هدف پژوهش حاضر طراحی الگوی زیرساختی مورد نیاز برای اجرای نظام مدیریت دانش در بخش بازاریابی بین المللی صنعت نفت بوده است. روش این تحقیق از نظر هدف،کاربردی بوده و به روش اکتشافی انجام شده است. نحوه گردآوری داده ها به روش آمیخته (کمی و کیفی) صورت گرفته و ابزار گرد آوری داده ها، پرسشنامه و نیز مصاحبه با خبرگان با انجام مصاحبه های تخصصی به روش دلفی بوده است. جامعه آماری پژوهش شامل متخصصان این حوزه که تعداد 12 نفر از خبرگان و تعداد 383 نفر متصدیان اجرای نظام مدیریت دانش در بخش بازاریابی بین المللی صنعت نفت به عنوان نمونه تحقیق انتخاب شدند . برای تجزیه و تحلیل داده های جمع آوری شده ، به دو روش توصیفی و استنباطی از طریق نرم افزار SPSS 16 و Smart PLS انجام شده است . پس از انجام پژوهش نتایج پژوهش نشان داد که خ لق دانش، جذب دان ش، سازماندهی دانش، ذخیره دانش، اشاعه دانش، کاربرد دانش، چشم انداز دانش، و در نهایت برنامه ریزی دانش، به عنوان مولفه های اجرای نظام مدیریت دانش در بخش بازاریابی بین المللی صنعت نفت مورد تأیید قرار می گیرند . همچنین آزمون های برازش مدل، نشان دهنده اعتبار مدل بوده است.
هدف این پژوهش بررسی تأثیرساز و کارهای حاکمیت شرکتی بر محتوای اطلاعاتی سود شرکتهای پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران است. در این راستا، تأثیر متغیرهای تمرکز مالکیت، مالکیت مدیریتی، مالکیت نهادی، مالکیت شرکتی، ترکیب هیأت مدیره و اندازه هیأت مدیره بر ضریب واکنش سود بررسی شده است. نمونه آماری پژوهش شامل 70 شرکت در دوره زمانی 1381 تا 1387، است. روش آماری مورد استفاده به منظور آزمون فرضیه های مطرح شده در این پژوهش، «داده های ترکیبی» است.
یافته های پژوهش نشان میدهد که محتوای اطلاعاتی سود با تمرکز مالکیت و مالکیت نهادی رابطه مثبت و معناداری دارد. در این پژوهش، شواهدی دال بر وجود رابطه معنادار بین متغیرهای مالکیت مدیریتی، مالکیت نهادی، مالکیت شرکتی، ترکیب هیأت مدیره و اندازه هیأت مدیره با محتوای اطلاعاتی سود یافت نشد.
با توجَه به کمبود مراکز درمانى ،کارمند ،امکانات ، تجهیزات و هزینه هاى روز افزون خدمات درمانى ، بهینه کردن طول مدت اقامت(Los ) و عوامل اثر گذار بر آن اهمیَت ویژه اى دارد.اشغال تخت و اقامت طولانى و غیر ضرورى بیمار علاوه بر اتلاف منابع انسانى و استهلاک تجهیزات موجب تحمیل هزینه هاى اضافى به بیمار مى شود.هدف این مطالعه تعیین رابطه ى بین طول مدت اقامت بیماران با نوع پذیرش ، خصوصیات دموگرافیک بیماران و خصوصیات پزشک معالج است. روش بررسی:این مطالعه از نوع توصیفی-تحلیلى ست. نمونه مورد مطالعه 349 پرونده ى پزشکى بیمارانی ست که در بیمارستان قلب(مدنى) تبریز عمل جراحى باى پس عروق کرونرى داشته اند.داده هاى مربوط به بیماران به وسیله ى چک لیست از پیش طراحى شده، و داده هاى مربوط به پزشکان معالج از طریق مصاحبه و پرسشنامه کتبى گردآورى شد و با استفاده از نرم افزار آمارى SPSS تحلیل شد. یافته ها:از 349 بیمار مورد بررسى 4/70درصد مرد و 6/29 درصد زن بودند. نحوه پذیرش 261 بیمار به صورت الکتیو بود؛Los این بیماران 5.38 روز کمتر از Los بیماران فوریَتی بود(001 /> P).بین Los و وضعیَت بیمار هنگام ترخیص شامل بهبودى ، بهبودى نسبى و فوت ارتباط معنى دار وجود داشت (01/0 P<). همچنین بین Los بیماران با تعداد اعمال جراحى انجام شده توسط جراحان و وجود فعالیت حرفه اى جراح در خارج از بیمارستان ارتباط معکوس وجود داشت(01/0> P). میانگین Los محاسبه شده ازپرونده ها 15.58روزبود.این ارقام با استفاده از فرمول براورد زمان مترقبه 72/10روز محاسبه شد. نتیجه گیری: آنچه جراحان از Los بیمارانشان انتظار دارند حدود 5 روز کمتر ازواقعیت است. در جهت بهبود شاخص Los در این بیمارستان باید اقداماتی انجام گیرد.
هدف این مطالعه، بررسی مؤلفه های رفتارهای فرانقشی مبتنی بر آموزه های اسلامی در مؤسسات آموزش عالی با رویکردی سیستم نگر بوده است. بدین منظور جامعه پژوهش، واحدهای دانشگاه آزاد اسلامی مستقر در منطقه 13 انتخاب شده است. بنابر ماهیتِ تحقیق و داده های مورد نیاز به عنوان ورودی تحلیل سیستمی، کارکنان معاونتهای فرهنگی واحدهای مختلف درون جامعه آماری به عنوان گروه خبره انتخاب شده اند. جمع آوری داده ها، با پرسشنامه محقق ساخته انجام پذیرفت که روایی و پایایی آن به ترتیب با روایی محتوایی و آزمون دوباره مورد بررسی قرار گرفته است. تجزیه و تحلیل داده ها با روش سیستم نگر دیماتل در قالب شناسایی و بررسی شدت تأثیرات متقابل مؤلفه های رفتارهای فرانقشی کارکنان از طریق اعمال نظر گروه خبره به دست آمده است. یافته ها در قالب الگوی شدت اثر متقابل، میان مؤلفه ها، نشاندهنده این است که مؤلفه «خردورزی» با بیشترین میزان برایند شاخص اثرپذیری، و «جوانمردی» بیشترین میزان برایند شاخص اثرگذاری بر سایر مؤلفه ها را داشته است. از نتایج پژوهش می توان بر آشکار شدن تأثیرات تعاملی و علّی بسیار قوی عوامل رفتارهای خوب شهروندی کارکنان پایبند به آموزه های دینی بویژه در قالب مؤلفه جوانمردی با رفتارهایی همچون ایثار، شهامت، فتوت بر سایر مؤلفه های فرانقشی اشاره کرد.
هدف این پژوهش طراحی چارچوبی نظری برای درک رابطة هوش عاطفی و فرهنگ کارآفرینانه است، در این پژوهش ضمن مطالعه مبانی نظری هوش عاطفی و فرهنگ کارآفرینانه، میزان ارتباط آنها بررسی شد. به این منظور پرسشنامه های تأییدشده (آلفای کرونباخ 92 درصد) میان 84 نفر از کارشناسان پردیس فارابی دانشگاه تهران (تعداد جامع برابر با 155 نفر است) توزیع شد و داده های بهدستآمده با اجرای آزمون های آماری توصیفی و استنباطی جزیه و تحلیل شد. نتایج نشاندهندة ارتباط زیاد هوش عاطفی با فرهنگ کارآفرینانه است (ضریب همبستگی 77/0) و مؤلفه های خودآگاهی (ضریب همبستگی 82/0) و خودانگیزی (ضریب همبستگی 57/0) بیشترین ارتباط را با فرهنگ کارآفرینانه دارند، که مباحث نظری این نتایج را تأیید میکند.
روش های برنامه ریزی و کنترل پروژه از گذشته در زمینه های عمرانی و احداث صنایع به خصوص پروژه های بزرگ در کشور مورد استفاده قرار می گرفته است، اما در سایر زمینه ها از جمله پروژه های تحقیقاتی که ماهیتاً از ابهاماتی نظیر مشخص نبودن جزئیات برخی کارها، عدم وجود قطعیت در اکثر زمان های برآوردی فعالیت ها، مواجه شدن با بن بست حین اجرای پروژه و لزوم از سرگیری رشته جدیدی از امور و ... برخوردارند، کمتر مورد توجه قرار گرفته و توان برنامه ریزی، نظارت، بهره برداری مناسب از منابع و کنترل هزینه ها را به شدت کاهش داده است. بر این اساس هدف مقاله حاضر بررسی سیستم اطلاعات مدیریت پروژه در واحدهای پژوهشی است. روش پژوهش مورد نظر کیفی است که بر اساس آن مصاحبه هایی از مسؤلین هر قسمت شده است. یافته های پژوهش بیانگر آن است که از طریق افزودن اجزاء مورد نیاز به ساختار نظام برنامه ریزی و کنترل پروژه، طرح یک سیستم اطلاعات مدیریت و رویه هایی کارآمد به گونه ای ارائه شده است که بر اساس این مدل تمامی اطلاعات و جزئیات ضروری جهت برنامه ریزی، هدایت و نظارت همه جانبه بر پروژه در یک واحد تحقیقاتی به طور یکپارچه گردآوری شده است. به واسطه دسترسی به اطلاعات متمرکز و امکان برقراری ارتباط بین کلیه واحدهای سازمان، و همچنین وجود مکانیزم های لازم برای تفکیک حساب های پروژه ها و کنترل هزینه ها، امر ارزیابی پیشرفت واقعی فعالیت ها، پرداخت عادلانه حق الزحمه به همکاران پروژه، برنامه ریزی مجدد و افزایش دقت برنامه ریزی ها، موجبات مدیریت دقیق بر پروژه های پژوهشی فرآهم آمده است.
درجهان متلاطم امروز آن چه که می تواند حیات بالنده و روبه رشد سازمان های دولتی و حکومتها را تضمین نماید، وجود نظام مدیریتی مقتدر و کارآمد است. برای داشتن نظام مدیریتی موثر و کارآمد نیز بایستی مدیرانی بهره ور و شایسته تربیت نمود. تربیت و پرورش مدیران نیز به چارچوبی جامع و کامل نیاز دارد تا با انتخاب و پرورش صحیح و اثربخش مدیران به اهداف و استراتژی های سازمان جامه عمل بپوشاند. از طرفی باتوجه به آثار مثبت مدیریت بهره وری نیروی انسانی در بخش دولتی، ضرورت توجه به عوامل موثر بر بهبود بهره وری منابع انسانی به خصوص بهره وری مدیران و حرفه ای ها به عنوان موثرترین افراد درسازمان های دولتی اجتناب ناپذیراست. در همین راستا، این تحقیق زمینه ای برای تأکید بر بهره وری حرفه ای ها و مدیران فراهم می آورد و در باب دشواری هایی که حرفه ای ها در مدیریت سازمان های دولتی با آن مواجه اند، بحث می کند. همچنین این مقاله یک نمای کلی از هفت عامل اساسی مؤثر بر بهره وری حرفه ای ها و چگونگی ارتباط آن ها با هم ترسیم می کند. در پایان به بررسی نحوه بهبود هدف مداری و انگیزش حرفه ای ها برای پشتیبانی از مأموریت سازمان اشاره می شود.
"مدل های ارزیابی عملکرد شرکت های سرمایه گذاری که از اواسط دهه 1960 توسعه یافت ، در پژوهش ها متعددی مورد استفاده قرار گرفت . از سه مدل مطرح شده توسط ویلیام شارپ ، جک ترینور و مایکل جنسون ، بیشتر پژوهش ها از مدل جنسون که بازده اضافی را به صورت تفاضلی محاسبه می نماید ، استفاده کردند.
بیشتر پژوهش ها انجام شده در دنیا نشان می دهد که شرکت های سرمایه گذاری دارای مدیریت فعال ( حرفه ای ) ، غالباً بازده اضافه ای بصورت ناخالص کسب کرده اند. البته این بازده معمولاً درصد با اهمیتی نیست و پس از کسر هزینه های عملیاتی ، از بین رفته یا منفی می شود.
این مقاله نتایج پژوهشی را نشان می دهد که عملکرد پرتفوی بورسی 14 شرکت سرمایه گذاری ایرانی پذیرفته شده در بورس تهران را در دوره 1380 – 1374 بررسی کرده است . پژوهشگر برای محاسبه ریسک و بازده پرتفوی ، مدل شارپ و برای سنجش عملکرد از مدل جنسون استفاده کرد.
پژوهش فوق 8 فرضیه را بررسی می کند . نتایج حاصل از آزمون فرضیات آن نشان می دهد که شرکت های سرمایه گذاری ایرانی بطور متوسط در دوره بررسی 9/26 درصد بازده اضافه بصورت ناخالص کسب کرده اند. این بازده اضافه پس از کسر هزینه های عملیاتی ، بازده اضافه خالصی معادل 8/25 درصد را نشان می دهد که درصدی با اهمیت است . کوتاه تر شدن دوره های محاسبه تقریباً نتایج مذکور را تایید می نماید .
به طور خلاصه آزمون فرضیات پژوهش نشان داد که مدیریت فعال در شرکت های سرمایه گذاری ایرانی در بخش سرمایه گذاریهای داخل بورس بهتر از مدیریت غیرفعال عمل کرده و منجر به کسب بازده اضافه با اهمیتی برای این شرکت ها شده است . البته در این بین شرکت های سرمایه گذاری که پرتفوی خود را به صورت مالکیتی نگهداری می کردند ، عملکردی بسیار بهتر نسبت به شرکت های سرمایه گذاری دارای پرتفوی مالی داشتند
"