تداوم هر کسب و کاری بستگی به سود معقول اقتصادی داشته و میزان سود اقتصادی نیز با کارآیی رابطه مستقیم دارد. برای مدیریت و مقایسه واحدهای تصمیم گیری همگن از کارآیی نسبی استفاده می شود. ابتدا با استفاده از اطلاعات بهترین تولید کنندگان و ارائه دهندگان خدمات، مرزی به عنوان مرز کارآیی تولید یا خدمات ساخته می شود به طوری که فعالیت بر روی این مرز به عنوان بهترین عملکرد و در زیر این مرز به عنوان ناکارآیی تلقی می شود. یکی از روش های تخمین مرز کارآیی و اندازه گیری کارآیی نسبی، روش برنامه ریزی خطی است که به آن رویکرد تحلیل پوششی داده ها هم می گویند. در این تحقیق ابتدا با جمع آوری نظر خبرگان و استفاده از مقایسات زوجی، شاخص های مؤثر بر کارآیی مراکز سوئیچ راه دور تعیین، سپس کارآیی نسبی 39 مرکز سوئیچ راه دور با روش DEA و در شرایط بازده به مقیاس ثابت و متغیر اندازه گیری شده اند. نتایج تحقیق نشان می دهد، در شرایط بازده به مقیاس ثابت، میانگین کارآیی نسبی مراکز سوئیچ راه دور 23/80 درصد بوده و 11 مرکز از 39 مرکز سوئیچ راه دور دارای کارآیی 100 درصد می باشند. در شرایط بازده به مقیاس متغیر، میانگین کارآیی نسبی 77/97 درصد بوده و 25 مرکز از 39 مرکز دارای کارآیی 100 درصد می باشند.
با توجه به اهمیت مبحث قابلیت مدیریت دانش مشتری، هدف اصلی این تحقیق، بررسی تأثیر تواناییهای مدیریت دانش بر عملکرد شرکت با توجه به نقش میانجی قابلیت های پویا و دانش مشتری است. با توجه به الگوی مفهومی پژوهش، هفت فرضیه به منظور بررسی این هدف تدوین شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی، و از نظر ماهیت توصیفی است. به منظور گردآوری داده ها از پرسشنامه استفاده شد. برای سنجش پایایی و روایی ابزار پژوهش آلفای کرونباخ، پایایی ترکیبی و تحلیل عاملی تأییدی بررسی شد. در این پژوهش به منظور آزمون فرضیه ها با هدف سنجش روابط همزمان، مستقیم یا غیرمستقیم میان متغیرها از الگو یابی معادلات ساختاری و نرم افزار PLS2 Smart استفاده شد. هم چنین با استفاده از آزمون سوبل نقش میانجی متغیرها مورد بررسی قرار گرفت. بررسی 150 پرسشنامه توزیع شده بین کارمندان شرکت گاز استان یزد در زمستان 1397 نشان می دهد که متغیر قابلیت مدیریت دانش بر متغیرهای قابلیت پویا و دانش مشتری تأثیر مثبت و معناداری دارد که در این بین بیشترین تأثیر قابلیت مدیریت دانش بر متغیر قابلیت پویا است. دو متغیر قابلیت پویا و دانش مشتری نیز بر عملکرد شرکت تأثیر مثبت دارد که از بین آنها قابلیت پویا بیشترین تأثیر را بر عملکرد شرکت می گذارد. هم چنین تأثیر مستقیم قابلیت مدیریت دانش بر عملکرد شرکت رد شد. نتایج حاکی است که قابلیت مدیریت دانش به صورت غیرمستقیم و از طریق متغیرهای قابلیت پویا و دانش مشتری بر عملکرد شرکت تأثیرگذار است که در این میان قابلیت مدیریت دانش از طریق قابلیت پویا بیشترین تأثیر را بر عملکرد شرکت دارد.
از ابتدای ورود مباحث مربوط به سنجش رقابت پذیری به موضوع گردشگری زمان زیادی می گذرد. از زمانی که پورتر در سال 1990 میلادی نخستین مدل را ارائه داد، تاکنون مدل های متعددی برای مقاصد مختلف توسعه داده شده است؛ ولی هنوز مدل بومی سازی شده برای سنجش این شاخص در بین مقاصد گردشگری ایران با توجه به متغیرهای خاص کشور ایران طراحی نشده است. به این منظور، در پژوهش حاضر برای استخراج متغیرهای مدل بومی مدنظر در مرحله نخست از روش کتابخانه ای با بررسی مدل های معتبر موجود در ادبیات موضوع و انتخاب متغیرهای متناسب با مقاصد گردشگری ایران استفاده شد؛ سپس برای تکمیل متغیرها از مصاحبه های کیفی با خبرگان صنعت گردشگری، مدیران بخش دولتی و فعالان بخش خصوصی تا مرحله اشباع نظری استفاده شده است. به منظور جانمایی متغیرها در شاخص های مربوطه، روش تحلیل عاملی تأییدی به کار بسته شد. برای سنجش متغیرهای کمّی متناظر با هر مقصد از منابع کتابخانه ای و آمارهای رسمی و برای سنجش متغیرهای کیفی هر مقصد از پرسشنامه استفاده شده است. اوزان شاخص ها به روش مقایسه زوجی به کمک خبرگان و شاخص ها به کمک روش به کاررفته مدل مجمع جهانی اقتصاد بی وزن سازی شده است. نتایج پژوهش در قالب یک مدل مشتمل بر 9 شاخص شامل امنیت، زیرساخت ها، خدمات مقصد و امکانات اقامتی، رقابت پذیری قیمتی و جوّ مقصد، عوامل انسانی، محیط مقصد، جذابیت های تفریحی و واقعه ای، مدیریت مقصد و در نهایت اطلاع رسانی و برنامه ریزی ارائه شده است. همچنین 64 متغیر در زیرمجموعه این شاخص ها قرار گرفته است.
نقاط تماس مشتری به عنوان عناصر سازنده تجربه مشتری شناخته می شوند و برای طراحی و ارتقای تجربه مشتریان، این نقاط باید خوبی شناسایی و تحلیل گردند تا بتوان تجربه ای جذاب برای مشتریان به وجود آورد. در سال های اخیر تحول دیجیتال نیز بر پیچیدگی کنترل و مدیریت سفرهای مشتری افزوده است. صنعت بانکداری از صنایع پیشرو درزمینه ی تحول دیجیتال به شمار می رود با توجه به اهمیت موضوع تجربه مشتری در این صنعت، هدف این پژوهش این است که چگونه می توان در بانکداری اینترنتی و در نقاط تماس مشتری، تجربه ی دیجیتالی مشتری را بهبود بخشید. با رویکرد کیفی و با استفاده از شیوه ی مطالعه موردی در ابتدا نقاط تماس بانکداری اینترنتی در سه فاز اصلی پیش از خدمت، حین خدمت و پس از خدمت شناسایی شده اند. سپس تجربیات مشتریان ارزیابی گردیده و با تحلیل نظرات مشتریان در شعب منتخب بانک ملت تحلیل نهایی ارائه گردیده است. از روش های مشاهده، مصاحبه و بررسی اسناد برای جمع آوری اطلاعات استفاده گردیده است. با تحلیل نظرات مشتریان، تجربیات خوشایند و ناخوشایند آن ها بر اساس دو لنز ادراک و احساس و به تفکیک نقاط تماس شناسایی گردیده و درنهایت چارچوب ارتقای تجربه مشتریان بر اساس چهار ویژگی دسترس پذیری، سهولت در استفاده، اطمینان و کارایی و در قالب سه فاز اصلی مسیر خدمت ارائه گردیده است. فرآیند ارزیابی و ارتقای تجربه که در این پژوهش به کاررفته، می تواند به عنوان الگویی برای سنجش و ارتقای تجربه مشتریان در صنعت بانکداری مورداستفاده قرار گیرد.
هدف این تحقیق، درک عوامل موثر بر قیمتگذاری خدمات حسابرسی وسنجش رقابتپذیری بازار حق-
الزحمه حسابرسی از طریق بررسی چسبندگی حقالزحمه حسابرسی میباشد. مطالعه رفتار حقالزحمه
حسابرسی، میتواند علت عدم کاربرد الگوهای حقالزحمه حسابرسی را در برآورد مبلغ دقیق آن روشن
سازد. برای این منظور، نمونهای متشکل از 61 شرکت پذیرفتهشده در بورس اوراق بهادار تهران در فاصله
بین سالهای 1387 تا 1392 انتخاب شده است. فرضیات تحقیق با استفاده از تحلیل رگرسیون مبتنی بر داده-
های ترکیبی و مقطعی، آزمون شده است. شواهد تحقیق نشان میدهد که حقالزحمههای حسابرسی دارای
چسبندگی است. به عبارتی با تغییر شرایط، تغییر قابل ملاحظه و سریع در مبلغ حقالزحمه صورت نمیگیرد.
به علاوه، تغییرات مثبت در حقالزحمه، بیشتر از تغییرات منفی رخ میدهد و این یعنی واکنش صاحبکاران
نسبت به افزایش در مبلغ حقالزحمه، کمتر است. این نتایح حاکی از این موضوع است که بازار حقالزحمه
حسابرسی در ایران غیررقابتی است و تعیین مبلغ آن بر مبنای تمام اطلاعات موجود انجام نمیشود.
مقابله با پولشویی مهم ترین ابزار مبارزه علیه جرم و جنایت است و بزرگ ترین چالش مبارزه با پول شویی در حوزه بانک، تشخیص«تراکنش های مشکوک به پول شویی» می باشد. عدم توجه به بافت صاحبان حساب های بانکی، باعث کارایی پایین روش های مقابله با پول شویی می شود. هدف این تحقیق ارائه یک روش شناسایی تراکنش های بانکی مشکوک به پو لشویی با استفاده از است که تراکنش های «تراکنش های پَرت بافتاری» تکنیک های آماری فرآیند داده کاوی در تحلیل پول شویان را در مرحله یکپارچه سازیِ فرآیند پولشویی هدف قرار داده است. روش این پژوهش تحلیلِ محتوا بوده است و جامعه آماری تحقیق شامل 1/8 میلیون تراکنشِ 1008 نفر، طی مدت 6 سال از 48 بافت مختلف می باشد که به روش شبیه سازی رایانه ای ایجاد شده است. توزیع های احتمالی استفاده شده در شبیه ساز مزبور بر اساس آزمون کولموگروف-اسمیرنوف از تراکنش های مقطعی 50 نفر استخراج شده است، تراکنش های مذکور به روش میدانی جمع آوری شده اند. هرچند به دلیل فراهم نبودن تعداد کافیِ تراکنش های بانکیِ واقعی از تراکنش های شبیه سازی شده رایانه ای استفاده گردیده است، لیکن شبیه سازی توانایی ایجاد سناریوهایی را دارد که در دنیای واقعی، فراهم سازی آنها ممکن نیست. آزمون ایده تحقیق، بیانگر نرخ 100 % پیش بینی درستِ تراکنش های مشکوک و نرخ 1/14% پیش بینی غلطِ تراکنش های عادی به عنوان مشکوک می باشد که نسبت به اغلب روش ها، پیشرفتی محسوس را نشان می دهد. نتایج تحقیق نشان داد که توجه به بافت صاحبان حساب بانکی در تشخیص پول شویی موجب ارتقاء دقت روش های مزبور می شود.
آسیب شناسی کسب وکارها"" بخشی از تخصص مشاوران حرفه ای است. مشاوران حرفه ای تمایل دارند با ورود به محیط کسب وکارها، به سرعت به استنباطی دست یابند. از دیگر سو، صاحبان بنگاهها و کسب وکارها نیز دوست دارند بدون فوت وقت، سریعاً این آسیب شناسی در اختیارشان قرار گیرد؛ چرا که برای تجزیه وتحلیل داده ها شکیبا نیستند.
اثر حاضر راهنمای سریع اما مؤثری است که هم برای مشاوران حرفه ای و هم برای صاحبان کسب وکارها راهنماییهای سودمندی دارد بویژه آنکه 8 شاخص را به سهولت و آسانی معرفی میکند که برای کسب وکارها آسیب زا است.
آیا شما در کسب وکارتان با این 8 شاخص روبه روئید که هر روز به بنیان کسب وکارتان آسیب میزنند؟
One of the reasons that companies avoid paying their taxes is that they choose to use debts for their funding. In other words, tax saving, an activity of companies to avoid taxpaying, can be used to finance corporate projects. Furthermore, since institutional owners are more inclined to supervise, they may shrink managerial behaviors to avoid taxpaying. In this study, institutional owners’ supervisory role about tax efficiency on corporate capital structure was investigated. For this purpose, a sample of 98 companies from 2005 to 2014 was selected from companies listed on Tehran Stock Exchange (TSE). Following the research conducted by Kramer, multiple linear regression based on panel data and the econometric software Eviews were used for testing the research hypotheses. The results show that tax has a negative and significant impact and institutional ownership has a positive and significant impact on capital structure. In addition, the institutional ownership in corporate companies impacts and adjusts the relationship between tax and capital structure.