عملکرد مالی یکی از معیارهای ارزیابی عملکرد شرکت ها می باشد که بر اساس میزان سود کسب شده توسط شرکت در یک دوره مالی نسبت به ارزیابی شرکت اقدام می نماید. هدف پژوهش حاضر بررسی تاثیر عملکرد اجتماعی شرکت بر عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران با تاکید بر نقش تعدیلگری احساسات سرمایه گذار بوده است. در این مسیر 121 شرکت با استفاده از روش حذف سامانمند به عنوان نمونه نهایی پژوهش انتخاب و داده های مورد نیاز در طی سال های 1393 تا 1400 از این شرکت ها گردآوری گردید. پژوهش از نظر هدف، کاربردی و نوع تحلیل آماری، توصیفی- همبستگی بوده است. نتایج بیانگر این بوده است که احساسات سرمایه گذار بر عملکرد مالی تاثیر مثبت و معنی داری داشته است. همچنین تاثیر عملکرد اجتماعی شرکت بر عملکرد مالی بصورت مستقیم و معنی دار مشاهده گردیده است. در نهایت یافته های پژوهش نشان داد که احساسات سرمایه گذار باعث تقویت تاثیر عملکرد اجتماعی شرکت بر عملکرد مالی شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران گردیده است.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عارضه های بهره وری شرکت پالایش نفت آبادان بر اساس مدل سه شاخگی انجام شد. این پژوهش از نظر هدف، کاربردی و از نظر روش آمیخته اکتشافی (کیفی- کمی) می باشد. جامعه آماری در بخش کیفی شامل مدیران سطح میانی پالایشگاه نفت آبادان می باشد که از طریق نمونه گیری هدفمند بر اساس اشباع نظری 15 نفر انتخاب شدند. در بخش کمّی نیز براساس جدول کرجسی و مورگان تعداد 219 نفر از کارکنان پالایشگاه با روش نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار گردآوری داده ها در بخش کیفی، مصاحبه نیمه ساختمند و در بخش کمّی، پرسشنامه محقق ساخته مستخرج از مصاحبه های بخش کیفی بود. جهت تأیید روایی ابزار پژوهش، از روایی محتوایی استفاده شد و روایی پرسشنامه خوب ارزیابی شد. جهت تعیین پایایی مصاحبه ها، از پایایی بین دو کدگذار و برای پرسشنامه از ضریب آلفای کرونباخ استفاده شد که مورد تأیید قرار گرفت. جهت تجزیه و تحلیل داده ها در بخش کیفی، از روش تحلیل مضمون و در بخش کمّی، آمارهای توصیفی (درصد و فراوانی) استفاده شده است. براساس یافته های بخش کیفی 22 عارضه به دست آمد که 8 عارضه مربوط به عارضه های ساختاری، 7 عارضه مربوط به عارضه های رفتاری و 5 عارضه مربوط به عارضه های محیطی می باشد. یافته های بخش کمّی با استفاده از آزمون فریدمن جهت رتبه بندی نشان داد که در بین عارضه های ساختاری، عامل قوانین و مقررات؛ در بین عارضه های رفتاری، عامل دانش، آگاهی و مهارت؛ و از بین عارضه های محیطی، عامل باور و نگرش جامعه، مهم ترین عارضه ها بودند و در اولویت اول قرار دارند.
پژوهش حاضر یک پژوهش کاربردی از نوع توصیفی پیمایشی است که به بررسی تأثیر شیوه های الکترونیکی بازاریابی دهان به دهان بر قصد استفاده از بانکداری همراه با توجه به نقش اعتماد و درگیری مشتری در بین مشتریان بانک ملت در شهر تهران پرداخته است، با توجه به نامحدود بودن جامعه آماری تعداد بر اساس جدول کرجشی مورگان 384 نفر از طریق نمونه گیری در دسترس برای پاسخ گویی به پرسشنامه به عنوان ابزار جمع آوری اطلاعات انتخاب شدند و اطلاعات گردآوری شده پس از تعیین روایی و پایایی پرسشنامه و اطمینان از استاندارد بودن آن از طریق معادلات ساختاری و نرم افزار اسمارت پی ال اس تجزیه وتحلیل شدند، نتایج پژوهش نشان داد که کیفیت استدلال، ظرفیت، ثبات و اعتبار منبع بر اعتماد به بانکداری و قصد استفاده از بانکداری همراه تأثیر مثبت و معنی دار دارند، ولی حجم بازاریابی فقط بر قصد استفاده از بانکداری همراه تأثیرگذار بوده است. همچنین درگیری مشتری ارتباط بین شیوه های الکترونیکی دهان به دهان و اعتماد به بانکداری را تعدیل می کند.با توجه به نتایج پژوهش می توان گفت بانک ملت و سایر بانک ها می توانند شیوه های الکترونیکی بازاریابی دهان به دهان برای توسعه و گسترش فعالیت های خود استفاده کنند.
هدف: پژوهش حاضر به بررسی این موضوع پرداخته که در شرکت هایی با سرمایه سازمانی بالا، احتمال بیشتری برای استفاده از حسابرسی با کیفیت بالا وجود دارد یا خیر؟
روش: در راستای هدف پژوهش از داده های شرکت های بورس اوراق بهادار تهران از سال 1391 تا 1400، که به صورت پنل دیتا تهیه شده اند، و از رگرسیون لجستیک با اثرات سال و صنعت برای آزمون فرضیه ها استفاده شده است.
یافته ها: سرمایه سازمانی تاثیر مثبت و معناداری بر انتخاب حسابرس از نظر اندازه و تخصص دارد. با توجه به اینکه حسابرسی با کیفیت بالا می تواند به طور موثر عدم تقارن اطلاعاتی را کاهش دهد، شرکت هایی با سرمایه سازمانی بیشتر تقاضای بیشتری برای حسابرسی با کیفیت بالا خواهند داشت. سرمایه سازمانی به مثابه دارایی نامشهود می تواند عدم تقارن اطلاعاتی را درپی داشته باشد. این عدم تقارن اطلاعاتی موجب افزایش هزینه سرمایه شرکت می شود. بر این اساس، شرکت هایی با سرمایه سازمانی بیشتر تمایل به انجام حسابرسی با کیفیت بالاتر، برای کاهش عدم تقارن اطلاعاتی و افزایش اعتماد سرمایه گذاران، برای تهیه اطلاعات با کیفیت دارند.
نتیجه گیری: نظر به اهمیت گزارشگری سرمایه سازمانی و حسابرسی آن، پیشنهاد می شود تنظیم کنندگان مقررات در حسابداری و گزارشگری مالی به الزامات سرمایه سازمانی توجه کنند و قوانین و مقررات مربوط به گزارشگری سرمایه سازمانی را بهبود و استاندارد نمایند. علاوه بر این، سرما یه گذاران، اساتید، پژوهشگران و سایرین، سرمایه سازمانی را به عنوان عامل موثر بر کیفیت گزارش های مالی که توسط مدیران به کار گرفته می شود را مورد توجه قرار دهند.
در این تحقیق با استفاده از روش برنامه ریزی خطی عددصحیح مختلط دوهدفه ، یک شبکه بهینه زنجیره تامین جمع آوری و بازیافت پسماندهای شهری با لحاظ تفکیک از مبداء ارائه گردیده است. در طراحی زنجیره تامین این پژوهش علاوه بر مفهوم بازیافت، مفهوم هاب اختصاصی نیز برای هر نوع از پسماند های تفکیک شده لحاظ گردید. توابع هدف شامل یک تابع اقتصادی برای حداقل سازی هزینه های سرمایه گذاری و یک تابع هدف اجتماعی برای حداکثرسازی مقدار بازیافت می باشد. برای حل دقیق مسئله درمقیاس بزرگ از روش آزادسازی لاگرانژ استفاده شده است. برای صحت سنجی و تایید کارایی ، مدل روی یک مطالعه موردی در شهر کرج پیاده سازی شد. با توجه به نتایج یه دست آمده ، برای افزایش میزان بازیافت در شبکه زنجیره تامین پسماند ، نیاز به سرمایه گذاری های زیرساختی و عملیاتی بیشتر در حوزه تشکیل مراکز هاب می باشد. با افزایش مقدار بازیافت ، آثار زیان بار زیست محیطی و تخریبی ناشی از دفن و سوزاندن مخلوط پسماندها کاهش خواهد یافت. در این پژوهش ، مشاهده شد که روش آزادسازی لاگرانژ قادر است در مقایسه با حل کننده تجاری سیپلکس ، مسائل در مقیاس بزرگ را با دقتی مناسب و در زمانی کمتر حل کند.بنابراین روش آزادسازی لاگرانژ می تواند بعنوان یک راه حل دقیق ، برای کاهش زمان حل مسائل مقیاس بزرگ مورد استفاده قرار گیرد .
با توجه به اهمیت کارکرد مالیات در اقتصاد کشور، اصلاح نظام مالیاتی و رفع نواقص آن ضروری است. پذیرش عمومی در واقع میزان اعتماد جامعه به ساختاری مالیاتی کشور می باشد و اطمینان از اینکه از طرفی عدالت مالیاتی رعایت می شود و از طرف دیگر مالیات اخذ شده صرف توسعه کشور می گردد. از طرفی فرار مالیاتی همواره یکی از دغدغه های بزرگ دولت ها بوده تا ضمن تأمین حداکثری درآمد مالیاتی به عدالت مالیاتی نزدیک تر شوند، لذا هدف از این تحقیق ارائه الگوی پیشنهادی جهت اصلاح نظام مالیاتی ایران با دو رویکرد افزایش پذیرش عمومی و کاهش فرار مالیاتی می باشد. تحقیق حاضر با رویکرد ترکیبی (تلفیق روش کیفی و کمی) انجام شده است. در بخش کیفی، با نظرخواهی از 32 نفر از خبرگان حوزه مالیات و از طریق پرسشنامه باز، مدل مفهومی تحقیق طراحی شد. در مرحله کمی از طریق نمونه آماری متشکل از 112 نفر از افراد مطلع، مدل طراحی شده با رویکرد مدل سازی معادلات ساختاری (PLS) مورد آزمون قرار گرفت. نتایج بیانگر آن است که نظام مالیاتی زمینه ساز ارتقای شفافیت ناشی از نظارت ها و الزامات آن می باشد. شفافیت نیز تأثیر مثبت و معناداری بر کاهش فرار مالیاتی در این فضا دارد. همچنین کاهش فرار مالیاتی منجر به افزایش اعتماد عمومی به این نظام خواهد شد.نتایج بیانگر آن است که نظام مالیاتی زمینه ساز ارتقای شفافیت ناشی از نظارت ها و الزامات آن می باشد. شفافیت نیز تأثیر مثبت و معناداری بر کاهش فرار مالیاتی در این فضا دارد. همچنین کاهش فرار مالیاتی منجر به افزایش اعتماد عمومی به این نظام خواهد شد.نتایج بیانگر آن است که نظام مالیاتی زمینه ساز ارتقای شفافیت ناشی از نظارت ها و الزامات آن می باشد. شفافیت نیز تأثیر مثبت و معناداری بر کاهش فرار مالیاتی در این فضا دارد. .نتایج بیانگر آن است که نظام مالیاتی زمینه ساز ارتقای شفافیت ناشی از نظارت ها و الزامات آن می باشد.
هدف: نتایج تحقیقات پیشین نشان داده است که استفاده از بدهی های کوتاه مدت در نهایت می تواند موجب عملکرد مالی نامطلوب شرکت در بلندمدت گردد. نظریه های مالی رفتاری نیز بیان می دارد که در تصمیم گیری مدیران و سرمایه گذاران، علاوه بر اطلاعات، یکسری دیدگاه ها و فاکتورهای روان شناختی نیز تصمیم آن ها را تحت تأثیر قرار می دهد. بنابراین هدف این پژوهش بررسی تاثیر خودشیفتگی مدیران بر ساختار سررسید بدهی ها می باشد.
روش شناسی: با استفاده از داده های 85 شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران، در دوره زمانی 1397 تا 1401، آزمون فرضیه ها با استفاده از رگرسیون چندگانه صورت گرفته است.
یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل های آماری، نتایج حاصل از فرضیه های پژوهش حاکی از آن است که خودشیفتگی مدیران بر ساختار سررسید بدهی ها تاثیر مثبت و معناداری دارد. در این پژوهش از دو شاخص نسبت پاداش مدیران و اندازه امضای مدیران برای سنجش خودشیفتگی مدیران استفاده شده است.
دانش افزایی: نتایج حاصل از فرضیه های پژوهش حاکی از آن است که خودشیفتگی مدیران بر ساختار سررسید بدهی ها تاثیر مثبت و معناداری دارد. بدین معنی که با افزایش خودشیفتگی مدیران، استفاده از بدهی های کوتاه مدت افزایش می یابد. مدیران خودشیفته سعی می کنند ساختار دارایی ها و ساختار سررسید بدهی را به منظور پرداخت بدهی ها مطابقت دهند. از این رو، در دوره تحت مدیریت آن ها، دوره سررسید ساختار بدهی زمانی کاهش می یابد که شرکت بتواند سود خود را افزایش دهد.
هدف پژوهش حاضر تبیین اثربخشی افشای اطلاعات غیرمالی در گزارش های حسابداری با رویکرد گزارش گری یکپارچه می باشد. بدین منظور کلیه گزارش های حسابداری شرکت های بورسی که جنبه غیرمالی (کیفی) دارند جهت استخراج متغیرهای غیر مالی مورد بررسی قرار گرفت و 50 متغیر غیر مالی شناسایی و بصورت یک چک لیست جهت اخذ امتیاز از صاحب نظران بر اساس جدول مورگان به 380 نفر ارسال گردید، پالایش نظرات خبرگان پژوهش را به 23متغیر غیر مالی رسانید و نهایتا جهت سنجش اثربخشی متغیرهای فوق از 5معیار شامل: نقد شوندگی سهام، عدم تقارن اطلاعاتی، عملکرد مالی، همزمانی قیمت و هزینه سرمایه بعنوان متغیر وابسته برای دوره زمانی 1391 تا 1400 استفاده گردید. روش پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و از نظر شیوه جمع آوری داده ها توصیفی است. ازنظر نوع داده ها پژوهشی کیفی و کمی است و از نظر شیوه تحلیل داده ها پژوهشی با روش آمیخته است که در بخشی از پژوهش از روش کیفی و در بخش دیگر از روش کمی استفاده خواهد شد. و برای تحلیل داده ها از نرم افزار استاتا نسخه 15 و الگوی داده های تابلویی استفاده شد. نتایج پژوهش نشان داد از بین 23متغیر غیرمالی شناسایی شده در مرحله اول 5 متغیر غیر مالی به شرح: 1-دانش هیئت مدیره 2-جایگاه شرکت در صنعت 3-رضایت مشتری 4-گزارش عملکرد اجتماعی 5-رتبه کیفیت افشا بر همه معیارهای 5گانه اثربخشی تاثیر معنادار دارد. همچنین با در نظر گرفتن معیارهای 5گانه بصورت جداگانه نتایج نشان می دهد اکثر متغیرهای غیرمالی شناسایی شده بر معیارهای 5گانه اثربخشی تاثیر معنادار دارد.
مقدمه: مشارکت بین بخشی در اجرای برنامه های سلامت، به برقراری ارتباط بین بخش سلامت و سایر بخش ها، برای دستیابی به نتایج مؤثرتر و کارآمدتر، اطلاق می گردد. رسالت و اهداف متفاوت این سازمان ها، مدیریت آن ها را در برقراری ارتباط مؤثر با چالش مواجه می سازد. مرور حاضر با هدف شناسایی تسهیلگرها و موانع مشارکت بین بخشی در حوزه سلامت انجام شده است. روش ها: پژوهش حاضر به روش مرور حیطه ای با استفاده از الگویArksey و O`Malley انجام شد. جستجو در پایگاه های داده PubMed، Scopus، Web of science و دو موتور جستجوی Google و Google Scholar با کلیدواژه های مرتبط و بدون محدودیت زمانی، تا اردیبهشت 1402، انجام شد. تحلیل داده ها با روش تحلیل چارچوبی انجام شد. یافته ها: تعداد 27 مطالعه مرتبط با تسهیلگرها و موانع مشارکت بین بخشی انتخاب شد. تسهیلگرها و موانع مشارکت بین بخشی در برنامه های سلامت به دو گروه درون نظام سلامت (حاکمیت و رهبری، تأمین مالی، نیروی انسانی، تسهیلات و تجهیزات، سیستم های اطلاعات و ارائه خدمات سلامت) و خارج از نظام سلامت (عوامل سیاسی، اقتصادی، اجتماعی، فناوری، زیست محیطی و قانونی) دسته بندی شدند. نتیجه گیری: پیش بینی موانع موجود در همکارهای بین بخشی می تواند بسیاری از چالش های احتمالی در حین اجرای برنامه ها را کاهش دهد. انتظار می رود با شناسایی راهکارهای تقویت مشارکت بین بخشی، اجرای برنامه های سلامت و دستیابی به اهداف تسهیل گردد.
این پژوهش با هدف بررسی تاثیر عدم اطمینان اقتصادی بر چسبندگی هزینه ها با نقش تعدیل کننده تمرکز مالکیت می باشد.جامعه آماری مورد نظر در این پژوهش یکصد شرکت پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی دوره زمانی 6 سال می باشد.در این مطالعه از همبستگی و رگرسیون چند متغیره به منظورآزمون فرضیه ها ، و از نرم افزارهای اکسل وایویوز10 جهت تجزیه و تحلیل داده ها وحصول نتایج آماری استفاده شده است. نتایج حاصل از پژوهش نشان می دهد که بین عدم اطمینان اقتصادی و چسبندگی هزینه ها رابطه مستقیم و معناداری وجود دارد.وهمچنین نتایج آزمون نشان می دهد که تمرکز مالکیت بررابطه ی بین چسبندگی هزینه ها وعدم اطمینان اقتصادی تاثیر منفی و معناداری دارد.بدان جهت می توان اظهارکرد که افزایش عدم اطمینان اقتصادی موجب افزایش چسبندگی هزینه ها می شود. نتیجه به دست آمده در این پژوهش بر وجود رابطه ی قوی ومثبت بین عدم اطمینان متغیرهای کلان اقتصادی و چسبندگی هزینه ها دلالت دارد.و علاوه بر آن ، با افزایش نااطمینانی اقتصادی وجود تمرکز مالکیت موجب کاهش چسبندگی هزینه ها می گردد.
هدف: در سال های اخیر موضوع حکمرانی به حوزه ملی وارد شده و بر اهمیت تصمیم گیری های استراتژیک تاکید داشته است. اما اتخاذ این تصمیمات، همواره با خطاها و سوگیری هایی شناختی همراه است. پژوهش حاضر با هدف شناسایی سوگیری های شناختی سیاست گذاران در تصمیم گیری های استراتژیک حکمرانی انجام شده است. روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی بوده و از نظر نوع داده ها پژوهش کیفی است. با جست وجوی کلیدواژه های پژوهش در پایگاه های اطلاعاتی خارجی مانند امرالد، وب آو ساینس، اسکوپوس، و غیره و داخلی مانند نورمگز، مگیران، سیویلیکا و غیره (پژوهش های سال های 1980 تا 2024 و 1390 تا 1402) منابع موردنظر پیدا شده و با روش روایی صوری توسط گروه کانون خبرگان و پایایی کاپا برابر 72/0، روایی و پایایی یافته ها تایید شد. منابع بدست آمده با استفاده از روش فراترکیب هفت مرحله ای سندلوسکی و باروسو (2007) کدگذاری انجام و مؤلفه های موردنظر پژوهش شناسایی شده است. یافته ها: با توجه به یافته های حاصل از بررسی 22 پژوهش نهایی انتخاب شده، 134 کد منجر به 40 سوگیری شناختی شده و در 5 گروه اصلی شامل سوگیری های مرتبط با تصمیم گیری و قضاوت، سوگیری های پردازش اطلاعات، سوگیری های آگاهی و ادراک، سوگیری های خودمحوری و سوگیری های اجتماعی و گروهی شناسایی شده است. نتیجه گیری: نتایج پژوهش نشان داد که چگونه تصمیم گیری تحت تأثیر سوگیری های داخلی و خارجی قرار می گیرد و فعال می شود. این پژوهش تأکید می کند که سیاست گذاران باید سوگیری های شناختی خود را در هر دسته شناخته و مدیریت کنند و اطلاعات مناسب را از مجموعه گسترده ای از داده ها انتخاب کنند تا در تحولات محیطی، تصمیمات استراتژیک مناسبی اتخاذ نمایند.
هدف: در سال های اخیر افزایش نقاط تماس در کانال های آنلاین و آفلاین مختلف و افزایش تمایل افراد به-ویژه جوانان به بررسی پوشاک در چند کانال باعث شده تا کنترل و مدیریت سفر خرید برای کسب و کارهای پوشاک پیچیده گردد. بنابراین هدف این پژوهش، ارائه چارچوب نقاط تماس در سفر خرید چندکاناله پوشاک خانم های هفتادی می باشد.روش شناسی: پژوهش حاضر از نظر هدف کاربردی و توسعه ای و از نظر ماهیت و روش گردآوری اطلاعات توصیفی و کیفی است. جامعه مشارکت کنندگان پژوهش را خانم های دهه هفتادی که تجربه خرید از فروشگاه های پوشاک چندکاناله داشته را تشکیل می دهند که با استفاده از روش هدفمند و گلوله برفی انتخاب و با مصاحبه اکتشافی با 20 نفر اشباع حاصل و از روش تحلیل محتوای کمی داده ها برای کدگذاری و تجزیه و تحلیل داده استفاده شده است.یافته ها: پس از تجزیه و تحلیل و کدگذاری داده ها، در نهایت 37 نقطه تماس(مفهوم) در 10مقوله فرعی و 5مقوله اصلی شناسایی و برچسب گذاری گردید.نتیجه گیری: نتایج نشان داد که خانم های دهه هفتادی در مراحل مختلف سفر خرید در کانال های آنلاین و آفلاین با نقاط تماس بسیار زیادی مواجه اند و در این میان توصیه نزدیکان در شبکه اجتماعی و پست های اینستاگرام در مرحله آگاهی، نحوه پست گذاری و ویترین فروشگاه در مرحله جذابیت، تعامل فروشنده و ادمین در مرحله ارزیابی، بررسی کیفیت محصول و تجربه حضوری در مرحله اقدام و تبلیغات دهان به هان به همراه اشتراک گذاری پست در مرحله دفاع به عنوان مهم ترین نقاط تماس شناسایی گردید.
زمینه های توسعه اقتصادی مبتنی بر اقتصاد دیجیتال در کشورها، از طریق بهره مندی از فناوری اطلاعات و ارتباطات و به واسطه ایجاد شرکت های دانش بنیان، رو به افزایش است. شرکت های دانش بنیان به منظور افزایش علم و ثروت، توسعه اقتصادی بر پایه دانش و تحقق اهداف علمی و اقتصادی در راستای گسترش اختراع و نوآوری و در نهایت تجاری سازی نتایج تحقیق و توسعه درحوزه فناوری های برتر و با ارزش افزوده بیشتر شکل گرفتند. از آنجا که حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) پیشران توسعه کسب وکارهای مبتنی بر اقتصاد دیجیتال به صورت گسترده ای تاثیر گذار است، لذا بررسی نقش های ارزشی این شرکت ها از اهمیت ویژه ای برخوردار است. هم آفرینی ارزش یکی از نظریات اساسی در گستره مدیریت راهبردی و مدیریت نوآوری، مطرح است. لذا، هدف اصلی این پژوهش، شناسایی عوامل موثر و ارائه چارچوب هم آفرینی ارزش (خلق مشترک ارزش)، برای ایجاد و توسعه قابلیت های راهبردی در شرکت های دانش بنیان در حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) بوده و سعی دارد با شناسایی ذی نفعان و نقش آفرینان اصلی اکوسیستم کسب وکارهای این حوزه و با ایجاد شبکه ارزش، به بقا و توسعه سازمان ها کمک نماید. برای دستیابی به هدف پژوهش از روش کیفی (با استفاده از مرور نظام مند مبانی نظری) بیش از 230 پژوهش و مطالعه استخراج و از بین آن ها 64 مقاله و پژوهش به صورت عمیق بررسی شد. شناسایی عوامل موثر بر هم آفرینی ارزش در شرکت های دانش بنیان حوزه فناوری اطلاعات و ارتباطات (فاوا) مبتنی بر 5 مقوله شامل: ذی نفعان و نقش آفرینان، عوامل اصلی اثرگذار بر هم آفرینی ارزش، عوامل زمینه ای موثر بر هم آفرینی ارزش، عوامل مداخله گر در هم آفرینی ارزش و نتایج و پیامدهای آن، با 17 زیر مقوله و 72 کد مولفه، از یافته های این مقاله بودند. در نهایت مدل هم آفرینی ارزش در شرکت های دانش بنیان حوزه فاوا ارائه گردید.
دیجیتالی شدن اقتصاد، چالش ها و فرصت هایی را برای حرفه حسابرسی ایجاد کرده و حسابرسان ملزم به سازگاری با آنها هستند. این مطالعه به بررسی تغییرات مورد انتظار در حرفه از دیدگاه خبرگان حسابرسی در ایران تا پانزده سال آینده می پردازد. این تغییرات در پنج بخش درک مخاطبان گزارش حسابرسی، رابطه حسابرس و صاحبکار، مقررات گذاری، تغییرات ساختاری و رویه های حسابرسی و مشخصه های حرفه بررسی شده است. 27 تغییر پیش بینی شده در قالب پنج بخش از طریق مطالعه پیشینه استخراج شد. با بکارگیری روش نمونه گیری هدفمند، 26 نفر از خبرگان حسابرسی در سال 1402 به عنوان نمونه آماری انتخاب شدند. جهت غربال تغییرات از روش دلفی فازی استفاده شد. سپس پیش بینی های غربال شده، از طریق پرسش نامه اولویت سنجی و روش تصمیم گیری ماباک رتبه بندی شدند. به اعتقاد خبرگان، حسابرسی مستقل به سمت رویکرد حسابرسی کامل و مستمر تکامل خواهد یافت. اما این تغییر منجر به حذف کامل ریسک های حسابرسی نخواهد شد. شکاف زمانی بین شرایط جدید و استاندارد گذاری در حسابرسی وجود خواهد داشت. حسابرسان درگیر وظایفی با ارزش افزوده بیشتر شده و شغل های زیادی در حرفه از بین خواهد رفت. مخاطبان گزارش حسابرسی اعتماد بیشتری به رویه های اتوماتیک نسبت به رویه های دستی داشته و انتظار رویکرد آینده نگر از حسابرسی دارند. اما محتوای اطلاعاتی گزارش حسابرسان در حوزه هایی نظیر ارزش گذاری دارایی های نامشهود و ریسک های آینده محور صاحبکار کاهش خواهد یافت. خبرگان معتقدند درحالی که مدل های کنونی حق الزحمه حسابرسی در آینده مناسب نخواهد بود اما تنش میان صاحبکار و حسابرس افزایش نمی یابد. به باور خبرگان فناوری های جدید در ایران جایگزین حسابرسان نخواهند شد، بلکه به کمک آنها خواهند آمد.
توربین های گازی ماشین های پیچیده و گران قیمتی هستند که هزینه های تعمیر خرابی های پیش بینی نشده ی آن ها بالاست. حس گرهای سامانه ی کنترلی توربین های گازی به طور پیوسته داده های زیادی را گزارش می کنند که ثبت و جمع آوری مقادیر آن ها، تشکیل داده های حجیم را می دهند. با داده کاویِ داده هایِ حجیمِ توربین گازی، می توان عیب و خرابی توربین را قبل از رخداد پیش بینی نمود. مجموعه ی ماتریسِ داده های تحقیق حاضر، حاصل ثبت و تجمیع مقادیر برخی از حس گرهای نصب شده بر روی توربین گاز فریم 9 یکی از نیروگاه های کشور هست. در این پژوهش پس از نرمالیزه کردن داده های ماتریس، سطرهای ماتریس بر حسب سالم یا معیوب بودن برچسب گذاری شدند. سپس با بهره گیری از تکنیک مؤلفه های اصلی، ابعاد ماتریسِ داده، از هفت بُعد به چهار بُعد کاهش داده شد و ویژگی های اصلی آن استخراج گردید. پس از یادگیریِ ماشین که بر روی 80% داده ها انجام گرفت معیار دقت، میزان خطا و همگرایی مدل برای کاهش های ابعادی مدل از دو تا شش بُعد بر روی 20% داده ها مورد مطالعه قرار گرفت که در نهایت مشخص گردید علاوه بر اینکه مدل ساخته شده به خوبی از پس کاهش ابعاد ماتریس، استخراج ویژگی ها با کمک تکنیک «تحلیل مؤلفه های اصلی» برآمده همچنین توانسته با تکنیک «شبکه عصبی مصنوعی» وقوع عیب را شناسایی و همچنین کلاس عیب را تشخیص دهد. مدل ساخته شده با تلفیق تکنیک «تحلیل مؤلفه های اصلی» با تکنیک «شبکه مصنوعی عصبی» توانسته دقتی بیش از 90% و با دقت خوب و بیشترین میزان همگرایی ماتریس داده ها را نمایش دهد و کلاس عیب توربین را مشخص نماید.
زمینه و هدف : شهر زابل با داشتن سرمایه های گردشگری تاریخی، فرهنگی و انسانی از مناطق مهم گردشگری کشور به شمار می رود و برخی از فعالان عرصه گردشگری در قالب گونه های متعدد، در کسب و کارهای مختلف اشتغال دارند و توان تاریخی و انسانی شهر زابل را به مقصد گردشگری شهری تبدیل کرده اند. در این راستا، هدف پژوهش حاضر اثربخشی گردشگری شهری بر پایدارسازی کسب و کارها در شهر زابل است. روش شناسی : پژوهش حاضر بر حسب نوع روش تحقیق، توصیفی-تحلیلی و از لحاظ هدف، کاربردی است. داده های پژوهش با استفاده از نرم افزار SPSS مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفته و به منظور رتبه بندی هر یک از مولفه های پایدارسازی از مدل های ترکیبی (F-ARAS + F-COPRAS) استفاده شده است. یافته ها : نتایج نشان داد، وضعیت مولفه های پایدارسازی کسب و کارهای خرد (اشتغال زایی، توانمندسازی، تناسب با محیط زیست) با مقدار میانگین به دست آمده بالاتر از حد متوسط عدد (3)، مطلوب ارزیابی شد، و بین این 3 مولفه و گردشگری شهری در سطح معناداری کمتر از 05/0، ارتباط معنادار و مثبتی وجود دارد. نتایج آزمون های تعقیبی (Post Hoc) و (Tukey HSD)، جهت بررسی وضعیت پایداری هر یک از کسب و کارها نشان داد، تحولات کسب و کارها ناشی از گردشگری شهری با مقدار 55/3 بیشترین میزان را به خود اختصاص است. در نهایت نتایج رتبه بندی نشان داد، مولفه های توانمندسازی با مقدار 76/71، اشتغال زایی با مقدار 55/71، تناسب با محیط زیست با مقدار 41/71، بیشترین و کمترین میزان تاثیرپذیری را از گردشکری شهری به خود اختصاص داده اند. نتیجه گیری و پیشنهادات : توسعه گردشگری در شهر زابل توانسته منجر به رشد اقتصادی و اشتغال زایی شده است. با ورود گردشگران، تقاضای نهایی برای محصولات گردشگری این منطقه افزایش یافته و بخش های گردشگری برای پاسخ به این تقاضا برای نیروی کار نیز افزایش یافته است، و در کاهش بیکاری برای جوانان، کاهش بیکاری فصلی ناشی از خشکسالی تاثیرگذار است.
زمینه و هدف : تحلیل عاملی اکتشافی (EFA)، به یکی از پرکاربردترین روش های آماری چندمتغیره در پژوهش های کاربردی در بسیاری از حوزه ها از جمله گردشگری و میهمان نوازی تبدیل شده است. هدف مطالعه حاضر، شناسایی دلایل کاربست EFA، خطاهای رایج و به طور کلی آسیب شناسی استفاده از این روش در مطالعات گردشگری و میهمان نوازی می باشد. روش شناسی : روش پژوهش حاضر بر مبنای هدف، اکتشافی-توصیفی بوده است. حجم نمونه، 66 مقاله منتشر شده از 7 نشریه علمی گردشگری بودند. بررسی مقالات از طریق تحلیل توصیفی (فراوانی و درصد) با استفاده از نرم افزار SPSS26 و Excel انجام پذیرفت. یافته ها : بررسی ها نشان داد، در حدود 4% از پژوهش های منتشر شده در نشریات گردشگری از EFA استفاده می کنند و بیشترین گرایش تخصصی پژوهشگران جغرافیا است. از میان مراحل 5گانه ی انجام EFA، به ترتیب بیشتر به کمتر، مراحل حفظ عامل، استخراج عامل، چرخش عامل، غربالگری و کیفیت داده ها، و تفسیر-نامگذاری، گزارش نشده، نادیده گرفته شده و یا انجام نمی شوند. نتیجه گیری و پیشنهادات : علیرغم سهولت انجام EFA به دلیل وجود نرم افزارهای مختلف، مراحل و مفروضات اساسی EFA، به طور منظم و دقیق در پژوهش های گردشگری و میهمان نوازی گزارش نمی شود یا نادیده گرفته می شود که قطع به یقین می تواند تضمین اعتبار پژوهش های گردشگری را زیر سوال ببرد. نوآوری و اصالت : ضمن اینکه پژوهش برای اولین بار در حوزه ی پژوهش های گردشگری انجام شده است، بر اساس یافته ها و نتایج، یک جعبه ی ابزار با عنوان "فهرست نظارت" در سه فاز پیش تحلیل، تحلیل و پساتحلیل برای اطمینان از انجام و گزارش مراحل EFA برای پژوهشگران و ارزیابان پژوهش ها، طراحی و پیشنهاد گردید.
زمینه و هدف : امروزه گردشگران به واسطه برندسازی از بسیاری از مناطق بازدید می نمایند. میهمان نوازی به عنوان یک منبع توسعه گردشگری ناملموس در ایران شناخته می شود که کمتر به گردشگران معرفی شده و برنامه ریزی مناسبی نیز در این زمینه انجام نشده است. بنابراین هدف پژوهش شناخت عوامل موثر در برندسازی فرهنگ میهمان نوازی در گردشگری ایران است. روش شناسی : روش تحقیق توصیفی-تحلیلی و مبتنی بر گردآوری داده های میدانی است. در این پژوهش از دو روش کیفی و کمی استفاده شد. در بخش مصاحبه، 11 نفر و پرسش نامه نیز 75 متخصص حوزه گردشگری مورد مطالعه قرار گرفتند. تجزیه و تحلیل به روش تحلیل محتوا و آزمون های آماری انجام شد. یافته ها : نتایج نشان داد که 15 عامل در برندسازی فرهنگ میهمان نوازی در گردشگری ایران موثر است. آزمون تی تک نمونه ای نشان داد که مهمترین عامل ثبت و معرفی فرهنگ میهمان نوازی به عنوان برند گردشگری ایران با میانگین 493/4 است. همچنین دو عامل کاهش اختلافات سیاسی خارجی با میانگین 213/4 و بهبود شاخص امنیت گردشگران خارجی با میانگین 173/4 در رتبه های دوم و سوم اهمیت شناخته شده اند. مدلسازی نیز تایید نمود که عوامل موثر برندسازی فرهنگ میهمان نوازی دارای اثرکل 54/0 در رشد گردشگری ایران است. در این زمینه بیشترین تاثیرگذاری مربوط به عامل تبلیغات و معرفی جاذبه های ناملموس با تبیین 871/0 بوده است. نتیجه گیری و پیشنهادات : در مجموع عوامل متنوعی در برندسازی فرهنگ میهمان نوازی تاثیرگذار هستند که این عوامل به رشد گردشگری ایران نیز می توانند ختم شوند. پیشنهاد می شود که جنبه های مختلف فرهنگ میهمان نوازی جهت برندسازی آن مورد مطالعه قرار گیرد. نوآوری و اصالت : نوآوری پژوهش این است که تحقیقات کمی در حوزه برندسازی فرهنگ میهمان نوازی در ایران انجام شده و این تحقیق می تواند جز گام های اولیه در این حوزه قلمداد شود.
پژوهش حاضر با هدف شناسایی و اولویت بندی عوامل مؤثر بر آموزش کارآفرینی برای دانشجویان در جهت خوداشتغالی در عراق انجام شده است. رویکرد حاکم بر پژوهش آمیخته بود که در بخش کیفی از روش تحلیل محتوا و در بخش کمی از روش پیمایشی استفاده شد. جامعه مورد مطالعه در دو بخش کیفی و کمی پژوهش، شامل خبرگان حوزه مدیریت و کارآفرینی در دانشگاه های عراق بودند که در بخش کیفی با استفاده از روش نمونه گیری هدفمند از نوع گلوله برفی با تعداد 22 نفر مصاحبه انجام و اشباع داده ها حاصل گردید. در بخش کمی پژوهش نیز پرسشنامه محقق ساخته حاصل از نتایج بخش کیفی، در میان 110 نفر از خبرگان با استفاده از روش هدفمند توزیع و در نهایت مفاهیم و مقوله های مستخرج از مرحله کیفی مورد ارزیابی و اولویت بندی قرار گرفتند. نتایج پژوهش حاکی از آن بود که مقوله ها به ترتیب شامل استراتژی های دولت و وزارت علوم در خصوص توسعه کارآفرینی (GH)، عوامل مربوط به دانشجویان (ST)، عوامل مربوط به جامعه (SO)، عوامل مربوط به مدرسان (TE)، عوامل مربوط به ابزار و شیوه آموزش (TM) و عوامل مربوط به دانشگاه ها (CA) بودند. بر اساس نتایج، به منظور توسعه آموزش کارآفرینی در بین دانشجویان عراقی باید کلیه دست اندرکاران در دو سطح کلان و خرد از قبیل دولت، جامعه، دانشگاه ها و دانشجویان زمینه بهبود آموزش کارآفرینی را محیا کنند. اصلاح استراتژی ها، به روزرسانی ابزارها و شیوه های آموزش و بهبود نگرش دانشجویان و جامعه مبتنی بر یافته های این پژوهش پیشنهاد می گردد.