آنچه در دنیای امروز سازما نهای دان شبنیان را با دنیای چند دهه قبل آنها متمایز میک ند،
محیط ناپایدار، رقابت جهانی و توسعه روزافزون ارتباطات و مبادلات سریع اطلاعات است.
سازما نهای دان شبنیان برای مصون ماندن از امواج سهمگین محیطی و نیز سازگاری
با الزامات رقابتی چار های جز کسب اطلاعات محیطی از طریق هوشمندی استراتژیک
ندارند. هدف پژوهش حاضر اولوی تبندی عوامل موثر بر هوشمندی استراتژیک در
سازما نهای دانش بنیان است که بر این اساس، عوامل موثر بر هوشمندی استراتژیک
سازمان در دو بخش درون سازمانی و برون سازمانی شناسایی و رتبه بندی می شوند. این
پژوهش کاربردی و از لحاظ روش تحقیق از نوع توصیفی پیمایشی است. ابزار جم عآوری
اطلاعات پرسشنامه است که دربرگیرنده مقایسات زوجی بین معیارهای اصلی و گزین هها
است. پس از بدست آوردن اوزان با استفاده از اعداد فازی مثلثی هف تگانه و تبدیل اعداد
فازی مثلثی به اعداد فازی قطعی وزن شاخ صها بدست م یآید و در آخر رتب هبندی
نهایی با استفاده از تکنیک فازی صورت م یپذیرد. نتایج پژوهش حاکی از آن است که
در سازما نهای دان شبنیان هوشمندی منابع انسانی برای هوشمندی استراتژیک درون
سازمانی و هوشمندی مشتریان برای هوشمندی استراتژیک برون سازمانی از بیشترین
اهمیت برخوردار است. به علاوه تلاش و کوشش کارکنان برای هوشمندی منابع انسانی
و شناسایی فرص تهای خلاقانه موجود در ارتباط با هوشمندی مشتریان، در سازما نهای
دان شبنیان بیشترین اهمیت را داراست.
با توجه به تغییر و تحولات، سازمان ها برای بقای موفقیت آمیز، ناچار به بهره گیری از خلاقیت کارکنان می باشند. اما بهره گیری از خلاقیت مستلزم مدیریت عوامل مؤثر بر خلاقیت در چارچوب تئوری سیستمی خلاقیت سازمان در راستای ظهور و ارتقای خلاقیت می باشد که این خود نیازمند مشخص بودن نقشه دانش عوامل مؤثر بر خلاقیت با مشخصه هایی نظیر قلمرو زمانی تحقیقات، کمیت تحقیقات، فراوانی محققین در انجام تحقیقات، فراوانی تحقیقات محققین، ارجاع به تحقیقات و رویکردهای حاکم بر تحقیقات می باشد. از این رو، بر اساس تئوری سیستمی خلاقیت و با بهره گیری از روش های فراتحلیل و تحلیل محتوا تعداد 424 تحقیق مورد مطالعه قرار گرفت که نتایج حاصله نشان می دهد برخورد علمی با عوامل مؤثر بر خلاقیت از اوایل دهه 1950 شروع شده و از نرخی روزافزون برخوردار بوده، اکثریت تحقیقات یک نفره انجام شده اند، اکثریت محققین یک تحقیق انجام داده اند، به اکثریت تحقیقات یک بار ارجاع داده شده و عمدتاً بر ادبیات عوامل مؤثر بر خلاقیت، رویکرد یک بُعدی و غیر سیستمی حاکم است. علاوه بر این، اهمیت و اولویت تحقیقات و محققین در عوامل و مؤلفه های مؤثر بر خلاقیت، مشخص شده است.
متخصصان علوم اقتصادی و سیاسی تقسیمبندیهای متفاوتی را برای کشورها قائل شده اند؛ مثل کشورهای پیشرفته، صنعتی و جهان اول، در مقابل کشورهای توسعه نیافته، در حال توسعه، جهان سوم و نظایر آن. در این مقاله هدف، تائید، تکذیب و یا بررسی درست و یا غلط بودن این عنوانها نیست؛ بلکه منظور، بررسی مسائل مربوط به انتقال اطلاعات به کشورهای گروه دوم است که از میان عنوانهای فوق، عنوان جهان سوم بمناسبت مصطلحتر بودن آن، برایشان انتخاب شده است.
هدف این پژوهش، بررسی تاثیر ابعاد مدیریت ارتباط با مشتری بر مزیت رقابتی با میانجی گری وفاداری مشتری در میان مشتریان بانک کشاورزی است. این پژوهش از نظر هدف کاربردی و از نظر روش توصیفی- پیمایشی است. جامعه آماری، مشتریان شعب بانک کشاورزی در رشت می باشد. حجم نمونه با استفاده از جدول کرجسی و مورگان برابر با ٣٨٤ نفر محاسبه شد. جهت گردآوری داده از پرسشنامه استاندارد و روش های کتابخانه ای و میدانی استفاده گردید. برای تجزیه و تحلیل داده ها از مدل معادلات ساختاری و نرم افزار Smart PLS و SPSS استفاده شده است. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از آمار توصیفی و آمار استنباطی حاکی از آن است که کلیه ابعاد مدیریت ارتباط با مشتری شامل پاسخگویی به شکایات، جهت گیری مشتری، توانمندسازی مشتری و دانش مشتری بر وفاداری مشتری تاثیر مثبت معناداری دارند و تاثیر مثبت وفاداری مشتری بر مزیت رقابتی مورد تایید است.
همه ما در یک «محیط اطلاعاتی» زندگی میکنیم. از بُعد جغرافیایی این محیط شامل محیط اطلاعاتی جامعه عرب میباشد. مطالعه نشان میدهد که هیچ نظام مشخص و مدون اطلاعاتی در این محیط دیده نمیشود؛ از اطلاعات تولید شده، میزان آن، کیفیت و شکل آن ، اطلاعات کامل و صحیحی در دست نیست؛ پژوهشگران حوزههای مختلف شناسائی نشدهاند؛ موضوعات اساسی که باید برروی آنها پژوهش صورت پذیرد اولویتبندی نشده و زیرساختهای لازم برای تبادل اطلاعات فراهم نشدهاند. سیاستهای کلان ملی، منطقهای و بینالمللی در ارتباط با نظامهای اطلاعرسانی طراحی و طرحریزی نشدهاند و شبکة مناسبی برای ثبت و ضبط و تبادل اطلاعات به وجود نیامده است. در این مطالعه سعی شده است شمای کلی این محیط تحت مقولات فناوری، نیرویانسانی آموزشدیده و متخصص، زیرساختهای ارتباطی، مسایل مربوط به فرهنگ و توسعة فرهنگی، عوامل درون محیطی و برون محیطی، مسایل مربوط به بومیکردن و درونیکردن شبکهها، ارتباط دانشگاه با جامعه، آموزش و نظامهای اطلاعرسانی ترسیم شود.
عمده دلیل توجه به شرکت های نوپا، تاثیر مثبت آنها بر شاخص های اقتصادی و افزایش نرخ اشتغال در جوامع مختلف است. بااین وجود، مشکل بزرگ این حوزه از کسب وکار، نرخ بالای شکست است و عدم مدیریت مناسب منابع انسانی از علل عمده این شکست محسوب می شود. به همین سبب، این سؤال مطرح است که مدل مناسب مدیریت منابع انسانی در این شرکت ها چگونه باید باشد؟ برای یافتن پاسخ، پژوهشی توسعه ای، با رویکردی کیفی و بهره مند از راهبرد داده بنیاد طراحی شد. داده های برگرفته از مصاحبه های عمیق انجام شده با ۲۲ نفر از خبرگان دانشگاهی و مدیران ارشد شرکت های نوپا که براساس نمونه گیری هدف مند انتخاب و تا رسیدن به اشباع نظری این فرایند ادامه داشت، به کمک نرم افزار MaxQda نسخه 2018 و براساس روش نظام مند کوربین و استراوس، مورد تجزیه وتحلیل و کدگذاری قرار گرفتند. در مرحله کدگذاری باز، 1273 کد اولیه شناسایی شد که پس از پالایش و ادغام کدهای مشابه، 188 کد یکتا با درصد فراوانی متفاوت مشخص شد که درنهایت در 55 مقوله فرعی، طبقه بندی و با مشخص شدن روابط بین مؤلفه ها، مدل هدف، طراحی شد. یافته های پژوهش، مبین آن است که پیاده سازی مدل مدیریت منابع انسانی خاص شرکت های نوپا، باعث بیشینه شدن سرعت رشد استارت آپ ها و توسعه ویژگی های تعاملی شاغلین این شرکت ها شده و مزیت رقابتی مناسبی برای آنها در زیست بوم شرکت های نوپا ایجاد می کند.
پژوهش حاضر تعیین وضعیت مدیریت منابع انسانی در صنایع پیشرو ایران را به عنوان هدف اساسی دنبال نموده و در این راستا به شناسایی و تبیین مراحل تحول مدیریت سنتی منابع انسانی به مدیریت راهبردی منابع انسانی پرداخته است. نوع تحقیق از نظر هدف توصیفی و از لحاظ روش تحقیق با راهبردی پیمایشی انجام شده است و با استفاده از پرسش نامه ی محقق ساخته وضعیت مدیریت منابع انسانی را براساس نظرات جامعه ی آماری (1280=N) متشکل از مدیران ارشد، اعضای کمیته ی راهبردی، اعضای هیأت مدیره، مدیران بخش ها، مدیران صفی و متخصصین پرسنلی که تعداد آنها در 45 سازمان بزرگ صنعتی در سه بخش از صنعت ایران: نفت، پتروشیمی و فولاد مورد بررسی قرار داده است. تحلیل داده ها نشان می دهد که مدیریت منابع انسانی در صنایع مورد مطالعه، هنوز بسیاری از ویژگی های مدیریت سنتی منابع انسانی را حفظ نموده و با حفظ ساختار متمرکز و فقدان انسجام راهبردی در پیمودن مسیر تحول و برخورداری از ویژگی های رویکرد راهبردی با موانع و چالش های بسیاری روبه روست
در این مقاله به موضوع بازاریابی شبکه ای پرداخته می شود شیوه ی بازاریابی شبکه ای چند سالی است که وارد کشورمان شده است و به روشی بسیار جذاب و پر طرفدار برای بسیاری از جوانان و نو جوانان کشور برای کسب درامد شده است. اما آیا همه آنها با اگاهی کامل به این عرصه وارد می شوند ویا فقط رویای پولدار شدن انها را به این سمت می کشد. در این مقاله هدف اصلی ما معرفی بازاریابی شبکه ای و ارائه تصویری روشن از نحوه ی فعالیت این نوع شرکت ها و روش های آن در دنیا و کشورمان است. همچنین روش به کارگیری ان با استفاده از مطالعه موردی شرکت بازاریابان ایران زمین با استفاده از روش توصیفی مبتنی بر روش مصاحبه با خبرگان و ارائه راهکارها و پیشنهادهایی برای بهتر شدن مکانیزم این روش و تحقق بهینه این نوع بازاریابی به نحوی که موجب اثر بخشی بیشتر ان شود. در انتها به نتایجی دست یافتیم که با توجه به این نتایج پیشنهادهایی برای افرادی که وارد عرصه بازاریابی شبکه ای می شوند و همچنین برای تحقق بهینه این روش در شرکت ارایه شد که در انتهای مقاله به تفضیل شرح داده شده است.
در این مقاله از روش پویایی شناسی سیستم به عنوان رویکردی نوین برای مدل سازی رویدادهای حسابداری استفاده شده است. برای این منظور ابتدا با تعریف حساب های مالی در قالب متغیرهای حالت و نرخ، اثرگذاری رویدادهای حسابداری بر یکدیگر بر اساس روابط علی و معلولی و در قالب الگوی پویایی شناسی مدل سازی شد، سپس با استفاده از داده های واقعی یک شرکت تولیدی، متغیرهای کلیدی در افق سال 1400شبیه سازی شد. نتایج مطالعه نشان داد روش پیشنهادی ضمن مدل سازی عملیات مالی بر اساس رویکرد پویا، با شبیه سازی روند متغیرها در دوره های آینده به مدیران کمک می کند تا اثرگذاری متغیرها را بر اساس الگوهای رفتاری مورد تحلیل قرار دهند و با شبیه سازی رفتار متغیرهای مالی در آینده، اطلاعات مفیدی را برای تصمیم گیری مدیران فراهم می کند. براساس نتایج حاصل، الگوی رفتاری متغیر مطالبات مشکوک الوصول نه تنها بصورت آنی و همزمان نیست، بلکه دارای تابع توزیع نمایی و توام با تاخیر زمانی است و تغییرات آن با متغیرهای نرخ فروش، نرخ بازگشت سرمایه و حساب های دریافتنی ارتباط معناداری دارد. به طوری که با دریافت بازخور از روند تغییر دریافت مطالبات، الگوی رفتاری فروش برای آینده نیز تغییر خواهد کرد.
سرمایه گذاری بیش از حد بر اهرم مالی و نقدینگی سیستم مالی شرکت ها تاثیر گذار است. رابطه ای بین اهرم شرکت های بزرگ و سرمایه گذاری بیش از حد زمانی که نقدینگی سیستم مالی بالا است ایجاد می شود و این امر موجب تغییر در نقش اهرم مالی می شود.هدف از این تحقیق، بررسی تأثیر نقدشوندگی سیستم مالی و اهرم مالی شرکت در سرمایه گذاری بیش از حد شرکت است. با شناخت این تاثیرات می توانیم از ایجاد نقدینگی بیش از حد که منجر به مشکل در سرمایه گذاری و همچنین ایجاد خلل در اهرم مالی شرکت ها می گردد، جلوگیری کنیم. در این پژوهش داده های120شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی محدوده زمانی سالهای 1391 لغایت 1396را مورد بررسی قرار میدهد.برای بررسی این تاثیرات متغیرهای سرمایه گذاری بیش از حد (OVERI) ،اهرم مالی(LEV) ،نقدینگی (DLIQ) ،جریان نقدی آزاد شرکت (FCF) ،تمرکز مالکیت (OWN) ،مالکیت-خانوادگی (FAM) ونسبت جاری (CR) مورد ارزیابی قرار می گیرند. در تحلیل داده ها ابتدا آزمون F-Limer (چاو) برآورد می شود تا مشخص شود که باید از رگرسیون تجمیعی (تلفیقی) استفاده شود یا از رگرسیونی داده های تابلویی، در گام بعد به انجام آزمون های جارک برا (Jarque-Bera) برای سنجش نرمال بودن خطاهای مدل،بروش گادفری (Breusch-Godfrey) به منظور انجام خودهمبستگی سریالی و بروش پاگان (Breusch-Pagan) برای کشف ناهمسانی واریانس در داده های ترکیبی استفاده میشود.در این پژوهش، از روش داده های ترکیبی برای برآورد مدل و آزمون فرضیه ها استفاده شده است و برای تعیین نوع الگوی مدل از آزمون چاو و هاسمن استفاده شد. با توجه به نتایج این آزمونها، الگوی رگرسیونی تلفیقی مورداستفاده قرار گرفت. درنهایت، نتایج آزمون فرضیه تحقیق نشان داد که فرضیه اول و دوم پژوهش در سطح خطای 5 درصد تائید شده است.