عدم قطعیت، جزء جداناشدنی و اجتناب ناپذیر پروژه ها است. ادبیات تحقیق نشان می دهد که پروژه های فناوری اطلاعات و به ویژه برون سپاری این پروژه ها با ریسک زیادی همراه است. ازاین رو با توجه به اهمیت این حوزه، در این پژوهش به شناسایی و اولویت بندی ریسک های برون سپاری پروژه های فناوری اطلاعات پرداخته شد. در ابتدا با بررسی تحقیقات انجام شده، فهرستی از معیارهای شناسایی شده در اختیار خبرگان شرکت قرار گرفت، سپس معیارهای موردنظر پس از بررسی موردمطالعه و بر اساس نظر خبرگان با روش دلفی فازی نهایی و انتخاب شدند. در گام بعد بر اساس روش سوآرا وزن نهایی معیارهای موردنظر به دست آمد. همچنین با بررسی پژوهش های انجام شده در این حوزه، فهرستی از مهم ترین ریسک های برون سپاری پروژه های فناوری اطلاعات شناسایی گردید. سپس برای اولویت بندی ریسک های شناسایی شده، از روش آراس خاکستری بهره گرفته شد. نتایج نشان داد که معیار اشتراک دانش و تجربیات، به عنوان مهم ترین معیار و از دست دادن منابع مزیت رقابتی، به عنوان مهم ترین ریسک شناسایی گردید.
پژوهش حاضر به بررسی تأثیر بیش ارزشیابی سهام بر بازده غیر عادی و نوسان آنها در طول زمان در
شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران می پردازد. جهت سنجش بیش ارزشیابی سهام،
پژوهش رودرزکروپف و همکاران ( 2005 ) و جهت سنجش بازده غیر عادی و نوسان آنها در طول زمان،
مدل سه عاملی فاما و فرنچ ( 1995 ) مبنای عمل بوده است. جامعه آماری مورد بررسی، مشتمل بر 64 شرکت
پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران بوده که از طریق نمونهگیری به روش حذف سیستماتیک، برای
1384 انتخاب و آزمون های آماری لازم بر روی آنان صورت گرفت. نتایج - دوره زمانی ده ساله 1393
حاصله با استفاده از رگرسیون خطی چند متغیره، استفاده از داده های تابلویی و روش اثرات ثابت، بیانگر این
مطلب بود که بیش ارزشیابی سهام بر بازده غیر عادی و نوسان آنها در طول زمان تأثیر مثبت و معناداری
دارد. به عبارت دیگر، با افزایش ارزشیابی خلاف واقع و بیش از حد سهام در طول زمان، بازده غیر عادی و
نوسان آنها بصورت معناداری افزایش می یابد. لذا به مدیران واحدهای تجاری پیشنهاد می گردد با فراهم
آوردن زمینه های لازم در جهت ارزشیابی واقع بینانه سهام، تمهیدات لازم در جهت کاهش بازده غیر
عادی سهام و نوسان آنها را در طول زمان فراهم آورند
گرمایش جهانی که بهطورعمده ناشی از مصرف زیاد سوخت های فسیلی و انتشارات دیاکسیدکربن است، به مسئله مهم زیستمحیطی در سطح جهان تبدیل شده است . صنعت گردشگری عامل انتشار 5 درصد از کل دی اکسیدکربن و انتشار 14 درصد کل گازهای گلخانهای در سطح جهان است . گردشگران در مقام ذی نفعان در تلاش هایی که به منظور کاهش انتشارات کربن در گردشگری انجام میشود، نقش مهمی دارند و میزان مصرف انرژی در گردشگری، به میزان زیادی با رفتار گردشگران ارتباط دارد . برای موفقیت در تغییر رفتارهای ناپایدار و تقویت رفتار پایدار، باید از عوامل مؤثر بر آن آگاه بود، ازاینروی شناسایی عوامل مؤثر در بروز رفتار بهقصد تغییر آن در راستای صرفه جویی در انرژی و کاهش انتشار کربن بسیار مهماند. پژوهشحاضر نیز، به بررسی عوامل تأثیرگذار بر تمایل گردشگران به انجام رفتارهای کمکربن با استفاده از ساختار ""نظریه انگیزش محافظت"" پرداخته است . جامعه آماری پژوهش، شهروندان ساکن در منطقه یک تهران درجایگاه گردشگران بالقوه اند؛ با استفاده از روش نمونهگیری خوشهای چندمرحلهای چهار محله نیاوران، زعفرانیه، تجریش و فرمانیه انتخاب و برای جمعآوری دادهها از پرسشنامهای با طیف لیکرت و برای تجزیه و تحلیل دادهها از روش آماری مدلسازی معادلات ساختاری استفاده شد. یافتههای تحقیق حاکی از آن استکه متغیرهای ""ادراک گردشگران از میزان آسیبپذیری از خطر""،""ادراک آنان از میزان کارآیی پاسخهای پیشنهادشده""و ""خودکارآمدی ادراک شده""به ترتیب دارای بیشترین تأث یر معنادار بر تمایلات رفتاری گردشگران میباشند.
توسعه پایدار یکی از جنبه های مهم پیشرفت هر جامعه ای برای حفظ منابع برای نسل های آینده، تداوم پیشرفت و بهره مندی آنان از زمینی پاک با استفاده از سازگاری توسعه با محیط زیست است. فناوری اطلاعات سبز نیز نگاه و روشی برای انجام این مهم است که علاوه بر تأمین توسعه پایدار، به سازمان در پایداری سازمانی به معنای تداوم موفقیت و رضایت بخشی به ذینفعان و سازگاری رفتار آن با محیط زیست یاری می دهد. این پژوهش به دنبال طراحی مدلی برای توسعه پایداری سازمانی از طریق فناوری اطلاعات سبز است. این مطالعه ازنظر هدف کاربردی و ازنظر روش پژوهش، پیمایشی - توصیفی است. روش انجام این پژوهش از نوع آمیخته است. ابتدا با استفاده از روش کتابخانه ای و تحلیل محتوای کیفی شاخص ها و مؤلفه های فناوری اطلاعات سبز و پایداری سازمانی استخراج گردید، سپس با استفاده از نظر 32 خبره در سه مرحله اجرای روش دلفی شاخص ها مورد ارزیابی قرار گرفت. روش نمونه گیری در این مرحله گلوله برفی است. برای اجرای روش کمی پرسشنامه آنلاین طراحی و در اختیار جامعه آماری شامل خبرگان، مدیران ارشد سازمان های فناوری اطلاعات، صاحب نظران حوزه فناوری اطلاعات داخل کشور است. در این مرحله روش نمونه گیری تصادفی است. در مجموع داده های 198 پرسشنامه صحیح دریافت و مورد تحلیل قرار گرفت. نتایج بیانگر این است که فناوری اطلاعات سبز با ابعاد (آمادگی سبز، فناوری اطلاعات و ارتباطات به عنوان توانمند ساز (کم کربن)، اقدامات و فعالیت های سبز، مدیریت چرخه فناوری اطلاعات سبز، سازمان و مراکز داده سبز، نظارت فناوری اطلاعات سبز) می تواند به منظور پایداری سازمان ها مورد استفاده قرار گیرد.
بازده بازارهای سرمایه تحت تأثیر عوامل مختلفی هستند. این عوامل دامنه گسترده و وسیعی از عوامل کلان جهانی تا رفتارهای تاریخی متغیر وابسته را شامل می شود. پژوهشگران زیادی، هریک بخش یا بخش هایی از این دامنه گسترده عوامل تأثیرگذار بر بازده بازار سرمایه را در کشورهای مختلف، انتخاب و اقدام به مدل سازی برای پیش بینی بازده بازار سرمایه مربوطه کرده اند. پژوهش حاضر نیز با هدف مدل سازی و پیش بینی بازده بورس اوراق بهادار تهران، از مدل های خود توضیحی و ترکیبی استفاده کرده است. به گونه ای که از مدل های خودرگرسیون میانگین متحرک و خودرگرسیون میانگین متحرک با ورودی های خارجی برای مدل سازی و پیش بینی بازده بورس اوراق بهادار تهران یاری گرفته است. در پژوهش حاضر، برای تبیین هر چه کامل تر مدل و به کارگیری عوامل حداکثری، پس از بررسی موضوع بازده و عوامل مؤثر بر بازده، موضوع پیش بینی و روش های متداول آن و انواع مدل های پیش بینی بازده بازار سرمایه بررسی شده است. سپس از مدل های رگرسیون خطی کلاسیک، خود رگرسیون میانگین متحرک (ARMA) و خود رگرسیون میانگین متحرک با ورودی های خارجی (ARMAX) برای پیش بینی بازده بورس اوراق بهادار تهران استفاده شد. پس از تخمین مدل های یادشده، با استفاده از داده های 99 دوره ای و تأیید قدرت تصریح آن ها بااستفاده از به کارگیری آزمون های تشخیصی، بازده بورس اوراق بهادار تهران برای 4 دوره آتی پیش بینی شد. پیش بینی های صورت پذیرفته با استفاده از مدل های تخمینی با داده های واقعی مورد مقایسه قرار گرفته و مدل بهینه با استفاده از معیارهای اطلاعاتی آکائیک، شوارزبیزین و حنان کوئیک و همچنین معیار MSE,MAE,MAPE انتخاب شد. نتیجه نهایی مؤید برتری مدل ARMA بر مدل ARMAX است.
گردشگری پزشکی یا توریسم پزشکی انگلیسی: Medical Tourism) ) شاخه ای از گردشگری سلامت است که در آن شخص از کشوری به سایر نقاط دنیا با امکانات پیشرفته تر بهداشتی و درمانی سفر می کند تا از خدمات پزشکی کشور مقصد در مراکز درمانی بهره مند شود. در اغلب موارد، هدف از توریسم پزشکی بهره مندی از قیمت پایین خدمات پزشکی یا دریافت سریع تر و بهتر خدمات در سایر نقاط دنیاست. توریسم پزشکی با سفرهای معمولی پزشکی متفاوت است. در سفرهای معمول، شخص از کشوری کمتر توسعه یافته برای دریافت خدمات پزشکی به کشورهای پیشرفته می رود و دلیل آن نبود خدمات مشابه در کشورش است. در حالی که در توریسم پزشکی خدمات مشابه ارائه می شود ولی توریست کشور دیگر را ترجیح می دهد.خدمات ارائه شده در توریسم پزشکی متفاوت و بستگی به انتخاب گردشگر دارد. از خدمات بیسیک و ساده دندان پزشکی تا عمل جراحی های پیشرفته همچون تعویض زانو، جراحی قلب یا جراحی های زیبایی قابل ارائه بوده و محدودیتی نیست. گردشگری پزشکی به مسافرت افراد برای دریافت خدمات پزشکی در کشورهای دیگر در قالب گردش گر اطلاق می شود. هرچند شهر اردبیل در این صنعت از قابلیت های زیادی برخوردار است. اما نبود زیر ساخت های لازم در بیمارستانهای دولتی و بخش خصوصی و کاهش ارزش پول کشور آذربایجان موجب کاهش گردشگران شهروندان آذری به اردبیل شده است. در این پژوهش داده های آماری از طریق پرسشنامه و مصاحبه و مراجعه به بیمارستانها و مستندات موجود در ادارات و سازمان های متولی، جمع آوری گردیده است. بعد از جمع آوری اطلاعات اولیه110نسخه پرسشنامه بعد ترجمه به زبان لاتین آذربایجانی در دو بخش سوالات عمومی و ارزشی در بیمارستان های دولتی، خصوصی، هتل بیمارستان و مطب- های خصوصی و همچنین در محل اسکان اتباع آذری توزیع که در نهایت 77 نفر از افرادی که دارای سواد کافی بودند به پرسشنامه ها پاسخ دادند و 33مورد فاقد ارزش بوده که در نهایت 25 نفر زن و 52 نفر از پاسخ دهندگان مرد بودند.بیشترین فراوانی برای مطب ها وکلینیک ها می باشد که 61% افراد پاسخ گو را شامل می شود کمترین فراوانی نیز برای بیمارستان های خصوصی است که کمتر از 7% نمونه را شامل می شود. با توجه به اهداف و سوالات تحقیق، آمار توصیفی مربوط به سن، تحصیلات، جنسیت، بیمارستان مورد مراجعه، محل اسکان، وسیله ایاب و ذهاب و تحلیل توصیفی متغیرها به طور کامل بیان شد. بعد از بررسی نرمال بودن متغیرها با استفاده از آزمون کلموگروف، به تحلیل استنباطی فرضیات پرداخته شد. استنتاج تجزیه و تحلیل داده های پژوهش و خروجی بررسی فرضیات هم با همبستگی و آزمون ویلکاکسون بررسی شده میزان برآورد شده ضریب همبستگی اسپیرمن بین دو متغیر هزینه خدمات پزشکی و رضایت مندی برابر با 0.56 است. این همبستگی یک مقدار مثبت می باشد که موید همبستگی مثبت بین این دو متغیر است و مقدار آن در سطح 05/0معنی دار است زیرا مقدار p-value کمتر از 05/0است. همچنین بنابر خروجیSPSS وجود زیرساخت های گردشگری پزشکی در شهر اردبیل از نظر بیماران و در سطح بیش از 60% رد می شود این امر بدان مفهوم است که زیرساختهای لازم در زمینه گردشگری پزشکی در سطح استاندارد وجود ندارد. که در نتیجه مشخص شد بین هزینه خدمات پزشکی و افزایش توریسم پزشکی در اردبیل ارتباط معنی داری وجود دارد و همچنین زیر ساختهای توریسم پزشکی در شهر اردبیل در حد نرمال نمی باشد.
آموزش کارآفرینی نقش بی بدیلی در ترویج کارآفرینی در فضای کسب و کار اقتصادی دارد و هوشیاری کارآفرینانه و اثربخشی آموزش نیز به عنوان مفاهیم اساسی در تئوری فرصت گرایی کارآفرینی مطرح می باشند. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر آموزش کارآفرینی بر هوشیاری کارآفرینانه با نقش میانجی اثربخشی آموزش و آگاهی اقتصادی می باشد. این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و از نظر ماهیت و روش، توصیفی-همبستگی است. جامعه آماری پژوهش را 104 نفر از دانشجویان کارشناسی آموزش ابتدایی تشکیل می دهد که در دوره آموزشی آنلاین کارآفرینی شرکت نمودند. نمونه گیری از طریق روش تصادفی ساده انجام و با استفاده از جدول مورگان حجم نمونه 84 نفر تعیین گردید. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه استاندارد بوده که پایایی و روایی آن بررسی و تایید شده است. برای بررسی فرضیه های پژوهش از روش معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس استفاده شد. نتایج به دست آمده نشان می دهد که آموزش مبخث کارآفرینی به دانشجویان میتواند به آنها در هوشیار بودن در حوزه کارآفرینی و داشتن شم اقتصادی کمک کند و به نوعی نشان از اثربخش بودن این نوع آموزش را نشان می دهد.
The purpose of a financial manager in dividend policy is to maximize the wealth of its owners while providing adequate funds for the company. In this research, the aim is to determine the relationship between information asymmetry, dividend policies and ownership structure. After designing information asymmetry evaluation indicators, the transaction information has been collected from the Stock Exchange in the five year period of 2011-2015. A statistical sample of 155 companies was selected using a systematic elimination method, which was a total of 775 years-firm. In this research, linear regression and correlation were used to analyze the hypotheses of the research. What can be said in the summing-up and conclusion of the general test of research hypotheses is that the company with a higher information asymmetry is less likely to pay dividends, as well as government-affiliated companies with higher information asymmetry pay more dividends compared to non-governmental corporations. Finally, the results indicated that structural reform in order to increase the transparency of information leads to a positive moderating effect on the relationship between information asymmetry and dividend policies
اوراق بهادار بیمه ای بدون توجه به رویدادهای فاجعه آمیز اخیر، به طور غیرقابل انتظاری روزبه روز در حال رشد است. در گذشته بیمه اوراق بهادار دقیقاً بعد از حوادث غیرمترقبه روی می داد که طوفان های کاترینا، ریتا و ویلما شواهدی بر این ادعا می باشند. اگرچه شهرت اوراق بهادار بیمه حتی در غیاب حوادث غیرمترقبه نیز روزبه روز در حال رشد است. چیزی که روزی جایگزین قیمت گذاری در بازار سخت بیمه اتکایی سنتی بود اکنون به بخش لاینفک برنامه های بیمه اتکایی تبدیل شده است و این در حالی است که واگذارکنندگان به دنبال راه هایی برای تنوع بخشی به برنامه های مدیریت خطر، محدودسازی شرایط و مقررات دوره های متعدد و دسترسی به ظرفیت های بلندمدت و ثابتی هستند که تحت تأثیر چرخه بازار و خطرات سیستم قرار نگیرد. طبیعتاً زمانی که بیمه گران اتکایی، قوی و بیمه اتکایی، ارزان باشد، منابع جایگزین سرمایه از قبیل اوراق قرضه حوادث فاجعه آمیز و سایر سازه های ILS لازم به نظر نمی رسد. آنچنانکه هرچند رکود بیمه ILS در سه ماهه پایانی سال 2008 در مقایسه با سال قبل مورد انتظار همگان بود، اما ثبات آن در همه دوره ها، باعث شگفتی گردید. هزینه مبادلات و زمان انتقال اوراق قرضه به بازار نیازمند ایجاد تعهدی نسبت به راه حل های استراتژیک در مقابل واکنش های تاکتیکی مدیریت خطر است و به این منظور واگذارکنندگان باید از هزینه های پایین تر انتقال خطر و سایر مزایای آن بهره جویند.
شرکت های دانش بنیان کسب و کارهای دانش محوری هستند ک با هدف تبدیل پایدار دانش به ثروت شکل گرفته و فعالیت های اقتصادی آنها مبتنی و همراه با فعالیت های تحقیق و توسعه در زمینه فناوری های نو و پیشرفته است و از این طریق منجر به توسعه اقتصاد دانش محور در کشور می شوند. شواهد متعدد حاکی از آن است که تعداد کثیری از تحقیقات توسعه فناوری در عمل با مشکل مواجه می شوند و این امر نشاندهنده پیچیدگی فرایند نوآوری و تجاری سازی است. بنابراین ضروری است تا ضمن شناسایی چالش های پیش روی این شرکت ها نسبت به ترسیم نقشه جامع و راهبردی جهت توسعه آن ها اقدام گردد. هدف این پژوهش تحلیل موانع نوآوری و تجاری سازی در شرکت های دانش بنیان است. پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی، از نظر ماهیت داده ها کیفی، و از نظر نحوه گردآوری داده ها توصیفی محسوب می شود. در این پژوهش مهمترین موانع با مرور ادبیات و تأیید خبرگان تعیین گردید، سپس با استفاده از روش مدل سازی ساختاری تفسیری (ISM)، سطح بندی و با استفاده از تحلیل MICMAC طبقه بندی شد. برای گردآوری داده ها از ابزار پرسشنامه ساختاریافته استفاده شد که پایایی آن با روش آلفای کرونباخ و روایی آن با نظر متخصصان تأیید گردید. جامعه آماری این تحقیق از مدیران صنعت دانش بنیان کشور تشکیل که از 15 نفر از مدیران به عنوان نمونه استفاده شد. بر اساس تجزیه و تحلیل یافته ها موانع نوآوری و تجاری سازی شامل عدم ایجاد ارزش در سطح 1، درک نکردن نیازهای بازار و مشتریان، و سلب انگیزه از فن آفرینان در سطح 2، فقدان دانش تجاری سازی در سطح 3، ناکارآمدی مدیریت پروژه، توانمندی های ناکافی نیروی انسانی، و ریسک اقتصادی در سطح 4، مشکلات مربوط به حقوق مالکیت، و فقدان زیرساخت مناسب در سطح 5، فقدان امکانات مالی، و کمبود ارتباط محکم دانشگاه و صنعت در سطح 6، چالش های محیط تجاری، عدم انعطاف بروکراتیک، و بی ثباتی های اقتصادی در سطح 7، قرار گرفتند. همچنین چالش های محیط تجاری، عدم انعطاف بروکراتیک، فقدان امکانات مالی، و بی ثباتی های اقتصادی در خوشه محرک قرار گرفتند یعنی متغیرهایی با کمترین قدرت وابستگی و بیشترین قدرت نفوذ و عدم ایجاد ارزش، درک نکردن نیازهای بازار و مشتریان، ریسک اقتصادی، سلب انگیزه از فن آفرینان، و فقدان دانش تجاری سازی در خوشه وابسته قرار گرفتند یعنی متغیرهایی با کمترین قدرت نفوذ و بیشترین قدرت وابستگی. در نهایت راهکارهایی برای رفع هر دسته از موانع پیشنهاد گردید.
کارایی، یک مفهوم اساسی در استفاده کارا و مؤثر از منابع سازمانی است که به عنوان یک فاکتور مهم در ایجاد مزیت رقابتی نیز مورد توجه است. در صنایع دانش بنیان مانند بیمه، سرمایه های فکری، نقش ممتازی در موفقیت بنگاه ها از جمله در ارتقای کارایی آنها دارند. در این تحقیق که مبتنی بر برداشتی نو از مفهوم کارایی است، تأثیر سرمایه فکری در ایجاد کارایی مورد توجه قرار گرفته است و در قالب مطالعه تجربی تأثیر شاخص های منتخب سرمایه فکری در صنعت بیمه بر کارایی شرکت های بیمه ایرانی (در محدوده 17 شرکت بیمه کشور و در دوره زمانی 1390-1384) مطالعه شده است. به این منظور، محاسبه کارایی شرکت ها با روش تحلیل پوششی داده ها انجام شده است و برای تشکیل تابع رگرسیون میان کارایی و شاخص های سرمایه فکری از روش معادلات برآوردگر تعمیم یافته استفاده شده است تا امکان درنظرگرفتن همبستگی زمانی داده ها فراهم گردد. نتایج مطالعه نشان می دهد شاخص هایی از سرمایه انسانی (سطح تحصیلات) و ارتباطی (تعداد نمایندگی) شرکت ها با کارایی آنها رابطه مثبت داشته است اما شاخص های مربوط به سرمایه ساختاری (تعداد و تنوع محصولات جدید) نتوانسته اند منجر به ایجاد کارایی در شرکت های مورد مطالعه شوند.
هدف پژوهش حاضر، ارایه مدلی مفهومی برای تعیین پاداش هیات مدیره شرکت های ایرانی با استفاده از نظر خبرگان است. ماهیت چند بعدی پاداش مدیران، منجر به ارایه نظریه های اقتصادی و اجتماعی مختلف درباره آن شده است. مدل پاداش باید با توجه به ویژگی های فرهنگی، حقوقی، اقتصادی و اجتماعی کشور طراحی شود. این پژوهش از نوع کیفی بوده و داده های آن با روش مصاحبه جمع آوری و با روش تحلیل تم، تحلیل شده است. نتایج پژوهش در قالب یک مدل مفهومی شامل عوامل موثر بر پاداش هیات مدیره، روابط بین عوامل یاد شده، دامنه کاربرد، پیش فرض ها، محدودیت ها و عوامل محیطی ارایه شده است. نتایج پژوهش نشان داد که برای تعیین پاداش هیات مدیره، باید میزان و شرایط دستیابی به اهداف سالانه شرکت و عوامل تعدیل کننده مد نظر قرار گیرد. میزان دستیابی به اهداف سالانه شرکت تحت تاثیر اهداف سالانه شرکت پس از تعدیل بابت تغییرات پیش بینی نشده در شرایط اقتصاد کلان، صنعت و شرکت؛ میزان اهمیت هر یک از اهداف؛ و عملکرد سالانه شرکت پس از تعدیل بابت اثر تصمیم های سهامدار عمده و گزارش گری متقلبانه و اقدامات غیرقانونی قرار می گیرد. شرایط دستیابی به اهداف سالانه شرکت شامل اندازه شرکت، شدت رقابت در صنعت، سختی کار در صنعت، وضعیت نقدینگی شرکت، تغییرات ریسک شرکت و احتمال محرومیت هیات مدیره از حقوق اجتماعی است. عوامل تعدیل کننده شامل محدودیت های قانونی، پاداش شرکت های مشابه و حقوق و مزایای پرداختی به اعضای هیات مدیره است
سازمان ها و شرکت ها همواره به دنبال انجام دقیق، به موقع و با کیفیت فعالیت ها و پروژه های خود هستند که این مهم اغلب از طریق مدیریت صحیح ابعاد مختلف فعالیت ها و پروژه ها انجام می پذیرد. مبحث انگیزش و پاداش کارکنان و مدیران در فعالیت های پروژه ای، بخشی از مدیریت منابع انسانی است که در این پژوهش به آن پرداخته شده است. در مدل ریاضی ارائه شده در این پژوهش برای تخصیص پاداش به هر فرد در هر پروژه سه مبنا در نظر گرفته شده است: اهمیت راهبردی پروژه؛ ارزیابی عملکرد پروژه و نقش فرد در پروژه. مدل ارائه شده با استفاده از این مبانی و محدودیت های منابع سازمانی به هر فرد در هر پروژه پاداشی را تخصیص می دهد. نحوه محاسبه پاداش به شکلی است که ضمن در نظر گرفتن محدودیت های مالی، نخست، کارکنان را ترغیب به تعریف پروژه هایی می کند که هر چه بیشتر در راستای اهداف و راهبردهای سازمان باشند و دوم در اجرای پروژه ها آن ها را ترغیب به تعهد به الزامات کمّی و کیفی پروژه می کند. در پایان و طی یک مطالعه موردی، مدل در «شرکت ایران ارقام» اجرا شده و نتایج نشان از بهبود عملکرد پروژه های شرکت در حوزه های زمان، هزینه و کیفیت تحویل شدنی ها دارد.