انواع مطالعات را می توان در دو دسته ی کلی مطالعات اولیه و مطالعات ثانویه جای داد. از مهم ترین مطالعات ثانویه مقالات مروری می باشند. پژوهشگر در مطالعه ی مروری به بررسی جامع مجموعه ی مقالات منتشر شده در یک زمینه ی واحد و تحلیل آن ها برای رسیدن به نتیجه ای مشخص می پردازد. وجود شکاف و فاصله ی عمیق بین شواهد علمی روز یک حقیقت غیر قابل انکار میباشد. شاید بتوان این فاصله را ناشی از انتشار عظیم مطالب دانست. به طور قطع، مطالعه ی تمام این مطالب نیاز به زمان بسیار زیادی خواهد داشت. در رابطه با یک سؤال خاص، پیدا کردن یک مقاله ی مروری با کیفیت، به مقدار قابل توجهی بر کیفیت مطالعه ی شما میافزاید و از زمان مطالعه میکاهد. این نوع مقالات با فشرده کردن حجم بالایی از اطلاعات در قالبی قابل هضم میتوانند به پیشرفت علم کمک کنند. استفاده از مطالعات مروری به دلیل بمباران اطلاعات، مطالعات ضعیف، تناقضات موجود در نتایج مطالعات، از دست دادن زمان و سرمایه و شناسایی نیازهای پژوهشی ضروری می باشد. این مقاله نیز با هدف راهنمایی برای تدوین مقاله ی مروری نگاشته شده است و در آن ضمن توصیف مقالات مروری به عنوان یک مطالعه ی جامع و در سطح کلان، به بررسی دقیق انواع مقالات مروری، محتوا و ساختار این گونه مقالات پرداخته شده است. روش مطالعه در این مقاله مروری بود. ضمن مرور متون منتشر شده در زمینه ی مقالات مروری، مشخص شد که این مقالات از ساختار همگن و سازمان یافته ای برخوردار نیستند. از این رو پیشنهاد می شود که با توجه به نوع مطالعه ی مروری و موارد کاربرد آن از ساختار مناسب و مرتبط با آن استفاده شود.
در این پژوهش ضمن بیان عوامل مختلف عدالت سازمانی، شاخص های عدالت سازمانی شامل عدالت توزیعی، رویه ای و مراوده ای از نامه امام علی (علیه السلام) به مالک اشتر، استخراج شده، و میزان اجرای آنها در دانشگاه هنر اصفهان طی سه فرضیه مورد بررسی قرار گرفته است.
نوع این پژوهش، توصیفی - پیمایشی بوده، و فرضیات این پژوهش با استفاده از داده های پرسشنامه محقق ساخته (شامل 45 سوال)، در دانشگاه هنر اصفهان آزمون شده است. برای این منظور از کل جامعه آماری 252 نفر، 110 نمونه انتخاب و پرسشنامه ها توسط این افراد، تکمیل گردیده است. این نمونه به صورت نمونه گیری تصادفی طبقه بندی شده، انتخاب و با استفاده از روش های آمار استنباطی شامل t تک متغیره، t2 هتلینگ، t همبسته، تحلیل واریانس چند متغیره مانوا و آزمون LSD تجزیه و تحلیل شده است.
نتایج این پژوهش بر اساس شاخص های نهج البلاغه، حاکی است که عدالت توزیعی، کمتر از عدالت رویه ای و مراوده ای، و عدالت رویه ای کمتر از عدالت مراوده ای و همگی کمتر از سطح متوسط در دانشگاه هنر اصفهان اجرا شده و بنابراین در مجموع، عدالت سازمانی کمتر از سطح متوسط در دانشگاه هنر اصفهان به اجرا در آمده است؛ همچنین مطرح شد که احتمالا عامل تحصیلات به عنوان عامل کلیدی در نظرسنجی ها نقش داشته است به این معنا که با افزایش سطح تحصیلات، نظر کارکنان به سمت عدم اجرای عدالت در دانشگاه هنر اصفهان سوق پیدا کرده است.
بررسی های نسبتا گسترده در منابع و مآخذ مدیریت اسلامی نشان می دهد که کتاب، مقاله و یا پایان نامه خاصی یافت نمی شود که به صورت علمی به شناسایی موانع تحقق مدیریت اسلامی پرداخته باشد. از این رو، هدف این مقاله شناسایی این موانع انتخاب شد.
این پژوهش از حیث هدف، کاربردی و از حیث روش توصیفی - اکتشافی است. برای جمع آوری اطلاعات از روش های کتابخانه ای، طراحی و تنظیم پرسشنامه و مصاحبه با خبرگان استفاده شده است.
برای بررسی پایایی پرسشنامه ها از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که برای پرسشنامه شماره 2 (اهمیت موانع) 0.91 و برای پرسشنامه شماره 3 (وضعیت موجود موانع در سازمان ها) 0.83 محاسبه شد. با توجه به اینکه پایایی محاسبه شده از 0.7 بیشتر بود، نتیجه گرفته شد که پرسشنامه های مورد استفاده از پایایی لازم بهره مندند. روایی پرسشنامه ها به گونه ای بود که ابتدا با توجه به پیشینه تحقیق 30 مانع شناسایی شد. سپس این موانع در اختیار خبرگان قرار گرفت که به حذف و یا اضافه شدن تعدادی از آنها منجر گردید (افزایش به 55 مانع). در نهایت این 55 مانع با نظر برخی از خبرگان و با توجه به شباهت موانع به 50 مانع کاهش پیدا کرد. در واقع می توان این انتظار را داشت که پرسشنامه های مورد استفاده در تحقیق به اندازه کافی دارای «روایی محتوایی» باشد.
این تحقیق هفت فرضیه داشت که تاثیر موانع برون سازمانی و موانع درون سازمانی (موانع شناختی، موانع سیاستگذاری، موانع برنامه ریزی، موانع اجرایی، موانع نظارتی و موانع ارزیابی) را در عدم تحقق مدیریت اسلامی مورد بررسی قرار داد. این فرضیه ها با آزمون T تک نمونه ای آزمون شد، که همگی مورد تایید قرار گرفت.
هنری مینتزبرگ، مخالف پیتر دراکر، در زمرهی نام آورترین چهره های منتقد مدیریت در جهان است. مینتزبرگ بر این باور است که هر سازمانی مانند یک ارگانیسم یکتا بوده و خصوصیات، محیط، نیازها و منابع خاص خودش را دارد؛ او مدیریت را بیشتر شبیه به هنر میبیند تا علم.
گفتگوی صریح و انتقادی او، خواب مدیران اجرایی ارشد 500 شرکت موفق را آشفته کرد؛ چرا که بیواهمه آنها را فاسد خواند، از آن رو که پاداشهای کلانی را نصیب خود میسازند.
مینتزبرگ، شرکتهای امریکایی را مریض میداند. بیپروا میگوید:""از مدل امریکایی مدیریت استفاده نکنید. بیشتر شیوه های امریکایی از رده خارج اند و بسیاری از شرکتهای امریکایی در خطرند. شرکتهای تجاری معروف، به طور وحشتناکی بد مدیریت میشوند.""
وی دربارهی بحران نیز اظهار نظرش فراتر از بخش بانکداری و مالی امریکا است و میگوید: این یک بحران مدیریتی است. کوشش پل کروگمن، نویسندهی ستون اقتصادی نیویورک تایمز و دیگر نوسیندگانی را که به دنبال راه حلهای اقتصادیاند، به سخره گرفته و میگوید: این مسأله ای اقتصادی نیست بلکه، مسأله ای مدیریتی است که نمیتوان آن را با اصلاح سیاستهای مالی و پولی درست کرد. لیکن هیچکس نمیخواهد این پیام را بشنود!
مینتزبرگ، صرفاً انتقاد نمیکند بلکه، راه حلهای عملیاتی و اجرایی دقیقی نیز دارد. جالبتر آنکه در کمال متانت و شکیبایی، راه حلهایش را عرضه میکند: ""درمان آرام را میتوان از رأس شرکتهای بزرگ شروع کرد. خودشیفته ها و پاداشهای شرم آورشان، باید از آپارتمانهای مدیران اجرایی بیرون رانده شوند. و به جای آنها باید رهبرانی واقعی قرار گیرند، افرادی که شخصاً و عمقاً در مسائل بنگاه اقتصادی درگیر شوند و حس جمعی آن را از نو بسازند.
مینتزبرگ را باید ستود از آن رو که بحران فعلی را به بحران مدیریت منتسب میکند و برای آموزش و پرورش مدیران، رویکرد آموزشی جدیدی را در دانشگاه مکگیل کانادا پایه گذاری و اجرا میکند، ویژگی مدیران و رهبران را در 50 شرط طبقه بندی میکند، از نمونه های نادر مدیران و رهبران برجسته نام میبرد، از مدیران شرکتهایی میگوید که با ویژگیهای او سازگارند.
مینتزبرگ را میتوان در خلال همین مصاحبهی کوتاه اما پرمغز شناخت و به ارزیابی راه حلهای او با جدیت پرداخت؛ بویژه آنکه در شرایطی هستیم که با بحرانی در سطح جهانی روبه روئیم، با شرکتهایی رو به روئیم که تنها به سود خود میاندیشند و مسئولیتهای اجتماعی برایشان کم معنا است....
پیتر فیسک، فیزیکدان هسته ای است، اما صاحب آثار و کتابهای پرفروشی نظیر ""پرورش نبوغ بازاریابی"" است.
""پرورش نبوغ بازاریابی"" از سوی انتشارات بازاریابی با ترجمهی استاد سینا قربانلو آمادهی انتشار است که پس از آن توزیع خواهد شد.
پیتر فیسک با ابتکاری مثال زدنی از واژگان فیزیک بهره جسته تا بتواند مفاهیم و قضایای بازاریابی را هر چه بهتر معرفی کند. از دیگر سو، استعاره های تازه ای به کار برده که میتواند فضای رقابت، وفاداری مشتری، نارضایتی مشتری، و... را ملموس تر ترسیم کند.
فیسک از آنجا که از فیزیک به بازاریابی راه جسته، بازاریابی را از منظر بیرونی مینگرد. همین نگاه بیرونی است که به آثارش غنا بخشیده و برای صاحبنظران تازگی دارد. او همچنین رویکردی را در بازاریابی تجویز میکند. به باور وی، بهترین فرصتها و بزرگترین چالشها در بیرون سازمان وجود دارند و نه در داخل آن.
فیسک از همین منظر، توصیهی دیگری نیز دارد نظیر تفکر توجه به بازار باید در رأس تصمیم گیریهای سازمان قرار گیرد. جای متفکران بازار را نیز مشخص میکند، آنجا که مینویسد: متفکران بازاریابی باید در قلب کسب وکار جای داشته باشند.
فیسک دربارهی مشتری به صراحت اظهار نظر میکند. وی مینویسد: مشتریان امروزی بسیار متفاوتند. آنها آگاهتر شده اند، قدرتمندترند و در عین حال تحمل کمتری هم در مقابل خطاهای سازمان دارند.""مشتری"" کانون توجه پیتر فیسک است؛ آنجا که مینویسد: در کسب وکارها نقطهی شروع مشاهده میبایست مشتریان باشند تا بتوانیم کالاها، خدمات، سازمانها و واحد هایشان را به گونه ای ببینیم که مشتریان انتظار دارند.
راه حل پیتر فیسک برای کسب وکارها به نبوغ بازاریابی خلاصه میشود. فیسک میگوید: کسب وکارها چگونه میتوانند اندیشه های کوته بینانه را به دور اندازند و چشم اندازهای تکوینیافتهی بازار را شناسایی کنند؟ آنها چگونه میتوانند به توازنی جدید از قدرت دست یابند؟ پاسخ این سؤالات در نبوغ بازاریابی نهفته است و اساس این نبوغ، در به کارگیری هوشمندی به شیوه ای خلاقانه است.
فیسک فراتر از طرح پرسش و ارائهی راه حل، شیوه های دستیابی به نبوغ بازاریابی را مطرح میکند. فراتر از آن، به ما میآموزد که چگونه میتوانیم نبوغ بازاریابی را پرورش دهیم. در اثری که پیش رو دارید، فیسک به سراغ اعداد میرود و برای هر یک توضیحی آورده است. 2، دو قسمت مغز. در این باره تشریح میکند که کسب وکارها نیازمند بهکارگیری هر دو قسمت راست و چپ مغز هستند. 3، رقابت سه برابری در بازارهای امروزی و الی آخر.
گفتگو با پیتر فیسک را در شمارهی پیشین توسعه مهندسی بازار (شمارهی 20، مرداد و شهریور 1390) مطالعه کنید که حاصل افشرهی دیدگاههای او است.
وفاداری مشتریان یکی از موضوع هایی است که امروزه از دیدگاه بسیاری از مدیران به ویژه در بخش خدمات، به علت فضای رقابتی حاکم بر آن از جایگاه ویژه ای برخوردار است. نکته بسیار درخور توجه در این صنایع، نقش مؤثر کارکنان در خلق ارزش است به گونه ای که می توان گفت حفظ و نگهداری مشتریان وفادار، بدون کارکنان راضی و وفادار امکانپذیر نیست، چرا که کارکنان وفادار، خدمات را با کیفیت بالاتری ارائه می کنند و در جلب رضایت مشتری و وفادار نمودن آنها سهم بسزایی دارند. این پژوهش، با هدف ارزیابی رابطه میان وفاداری کارکنان و وفاداری مشتریان در صنایع خدماتی انجام شده است. برای گردآوری داده ها از منابع کتابخانه ای، مصاحبه و پرسشنامه بهره گرفته شده است. داده ها از یک نمونه آماری متشکل از 303 نفر از کارکنان فروشگاه های زنجیره ای رفاه و شهروند و 356 نفر از مشتریان مراجعه کننده به این دو فروشگاه زنجیره ای جمع آوری شده است. در این پژوهش، چهار فرضیه مطرح و برای آزمون آنها از آزمون همبستگی پیرسون و روش معادلات ساختاری استفاده شده است. نتایج به دست آمده نشان می دهد که وفاداری کارکنان و وفاداری مشتری، قویاً به هم وابسته اند. همچنین بین وفاداری کارکنان و کیفیت خدمات، کیفیت خدمات و رضایت مشتری و رضایت مشتری و وفاداری مشتری ارتباط مثبت و معناداری وجود دارد.
در عصر فرا رقابتی کنونی، شرکت ها به منظور کسب مزیت رقابتی به دنبال ارایه ارزش بیشتر به مشتریان نسبت به رقبا براساس شایستگی های محوریشان می باشند. در این راستا بسیاری از شرکت ها به بازارگرایی به عنوان یکی از ابزارهای بازاریابی نوین روی آورده اند. لذا طبیعی است که برنامه های واحد بازاریابی و استراتژی های آن نیز نقش به سزایی در موفقیت کل سازمان و سایر واحدها در کسب مزیت رقابتی داشته باشد. یکی از چالشهایی که بسیاری از شرکت ها از جمله شرکت تولید کننده فرش ماشینی مورد مطالعه در مسیر بازارگرا شدن با آن مواجه هستند این است که چه اقداماتی و بر مبنای چه ابعادی انجام دهند. اصل و اساس هر تصمیم استراتژیک در رویکرد بازارگرایی بر مبنای سه نوع ارزیابی صورت می گیرد: مشتریان (بازار)، نقاط قوت و ضعف سازمان و رقبا. هدف این پژوهش، ارایه مدلی جامع است که با در نظر گرفتن ابعاد اصلی در تصمیم گیری استراتژیک بازارگرا با تلفیق مدل کانو، تحلیل شکاف، توسعه کارکرد کیفیت و تکنیک فرآیند تحلیل شبکه ای بتواند اقدامات استراتژیک بازاریابی را برای واحد مورد مطالعه انتخاب و برای اجرا اولویت بندی کند. این پژوهش، در سه فاز اصلی انجام پذیرفته است. فاز اول شامل: شناسایی و اولویت بندی مؤلفه های رضایت مشتریان فرش ماشینی با مدل کانو و ارزیابی رقبای شرکت مورد مطالعه. فاز دوم شامل: اولویت بندی اولیه اقدامات استراتژیک بازاریابی با مدل توسعه کارکرد کیفیت. فازسوم شامل: اولویت بندی اقدامات از طریق فرآیند تحلیل شبکه ای با در نظر گرفتن معیارهای دیگری چون هزینه، اثربخشی در فروش و امکان پذیری برای شرکت و اولویت بندی نهایی اقدامات استراتژیک. براساس نتایج بدست آمده، سه اقدام اولویت دار برای شرکت مورد مطالعه عبارتند از: تولید نسل جدیدی از محصولات مبتنی بر تکنولوژی متفاوت و متمایز از محصولات موجود در بازار(استراتژی جهش بلند)، تولید و عرضه محصولاتی با ویژگی های ظاهری و طراحی بهتر و به روزتر از محصولات رقبا و ایجاد جاذبه های تبلیغی برتر و گسترده (استراتژی حمله مستقیم).
امروزه دستیابی به بهبود مستمر و سرآمدی در همه ابعاد سازمان از جایگاه ویژه ای برخوردار است؛ در این
راستا، الگوی بنیاد اروپایی مدیریت کیفیت ) EFQM ( سازمانها را در جهت حرکت به سمت سرآمدی
کمک میکند. در این الگو توانمندسازها نقشی مهم و اساسی در حرکت سازمان به سمت سرآمدی دارند
و اولویت بندی آنها برای جلب رضایت کارکنان از ارزش زیادی برخوردار است. هدف این پژوهش،
اولویتبندی توانمندسازها مبتنی بر انتظارات کارکنان از مدیریت سازمان با استفاده از تکنیک گسترش
کارکرد کیفیت ) (QFD و مقایسه این اولویتبندی با روش معمول، یعنی بدون استفاده از QFD است.
به این منظور، شرکت پلی اکریل ایران برای مطالعه موردی انتخاب شده است. نتایج تحقیق حاکی از آن
است که اولویت بندی توانمندسازهای EFQM قبل و بعد از استفاده از QFD متفاوت است. همچنین از
دیگر نتایج حاصله میتوان به مواردی چون کاهش شکاف بین مدیریت و کارکنان، ایجاد جو مناسب
برای توسعه روابطی مؤثر و هماهنگ بین مدیران و کارکنان، اولویتبندی مشخصههای عملکردی
مدیریت سازمان بر اساس دیدگاه کارکنان و توسعه الگوی EFQM اشاره کرد
انتقال و جذب تکنولوژی در جهان سوم، مقوله پیچیده ای است که هم از نظر علمی و هم از جنبه ابعاد فرهنگی، سیاسی و اقتصادی سالهاست نه فقط کشورهای در حال توسعه، بلکه بسیاری از مجامع پژوهشی غرب و سازمانهای بین المللی را به خود مشغول داشته است. در این تحقیق به بررسی میزان موفقیت انتقال تکنولوژی صنایع کمپرسور اسکرو در شرکتهای ایرانی پرداخته شده است. روش تحقیق در این پژوهش براساس هدف، از نوع کاربردی، اما براساس روش انجام تحقیق، از نوع توصیفی می باشد. برای گردآوری اطلاعات از ابزار پرسشنامه محقق ساخته استفاده شده است. روایی سوالات پرسشنامه با استفاده از نظر اساتید تعیین شده است. از آلفای کرونباخ جهت سنجش پایایی سوالات استفاده شده که برابر با 0/81 می باشد. جامعه آماری تحقیق حاضر، مدیران شرکتهای که در زمینه کمپرسور اسکرو در ایران انتقال تکنولوژی انجام داده اند که حدوداً 20 شرکت می باشد. از فنون آمار توصیفی شامل جدول فراوانی و آمار استنباطی شامل میانگین، انحراف معیار، آزمون آنالیز واریانس و گروه بندی دانکن به تجزیه و تحلیل استنباطی و بررسی سوالات تحقیق پرداخته شده است. نتایج تحقیق نشان می دهند که9/78 درصد از افراد تاثیر نقش مدیریت و شرایط اقتصادی کشور، 89/57 درصد از افراد تاثیر شرایط محیطی کشور، 73 درصد از افراد تاثیر نقش منابع انسانی(نیروی متخصص و کارکنان فنی)، 21/84 درصد از افراد اهمیت نقش تحقیق و توسعه را در موفقیت و یا عدم موفقیت انتقال تکنولوژی را در حد زیاد بیان نموده اند. میانگین عامل مدیریت 1/4 ، عامل تحقیق و توسعه 4 ، عامل شرایط محیطی 7/3 ، عامل شرایط اقتصادی 8/3 و عامل منابع انسانی 2/4 به دست آمد.آنالیز واریانس ANOVA نشان داد که بین عوامل موثر بر موفقیت انتقال تکنولوژی در صنعت کمپرسور اسکرو در ایران تفاوت معناداری وجود دارد. بطوریکه گروه بندی دانکن عوامل مدیریت ، تحقیق و توسعه و منابع انسانی تاثیر بیشتر و معناداری نسبت به عوامل شرایط محیطی و اقتصادی دارند.
این پژوهش با هدف بررسی رابطه اخلاق سازمانی و اثربخشی سازمانی در میان مدیران مدارس شهرستان بابلسر انجام شد. روش اجرای تحقیق توصیفی (همبستگی ) بود. جامعه آماری پژوهش کلیه مدیران و معلمان مدارس متوسطه شهرستان بابلسر بودند. به دلیل محدویت جامعه کلیه مدیران به روش سرشماری در تحقیق مشارکت داده شدند. نمونه گیری از جامعه معلمان به روش تصادفی ساده انجام گرفت. ابزار مورد استفاده دو پرسشنامه اخلاق سازمانی با ضریب پایایی 87/0 و پرسشنامه اثربخشی سازمانی با ضریب پایایی 91/0 بود . اخلاق سازمانی در این پژوهش به عنوان متغیر پیش بین و اثربخشی سازمانی به عنوان متغیر ملاک در نظر گرفته شد . داده های گردآوری شده با استفاده از آزمون های کروسکال والیس، u من ویتنی و ضریب همبستگی اسپیرمن تجزیه و تحلیل شدند. نتایج حاصل از پژوهش نشان داد که بین اخلاق سازمانی و اثربخشی سازمانی رابطه مثبت وجود دارد. بین خود مداری سازمانی و اثربخشی سازمانی رابطه معناداری مشاهده نشد . اما بین هر کدام از مولفه ها ی خیر اندیشی و پایبندی به اصول اخلاقی با اثربخشی سازمانی رابطه مثبت حاصل شد. یافته های جانبی بدست آمده در این پژوهش حاکی از این است که بین ادراکات کارکنان از وضعیت اخلاق سازمانی و اثربخشی سازمانی بر حسب جنسیت تفاوت معناداری وجود ندارد.
امروزه فناوری اطلاعات در حال ایفای نقش هر چه بزرگتر در تمام جنبه های تولید، بازاریابی، توزیع و فروش است. فناوری اطلاعات در سال های اخیر عامل پیش برنده بسیاری از دستاورد های بهره وری بوده و یکی از ابزاهای مهم برای گسترش بازاریابی وخدمات جدید است که منجر به کاهش هزینه های شرکت ها در اقتصاد جدید شده و به دلایل زیادی انتظار ادامه این نقش وجود دارد. بنابراین توسعه زیرساخت های فناوری اطلاعات در بخش های دولتی و خصوصی ضرورتی انکار ناپذیر است. سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات برای بهبود توانایی اصلی و قابلیت های شرکت در صنعت مورد فعالیت بسیار مهم است. به علت داشتن توان بالقوه بالا جهت کاهش بهای تمام شده و هزینه ها و کسب برتری و مزیت رقابتی، سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات به صورت قابل ملاحظه ای گسترش یافته است. سرمایه گذاری براساس ریسک و بازده آن ارزیابی می شود، پس انتظار بازده بالا از سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات باید وجود داشته باشد که سطح سرمایه گذاری در آن در سال های اخیر تا این حد افزایش یافته است. در این تحقیق با استفاده از اطلاعات مالی 88 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران متشکل از 7 صنعت برای یک دوره 5 ساله (1382 تا 1386) رابطه سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات با عملکرد مالی شرکت ها با استفاده از مدل های رگرسیون چند متغیره بر مبنای داده های مقطعی و ترکیبی به صورت کلی و در سطح صنعت مورد بررسی قرار گرفته است. یافته های تحقیق از تاثیر مثبت سرمایه گذاری در فناوری اطلاعات بر دو سنجه از چهار سنجه انتخابی جایگزین عملکرد مالی (نرخ بازده سرمایه و نرخ بازده فروش) حکایت دارد، ولی تاثیر آن بر دو سنجه دیگر (نرخ بازده سهامداران عادی و رشد فروش) تائید نشده است.
مقدمه: طرح بیمه روستایی و پزشک خانواده از سال1384 به منظور اصلاح نظام سلامت و بهبود ارائه خدمات بهداشتی درمانی به طور همزمان در سراسر کشور به اجرا درآمد که عملکرد آن در هیچ یک از ابعاد مورد بررسی مدون قرار نگرفته است. هدف پژوهش حاضر بررسی تأثیر پزشک خانواده بر بهداشت مادران و کودکان جمعیت روستایی تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی و خدمات بهداشتی درمانی مشهد بود. روش کار: به منظور انجام این مطالعه میانگین هشت شاخص مرتبط با بهداشت مادران و کودکان قبل و بعد از اجرای طرح پزشک خانواده با استفاده از آزمون آنالیز واریانس مورد مقایسه قرار گرفتند. شاخص ها مربوط به سال های 1380 لغایت 1386 بود که میانگین چهار سال قبل از اجرای طرح (80 الی 83) با میانگین سه سال بعد از اجرای طرح (84 الی 86) با هم مقایسه شدند. اطلاعات مربوط به شاخص های فوق الذکر مربوط به مناطق روستایی 19 شهرستان تحت پوشش دانشگاه علوم پزشکی مشهد (استان خراسان رضوی) بودند که از دفاتر مرکز بهداشت استان با مراجعه حضوری پژوهشگر استخراج گردید. اطلاعات مذکور توسط بهورزان مناطق روستایی جمع آوری و در زیج حیاتی خانه های بهداشت گزارش می گردد که در پایان سال به مرکز بهداشت استان ارسال می شود که محقق جهت جمع آوری اطلاعات به مرکز فوق الذکر مراجعه نموده و داده های مورد نظر را در پایان سال 1386 استخراج نموده است. در این مطالعه تنها یک گروه تجربی در نظر گرفته شد و به دلیل آنکه در زمان مطالعه، طرح در همه روستاها اجرا می گردید دستیابی به گروه کنترل امکان پذیر نبود و میانگین شاخص ها قبل و بعد از اجرای طرح برای گروه تجربی مقایسه گردیده است. یافته ها: یافته های این پژوهش نشان داد که اجرای طرح پزشک خانواده هیچگونه تأثیر معنی داری بر بهبود شاخص های بهداشت مادر و کودک نداشته است. بررسی روند این شاخص ها از سال 80 الی 86 نشان داد که اجرای برنامه پزشک خانواده تأثیر مثبتی بر تمامی شاخص های مورد مطالعه در این پژوهش بجز میزان مرگ و میر مادران داشته است. هر چند که در این پژوهش نتایج تحلیل واریانس میانگین های شاخص های سال های قبل و بعد از اجرای برنامه تفاوت معنی داری را نشان نداد، ولی بررسی روند تغییرات این شاخص ها در طی هفت سال مورد مطالعه تأثیر مثبت برنامه را بر آن ها را تأیید می کند. بحث: بعد از گذشت سه سال از اجرای برنامه پزشک خانواده بهبودی در شاخص های بهداشت مادر و کودک دیده می شود و همچنین نیروی بالقوه ای برای بهبودی بیشتر سلامت مادران و کودکان روستایی. بر گرفته از: پایان نامه دانشجویی مقطع کارشناسی ارشد