سازمانها به منظور رسیدن به مزایایی از جمله کاهش هزینه ها و تمرکز بر فعالیتهای اصلی خود، اجرایی برخی از خدمات خود را برون سپاری می نمایند. به رغم مزایای مهم و استراتژیک برون سپاری در بخش خدمات مشکلات فراوانی از جمله به وجود آمده است. محققین بسیاری برای حل این مشکلات تحقیقاتی از سوی سرویس گیرنده خدمات انجام داده اند. این تحقیق در پی تبیین مدل کیفیت مشارکت در برون سپاری خدمات با رویکرد داده بنیاد، از هر دو سمت قرار داد برون سپاری در شرکت گاز استان اصفهان است. ابزار جمع آوری داده ها، مصاحبه های نیمه ساختار یافته بوده و به منظور گردآوری اطلاعات با به کارگیری روش نمونه گیری هدفمند با 35 تن از مدیران و کارکنان آَشنا به مباحث برون سپاری از یکسو و از سوی دیگر با 17 نفر از پیمانکاران و نماینده های ایشان مصاحبه شد. تجزیه و تحلیل داده ها در سه مرحله کدگذاری باز، محوری و انتخابی انجام و مدل کیفی پژوهش استخراج شده است. مفاهیم و مقولات استخراج شده در مرحله آخر، در قالب پدیده محوری، عوامل علی، شرایط زمینه ای، شرایط مداخله، استراتژی ها و پیامد ها در فرآیند رمزگذاری محوری نمایش داده شده اند. نتیجه حاکی از استخراج بالغ بر 105 کد از مصاحبه ها و نیز احصای 24 مفهوم و 15 مقوله فرعی و 6 مقوله اصلی است که در قالب مدل پارادایمی ارائه شده است. براساس نتایج این تحقیق مهمترین راهبردهای عملیاتی رسیدن به کیفیت مشارکت در برون سپاری خدمات، توانمند سازی، استانداردسازی و بهبود تکنولوژی است.
یکی از مسایل مهم در حوزه سیاستگذاری صنعتی و فناوری، جایگاه نهاد سیاستگذار در ساختار نظام سیاسی و نقش آفرینی آن در برابر ساختار سنتی سیاست گذاری است. پیشینه تجربه نهادسازی ورود ایران به عرصه سیاستگذاری فناوری نانو، هم از نظر ورود تخصصی به یک حوزه فناورانه و هم از نظر تاثیر سیاست های اتخاذ شده بر سیاست های صنعتی و فناوری کشور، شایسته توجه ویژه است. در مورد اول تجربه ستاد نانو به لحاظ تاریخی بر تشکیل معاونت علمی و فناوری و سایر ستادهای توسعه فناوری مقدم می باشد. در مورد دوم تکثیر تجارب موفق سیاستی ستاد نانو در سیاستگذاری صنعتی و فناوری همچون نمایشگاه ساخت ایران، کانون پتنت، فدراسیون سرآمدان و شبکه ازمایشگاهی در سایر حوزه های فناورانه حایز اهمیت است. لذا این مقاله با تحلیل تاریخی تجربه 20 ساله کشور در عرصه سیاستگذاری فناوری نانو (از ابتدای دهه 1380 شمسی)، با تمرکز بر تکوین و توسعه ستاد ویژه توسعه فناوری نانو می پردازد. بر این اساس، ضمن جمع آوری و تحلیل داده های مکتوب همچون گزارش ها، اخبار و مصاحبه های عمومی، مصاحبه های نیمه ساختاریافته با بنیانگذاران و افراد مرتبط در سیر شکل گیری و توسعه ستاد انجام شده است. مقولات محوری در تحلیل تاریخی تجربه سیاستگذاری فناوری نانو شامل اولویت دهی به نیروی انسانی سیاستگذاری، نهادسازی در برنامه های تخصصی، ثبات و پایداری مدیریتی و انعطاف پذیری در راهبردهای توسعه ای است. به بیان دیگر در موفقیت ستاد نانو، حمایت مسئولین عالی رتبه کشور و حضور نهادهای مرتبط به عنوان ساختار پشتیبان و تقویت کننده در کنار مدیریت تعارض منافع حاصل از ذی نفعان مختلف نقش آفرینی جدی داشته است.
نظریه علامت دهی (سیگنالینگ) که منشأ اقتصادی دارد، به بررسی عدم تقارن اطلاعات بین دو طرف می پردازد و به علائم ارسال شده برای تعدیل این اطلاعات نامتقارن اشاره می کند. این مفهوم، اخیراً وارد ادبیات مدیریت منابع انسانی شده و در بحث جذب و استخدام از آن بهره گرفته می شود. هدف پژوهش حاضر، استفاده از این مفهوم در ایجاد جذابیت سازمان برای کارجویان است. بدین منظور، تأثیر متغیر علامت دهی (متشکل از دو بعد علائم سطح فردی و علائم سطح سازمانی) بر نگرش متقاضی نسبت به سازمان به عنوان متغیر میانجی و تأثیر آن بر جذابیت سازمان بررسی شد. نقش تعدیلگر هویت یابی در رابطه میان علامت دهی و نگرش متقاضی نسبت به سازمان نیز تبیین شد. این پژوهش ازلحاظ هدف، کاربردی و ازنظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی- پیمایشی است. جامعه هدف شامل تمامی کارجویان شرکت کننده در نمایشگاه کار سال 1397 بودند. روش تحلیل داده ها، مدل سازی معادلات ساختاری ﺑﺎ رویکﺮد حداقل ﻣﺮﺑﻌﺎت ﺟﺰﺋی و نرم افزار Smart PLS2.6 بود. نتایج آزمون فرضیه های پژوهش نشان داد، علائم سطح فردی و علائم سطح سازمانی تأثیر معنی داری بر نگرش متقاضیان به سازمان دارند. تأثیر نگرش متقاضیان به سازمان بر جذابیت سازمان برای آنان نیز تأیید شد. نقش تعدیل گری هویت یابی سازمانی در رابطه میان علائم سطح سازمانی و نگرش کارجویان به سازمان تأیید شد، اما این متغیر، تعدیل گرِ معنی داری در رابطه میان علائم سطح فردی و نگرش متقاضیان به سازمان نبود.
هدف:امروزه با توجه به نقش دانشگاه اسلامی در پیشرفت و تعالی جامعه، مدیریت تصویر دانشگاه اسلامی نقش بسزایی در پیشبرد جامعه دارد. لذا هدف مقاله حاضر، شناسایی مؤلفه های تصویر سازمانی دانشگاه اسلامی از منظر رهنمودهای اسلامی بوده است. روش:برای انجام این پژوهش از روش پژوهش کیفی و بررسی اسناد و مدارک و برای تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوا و کدگذاری باز استفاده شد. در این راستا ضمن بررسی پیشینه نظری مرتبط با مؤلفه های تصویرسازمانی از دیدگاه صاحب نظران دانش مدیریت، سعی شده است این موارد از منظر رهنمودهای اسلامی نیز شناسایی شود. جامعه و نمونه پژوهش شامل آیات و روایات مرتبط با موضوع پژوهش است. یافته ها :یافته های پژوهش حاکی از آن است که در مکتب اسلام مقوله های خدمات آموزشی، ارتباطات، محصولات، شهرت، هویت اسلامی، ارزشهای فرهنگی، راهبردها، بیان اهداف اسلامی، اوصاف مدیریت و محیط فیزیکی به عنوان مؤلفه های سازنده تصویر دانشگاه هستند. نتیجه گیری:نتایج بیان می کند که در مؤلفه های شناسایی شده در متون اسلام، مفاهیمی چون: جایگاه مسیر شغلی و کیفیت تسهیلات اعطایی در مقوله خدمات آموزشی به چشم نخورد. از سوی دیگر، در متون بررسی شده در دانش مدیریت، مفهوم تنوع رشته ها در مقوله خدمات آموزشی، روشهای آموزشی مورد استفاده در مقوله راهبردها و تولید اندیشه فرهنگی در مقوله محصولات یافت نشد. اما سایر مؤلفه های مشترک در دانش مدیریت و متون اسلامی، از نظر مبنایی با یکدیگر متفاوتند.
هدف این پژوهش، تبیین روابط بین توانمندی و چابکی سازمانی در دانشگاه های علوم پزشکی کشور و ارائه یک الگو در راستای سیاست های کلی نظام اداری است. روش تحقیق پژوهش، توصیفی پیمایشی از نوع همبستگی و از نظر هدفف توسعه ای - کاربردی است که داده ها به شیوه تحقیقات میدانی جمع آوری شده است. جامعه موردبررسی شامل خبرگان و کارکنان دانشگاه های علوم پزشکی کشور بودند. حجم نمونه با استفاده از روش دلفی 33 نفر از خبرگان و با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دومرحله ای، 378 نفر از کارکنان دانشگاه های علوم پزشکی کشور، با استفاده از فرمول کوکران انتخاب شدند. ابزار جمع آوری داده ها، پرسشنامه های محقق ساخته بوده که روایی و پایایی آنها مورد تأیید واقع شد. نتایج، حاکی از آن است که مؤلفه چندپیشگی کارکنان به مؤلفه های چابکی سازمان اضافه و مؤلفه احساس قدرت از مؤلفه های توانمندی فردی حذف شده است. بین توانمندسازی و چابکی سازمانی و مؤلفه های توانمندی فردی و سازمانی و چابکی سازمانی رابطه معنی دار و از نوع مستقیم وجود دارد. درمجموع، چابکی سازمانی توسط زیرمقیاس های توانمندسازی تبیین می شود و الگوی تبیین شده در این پژوهش از اعتبار مطلوبی برخوردار است.
افزایش روز افزون شرکت های مختلف در بازار سهام ایران، سرمایه گذاران را با گزینه های متفاوتی برای سرمایه گذاری مواجه می سازد و ناهنجاری قیمت ناشی از معامله گران غیرمنطقی و احساسی می تواند به طور قابل توجهی بر بازده سهام تأثیر گذارد. لذا اهداف اصلی این تحقیق ارزیابی و شناخت محتوای اطلاعاتی نگهداشت وجه نقد در میان سهام با نوسانات ویژه بالا و نیز تأثیر تمایلات سرمایه گذاران و محدودیت آربیتراژ بر بازده پرتفوی در سطوح مختلف وجه نقد مازاد می باشد. این تحقیق کاربردی توصیفی، شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران را در سال های بین 1391 تا 1395 مورد بررسی قرار داده و برای جمع آوری داده ها و اطلاعات ، ازروش کتابخانه ای استفاده شده است. داده های پژوهش با جمع آوری داده های شرکت های نمونه از طریق مراجعه به صورت های مالی، یادداشت های توضیحی و ماهنامه بورس اوراق بهادار تعیین و برای نمونه گیری بر اساس فرمول کوکران تعداد 120 شرکت به عنوان نمونه آماری انتخاب گردید. همچنین از آزمون رگرسیون چند متغیره برای تأیید و رد فرضیه-های تحقیق با نرم افزار Eviews8 استفاده گردیده است. نگهداشت وجه نقد در میان سهام با نوسانات ویژه بالا دارای محتوای اطلاعاتی است. به علاوه تمایلات سرمایه گذاران بر بازده پرتفوی در سطوح مختلف وجه نقد مازاد تأثیرگذار است. نتایج نشان داد محدودیت آربیتراژ نیز بر بازده پرتفوی در سطوح مختلف وجه نقد مازاد تأثیرگذار است. یافته های پژوهش با مستندات اشاره شده در چارچوب نظری تحقیق و ادبیات مالی مانند تئوری های مبادله ای و سلسله مراتبی و مفاهیم مالی رفتاری مطابقت دارد .
مدیریت ارتباط با شهرونداز مفهوم مدیریت ارتباط با مشتری در بخش خصوصی و مدیریت دولتی نوین نشئت گرفته است. این مفهوم نو در بخش دولتی می تواندمنجر به افزایش مشارکت شهروندان در تصمیم گیری ها شود، صدای شهروندان باشد، و حس تعلق به دولت ها را افزایش دهد. این پژوهش با هدف دریافت برداشت های مدیران دولتی از مفهوم مدیریت ارتباط با شهرونددر سازمان های دولتی به انجام رسیده است. این پژوهشِ کیفی برای پاسخ به پرسش پژوهش از راهبردپدیدارنگاری بهره گرفته است. جمع آوری داده ها از راه مصاحبه های عمیق نیمه ساختارمندو با روش نمونه گیری گلوله برفی از یازده مدیر سازمان های دولتی به اتمام رسید. بر اساس قواعدپدیدارنگاری، یافته های پژوهش در سه مفهوم اصلی با عناوین الف. نگاه فلسفه محور به مدیریت ارتباط با شهروند؛ ب. بکارگیری مفاهیم مدیریت ارتباط با مشتری در مدیریت ارتباط با شهروند؛ و پ. نگاه عینیت گرایانه به مدیریت ارتباط با شهروند، جای گرفتند. برخی از یافته های مهم در این سه مفهوم عبارتنداز الف. مدیریت ارتباط با شهروند، معیار دوام و زوال دولت ها؛ ب. فراتررفتن مدیریت ارتباط با شهرونداز مدیریت ارتباط با مشتری بنا بر ماهیت متفاوت شهروندو مشتری؛ پ. ممکن نبودن شخص محوری در بخش عمومی و دولتی؛ و ت. بودجه محوری و درک نکردن ضرورتِ مدیریت ارتباط با شهروند.
هدف: این مطالعه با هدف بررسی عوامل موثر بر میزان رضایت مندی مشتریان بیمه های عمر در صنعت بیمه ایران انجام شده است.روش شناسی: این مطالعه از نظر روش توصیفی- تحلیلی است و جامعه آماری آن از مشتریان یک شرکت بیمه ای به عنوان شرکت بیمه پایلوت در کل کشور تشکیل شده است که حجم نمونه با استفاده از فرمول کوکران تعیین شد. نمونه گیری به روش کاملا تصادفی از بین 355 نفر از مشتریان شرکت بیمه پایلوت انجام شد که گروهی در مرحله پرداخت اقساط بیمه نامه و گروهی در مرحله استفاده از مزایای بیمه نامه قرار داشتند. داده ها از طریق پرسشنامه محقق ساخته گردآوری شد و با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری و رگرسیون طبقه ای تجزیه و تحلیل گردید.یافته ها: نتایج نشان داد در ابعاد ادراکی پنج گانه مدل رضایت مندی یعنی وضعیت موجود، میزان رضایت مشتریان گروه دوم به طور معنی داری از مشتریان گروه اول کمتر است؛ و این بدان معنی است که مشتریانی که به مرحله دریافت مزایای بیمه زندگی یا دریافت وجه بیمه رسیده اند رضایت مندی کمتری از خدمات بیمه زندگی دارند.نتیجه گیری: نتایج این مطالعه حاکی از رد شدن فرضیه رضایت مندی مشتریان در تمام ابعاد مدل است که نشان می دهد میزان رضایت مندی مشتریان بیمه های زندگی در وضعیت مطلوبی قرار ندارد. تحلیل رگرسیون طبقه ای نشان داد عامل تورم و عدم تحقق وعده های داده شده به مشتریان هنگام فروش بیمه نامه توسط شرکت مهم ترین عوامل نارضایتی مشتریان است. همچنین با توجه به آن که در هر دو گروه مورد بررسی، بیشترین شکاف در بعد همدلی بوده است، باید سیاست های متناسب توسط شرکت بیمه در بعد همدلی و القاء حس اهمیت دادن، دلسوزی و توجه ویژه به تک تک مشتریان در برنامه های آتی شرکت های بیمه قرار گیرد. طبقه بندی موضوعی: C83 ,G22 , M31 .
شناسایی شاخصهای کلیدی در چارچوب مدلی علمی برای اصلاح و بهبود کیفیت خدمات دولت الکترونیک، از مهمترین دغدغههای سیاستگذاران و کارورزان دولت الکترونیک است. در پژوهش پیش رو، پژوهشگر ضمن شناسایی معیارهای کلیدی کیفیت خدمات دولت الکترونیک با جستوجو در مبانی نظری مرتبط و توزیع پرسشنامه در میان 11 نفر از خبرگان و متخصصان حوزه مدیریت کیفیت، مدیریت دولتی، سیاستگذاری، فناوری اطلاعات و دولت الکترونیک، که از روش گلوله برفی انتخاب شدند، مدلی برای سنجش کیفیت خدمات دولت الکترونیک براساس رویکرد ترکیبی مدلسازی ساختاری تفسیری (ISM) و دیمتل تدوین کرده است. پژوهشگر با استفاده از ISM به معماری و مهندسی شاخصهای کلیدی در بهبود کیفیت خدمات دولت الکترونیک و درنتیجه، تدوین مدل نظاممند جامعی و شناسایی تأثیر یک شاخص بر دیگر شاخصها و از رهگذر دیمتل، میزان کمی تأثیر مستقیم و غیرمستقیم شاخصها بر یکدیگر را محاسبه کرده است. مدل نهایی، نشاندهنده شاخصهای سنجش کیفیت خدمات دولت الکترونیک شامل اعتماد مشتریان، کارایی، قابلیت برقراری ارتباط با مشتری، انجامدادن درست خدمات در بار اول، تنوع خدمات، دسترسی به خدمات، قابلیت ردیابی خدمات، پشتیبانی خدمات، تعاملپذیری، زیرساخت، جبران مالی، متناسبسازی، تضمین کیفیت و مدیریت شکایتها و تأثیر و تأثر آنها بر یکدیگر است.
این تحقیق به بررسی تاثیر فشارهای اجتماعی، تعهد و ویژگی های شخصیتی بر قضاوت حسابرسان پرداخت. روش تحقیق توصیفی-پیمایشی و قلمرو زمانی سال 1398 است. جامعه آماری مورد مطالعه حسابرسان شاغل در 21 موسسه حسابرسی عضو جامعه انتخاب شد. با توجه به حجم جامعه در دسترس و فرمول نمونه گیری کوکران حجم نمونه تقریبی تعداد 250 نفر و تعداد 350 پرسشنامه توزیع که از این تعداد 289 پرسشنامه قابل تجزیه و تحلیل آماری بود. جهت آزمون فرضیه ها از مقدار احتمال حاصل از برازش مدل در حالت معنی داری پارامترها استفاده گردید. مناسبت (برازندگی) مدل با تبیین فرضیه ها در حالت تخمین استاندارد و معنی داری پارامترها از طریق مدل سازی معادلات ساختاری با کمک نرم افزار Smart PLS بررسی گردید. در تحلیل آماری به کمک آزمون تحلیل مسیر و بر اساس مدل برازش داده شده نتایج نشان داد: بین فشار اطاعت و قضاوت حسابرسان رابطه معنی داری وجود دارد. بین فشار تطابق و قضاوت حسابرسان رابطه معنی داری وجود دارد. بین تعهد حرفه ای و قضاوت حسابرسان رابطه معنی داری وجود دارد. بین تعهد عاطفی و قضاوت حسابرسان رابطه معنی داری وجود دارد. بین تعهد هنجاری و قضاوت حسابرسان رابطه معنی داری وجود دارد. بین تعهد مستمر و قضاوت حسابرسان رابطه معنی داری وجود دارد. بین فاصله قدرت و قضاوت حسابرسان رابطه معنی داری وجود دارد. بین فردگرایی و قضاوت حسابرسان رابطه معنی داری وجود دارد. بین مردگرایی و قضاوت حسابرسان رابطه معنی داری وجود ندارد. بین عدم اطمینان و قضاوت حسابرسان رابطه معنی داری وجود دارد.
پژوهش حاضر با رویکردی کمّی سعی دارد تأثیر مؤلفه های سرمایه فکری بر قابلیت یادگیری سازمانی و نوآوری به عنوان متغیر میانجی و سپس ارتباط آن با عملکرد توسعه محصول جدید به عنوان متغیر وابسته اصلی پژوهش را آزمون کند؛ همچنین در این پژوهش بر تأثیر تعدیلی متغیر ایستایی دانش تأکید می شود. 10 فرضیه، تبیین کننده روابط این متغیرها است. برای تحلیل داده ها از نرم افزارهای SPSS19 و SmartPLS2 استفاده شده است. جامعه موردمطالعه، شرکت های فعال در مراکز رشد واحدهای فناوری تهران است که نمونه ای 124 تایی به روش تصادفی انتخاب شد. پرسشنامه ای با طیف پنج گانه لیکرت که از منابع معتبر برای طراحی آن استفاده شده و روایی آن با نظر اساتید به تأیید رسید در این مؤسسه ها توزیع و به روش خود گزارشی تکمیل شد. پایایی ابزار مورداستفاده با استفاده از آزمون آلفای کرونباخ برای بخش سرمایه فکری 910/0، قابلیت یادگیری سازمانی 916/0، نوآوری 896/0 عملکرد توسعه محصول جدید 881/0 و رکود دانش 517/0 به دست آمد که نشان دهنده مطلوبیت مناسب ابزار است. الگوی پژوهش با استفاده از روش الگوی معادلات ساختاری و با رویکرد حداقل مربعات جزئی آزمون شد. نتایج، ضمن برازش خوب الگو، همه فرضیه های پژوهش به جز یک مورد را تأیید کرد.
Services are important major element of the economy in today's societies, and banks as one of the most important service organizations direct and support many of the community's economic activities. The purpose of this study was to develop an optimal model for East Azarbaijan banks' performance based on organization risk management using the standardized questionnaire of Kosovo 2017. In order to achieve this purpose, the director or assistant director, head or deputy head, bank managers and experts of banks were selected for statistical sampling and structural equation Modeling approach was used for estimating the model and tests. Organizational risk management factors including "written job descriptions and resources to describe personnel duties, fraud risk assessment with regard to how management and other employees participate" were assessed as factors af-fecting bank performance. Therefore, the structural problems of the banking sys-tem should be resolved so that this system can function and develop in the future, and consequently, in order to resolve the crisis of the banking system, it is neces-sary to reform the banking system.
این پژوهش باهدف ارائه مدل تصمیم گیری اخلاقی مدیران سازمان های دولتی ایران انجام شد. بخشی از رساله دکتری محقق و محدود به دانشگاه های دولتی ایران است. پس از بررسی و تحلیل مقاله های جدید و مرتبط و همچنین مطالعه نظریه های اندیشمندان متعدد در زمینهٔ تصمیم گیری اخلاقی و عدالت اجتماعی، مدل مفهومی اولیه (شکل 1) را از پیشینه تحقیق استخراج شد. سپس جهت تائید و حک واصلاح به مصاحبه با خبرگان موضوع پرداخت. اعتبار شاخص ها از سوی خبرگان تائید شده است و با اطمینان 95 درصد می توان گفت از سوی کل جامعه خبرگان مورد تائید است. با استفاده از آزمون t یک نمونه ای، سطح اطمینان در این آزمون % 95 تعیین شد. نتایج حاکی از قابلیت اطمینان بالای پرسشنامه 1 و قابلیت اطمینان نسبی پرسشنامه شماره 2 هست. محاسبه وزن شاخص ها نشان داد که مصالح دینی دارای کمترین وزن و پس زمینه های فردی دارای بیشترین وزن در بین شاخص ها بودند. درنتیجه مدل نهایی اصلاح شده (شکل 2) ارائه گردید. نتایج این تحقیق می تواند راهنمایی جهت تنظیم سنجش نامه تصمیم های اخلاقی در سازمان ها قرار گیرند. گسترش تصمیم گیری های اخلاقی سبب برقراری عدالت اجتماعی مدنظر چشم انداز ایران 1404 می گردد.
هدف: تمایل سرمایه گذاران برای فروش سهام برنده (با بازده مثبت) و نگهداری سهام بازنده (با بازده منفی) را اثر تمایلی می گویند و این اثر در ادبیات مالی رفتاری کشورهای مختلف، در سطح سرمایه گذار خُرد به ثبت رسیده است. با وجود این، درباره وجود اثر تمایلی در سرمایه گذاران نهادی (مانند صندوق های سرمایه گذاری مشترک)، مطالعات صورت گرفته به نتیجه یکسانی نرسیده اند. هدف این پژوهش بررسی وجود اثر تمایلی در سرمایه گذاران نهادی فعال در بازار سهام ایران است.
روش: در این پژوهش با استفاده از داده های جمع آوری شده از ترکیب پورتفوی صندوق های سرمایه گذاری مشترک فعال در بازار سهام ایران، وجود اثر تمایلی در صندوق ها آزمون شده است. این داده ها به صورت دستی از صورت های مالی فصلی صندوق ها استخراج شده اند. برای محاسبه اثر تمایلی، مطابق ادبیات، از اختلاف نسبت فروش سهام سودآور و نسبت فروش سهام زیان ده استفاده شد. آزمون وجود اثر تمایلی، یک بار با تجمیع داده های معاملاتی تمامی صندوق ها و بار دیگر در سطح صندوق ها به اجرا درآمد.
یافته ها: بر اساس یافته ها، صندوق های سرمایه گذاری مشترک فعال در بورس تهران، به طور قاعده مندی تمایل دارند سهامی که افزایش قیمت یافته را بفروشند و سهامی که کاهش قیمت داشته را نگه دارند. به بیان دقیق تر، احتمال فروخته شدن یک سهم با بازده مثبت، 46/1 برابر احتمال فروخته شدن سهمی با بازده منفی است. چنانچه مالیات و کارمزد معاملات را در محاسبه سود دخالت ندهیم، این نسبت به 51/1 افزایش می یابد.
نتیجه گیری: اثر تمایلی میان صندوق های سرمایه گذاری مشترک در بورس تهران دیده می شود. یکی از قوت های نتایج پژوهش حاضر در مقایسه با اکثر مطالعات بین المللی این است که اثر تمایلی اندازه گیری شده، به دلیل اینکه مشمول مالیات بر عایدی سرمایه ای در بورس تهران نمی شود، از اثر معامله گری مالیات محور مبرا است و تصویر دقیق تری از وجود و شدت اثر تمایلی میان سرمایه گذاران نهادی ارائه می دهد.
هدف این پژوهش بررسی تأثیر مدیریت منابع انسانی اسلامی بر عملکرد سازمان با نقش میانجی تعهد کارکنان می باشد. روش پژوهش به لحاظ هدف، کاربردی و به لحاظ روش شناسی و ماهیت، توصیفی پیمایشی از نوع معادلات ساختاری است. جامعه آماری پژوهش شامل تمامی کارکنان اداره کل راه و شهرسازی استان قزوین به تعداد ۲۳۰ نفر بوده است. برای انتخاب نمونه در این پژوهش از روش کوکران استفاده شده است. طبق فرمول کوکران 144 نفر به صورت تصادفی به عنوان نمونه انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسشنامه استاندارد بوده که داده های تحقیق با توجه به پرسشنامه ها ی گردآوری شده با مقدار پایایی بالاتر از 7/0 انجام شده است. روایی پرسشنامه ها بصورت محتوایی و با نظر متخصصان انجام شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها از آمار توصیفی (اطلاعات جمعیت شناختی) و آمار استنباطی (معادلات ساختاری) استفاده شد. نتایج یافته ها نشان داد مدیریت منابع انسانی اسلامی بر عملکرد سازمان تاثیر معنی داری داشته است، همچنین نتایج فرضیه ها نشان می دهد؛ مدیریت منابع انسانی اسلامی با میانجی گری تعهد سازمانی، بر عملکرد سازمان معنادار بوده است. از طرفی دیگر مولفه های مدیریت منابع انسانی اسلامی شامل؛ استخدام و گزینش، آموزش و توسعه، حقوق و پاداش، و ارزیابی عملکرد بر عملکرد سازمان تاثیر معنادار داشته است.
تغییرات عمیق و ناگهانی محیط که از آن با عنوان "گسست محیطی" یاد می شود، از ویژگی های محیط است که می تواند دوام و بقاء سازمان ها را با چالشی جدی روبرو سازد. با توجه به آثار عمیق گسست های محیطی بر عملکرد و بقاء سازمان ها، ایجاد سیستمی برای کنترل راهبردی محیط و پایش تغییرات آن، از اهمیتی خاص برخوردار است. چنین سیستمی به سازمان ها امکان می دهد تا با استفاده از ابزار و مکانیزم های مناسب به نحوی کارساز و فعال با دگرگونی های محیط رویارو شوند. تحقیق حاضر با هدف تبیین سیستم کنترل راهبردی مطلوب برای سازمان های ارائه خدمات مالی، در شرایط گسست محیطی به اجرا درآمده است. به این منظور ابتدا مفاهیم گسست محیط و کنترل راهبردی بررسی و سپس با استفاده از طرح تحقیق ترکیبی– اکتشافی (ترکیبی از روش های کمّی و کیفی) و با تکیه بر دیدگاه خبرگان، اجزاء سیستم کنترل راهبردی مطلوب در شرایط گسست محیطی و نحوه ارتباط این اجزاء شناسایی شد. جهت تجزیه وتحلیل اطلاعات، در مرحله کیفی از روش تحلیل محتوا و در مرحله کمّی از روش ISM بهره گیری شده است. بر پایه یافته های "تحلیل محتوای کیفی" در مجموع (15) مؤلفه به عنوان اجزاء سیستم کنترل راهبردی شناسایی و سپس بر پایه نتایج روش ISM، مؤلفه های مذکور از نظر شدت نفوذ بر یکدیگر در پنج سطح دسته بندی شدند.
این مطالعه با هدف شناسائی بررسی تأثیر ابعاد تصویر ذهنی قیمت بر روی قصد خرید مشتریان در فروشگاه های زنجیره ای کوروش در شهر تهران است. این تحقیق از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری اطلاعات، پیمایشی می باشد. ابزار جمع آوری اطلاعات پرسشنامه بوده که ارزش گزاری پاسخ پرسش های تخصصی با طیف لیکرت پنج درجه صورت گرفته است. روایی پرسشنامه به روش روایی محتوایی بررسی شده است. پایایی پرسشنامه نیز با محاسبه آلفای کرونباخ 879/0 بدست آمده است. جامعه آماری این تحقیق شامل مشتریان فروشگاه های زنجیره ای کوروش در سطح شهر تهران است. با استفاده از فرمول کوکران نمونه ای به حجم 400 نفر انتخاب شده است. داده های گردآوری شده با تکنیک حداقل مجذورات جزئی (PLS) تحلیل شده است. نتایج این تحقیق نشان داده سطح عمومی قیمت تأثیر مستقیم و مثبتی روی قصد خرید مشتریان در فروشگاه های زنجیره ای کوروش دارد. بعلاوه قابلیت درک قیمت و قابلیت پردازش قیمت محصول تاثیر معناداری بر رفتار خرید مصرف کننده دارد. در نهایت دقت در ارزیابی قیمت و ارزش پول تاثیر مستقیمی بر رفتار خرید مصرف کننده دارند. استفاده از مدل پنج بعدی تصویر ذهنی قیمت می تواند برای ارزیابی مدیران فروشگاه های زنجیره ای کوروش از رفتار مصرف کننده راهگشا و عملیاتی باشد.