شهید حاج قاسم سلیمانی در تراز یک مدیر جهانی توانست جبهه مقاومت را با حداکثر کارایی و اثربخشی، راه اندازی، سازماندهی و به کارگیری کند. بررسی ابعاد مدیریتی او به عنوان میراثِ گرانبهای باقی مانده از آن شهید می تواند الگویی برای ادامه راه او قلمداد شود. این پژوهش به واکاوی الگوی ارتباطات میان فردی او در سلسه مراتب فرماندهی اش اختصاص یافته است. روش گردآوری اطلاعات «مصاحبه نیمه ساختاریافته» است که با همکاران نزدیک و آگاه ایشان در سراسر جبهه مقاومت، اعمّ از ایران، عراق، سوریه، افغانستان و لبنان انجام شده است؛ هم چنین برای تجزیه وتحلیل اطلاعات از روش «تحلیل مضمون» استفاده شده است. درنتیجه این پژوهش مشخص شد روابط میان فردی شهید سلیمانی متأثر از «جایگاه افراد در سلسله مراتب فرماندهی»، در طیفی از «قاطعیت و رسمیت تا صمیمت و عدم رسمیت» قرار داشت. هرچه افراد در سلسله مراتب فرماندهی به شهید سلیمانی نزدیک تر بودند، رفتار او با قاطعیت و رسمیت بیشتری همراه بود. هرچه افراد در سلسه مراتب پایین تری قرار داشتند، رفتار آن شهید غیررسمی تر و با صمیمت بیشتری همراه بود.
امروزه توجه مطالعات توسعه منابع انسانی، بر سطوح تجزیه وتحلیل توسعه منابع انسانی است. برهمین اساس پژوهش حاضر به توسعه منابع انسانی در سطح فردی پرداخته است. پژوهش های انجام شده در زمینه برنامه توسعه فردی ازلحاظ مفهوم، روش و رویکرد متفاوت هستند و هریک به بخش هایی از مدل توسعه فردی اشاره دارند. بنابراین، هدف پژوهش حاضر بررسی یکپارچه ادبیات موجود و توسعه مدل جامع توسعه فردی شایسته محور است. روش انجام این پژوهش مرور نظام مند ادبیات (مرور سیستماتیک) است. برای تجزیه وتحلیل داده ها از روش کدگذاری باز، محوری و انتخابی و ابزار نرم افزار Atlas ti 9بهره بردیم. در این جستجو 7322 سند شناسایی شد پس از اعمال معیارهای عدم شمول 37 سند برای بررسی عمیق به نرم افزار وارد شد. درنتیجه 359 روایت استخراج شده در 177 کد، 21 مقوله فرعی و 5 مقوله اصلی دسته بندی شدند. این پژوهش به خلق مدل جدیدی منجر شد که شامل مقولات ذیل است: درون داد، برنامه توسعه فردی (تعیین اهداف، اولویت بندی اهداف، راهبرد های تحقق اهداف، مدیریت زمان، تدوین برنامه توسعه فردی، اجرای مشارکتی، تعیین معیارهای ارزیابی، ارزیابی، ارائه بازخورد، بازنگری برنامه توسعه فردی)، برون داد، عوامل مداخله گر، شرایط زمینه ای و عوامل بسترساز. این مدل می تواند مبنایی برای توسعه فردی موفقیت آمیز منابع انسانی سازمان باشد.
پژوهش حاضر با هدف تدوین مدل خودکارآمدی شخصی معلمان از روی اعتماد سازمانی و خودکارآمدی جمعی آنان انجام شد. در این پژوهش، 255 معلم از مدارس ابتدایی شهر بجستان، به روش نمونه گیری چندمرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای استفاده شده در این پژوهش، فرم کوتاه مقیاس احساس کارآمدی معلمان طراحی شده از سوی شان-موران و ولفلک هوی (2001)، مقیاس اعتماد کارکنان طراحی شده از سوی هوی و شان-موران (2003) و مقیاس باور کارآمدی جمعی معلم طراحی شده از سوی شان-موران و بار (2004) بود. یافته ها نشان داد بین مؤلفه های اعتماد معلمان و خودکارآمدی شخصی آنان، همبستگی مثبت و معناداری وجود دارد (01/0 p
هدف اصلی پژوهش حاضر، تحلیل تأثیر تناسب فرد- سازمان بر بی تفاوتی سازمانی کارکنان شرکت گاز استان اصفهان است. این پژوهش از نوع توصیفی- پیمایشی است. نمونه مورد مطالعه، شامل 340 نفر از کارکنان شرکت گاز استان اصفهان است، که به روش طبقه ای (طبقه ها: مناطق گازی زیر نظر شرکت گاز استان اصفهان) نمونه گیری انجام شد. ابزار جمع آوری اطلاعات تلفیقی از دو پرسش نامه ی استاندارد اسکروگینس و دانایی فرد بود. نتایج نشان داد که هرچه کارکنان از نظر شخصیت تناسب بیش تری با سازمان داشته باشند و همچنین میان اهداف کارکنان و اهداف سازمان تناسب بیش تری وجود داشته باشد، به تبع آن، بی تفاوتی سازمانی کارکنان کم تر خواهد بود. همچنین، نتایج نشان داد که سازگاری میان ارزش های کارکنان با ارزش های سازمان، سازگاری میان توانایی، مهارت و دانش کارکنان با نیازها و الزامات شغلی آن ها و سازگاری میان کارکنان و محیط کاری بر بی تفاوتی سازمانی تأثیر معناداری نداشته است و فرضیه های مرتبط رد شد. همچنین، نتایج حاصل از تحلیل واریانس نشان داد که در شرکت گاز، زنان نسبت به مردان، بی تفاوتی سازمانی بیش تری دارند و بیش ترین میزان بی تفاوتی سازمانی و بی تفاوتی به مدیر در میان کارشناس ها قابل مشاهده است. اما میان سطح تحصیلات کارکنان و رده ی سنی آن ها با بی تفاوتی سازمانی، تفاوت معناداری مشاهده نشده است.
امروزه سازمان ها با رفتارهای کناره گیری کارکنانشان مواجه هستند؛ زمانی که کارکنان بر سر کارشان می باشند، ولی به دلایلی تصمیم می گیرند که مشارکت کمتری در کارشان داشته باشند. کارکنانی که به سازمانشان متعهد نیستند، با رفتارهای کناره گیری در تعاملند. از طرفی نتایج مطالعات حاکی از آن است که سطح بالایی از استرس می تواند منجر به کاهش تعهد سازمانی شود و این مسئله نهایتا می تواند به ترک خدمت داوطلبانه کارکنان، که شدید ترین حالت رفتار کناره گیری است، شود. هدف پژوهش حاضر، بررسی و تبیین رابطه بین استرس های شغلی و رفتارهای کناره گیری کارکنان اداره کل شیلات استان گیلان می باشد.
این تحقیق توصیفی، به شیوه همبستگی در سال 2013 انجام شد. جامعه آماری شامل کلیه کارکنان ادارات شیلات استان گیلان 749 نفر بود. تعداد نمونه 156 نفر بودند که با روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای انتخاب شدند. ابزارهای پژوهش شامل پرسشنامه استرس شغلی و رفتار کناره گیری است. نتایج حاکی از این است که استرس بازدارنده با رفتار کناره گیری رابطه خطی و مستقیم دارد؛ و همچنین استرس چالش برانگیز با رفتار کناره گیری رابطه خطی و معکوس دارد.
ساخت برند را می توان از مدیران اجرایی شرکتهای موفق جهانی آموخت. معاون اجرایی نستله در آسیا، ناندو ناندکیشور یکی از این مدیران جهانی است با کارنامه ای درخشان.
ناندو ناندکیشور در این گفت وگو با ساده ترین مثالها از شیوه های نو و بدیع در ساخت برند می گوید، از روشهای بازاریابی می گوید، از تکنیک داستان سرایی درباره ی محصولات و برند می گوید تا مصرف کنندگان را به وجد آورد، وی از مدیران می خواهد از پشت میز بلند شوند و وارد بازار شوند.
بررسی ارتباط بین اخلاق کار و ادراک برابری در اساتید و کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی کشور هدف اصلی تحقیق را تشکیل می دهد. روش پژوهش از نوع توصیفی- همبستگی بود. که داده ها به صورت میدانی جمع آوری شد؛ جامعه آماری تحقیق شامل کلیّه اساتید و کارکنان دانشگاه های آزاد اسلامی کشور بودند(60000N=). نمونه آماری این تحقیق شامل 800 استاد و کارمند بودند(حجم نمونه بر اساس جدول مورگان تعیین شد) که به روش تصادفی- خوشه ای از میان جامعه آماری تحقیق انتخاب شدند. از میان پرسشنامه های ارسالی 569 پرسشنامه عودت داده شد. برای سنجش اخلاق کار از پرسشنامه ای خلاصه شده علی(1998) و برای اندازه گیری میزان ادراک برابری از پرسشنامه ادراک برابری کارکنان استرون (1375)، استفاده شد. برای تعیین روایی، پرسشنامه های مذکور در اختیار تعدادی از اساتید بخش الهیات و معارف اسلامی و تعدادی از افراد صاحبنظر که در این زمینه تخصص داشتند قرار گرفت و نظرات آنان پیرامون تک تک سؤالات اعمال گردید. پایایی درونی پرسشنامه ها در یک گروه نمونه، از طریق روش آماری آلفای کرونباخ (83/0) و پایایی زمانی از طریق آزمون مجدد (76/0) بدست آمد. برای تجزیه و تحلیل داده ها هم از آمار توصیفی و هم از آمار استنباطی استفاده شد به طوری که برای توصیف صفات کیفی از درصد و فراوانی و صفات کمی از شاخص های تمایل به مرکز و پراکندگی استفاده شد. همچنین از آمار استنباطی با توجه به اهداف تحقیق و نوع داده ها از آزمونهای (تستt، ضریب همبستگی پیرسون) استفاده شد. نتایج تحقیق نشان داد که از حداکثر میانگین نمره 5 برای اخلاق کار، میانگین کل آزمودنی ها، 09/4 با انحراف استاندارد 48/0 بود. و از حداکثر میانگین نمره 5 برای ادراک برابری، میانگین کل آزمودنی ها، 80/2 با انحراف استاندارد 70/0 بود. نتایج آزمون فرضیات نشان داد که بین اخلاق کار و ادراک برابری ارتباط مثبت معنی داری(001/0 >α، 28/0 r=) وجود دارد.
تحقیق حاضر به بررسی وضعیت شغلی دانش آموختگان مقطع کارشناسی ارشد رشته علوم تربیتی می پردازد. هدف از انجام این تحقیق بررسی میزان دست یابی به اهداف رشته های فوق از طریق بررسی دیدگاه دانش آموختگان می باشد. تعیین اینکه تا چه اندازه دانش آموختگان این رشته ها جذب بخش ها و سازمانهای مرتبط با اهداف رشته ای خود شده اند، و تا چه میزان دانشگاه توانسته است دانش آموختگان را برای ورود به بازار کار آماده نماید.جامعه آماری پژوهش شامل دانش آموختگان سالهای 88-84 می باشد که تعداد آنها 243 نفر بوده است. روش تحقیق مورد استفاده در این پژوهش از نوع روش توصیفی و مبتنی بر رویکرد پیمایشی می باشد. روش مورد استفاده برای نمونه گیری، نمونه گیری در دسترس بوده است. برای جمع آوری داده ها و اطلاعات از پرسشنامه استفاده شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش های آمار توصیفی(فراوانی، میانگین، درصد) استفاده شده است. عمده ترین نتایج تحقیق عبارتند از: میزان اشتغال به کار دانش آموختگان در حین تحصیل در مقطع کارشناسی ارشد 22.5درصد بوده است که بعد از فارغ التحصیلی در مقطع این میزان به 80 درصد افزایش یافته است بیشتر شاغلین در بخش های دولتی و در دو بخش آموزش عالی و آموزش و پرورش مشغول به کار بوده اند و میزان اشتغال به کار افراد در بخش صنعت در سالهای اخیر افزایش داشته است. علاوه بر این دانش آموختگان پیشنهاداتی برای آمادگی بهتری دانشجویان رشته های فوق الذکر جهت ورود به بازار کار داشته اند.
فرآیند حسابرسی متأثر از ویژگی های فردی حسابرس است، لذا انتظار می رود تا حسابرس در فرآیند تصمیم گیری و قضاوت خود دچار سوگیری های شناختی گردد. ارزیابی حسابرس از تداوم فعالیت، ممکن است در معرض اثر پیشگویی کامبخش قرارگیرد. به بیان دیگر، ممکن است حسابرس دچار این ترس شود که صاحبکار خود را ازدست بدهد. تئوری اغوا کنندگی اخلاقی بیان می دارد که این رفتار حسابرسان غیرارادی است. تجربه در سازمان دهی و جمع آوری اطلاعات، قضاوت و انتخاب نوع گزارش تأثیر می گذارد. از این رو هدف این پژوهش بررسی تأثیر تجربه بر رفتارهای غیرارادی حسابرسان است. به همین منظور داده های مورد نیاز از طریق پرسشنامه ای که بین حسابرسان توزیع گردید جمع آوری گردید. از طریق تحلیل مسیر در معادلات ساختاری عملیات تجزیه و تحلیل داده ها انجام پذیرفت. یافته هانشانمی دهدکه تجربه در حسابرسان با تجربه بالا توانسته تا اثر پیشگویی کامبخش را تعدیل نماید. به همین خاطر بهتر است از طریق آموزش موجب آشنایی حسابرسان با تجربه کم با این پدیده شده تا اثر آن را بر روی تصمیمات خود در نظر داشته باشند.
The auditing process is affected by the auditor's individual characteristics, so it is expected the auditors to be experienced cognitive biases in his decision making and judgment process. Auditors assessment of the going-concern may be subject to self-fulfilling prophecy effect. In other words, auditor may be afraid that he will lose his client. The moral seduction theory states that this behavior is unconscious. Experience in gathering information, judging and selecting the type of report affects. Therefore, the purpose of this study is to investigate the impact of experience on auditors' unconscious behaviors. For this purpose, the required data was collected through a questionnaire distributed among auditors. Through analysis of the path, the structural equations of the data analysis operation were performed. The findings show that experience in auditors with high-level of experience has been able to modify the effect of self-fulfilling prophecy. Therefore, it is better to educate the less experienced auditors to understand the nature of their unconscious bias effects on their decisions.
امروزه سازمان ها با تغییرات سریع و گسترده ای در محیط سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، تکنولوژیکی و اقتصادی روبه رو می شوند. هرچه زمان به جلوتر می رود، با توجه به پیشرفت علوم و فنون و پیدایش نیازها و چالش های نوین، سازمان ها پیچیده تر و اداره آن ها دشوارتر می شود. در این دنیای پررقابت که سازمان ها برای بقا بایستی توان رقابتی خود را تقویت نمایند، مدیران برای پیشبرد اهداف سازمانی بهتر به هوش سازمانی نیاز دارند تا بتوانند با اتکای به آن، عملکرد خود و سازمان را بهبود بخشند. هوش سازمانی یکی از منابع اصلی رقابت پذیری سازمان هاست. هوش سازمانی توانایی بالقوه سازمان برای گردآوری اطلاعات مرتبط محیطی و تبدیل این اطلاعات به دانشی سودمند می باشد که باعث می شود اطلاعات برون سازمانی در دسترس سازمان قرار گیرد. هوش سازمانی نشان دهنده ظرفیت سازمان برای یکپارچه سازی توانایی های ذهنی سازمان به منظور تحقق رسالت های سازمان است. بنابراین بر مدیران و رهبران سازمان ها ضروری خواهد بود که با دید جدیدی به سازمان بنگرند و آن را موجودی زنده بدانند. شناخت و یادگیری مستمر از مهم ترین اجزای هوش سازمانی به شمار می رود و قسمتی مهم از هوش سازمانی نیز به فرآیند نوسازی یادگیری در درون سازمان اختصاص دارد. بنابراین مسئله هوش سازمانی می تواند در این مهم کمک شایانی به مدیران کرده و آن ها را قادر سازد تا با توجه به حافظه سازمانی خود پاسخگوی نیازها و مشکلات و عکس العمل به موقع به تغییرات محیطی باشند.
آموزش عالی، از ارکان اساسی توسعه هر کشور بوده، هدف آن توسعه ابعاد علمی، فناورانه، فرهنگی، اقتصادی، سیاسی و اجتماعی جامعه است. آشکار است که تحقق این امر، مستلزم داشتن استادانی مشتاق است. هرگاه استادان، اشتیاق بالایی داشته باشند، می توانند این اشتیاق را در دانشجویان خود به وجود آورند یا بر آن بیافزایند. در این پژوهش، اشتیاق استادان، به تدریس و پژوهش و فعالیت های اجتماعی مد نظر قرار گرفته ، پرسش اصلی این است که عوامل مؤثر بر کاهش اشتیاق کاری اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی ایران کدامند؟ با توجه به ماهیت موضوع، پژوهش به شیوه کیفی انجام شده است، جامعه خبرگان پژوهش حاضر، اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی شهر تهران بوده، که از میان آنها 22 نفر با شیوه نمونه گیری هدفمند انتخاب شدند و مورد مصاحبه عمیق و نیمه ساختاریافته قرار گرفتند. سپس به طور منظم، متن هر مصاحبه کدگذاری شد و ضمن تجزیه و تحلیل مصاحبه ها، با استفاده از روش تحلیل تم، مفاهیم و تم های مورد نظر در قالب3 تم اصلی، 8 تم فرعی 18 دسته مفهومی شناسایی شدند و مورد بحث قرار گرفتند. طبق یافته های پژوهش، موانع ساختاری، موانع محتوایی، موانع فرهنگی، گرایش های منفی، پویایی های منفی، موانع مرتبط با دانشجویان، جامعه، همکاران و رئیس دانشکده، اشتیاق کاری اعضای هیأت علمی دانشگاه های دولتی ایران را کاهش می دهند. این پژوهش با رصد عوامل کاهنده اشتیاق کاری اعضای هیأت علمی دانشگاه برای نخستین بار و ارائه پیشنهادهایی برای کنترل یا رفع آنها از نوآوری ویژه ای برخوردار است.
حسابرسان جدید فناوری اطلاعات به طور معمول با چهار نوع چالش الزامات منحصر به فرد شغلی ، محیط فعلی (جاری) کاری ، برداشت از حسابرسی در کل و از حسابرسان فناوری اطلاعات فاقد تجربه به معنای خاص ، و برداشت جامعه از حسابرسان جدید فناوری اطلاعات مواجهند . اشتباه در قضاوت در رابطه با شرکتهای مورد رسیدگی ، شامل اظهار نظر در خصوص نحوه اداره امور تجاری شرکتها ، برخورد با شرکتها به گونهای که این حسابرسان همه چیز را میدانند و بر کلیه امور اشراف دارند ، تکیه بر دانش فردی در رابطه با فناوری به جای تکیه بر کنترلهای مورد نظر و سعی در مورد پسند واقع شدن توسط مشتری می باشد...
گزارش ها و صورت های مالی، یکی از مهم ترین اجزاء سیستم مدیریت است. وجود اطلاعات مالی شفاف و قابل مقایسه یکی از ارکان اصلی پاسخگویی مدیران اجرایی و از نیازهای اساسی تصمیم گیری اقتصادی است. علیرغم اهمیتی که افراد حرفه ای و قانون گذاران برای شفافیت و طول افشا قائل هستند، فرضیه مدیریت مبهم بیان می کند وقتی عملکرد شرکت ضعیف است مدیران تمایل دارند تا اطلاعات را به صورت مبهم ارائه کنند زیرا ممکن است بازار به اطلاعاتی که به شکل پیچیده ای (ازنظر خوانایی) افشاشده با تأخیر واکنش نشان بدهد. ازاین رو مدیران ممکن است به منظور جلوگیری از تأثیرگذاری اطلاعات بر روی قیمت بازار سهام، اطلاعاتی که نمی خواهند توسط سرمایه گذاران بررسی شود را به شیوه ای پیچید ه تر منتشر کنند. در همین راستا پژوهش حاضر، به بررسی ارتباط بین تغییرات سود با خوانایی گزارش سالانه شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. به منظور دستیابی به این هدف یک فرضیه تدوین شده و جهت آزمون این فرضیه، نمونه ای از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار طی سال های1391-1395 انتخاب گردید. یافته های پژوهش حاضر، حاکی از آن است که بین تغییرات سود و خوانایی گزارش سالانه، رابطه ی معنادار وجود دارد.