با توجه به این که بانکها به عنوان موسسات اقتصادی همواره به دنبال تحقق توقعات و نیازهای مشتریان خود می باشند. فناوری اطلاعات با تسهیل ارتباط با مشتریان و افزایش سرعت و اثر بخشی آن، زمینه بهبود عملکرد و نوآوری در ارائه خدمات را فراهم می کندحضور در عصر فرا اطلاعات و افزایش شتاب روزمره تکنولوژی اطلاعات، باعث شده است تا مشتریان بانک ها تمایل داشته باشند بیشتر از طریق خطوط اینترنت و موبایل با حساب های بانکی خود ارتباط داشته باشند. بانکداری الکترونیکی یکی از مظاهر عینی انقلاب اطلاعات و ارتباطات در عرصه اقتصادی است. بانکداری الکترونیکی، انقلابی در شیوه ها و رویه های تجاری گذشته ایجاد کرده و سرعت و صرفه جویی را در بهترین وجه جامه عمل پوشانده است. بانکداری الکترونیکی دارای سطوح مختلف بوده و به تناسب هر کدام می توان تعریف خاصی را ارایه کرد. آنچه که در تمامی سطوح می توان مشاهده کرد استفاده از سیستم های نرم افزاری رایانه ای و همچنین اطلاعات بانکی قابل پردازش به صورت دیجیتالی است، که در اختیار رایانه قرار می گیرد. مقاله حاضر نیز با رویکردی کاربردی به بررسی این موضوع پرداخته است. نتایج نشان دادند که محتوای خدمات بانکداری الکترونیکی، درستی و دقت خدمات ارایه شده در حوزه بانکداری الکترونیکی، همچنین شکل و فرمت خدمات، راحتی در استفاده از خدمات و نهایتا صرفه جویی در زمان استفاده از خدمات، تاثیر مثبت و مستقیمی بر رضایتمندی مشتریان از خدمات بانکداری الکترونیکی دارد.
هدف اصلی این پژوهش، آسیبشناسی آموزش منابع انسانی در آموزش عالی و تدوین و اعتباریابی الگویی برای آن بود. روش پژوهش از نظر هدف، کاربردی و توسعهای و از نظر شیوه گردآوری دادهها، ترکیبی اکتشافی متوالی و از نوع الگوسازی بوده که با استفاده از روش همسوسازی دادههای چندگانه در دو مرحله، چارچوب نظری اولیه تدوین و در قالب یک الگو اعتباریابی شد. برای شناسایی آسیبها، در مرحله اول با بهرهگیری از مطالعه موردی کیفی، دیدگاهها و تجارب 11 نفر از خبرگان با رویکرد هدفمند و معیار اشباع نظری از طریق مصاحبه نیمه-ساختمند مورد بررسی قرار گرفته و سپس با استفاده از تکنیک تحلیل مضمون، دادهها تحلیل شدند. در مرحله دوم با استفاده از روش پیمایشی، ابعاد و مؤلفههای استخراج شده از طریق پرسشنامه محققساخته از دیدگاه 98 نفر از مدیران و کارشناسان منابع انسانی دانشگاههای دولتی تهران بر اساس روش نمونهگیری تصادفی نسبتی بررسی شد. جهت تحلیل دادهها، برای اعتباریابی چهارچوب تدوین شده از تحلیل حداقل مربعات جزئی با استفاده از نرمافزار اسمارت. پی. ال. اس استفاده شد. در نتیجه کدگذاری دادههای حاصل از تحلیل مصاحبه 215 کد استخراج شد که که در قالب 34 مؤلفه و 14 بعد؛ تجزیه و تحلیل مشاغل و شایستگی، نیازسنجی، طراحی و برنامهریزی، اجرای آموزش، ارزشیابی و پایش، انتقال آموزش، سیستمی، مدیریت دانش و تجارب، فرهنگ دانشگاهی و منابع انسانی، قوانین و اسناد بالادستی، مالی و بودجه، آشناسازی و آگاهی بخشی، ساختار سازمانی و منابع انسانی، و فنآوری دستهبندی و الگوی آسیبشناسی آموزش منابع انسانی دانشگاهها تدوین و اعتبارسنجی شد. متغیرهای ارزشیابی و پایش، طراحی و برنامهریزی و انتقال آموزش(با ضریب تعیین 74/0، 73/0، 71/0) بیشترین تبیین و متغیرهای مدیریت دانش و تجارب، قوانین و اسناد بالادستی و مالی و بودجه(با ضریب تعیین، 50/0، 40/0، 31/0) کمترین تبیین را از الگوی تدوین شده نشان دادند.
The world economic image has been changing. It has been a long time since the sole important resources of an organization were financial and physical. In the newly-emerged global economy, knowledge and information are accounted as the most significant resources in order to produce value. Obviously, as the demand for knowledge to reach success is increasing day by day, maintenance and enhancement of an organizations’ inner knowledge possesses a high degree of importance. This knowledge is used by the individuals inside the organizations. In other words, human resource plays a vital role in an organization’s knowledge management. Additionally, due to the complexity of working conditions and advent of fierce competitions, a sheer number of organizations have moved towards project-oriented activities in an attempt to detract from the costs and to boost flexibility. Accomplishment of project-oriented activities is met in the form of a matrix organizational structure and therefor, upon completing any project, the human resource will immediately become involved in the next project or are even likely to leave the organization. Hence, maintenance of their knowledge and experience and transferring them to the next projects tend to be a matter of discussion.
پابلو پیکاسو، پیکرتراش، نقاش، و شاعر اسپانیایی (تولد: 25 اکتبر1881/ درگذشت: 8 آوریل 1973 میلادی)، به همراه دوستش مکتب کوبیسم را پایه گذاری کرد.
پیکاسو، هنرمند بود و نگاه خاصی به کسب وکار داشت. از جمله آنکه برای ""رقابت"" جایگاه خاصی قائل بود. با آنکه ""رقیب شناسی"" برای پیکاسو مهم بود، توجه چندانی به پول نداشت؛ به گونه ای که در پایان زندگی وی گفته اند تابلوهای زیادی از او بر جا مانده بود که برای فروش آن هیچ اقدامی نکرده بود.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر فشار کاری حسابرس بر کیفیت گزارشگری مالی با تأکید بر دوره تصدی حسابرس می باشد. جهت آزمون فرضیه های پژوهش نمونه ای متشکل از 110 شرکت از بین شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره زمانی 1390 تا 1395 انتخاب گردید،براساس فرضیه اول انتظار می رود که فشار کاری حسابرس بر کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معناداری داشته باشد. نتایج نشان می دهد که فشار کاری حسابرس بر کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معکوس و معناداری دارد. به عبارت دیگر با افزایش فشار کاری حسابرس کیفیت گزارشگری مالی کاهش می یابد، براساس فرضیه ی دوم انتظار می رود که دوره تصدی حسابرس بر رابطه بین فشار کاری حسابرس و کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معناداری داشته باشد. نتایج نشان می دهد که دوره تصدی حسابرس بر رابطه بین فشار کاری حسابرس و کیفیت گزارشگری مالی تأثیر معناداری نداشته است. در نهایت در این پژوهش اثبات شد که هرچه فشار کاری حسابرس مستقل زیاد باشد کیفیت گزارشگری مالی کاهش می یابد و همچنین دوره تصدی این رابطه تحت تاثیر قرار می دهد.
پرسشنامه ی 13 سؤالی ""آمادگی برای توانمندسازی محیط کار"" را می توانید در کمتر از 15 دقیقه تکمیل کنید.
ویژگی این پرسشنامه ی کوتاه، در شیوه ی امتیازدهی و نمره گذاری آن است. پس از آن می توانید تحلیل امتیازها را ببینید.
مدیران کافی است به مدت 10 تا 15 دقیقه با حوصله و شیکبایی این پرسشنامه را خوانده و پاسخ دهند. پس از نمره گذاری و تحلیل، شما درمی یابید که باید نگرهایتان را تغییر دهید و آماده ی اقدام شوید تا محیط کاری مطلوب و دلنشین پدید آورید؛ محیطی که هم شما را به شعف و شادمانی برساند، و هم واجد بهره وری عالی باشد.
هدف این مقاله تبیین یک مسئله اپیدمیک و نوظهور در سبک های مدیریتی تحت عنوان سبک مدیریت ویترینی است. برای طراحی چارچوب مفهومی، از استراتژی نظریه پردازی داده بنیاد و برای گردآوری داده ها از ابزار «مصاحبه اکتشافی» و «مشاهده» استفاده شده است. نمونه مورد مصاحبه 17 نفر از اساتید دانشگاه دارای حداقل پنج سال سابقه اجرایی بودند که برای انتخاب آنها از روش نمونه گیری هدفمند و روش گلوله برفی استفاده شد. همچنین 26 نفر از مدیران چند سازمان، مورد مشاهده قرار گرفته و مصاحبه نیمه ساختارمند با ایشان صورت گرفت. کفایت تعداد نمونه از روش اشباع نظری حاصل شد. «اعتبار» مدل به وسیله ابزار «گروه کانون» 15 نفره نخبگان و نظریه پردازان، طی دو دور در معرض نقد و نظر قرار گرفت. چارچوب مفهومی طراحی شده برای نظریه مدیریت ویتریتی با استناد مبانی نظری تحقیق پشتیبانی شده است. نتایج 4 عامل موثر بر مدیریت ویترینی و 7 استراتژی برای مواجهه با این نوع مدیریت را ارائه می کند. در انتها، برای محک زدن چارچوب ارائه شده و قابلیت کاربرد نظریه، فرضیاتی تدوین شده است تا توسط محققان آتی به بوته آزمایش گذارده شود.
گزارش حسابرسان در فرآیند تصمیم گیری استفاده کنندگان صورت های مالی به عنوان یکی از اطلاعات سودمند در نظر گرفته می شود و یکی از راه های اطمینان از کیفیت گزارشگری مالی، گزارش حسابرسی می باشد. در این پژوهش، تأثیر کیفیت گزارشگری مالی بر بندهای تعدیلی گزارش حسابرسی را مورد بررسی قرار می گیرد. نمونه پژوهش نیز متشکل از 645 مشاهده (سال – شرکت) در سالهای 1388 تا 1393 می باشد. بمنظور اندازه گیری کیفیت گزارشگری مالی با استفاده از سه مدل کوتاری همکاران (2005)، کازنیک (1999) و مک نیکلز و استابن (2008)استفاده شده است و فرضیه پژوهش با استفاده از رگرسیون لاجیت آزمون گردیده است. یافته ها نشان داد، در هر سه مدل بین کیفیت گزارشگری مالی و تعدیلات حسابرسی رابطه منفی مشاهده شد. این نتیجه حاکی از آن است که کیفیت گزارشگری مالی نزد حسابرسان در تصمیم گیری برای تعدیلات حائز اهمیت بوده و با افزایش کیفیت گزارشگری مالی، میزان تعدیلات کاهش می یابد. این پژوهش با شناسایی تأثیر پذیری بندهای تعدیلی حسابرس از کیفیت گزارشگری مالی کمک بسزایی به سرمایه گذاران و اعتباردهندگان در سنجش رفتارهای فرصت طلبانه مدیران می کند. همچنین با بکارگیری سه معیار مختلف در سنجش کیفیت گزارشگری مالی به غنای ادبیات موجود می افزاید.
این پژوهش با هدف ارائه مدل سرمایه معنوی در سازمان های مردم نهاد شهر تهران انجام پذیرفت. انتخاب روش از سنت پژوهش های کیفی بوده است و از روش داده بنیاد استراوس و کوربین (1998) استفاده شده است. جامعه پژوهش متخصصین حوزه سلامت در سازمان های مردم نهاد بودند که جهت روش نمونه گیری در طرح کیفی حاضر از روش نمونه گیری هدف مند استفاده شد. نمونه گیری از خبرگان در این مطالعه تا زمانی که روند اکتشاف و تجزیه وتحلیل به نقطه اشباع نظری در تعداد 27 نفر به اشباع رسید، ادامه داشت. نتایج تحقیق نشان داد که عناصر مدل سرمایه معنوی در سازمان های مردم نهاد شامل مقولات عوامل سازمانی، عوامل گروهی، ارزش محوری، فرهنگ جامعه، محیط خانواده، محیط مذهبی، محیط اجتماعی، فرهنگ کار، پایداری سازمانی، رضایت شغلی، بازخورد رسانه، افزایش بهره وری، کارآیی کارکنان، تعهد سازمانی و آرامش خاطر می شود. براساس کدگذاری انتخابی و الگوی سرمایه معنوی در سازمان های مردم نهاد عوامل سازمانی و عوامل گروهی به عنوان شرایط علی ازطریق ارزش محوری به عنوان پدیده محوری و با درنظرگرفتن فرهنگ جامعه، محیط خانواده، محیط مذهبی و محیط اجتماعی به عنوان بستر پدیده ازطریق فرهنگ کار به عنوان راهبرد منجر به پیامدهای پایداری سازمانی، رضایت شغلی، بازخورد رسانه، افزایش بهره وری، کارآیی کارکنان، تعهد سازمانی و آرامش خاطر می شود.
این مقاله به ارائهیک الگوریتم انجماد تدریجی چندهدفه برای مسائل هم زمان بالانس خطوط مونتاژ دوطرفه مدل های ترکیبی و همچنین تخصیص نیروی انسانی با مهارت های مختلف می پردازد. اهداف مدل پیشنهادی حداقل سازی تعداد ایستگاه های زوجی و انفرادی همچنین حداقل کردن هزینه های کل نیروی انسانی به ازاییک زمان سیکل مشخص است. همچنین دو شاخص حداکثرسازی اثربخشی موزون خط و همچنین حداقل سازی شاخص هموارسازی مورد توجه قرار گرفته اند و یک مثال نیز با جزئیات کامل به کمک رویکرد پیشنهادی حل شده است؛ علاوه بر این، کارایی این الگوریتم به کمک مجموعه مثال های مختلف و همچنین قوانین جستجوی همسایگی متفاوتی ارزیابی شده است. نتایج نشان می دهد، این الگوریتم می تواند به منزلهیک الگوریتم مناسب برای حل این دسته از مسائل استفاده شود.
در سال های اخیر، تقاضا برای گسترش حوزه های مسئولیت و رسیدگی حسابرسی عملکرد گسترش یافته است و تقاضای بالقوه ای درباره رسیدگی و ارزیابی سایر موارد از قبیل، اخلاق سازمانی، حفظ محیط زیست، ایفای مسئولیت اجتماعی و ... نیز مطرح شده است. هدف اصلی پژوهش حاضر، ارائه الگویی برای استقرار نظام حسابرسی عملکرد در نهادهای بخش عمومی ایران است. به منظور دستیابی به هدف یاد شده، ابتدا مبانی نظری و پیشینه پژوهش های مربوط به حسابرسی عملکرد نهادهای بخش عمومی کشورهای توسعه یافته استخراج و قوانین و مقررات مربوط مطالعه و ابعاد، مؤلفه ها و شاخص های الگوی حسابرسی عملکرد تعیین گردید، سپس از طریق نظرخواهی از خبرگان همراه با به کارگیری روش دلفی فازی اجماع نظر عمومی آن ها کسب شد. پس ازآن به منظور تعیین رتبه بندی شاخص های مورد تأیید خبرگان از آزمون فریدمن استفاده گردید تا مشخص شود که هریک از شاخص های مربوط به هر مؤلفه چه مرتبه ای را به خود نسبت می دهد. نتایج پژوهش نشان داد که از 21 مؤلفه و 54 شاخص حسابرسی عملکرد مستخرج از مبانی نظری و پژوهش های انجام شده، تعداد 20 مؤلفه و 46 شاخص اجماع عمومی گروه دلفی را کسب نموده اند. طبق نتایج بعد فرهنگ سازی و مؤلفه حمایت نمایندگان مجلس شورای اسلامی بیشترین وزن و اجماع را در ارتباط با اجرای بهینه حسابرسی عملکرد و افزایش ارزش افزوده آن دارند.
هدف این تحقیق بررسی تأثیر مدیریت دانش و نوآوری فناورانه بر خلق مزیت رقابتی در شرکتهای تولیدی پارس خزر و پارس شهاب است. جامعه آماری تحقیق را مدیران و کارشناسان شرکتهای تولیدی پارس خزر و پارس شهاب به تعداد 154 نفر تشکیل داده اند که از طریق فرمول کوکران حداقل حجم نمونه مورد نیاز 123 نفر به دست آمده است که این تعداد به روش نمونه گیری خوشه ای انتخاب شده اند. روش گردآوری داده ها میدانی و ابزار گردآوری داده ها در این تحقیق پرسشنامه استاندارد است. از پرسشنامه طبرسا و احمدوند (1396) برای سنجش مدیریت دانش؛ از پرسشنامه کامیسون و ویلار لوپز (2014) برای اندازه گیری نوآوری فناورانه و از پرسشنامه هیل و جونز (2003) برای اندازه گیری متغیر مزیت رقابتی استفاده شده است. برای آزمون فرضیه های تحقیق از آزمون الگو سازی معادلات ساختاری به کمک نرم افزار Smart PLS2 استفاده شده است. نتایج تحقیق نشان داد که دو متغیر مستقل اصلی یعنی مدیریت دانش (با ضریب 39) و نوآوری فناورانه (با ضریب 55) بر متغیر وابسته خلق مزیت رقابتی در شرکتهای تولیدی پارس خزر و پارس شهاب اثر معناداری دارد. هم چنین مدیریت دانش بر نوآوری فناورانه (65 با ضریب) اثر معناداری دارد و از طریق نوآوری فناورانه بر خلق مزیت رقابتی (با ضریب 36) در شرکتهای تولیدی پارس خزر و پارس شهاب اثر معناداری دارد. هم چنین معیارهای سنجش برازش الگو از جمله، R2، Q2، مؤید مناسب بودن برازش الگوی اندازه گیری است.