هدف این پژوهش تعیین میزان همخوانی محیط رابط پایگاههای اطلاعاتی «ابسکو»، «امرالد»، «پروکوئست»، و «ساینس دایرکت» با عناصر رفتار اطلاعیابی مدل «الیس» است که عبارتاند از: شروع، پیوندیابی، مرور، تمایز، بازبینی، و استخراج. پژوهشگران با استفاده از روش مشاهده مستقیم و استفاده از یک سیاهه بازبینی به بررسی میزان پشتیبانی محیط رابط پایگاههای مورد بررسی از کارکردهای عناصر این مدل پرداخت. نتایج نشان داد که در طراحی رابطکاربر پایگاههای مورد بررسی، عناصر رفتار اطلاعیابی مدل الیس کمتر مورد توجه واقع شدهاند. ازجمله عنصر «شروع»، «پیوندیابی» و «تمایز» تا حدودی بهوسیله برخی از محیطهای رابطکاربر پایگاههای مورد بررسی حمایت میشوند؛ اما دیگر عناصر رفتار اطلاعیابی (تورق، بازنگری، و استخراج) در ساختار رابطکاربر این پایگاهها لحاظ نشدهاند. بهطورکلی میزان مطابقت و همخوانی رابطکاربر پایگاههای اطلاعاتی با عناصر رفتار اطلاعیابی الیس در حد متوسط است. بنابراین، استفاده از این عناصر در طراحی و ارزیابی محیط رابط میتواند تأثیر زیادی بر بهینهشدن محیط رابط پایگاههای اطلاعاتی و درنتیجه بر فرآیند جستجو و بازیابی داشته باشد.
جامعه تحقیق حاضر کلیه مقالات منتشرشده در حوزه کتابداری و اطلاعرسانی در پایگاه «امرالد» در سالهای 2003 تا 2008 است. نتایج تحلیل دادهها حاکی از آن است که 8320 مقاله با همکاری 10760 محقق منتشر شده است. در متن مقاله پرکارترین نویسندگان، پرکارترین کشورها از لحاظ تعداد مقالات، پرکارترین مراکز پژوهشی، و پرکارترین مجلهها از لحاظ تعداد مقاله مشخص شدهاند. میانگین ضریب همکاری بین محققان حوزه کتابداری و اطلاعرسانی نیز 08/0 بوده است. در رابطه با مسئله اصلی مقاله (یعنی وجود رابطه بین تولید علم و میزان مشارکت محققان این رشته) رابطه معناداری بین این دو متغیر وجود ندارد. بررسی نتایج نشان میدهد که علیرغم اهمیت و ضرورت انجام فعالیتهای پژوهشی بهصورت مشترک که منجر به افزایش کیفیت آنها می شود، در رشته کتابداری و اطلاعرسانی ضریب مشارکت گروهی بین محققان بسیار پایین است و بالطبع، پژوهشگران این حوزه علاقه چندانی به نوشتن مقالات بهصورت گروهی ندارند.
این پژوهش به بررسی و مقایسه ی ارزش افزوده اقتصادی، درآمد پسماند و رشد غیرعادی سود در تعیین ارزش بازار سهام شرکت ها می پردازد. مدل ارزیابی درآمد پسماند، ارزش بازار شرکت را تابعی از سود و ارزش دفتری حقوق صاحبان سهام در روش حسابداری شمول کلی و مدل رشد غیر عادی سود، ارزش بازار شرکت را تابعی از میزان سود غیر عادی در هر دوره می داند در حالی که مدل ارزش افزوده اقتصادی، ارزش شرکت را بر اساس سود عملیاتی خالص پس از کسر هزینه های تأمین مالی (از طریق بدهی یا حقوق صاحبان سهام) در روش حسابداری متعارف محاسبه می کند. در این پژوهش، تعداد 115 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران در دوره ی زمانی 1386-1382 بررسی شده است. جهت آزمون فرضیه ها از داده های تلفیقی استفاده شده است. نتایج نشان می دهد که بین قدرت توضیحی این مدل ها در تعیین ارزش شرکت ها در حالت کلی تفاوت معنی داری وجود ندارد و تقریباً در تمامی موارد، مدل ارزیابی درآمد پسماند نسبت به مدل ارزش افزوده اقتصادی و هم چنین مدل ارزش افزوده اقتصادی نسبت به مدل رشد غیر عادی سود در تعیین ارزش شرکت ها دارای قدرت توضیحی نسبی بالاتری است.
این تحقیق واکنش سرمایه گذاران به پیش بینی سود، جریانات نقدی و اقلام تعهدی در بورس اوراق بهادار تهران را بررسی می کند. بر اساس یک نمونه متشکل از 230 شرکت از میان شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1379 تا 1385، نتایج حاکی از آن بود که سرمایه گذاران تا حدی به پیش بینی سود واکنش درست نشان داده اند (البته نه به اندازه ی جریانات نقدی). به این معنی که در سال بعد از پیش بینی، تقاضا برای سهام شرکت هایی که سودی مازاد بر سود پیش بینی شده کسب کرده اند، افزایش یافته و موجب افزایش قیمت سهام این شرکت ها شده است. در نتیجه بازده این شرکت ها افزایش یافته و توانسته اند بازده مازاد بر میانگین بازده بازار کسب کنند. در مقابل شرکت های با سود تحقق یافته کمتر از سود پیش بینی شده، بازده کمتر از میانگین بازده بازار داشته اند. همچنین، نتایج تحقیق نشان می دهد که سرمایه گذاران تا حد بسیار زیادی به پیش بینی جریان نقدی واکنش درست نشان داده و جریانات نقدی نسبت به سود و اقلام تعهدی مبنای بهتری برای تصمیم گیری است. که این ممکن است بخاطر عینی بودن و همچنین احتمال دستکاری کمتر جریانات نقدی نسبت به سود و اقلام تعهدی باشد. در نهایت این تحقیق نشان می دهد که در حالت کلی سرمایه گذاران در تمامی سال های پیش بینی اقلام تعهدی، چه اقلام تعهدی تحقق یافته بیشتر و چه کمتر از اقلام تعهدی مورد انتظار بوده واکنش مطلوب نشان نداده اند و این یعنی بازار در انعکاس کامل توانایی پیش بینی توام جزء تعهدی و جزء نقدی سود شکست خورده است (توانایی انعکاس همه ی اطلاعات موجود در اقلام تعهدی و جریانات نقدی را ندارد).
چکیده پژوهش حاضر، با هدف بررسی وضعیت موجود شاخص های مدیریت دانش در واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه دوازده انجام شد.جامعه آماری را کلیه اعضای هیات علمی و مدیران واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12 تشکیل می دادند که بالغ بر 2500 نفر بودند. نمونه آماری از طریق نمونه گیری به روش تصادفی خوشه ای تک مرحله ای انجام شد، حجم نمونه با توجه به جدول مورگان 350 نفر تعیین شد. به منظور جمع آوری اطلاعات، از پرسشنامه ای استاندارد شامل مولفه های بُعد اجتماعی مدیریت دانش، بُعد فنی مدیریت دانش، فرهنگ سازمانی دانش آفرین، عوامل فرهنگی، عوامل تکنولوژیکی، عوامل سیاسی، درگاه های دانش، شهروندان دانشی، فرآیندهای سازمانی دانش محور، ساختار دانش محور، رهبری دانش و منابع دانش، استفاده گردید. برای تعیین ویژگی های روان سنجی پرسشنامه، روایی محتوایی آن با نظر خواهی از متخصصان مورد تایید قرار گرفت. علاوه بر آن به منظور برآورد همسانی درونی بین سوال ها و مولفه ها از روش محاسبه آلفای کرونباخ استفاده شد. که اعتبار مولفه بُعد اجتماعی مدیریت دانش(0.79)، بُعد فنی مدیریت دانش(0.87)، فرهنگ سازمانی دانش آفرین(0.78)، عوامل فرهنگی(0.82)، عوامل تکنولوژیکی(0.82)، عوامل سیاسی(0.83)، درگاه های دانش(0.76)، شهروندان دانش(0.80)، فرآیندهای سازمانی دانش محور(0.72)، ساختار دانش محور (0.79)، منابع دانش(0.82)، رهبری دانش(0.77) و شاخص کلی مدیریت دانش (0.97) بدست آمد. نتایج استفاده از آزمون آماری t تک گروه نشان داد که شاخص های مدیریت دانش در دانشگاه آزاد اسلامی منطقه 12 در سطح معنی داری (0.01P<) در وضعیت مطلوبی قرار ندارد.
انگیزش جوهرهی نوآوری و خلاقیت کارآفرینان بوده و به تلاش های آن ها انرژی و استمرار میبخشد. در این مقاله به منظور تشویق کارآفرینی درون سازمانی چهار سری مکانیزم های درونی، غیر مالی، مالی غیرمستقیم و مالی مستقیم براساس الگوی ساچه مدنظر قرار گرفته اند. نمونهی تحقیق شامل مدیران گروه و کارشناسان بوده و از دو روش مصاحبه و پرسش نامه برای جمع آوری اطلاعات استفاده شده است. نتایج تحقیق حاصل از الگوسازی معادلات ساختاری حکایت از این مطلب دارد که موثرترین عامل مشوق نوآوری در شرکت های با فناوری بالا، انگیزه های درونی بوده که در این راستا ده فرمان برای تقویت کارآفرینی درون سازمانی ارایه شده است.
نظریهی رفتار برنامه ریزی شدهی آژن به صورت گسترده ای به منظور پیش گویی رفتار کارآفرینانه استفاده شده است. اما این نظریه در بین دانشجویان مراکز علمی- کاربردی بهکار گرفته نشده است. هدف کلی این پژوهش که با روش توصیفی-همبستگی انجام شده است، بررسی دلایل گرایش به کارآفرینی دانشجویان علمی-کاربردی کشاورزی است. جامعه آماری تحقیق را دانشجویان علمی-کاربردی کشاورزی استان کرمانشاه تشکیل دادند که تعداد 96 نفر از آن ها به عنوان نمونه با استفاده از روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. داده های مورد نظر از طریق پرسش نامه جمع آوری شد. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون چندگانه به روش گام به گام نشان داد که 37 درصد از تغییرات متغیر نیت کارآفرینانه را سه متغیر شامل: نگرش نسبت به کارآفرینی، هنجارهای جامعه و باور به خودکارآمدی تبیین میکنند. هم چنین رابطهی مثبت و معنیداری بین هر یک از متغیرهای مستقل یادشده با نیت کارآفرینانه به دست آمد. در کل، یافته ها نشان داد که در بین دانشجویان علمی-کاربردی کشاورزی، نیت کارآفرینانهی بالایی وجود دارد.