در محیط اداری چالش برانگیز هزاره جدید و در عرصه رقابت میان شرکت ها یک دلیل افزایش موفقیت برای شرکتها متمرکز شدن بر وظیفه مدیریت اثربخش منابع انسانی است. کنترل منابع مزیت رقابتی را نصیب شرکت می کند. هدف اصلی این مقاله معرفی ابزاری برای حمایت از تصمیم در کمک به فرایند تصمیم گیری درباره مدیریت استراتژیک حوزه مدیریت منابع انسانی می باشد. هدف مدیریت استراتژیک در یک سازمان عبارت از تشخیص، گسترش و تخصیص منابع موثر در مدیریت با رعایت مزیت رقابتی است. مدیریت کیفیت فراگیر نیز عبارت از استراتژی تنظیم شده در سطح بالای سازمان است..
وابستگی اقتصاد ملی کشور به نفت و محدودیت منابع آن چند سالی است که در محافل کارشناسی مورد توجه قرار گرفته است . در این میان بخش حمل و نقل از یک سو به دلیل مصرف فرآوردههای میان تقطیر ارزشمندی نظیر بنزین و گازوئیل و از سوی دیگر به دلیل مشکلات فنی بسیار در جایگزینی انرژیهای دیگر از اهمیت ویژهای برخوردار است ، همچنین به نظر میرسد صرفه جویی در این بخش نیازمند سرمایه گذاری هنگفتی باشد . این در حالی است که صنعت حمل و نقل ریلی به دلیل ماهیت ذاتی آن ، مصرف سوخت کمتری نسبت به حمل و نقل جادهای دارد ، ...
جهان امروز جهان تصویر و رسانه است. معمولاً سه دوره برای انتقال مفاهیم ذکر می شود که عبارت اند از «دوره انتقال زبانی»؛ «مکتوب» و «تصویری». در حال حاضر کارآمدترین و ماندگارترین شیوه ابراز عقاید و تاثیرگذاری بر افکار عمومی تصویر است؛ به طوری که هر فرد به طور متوسط در روز بیشترین اطلاعات دریافتى خود را از رسانه های تصویری به دست مى آورد. امروزه جهان غرب به اهمیت، قدرت و فن تصویر پى برده است و از آن در همه قالب ها استفاده مىکند. با توجه به این نکته و اهمیت مسئله فرهنگ سازى و نقش آن در تصمیم گیری های راهبردی، به ویژه در سیاست گذاری های کلان، توجه به ارتباط مستتر، اما عظیم تصویر و رسانه بر تصمیم گیری و به ویژه تصمیم گیری راهبردی ضروری است. موضوعی که متاسفانه در فرهنگ علمی کشور و در تحلیل های مدیریتی و اجتماعی کمتر مدنظر بوده است. با عنایت به چنین جایگاه ویژه ای، در این مقاله ضمن بررسی موضوع مدیریت رسانه و نقش تصمیم گیری در آن، نگاهی به نظریه تصویر و تصمیم داریم و به ذکر نمونه های موردی آن در سطح امروز جهانی پرداخته ایم.
توسعه و تکامل هر مجموعه ی سیستم ـ فرد یا سازمان ـ ملت به این نکته وابسته است که آیا سیستم در پر کردن فاصله بین آنچه که سیستم می داند و آنچه که سیستم انجام می دهد موفق بوده است. ما این حالت را فاصله بین دانش و عمل یا فاصله علم- عمل می نامیم. اگر سیستم آنچه را که می داند انجام ندهد، در رقابت با سایر سیستم ها بازنده خواهد بود و عملکرد نسبی اش درهر زمینه ای کاهش خواهد یافت و ممکن است به سمت رکود رفته و با نابودی مواجه شود. هنگامی که یک سیستم، موفق به انجام آنچه می داند می شود، دانش سیستم در طول زمان افزایش می یابد و به سیستم، فرصت های جدید تری برای عمل، ارائه می دهد. بین دانش و عمل، بازخورد مثبتی وجود دارد. بسیاری از ملت ها در استفاده از ذخایر دانش جهانی ناتوان هستند و به ناچار به این گزینه تن می دهند که دچار رکود شوند. برای سیستم علمی و دانشگاهی مشاهده می کنیم که بسیاری از دانش ها و توانایی هایی که یادگرفته شده و بدست آمده اند، در اقتصاد وارد نمی شوند. همچنین می بینیم بنگاه هایی که دارای مهندسان و دانشمندان درجه یک هستند، گاهی اوقات دانش های چشمگیری تولید می کنند که حتی آنها را ثبت نیز می کنند. اما این دانش به گونه ای تلف می شود و راه خود را به سمت محصولات و تکنولوژی جدید پیدا نمی کند. به نظر می رسد که ""یک چیز"" در مفاهیم حشر و نشر دانش، مدیریت دانش و مفاهیم مشابه وجود ندارد. این""چیز"" عاملی است که فاصله ی بین دانش و عمل را پر می کند. ما این عامل را کارآفرینی و به شخصی که این فاصله را پر می کند کارآفرین می گوئیم. تمرکز ما بروی کارآفرینان دانشگاهی می باشد، کسانی که به هنگام کاربردی کردن این دانش در اقتصاد، فاصله ی بین دانش تولید شده در سیستم دانشی و مسائلی که با آنها مواجه می شوند را پر می کنند. ما مؤسسات دانشگاهی را که سعی بر پرکردن این فاصله بین دانش و عمل را دارند دانشگاه کارآفرین می خوانیم.
استنادها در آثار علمی جایگاه ویژهای دارند و در واقع یک مقاله علمی زمانی معتبر است که به آثار و متون آن موضوع استناد نماید. تحلیل استنادی روشی است که بر پایه استنادهای موجود در متون علمی قرار دارد به طوری که با شمارش تعداد استنادهای به کار گرفتهشده متون مختلف همانند مجلات، پایاننامهها و ... به تحلیل و ارزیابی این متون میپردازد. توسعه و رشد تحلیل استنادی با ظهور نمایههای استنادی بسیار چشمگیر بوده و در دهههای اخیر به حوزه پژوهشی بارزی تبدیل شده است. در این مقاله به اهمیت استناد و سپس نظریه های استناد پرداخته میشود و تعاریف تحلیل استنادی، پیشینه تاریخی آن، و در نهایت کاربردهای مختلف این حوزه بیان می شود.
برخی از صاحبنظران مدیریتی بر این باورند که توسعه مدیریت، کلید توسعه کشور است. به اعتقاد آنان عامل منحصر به فرد و متمایز کننده هر سازمان و جامعه ای، عنصر مدیریت و رهبری آن است. در واقع یکی از دلایل اصلی توسعه یافتگی برخی جوامع را توسعه مدیران آن می دانند. توسعه مدیران نیازمند الزامات، زمینه ها و ساز و کارهایی است که آسان کننده یادگیری فردی مدیر و نیز یادگیری سازمانی باشد. این امر زمینه های ایجاد سازمانهای یادگیرنده و معرفت پذیر را پدید می آورد که در آن بر تغییر رفتار، تسهیم اطلاعات و منابع تأکید دارد.
در انتخاب راهکارهای توسعه، متولیان باید بدانند که مدیران چگونه مطالب را فرا.می.گیرند تا بر اساس آن، سایر الزامات توسعه را تعریف کنند. عمده ترین راهکارهای توسعه مدیران را می توان در قالب روشهای تجربی توسعه ضمن شغل و خارج شغل و نیز روشهای توسعه مدیریت خارج از شغل دسته بندی و معرفی کرد.