهبرد صیانت امنیتی همه جانبه برای سازمان های پلیسی شامل حفظ سرمایه های سازمان پلیس یعنی کارکنان، سلاح و مهمات، اماکن و تأسیسات، فناوری اطلاعات و ارتباطات و اسناد و مدارک است که درمقابل تهدیدات امنیتی شامل جاسوسی، خرابکاری، اختلال در مأموریت و جرایم گروهی با پیش بینی، پیشگیری و شناسایی جای دارد تا امکان مقابله با آنها و صیانت امنیتی همه جانبه متصور باشد.
این پژوهش به تحلیل و بررسی تئوری های مرتبط با شهروندی شرکتی و تأثیرات آن بر رفتار سازمان ها و ذینفعان می پردازد. شهروندی شرکتی به عنوان یک مفهوم نوین، مسئولیت های اجتماعی و اخلاقی شرکت ها نسبت به جامعه و محیط زیست را مورد توجه قرار می دهد. با افزایش انتظارات اجتماعی، درک عمیق تری از نقش شرکت ها در جامعه ضروری است. این تحقیق به بررسی تئوری های مختلفی چون تئوری ذینفعان، مشروعیت و قرارداد اجتماعی می پردازد و نقاط قوت و ضعف آن ها را شناسایی می کند. همچنین، بر اهمیت توسعه یک چارچوب نظری جامع برای درک بهتر این مفهوم تأکید دارد. روش پژوهش حاضر تحلیل اسنادی است. نتایج نشان می دهد که پیاده سازی مؤثر شهروندی شرکتی به ایجاد ارزش های مشترک بین شرکت ها و جامعه کمک کرده و به بهبود تصویر برند و اعتماد ذینفعان منجر می شود. این پژوهش می تواند راهنمایی برای پژوهشگران، مدیران و سیاست گذاران در راستای مسئولیت اجتماعی شرکت ها باشد.
هدف این پژوهش طراحی مدل راهبردی بازاریابی رابطه مند آنلاین بانکی در انقلاب چهارم صنعتی با رویکرد داده بنیاد می باشد. روش پژوهش از حیث هدف از نوع تحقیقات کاربردی – توسعه ای و از نظر ماهیت اکتشافی می باشد. جامعه آماری پژوهش شامل 11 نفر از کارشناسان و خبرگان صنعت بانکداری انتخاب شدند و نمونه گیری به صورت هدفمند و از نوع گلوله برفی انجام گرفت. برای گردآوری و تحلیل داده ها از نظریه داده بنیاد، استفاده شد. ابزار گردآوری اطلاعات مصاحبه نیمه ساختاریافته می باشد. تجزیه و تحلیل داده ها و طراحی الگو، در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام گرفت. یافته ها نشان داد که رفتارهای نوظهور و تحولات جدید در بازاریابی رابطه ای شرایط علی کلیدی هستند، در حالی که توسعه مولفه های بازاریابی رابطه ای، تغییر رفتار مشتری و انقلاب صنعتی چهارم به عنوان شرایط زمینه ای شناسایی شدند. این مطالعه همچنین نیاز به تحولات بانکی، اختلالات خارجی، مدیریت روابط و تحول سرمایه انسانی، و موانع بانکداری آنلاین را به عنوان مداخله گر نشان داد. برنامه های تحول آفرین تاکتیکی در سیستم بانکداری باز، با استفاده از داده های مشتریان برای استراتژی بانکی، فرصت طلبی و وفاداری با دیدگاه سازنده گرایی به عنوان استراتژی های مؤثر شناسایی شدند. پیامدهای این مدل شامل تحول نظام بانکی و بانکداری نو، سرمایه گذاری در اشکال جدید، افزایش درآمد با همسویی خدمات آنلاین و مدیریت ارتباط با مشتریان مجازی می باشد.
هدف: این تحقیق با هدف تبیین مؤلفه ها و شاخص های قدرت سایبری در بعد دفاعی امنیتی انجام شده است.
روش شناسی: تحقیق حاضر از نظر هدف کاربردی- توسعه ای، از نظر ماهیت از نوع توصیفی- موردی و از نظر روش تجزیه وتحلیل داده ها، آمیخته (کیفی و کمی) است. جامعه آماری این تحقیق، شامل 50 نفر از خبرگان و صاحب نظران فضای سایبر است. به منظور تجزیه وتحلیل آماری داده های کمی، داده های جمع آوری شده از پرسشنامه محقق ساخته، با استفاده از نرم افزار اسمارت پی. ال. اس موردبررسی قرار گرفت.
یافته ها: نتایج تحقیق منتهی به احصاء چهار مؤلفه در بعد دفاعی امنیتی قدرت سایبری شامل توسعه دفاع سایبری و پدافند غیرعامل، تقویت امنیت سایبری زیرساخت های حیاتی و حساس، مجهز شدن به فناوری و تسلیحات سایبری به منظور بازدارندگی و سازمان دهی و ساختار سازی نیروی سایبری متخصص و 41 شاخص گردید.
نتیجه گیری: درمجموع تحقیق نشان داد تلاش برای دستیابی به دانش بومی، ایجاد مرکز فرماندهی و کنترل سایبری، ارتقاء شاخص امنیت سایبری و کسب آمادگی های لازم برای مقابله با تهدیدات سایبری در بعد دفاعی امنیتی حائز اهمیت است. شناخت و درک دقیق نخبگان و سیاست گذاران از این مسئله، موجب سیاست گذاری و برنامه ریزی برای تأمین سرمایه های سایبری و مجهز شدن به فناوری های پیشرفته و ارتقاء قدرت سایبری در این حوزه خواهد شد.
مقدمه و هدف: «عملکرد سازمانی»، یک مفهوم کانونی در سازمان، و یکی از جنبه های حیاتی فعالیت های سازمان هاست. ازاین رو، ارزیابی آن و در مرحله بالاتر، مدیریت آن، یکی از مهمترین مسائل در موضوع سازمان و مدیریت است که هر سازمانی به آن نیازمند است؛ زیرا رسیدن سازمان ها به اهداف راهبردی، مبتنی بر اجرای درست نظام ارزیابی عملکرد و مدیریت صحیح عملکرد سازمان در ابعاد مختلف است. و همچنین ارزیابی عملکرد، یکی از مهمترین موضوعات علمی است که در آموزه های اسلامی و قرآنی نیز چه در بُعد فردی و چه در بُعد سازمانی بر آن تأکید شده است. اما اجرای درست و صحیح این امر مهم در سازمان، نیازمند روشن نمودن دو مطلب اساسی؛ یعنی ابعاد عملکرد و معیارهای عملکرد و ارزیابی آن می باشد. تا این دو موضوع روشن نگردد، ارزیابی مطلوب قابل انجام نیست. و ازطرفی، این دو موضوع هم در ادبیّات نظری بحث مبهم و اختلافی است و هم از منظر آموزه های اسلامی چندان تحقیق یا تحقیقاتی در این زمینه که از این منظر روشنگر موضوع باشد، صورت نگرفته است. بنابراین، دانستن این مطلب که عملکرد سازمانی چیست و دارای چه ابعادی است و نیز معیارهای عملکرد صحیح و ارزیابی آن کدام است، از اهمیّت زیادی برخوردار است. ازاین رو، هدف اصلی از انجام این تحقیق روشن نمودن همین دو موضوع از منظر آموزه های اسلامی می باشد. بنابراین، چیستی ابعاد عملکرد و معیارهای عملکرد سازمانی و ارزیابی آن از منظر آموزه های اسلامی، مسئله اصلی این پژوهش بوده است.
روش: این پژوهش با روش ترکیبی اجتهادی - تحلیلی انجام شده است؛ توضیح اینکه پس از طرح پرسش های اصلی و فرعی تحقیق، به بررسی مبانی نظری موضوع پرداخته شده و سپس باتوجه به اینکه از نظر اندیشمندان اسلامی، مقبول ترین و پذیرفته ترین روش تحقیق در منابع دینی، برای استنباط احکام الهی «روش اجتهاد» است و می توان آن را به گونه ای توسعه داد که در علوم انسانی و دانش مدیریت نیز کاربرد داشته باشد، از این روش استفاده شد و با بررسی منابع تحقیق، مستندات دینی مرتبط با موضوع شناسایی شده است. و درنهایت، برای دسته بندی و تجزیه وتحلیل مفاهیم داده ها، مضمون گیری از مفاهیم و در نتیجه رسیدن به یک نظریه، از روش «تحلیل مضمون» کار گرفته شد و تجزیه وتحلیل مفاهیم و مضامین تحقیق، با این روش در پنج گام انجام شده است. و در مرحله آخر با تدوین گزارش تحقیق، شبکه مضامین تشکیل و طراحی شده است.
یافته ها: تحقیق با دستیابی به سه دسته مضامین؛ توصیفی (246 مضمون)، تفسیری (74 مضمون) و رابطه ای (5 مضمون) نشان می دهد که عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی دارای چهار بُعد؛ نیّت، ورودی ها، فعالیت ها یا فرایند و نتایج است که هریک از این چهار بُعد، در فرایند مدیریت عملکرد سازمانی مورد ارزیابی قرار می گیرد و شناخت این ابعاد برای ارزیابی صحیح و دقیق عملکرد از اهمیّت زیادی برخوردار است. و نیز یافته ها نشان می دهد که معیارهای عملکرد سازمانی عبارتند از؛ اسلام، حق، عدالت، رضایت عامّه، تقوی، عمل صالح، نیّت الهی، دستیابی به هدف و انسان کامل. که رعایت این معیارها در درستی عملکرد سازمانی و انجام مطلوب فعالیت ها از این منظر، نقش اساسی دارد. و همچنین یافته های تحقیق نشانگر آن است که معیارهای ارزیابی عملکرد سازمانی نیز همان معیارهای نُه گانه یادشده می باشند که رعایت این معیارها در هنگام ارزیابی عملکرد سازمانی در اعتبار نتیجه ارزیابی از منظر نظام ارزیابی اسلامی، نقش بی بدیل دارد.
نتایج: در این تحقیق تلاش شده است که ابعاد و معیارهای عملکرد سازمانی و همچنین معیارهای ارزیابی عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی مورد بررسی قرار گیرد. در این زمینه تحقیق به این نتیجه رسیده که ابعاد عملکرد سامانی از منظر آموزه های اسلامی با ابعاد آن از منظر دیدگان مدیریت رایج متفاوت است. از منظر آموزه های اسلامی عملکرد دارای چهار بُعد؛ ورودی ها، فرایند، خروجی ها و نیّت است که در فرایند مدیریت عملکرد در سازمان مورد ارزیابی قرار می گیرد. برخلاف دیدگاه رایج مدیریت که عملکرد را دارای ابعاد دوگانه یا نهایتاً سه گانه می دانند و نیّت را از ابعاد مفهومی عملکرد به حساب نمی آورند. درحالی که از منظر اسلام، نیّت مهمترین بُعد مفهومی عملکرد سازمانی است.
همچنین، نتایج حاصله از تحقیق نشان می دهد که معیارهای عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی با معیارهای آن از منظر دیدگاه مدیریت رایج متفاوت است؛ از منظر آموزه های اسلامی عملکرد دارای معیارهای نه گانه؛ اسلام، حق، عدالت، رضایت عامّه، تقوی، صالح بودن عمل، دستیابی به هدف، نیّت الهی، انسان کامل است که صحّت و درستی عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی مبتنی بر رعایت این معیارها در هنگام انجام عملکردها در سازمان است. درحالی که بسیاری از این معیارها در دیدگاه مدیریت رایج به عنوان معیار عملکرد مطرح نیست.
و همین طور تحقیق نشان داد که میان معیارهای عملکرد سازمانی و معیارهای ارزیابی عملکرد سازمانی تفاوتی وجود ندارد؛ یعنی همان نه موردی که به عنوان معیارهای عملکرد سازمانی از منظر آموزه های اسلامی معرفی شد، معیارهای ارزیابی عملکرد سازمانی نیز می باشند؛ یعنی ارزیابی عملکرد سازمانی درصورتی از این منظر اعتبار دارد که براساس این معیارهای نه گانه انجام شود. برخلاف دیدگاه مدیریت رایج که به بسیاری از این معیارها در ارزیابی عملکرد سازمانی پایبندی ندارد.