در این تحقیق رابطه تعدیلات سنواتی با هزینه حقوق صاحبان سهام عادی مورد بررسی قرار گرفته است. در این راستا، اثر متغیرهای اندازه شرکت، اهرم مالی و نسبت ارزش دفتری به بازار نیز کنترل شده است. به منظور اندازه گیری هزینه حقوق صاحبان سهام عادی، از مدل گوردن استفاده شده است. داده های مورد استفاده، از شرکت های پذیرفته شده در بورس اوراق بهادار تهران طی سال های 1379 الی 1390 استخراج شده است. برای تجزیه و تحلیل داده ها و آزمون فرضیه ها از الگوی رگرسیون خطی چند متغیره استفاده شده است. نتایج حاصل از آزمون فرضیه تحقیق نشان می دهد که بین تعدیلات سنواتی و هزینه حقوق صاحبان سهام عادی شرکت ها رابطه معناداری وجود ندارد. از سوی دیگر، یافته ها نشان داد که بین تعدیلات سنواتی منفی و هزینه حقوق صاحبان سهام عادی رابطه مثبت و معناداری وجود دارد و با افزایش سطح تعدیلات سنواتی نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران افزایش می یابد ولی بین تعدیلات سنواتی مثبت و هزینه حقوق صاحبان سهام عادی رابطه معناداری وجود نداشت. به عبارتی دیگر، نتایج نشان داد که تأثیر تعدیلات سنواتی منفی در مقایسه با تعدیلات سنواتی مثبت بر نرخ بازده مورد انتظار سرمایه گذاران بیشتر است.
با توجه به کاستی های مدل های سنتی سنجش عملکرد سازمان و تحولات دوران معاصر در حوزه مدیریت، ارایه چارچوب های نوین سنجش عملکرد مدنظر قرار گرفته است. مدل های تعالی سازمانی از جمله مهمترین مدل هایی هستند که بر مبنای مجموعه ای از ارزش های محوری و معیارهای اساسی تشکیل شده اند. این مدل ها در پی معرفی مولفه های کلیدی عملکرد برتر سازمان هستند و به اذعان صاحبنظران چنین چارچوب هایی، حداقل در حوزه ارزش های محوری، جنبه تجویزی دارند. بر همین اساس و با توجه به این پیش فرض که طراحی مدل تعالی در هر کشوری با توجه به شرایط و عوامل زمینه ای حاکم بر آن صورت می گیرد، شناسایی و معرفی ارزش های محوری مدل تعالی سازمانی در بخش دولتی ایران، هدف اصلی این مطالعه می باشد.
در این تحقیق، به منظور بررسی عوامل زمینه ای موثر در طراحی مدل تعالی، سیاست های کلی نظام اداری کشور، برنامه های تحول نظام اداری کشور، قانون مدیریت خدمات کشوری و سند چشم انداز بیست ساله کشور با رویکرد کیفی و با استفاده از روش پژوهش تحلیل محتوا، تحلیل و بررسی شد. براساس مطالعه تطبیقی مدل های تعالی سازمانی در سطح دنیا و تحلیل عوامل زمینه ای حاکم در کشور، مفاهیم، مقوله های اصلی و مقوله های فرعی مشخص و طبقه بندی شد. داده های این تحقیق از طریق پرسشنامه و به روش نمونه گیری هدفمند و قضاوتی در بخش دولتی جمع آوری و با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی ارزش های اصلی مدل شناسایی شده است. نتایج تحقیق نشان می دهد مدل تعالی سازمانی در بخش دولتی دارای 10 ارزش محوری بوده که در سه حوزه کرامت انسانی، دانایی محوری و چشم انداز محوری دسته بندی شده است.
امروزه توانمندسازی شهروندان به عنوان عامل مؤثری در مشارکت مدیریت شهری بیان می شود. بنابراین هدف اصلی از انجام این پژوهش، بررسی رابطه توانمندسازی شهروندان با مشارکت در مدیریت شهر و ارایه سازوکارهایی جهت توانمندسازی شهروندان به منظور ترغیب آنها به همکاری بیشتر و مشارکت فعال در مدیریت شهر است.
این پژوهش از لحاظ هدف، کاربردی و به شیوه توصیفی- پیمایشی است. ابزار گردآوری داده ها پرسشنامه و جامعه آماری پژوهش تمامی شهروندان بالای 15 سال ساکن در منطقه 18 شهرداری تهران، حجم نمونه بر اساس جدول مورگان 384 نفر و انتخاب نمونه های آماری به شیوه طبقه ای تصادفی انجام شده است. تجزیه و تحلیل داده های پژوهش به دو شیوه توصیفی و استنباطی صورت گرفت؛ نتایج کلی نشان داد که میان توانمندسازی شهروندان و مشارکت در مدیریت شهر رابطه معنادار و مثبتی وجود دارد. همچنین یافته ها نشان می دهند که میزان توانمندی و مشارکت پایین تر از حد متوسط است. با توجه به نتایج به دست آمده، اقدام در جهت توانمندسازی شهروندان و ارتقای مشارکت شهروندی ضرورت دارد و هر گونه تلاش برای توانمندسازی شهروندان، در ارتقای سطح مشارکت در مدیریت شهر، مؤثر خواهد بود
دراین مقاله کیفیت اقلام تعهدی شرکتهای تجدید ارائه کننده طی سالهای 1380 الی 1389 مورد بررسی قرارگرفته است. نمونه تحقیق شامل 70 شرکت تولیدی می باشدکه تنها یکبار تجدید ارائه با اهمیت داشته و در دوسال قبل و بعد از سال تجدید ارائه، فاقد تجدید ارائه بوده اند.کیفیت سود برای دو سال قبل از سال تجدید ارائه و تا دو سال بعد از تجدید ارائه درنظر گرفته شده است. معیارکیفیت سود در این تحقیق ،کیفیت اقلام تعهدی مبتنی بر مدل دیچو و دچو(2002) است. یافته های تحقیق نشان می دهد که کیفیت سود( اقلام تعهدی ) بطور معناداری از دوره تحریف تا دوره بعد از تجدید ارائه افزایش یافته است.همچنین در این تحقیق عوامل تاثیر گذار برکیفیت سود از قبیل متغیرهای حاکمیت شرکتی و ویژگیهای شرکتها وکیفیت حسابرسی در تبیین مدل تحقیق مورد استفاده قرار گرفته اند. نتایج تحقیق نشان می دهد که متغیرهای تغییر اندازه شرکت ، تغییر فروش ، تغییر جریانهای نقدی حاصل از عملیات، تغییر نسبت بدهی، نسبت ارزش بازار به ارزش دفتری سهام ، درصد مالکیت سرمایه گذاران نهادی و مدت تصدی مدیریت عامل با تغییر کیفیت سود درشرکتهای تجدید ارائه کننده رابطه معناداری دارند.
انسان موجودی اجتماعی است و ذاتاً دوست دارد تا با مردم در تعامل باشد. تقریباً تمامی افراد در دوران زندگی خود حداقل یکبار کار گروهی را تجربه کرده اند. امروزه تمایل به انجام کار گروهی به دلیل پیدایش روش های کاری چند مهارتی و جایگزین شدن ساختارهای غیر سلسله مراتبی به جای ساختارهای سنتی سازمانی روز به روز در حال افزایش است. در این مقاله؛ کار گروهی، 17 اصل کار گروهی و تطبیق گروه کار با نوع کار بیان شده است. در نهایت می توان گفت توانایی های خدادادی از کنترل ما خارج است، اما توانایی کار در یک گروه چیزی است که می تواند در کنترل ما باشد، البته با رعایت اصول پیشنهادی می توان کیفیت و کارایی کار گروهی را افزایش داد.
در این مطالعه، ابتدا عوامل مؤثر در تفکیک شرکتهای موفق و ناموفق با توجه به شاخصهای مالی تعیین شده و سپس با توجه به عوامل مؤثر، مدل بهینه ای مطابق با وضعیت بورس تهران جهت پیش بینی عملکرد مالی شرکت های موفق و ناموفق ارائه گردیده است. برای این منظور کل شرکت هایی که از سال 1380 در بازار بورس عضویت داشته اند (به جز شرکت های سرمایه گذاری و خدماتی) انتخاب گردیده اند. سپس فرضیاتی مبنی بر وضعیت و تفاوت شاخص های مالی در شرکت های موفق و ناموفق ارائه شده و سپس تفاوت های آماری آنها مورد آزمون قرار گرفته است. یافته های تحقیق، در مورد معنی دار بودن تفاوت اطلاعات مالی منتشره در شرکت های موفق و ناموفق از نظر نقدینگی، شاخص های فعالیت و اهرم مالی (بدهی ها)، تفاوت های آماری با اهمیتی را نشان داد و سه فرضیة تحقیق شامل تفاوت در نسبت های نقدینگی، تفاوت در نسبت های فعالیت و تفاوت در نسبت های اهرمی را تأیید کرد. تفاوت های معنی دار شاخص های مالی، بستری را جهت ارائة مدل پیش بینی ورشکستگی ایجاد نمود.
هدف این مقاله، بررسی اثر کیفیت اطلاعات مالی افشا شده توسط واحد تجاری بر هزینه سرمایه سهام عادی است. در راستای دستیابی به این هدف، معنادار بودن ارتباط بین کیفیت اطلاعات و هزینه سرمایه سهام عادی آزمون شده است. کیفیت اطلاعات مالی در این پژوهش شامل ویژگی های قابلیت اتکا، مربوط بودن و پایداری سودهای گزارش شده توسط شرکت و صحت، دقت و فراوانی پیش بینی های سود انجام شده توسط مدیریت می باشد. برای محاسبه هزینه سرمایه سهام عادی از مدل رشد گوردون استفاده شده است. برای آزمون فرضیه این پژوهش از روش آماری «داده های ترکیبی» استفاده شده و نمونه در برگیرنده 100 مورد طی سالهای1384 تا 1388 است. یافته های پژوهش نشان داده است که رابطه مثبت و معناداری بین کیفیت اطلاعات مالی افشا شده توسط واحد تجاری و هزینه سرمایه سهام عادی وجود دارد.
مالی رفتاری حوزه جدیدی در تئوری های مالی است که با کنار نهادن مفروضات تئوریهای مدرن مالی مبنی بر عقلانیت کامل عوامل اقتصادی و کارایی بازار، سعی در تبیین ناهنجاریهای بازارهای مالی دارد. اثر شتاب به معنای تداوم روند قیمت ها در میان مدت از جمله این ناهنجاریهاست. تبیین این پدیده و بررسی متغیرهای موثر بر آن، موضوع پژوهش های زیادی بوده است. هدف این پژوهش، بررسی رابطه بین بازدهی حاصل از استراتژی شتاب و نقدشوندگی در بورس اوراق بهادار تهران است. به این منظور در تشکیل پرتفوی از روش جیگادیش و تیتمن(1991) استفاده شده است. نتایج حاصل نشان داد که در دوره زمانی پژوهش، رابطه ای بین نقدشوندگی سهام و بازده پرتفوی های شتاب وجود ندارد.
موضوع قیمت گذاری حسابرسی نخستین و چگونگی ارتباط میان سنوات آینده دورة تصدی حسابرسی با حق الزحمه و تأثیر آن ها بر استقلال حسابرس بر کیفیت حسابرسی، همواره مورد توجه سازمان های ناظر بر حرفه حسابرسی و بازارهای سرمایه و مجامع حرفه ای بوده است. نگرانی عمده از این بابت امکان قیمتگذاری پایین حسابرسی نخستین (پدیده نرخ شکنی1) و تأثیر منفی این پدیده بر استقلال و کیفیت حسابرسی است. این پژوهش به بررسی چگونگی ارتباط میان حق الزحمة حسابرسی و حسابرسی نخستین و سنوات بعدی دورة تصدی حسابرسی می پردازد. با استفاده از نمونهای از شرکت های پذیرفته شده در بورس و اوراق بهادار تهران در طی دورة زمانی 1388-1379 متشکل از 931 سال- شرکت و با استفاده از الگوی رگرسیون چند متغیره، نتایج نشان می دهد که حق الزحمة حسابرسی نخستین بالاتر از حق الزحمة حسابرسی سال های آیندة دورة تصدی حسابرسی است. نتایج همچنین، نشان می دهد که بین سنوات آیندة دورة تصدی و حق الزحمة حسابرسی رابطة معناداری وجود ندارد.
مقدمه: استفاده از اصول اقتصادی و متعاقب آن ارزیابی عملکرد اقتصادی بیمارستان ها، موجب تصحیح فرآیندها و تداوم فعالیت ها گشته و اداره ی اقتصادی صنعت بیمارستان را فراهم می نماید. هدف از مطالعه ی حاضر تخمین تابع تولید بیمارستان های منتخب اصفهان به منظور تحلیل رفتار اقتصادی این بیمارستان ها در استفاده از منابع تولید بود.
روش بررسی: مطالعه ی حاضر از نوع مطالعات کاربردی بود که به شیوه ی تحلیلی در سال 1391 به اجرا درآمد. در این مطالعه از تخمین تابع تولید لگاریتمی دوطرفه ی کاب- داگلاس، نرخ فنی جانشینی و کشش تولید هر یک از عوامل تولید جهت بررسی رفتار اقتصادی بیمارستان ها استفاده شد. جامعه ی پژوهش شامل 5 بیمارستان عمومی منتخب در دانشگاه علوم پزشکی اصفهان بود. داده ها به شکل پانل (ترکیب سری زمانی و مقطعی) مربوط به یک دوره ی زمانی 6 ساله به روش میدانی با استفاده از فرم های اطلاعاتی جمع آوری گردید. در نهایت جهت تخمین مدل از نرم افزار اقتصادسنجی5 EVIEWS استفاده شد.
یافته ها: یافته های مطالعه نشان داد که نهاده های تخت فعال (91/0)، پرستار (11/0)، پزشک (01/0) و سایر کارکنان (008/0) به ترتیب بیشترین تأثیر را در تولید تعداد پذیرش های بستری بیمارستان های مورد مطالعه داشت. ضرایب تمامی عوامل تولید از لحاظ آماری معنی دار (05/0P<) و مقدار ضریب تعیین مدل نیز در حد بسیار خوب (98/0R2=) بود. همچنین همه ی عوامل تولید در منطقه ی اقتصادی بودند. مجموع ضرایب تابع تولید بیش از یک (1<) نشان دهنده ی تولید فزاینده نسبت به مقیاس بود.
نتیجه گیری: یافته های مطالعه نشان از اهمیت بالای تخت بیمارستانی در افزایش تولید (تعداد ترخیص شدگان) دارد. بنابراین میزان بهره وری تخت فعال در این بیمارستان ها بالا بوده و بیشترین نقش را در تولید بیمارستان (تعداد ترخیص شدگان) به خود اختصاص داده است. می توان استنتاج کرد که استفاده از ظرفیت های بیمارستان های موجود و سرمایه گذاری جهت افزایش نهاده های تولید با توجه به بازدهی فزاینده ی بیمارستان های موجود، می تواند راه حل کاراتری نسبت به احداث بیمارستان های جدید باشد.
نورومارکتینگ، در زمرهی مطالعات بین رشته ای و حاصل تلاقی و پیوند دو علم عصب شناسی (نوروساینس) و بازاریابی (مارکتینگ) است؛ علمی جدید و نوپا که تنها 13 سال قدمت دارد، ولی افقهای تازه ای پیش روی متخصصان و مدیران بازاریابی گشوده است.
شماره های پیشین نشریه، بیشتر دربارهی کاربردهای نورومارکتینگ است در عرصه های گوناگون سیاست (نوروپالتیکز)، خرده فروشی، سینما (نوروسینما)، و... اما این شماره بیشتر بر روی دستگاهها و ابزارهایی است که نورومارکتینگ از آن در تبلیغات و سیاست بهره برداری میکند.
همچنین خروجی و نتایج بهره برداری از این دستگاهها نیز با شواهد عینی از شرکتها و بنگاههای اقتصادی را شامل میشود.
آیا تاکنون بیمه فروخته اید؟ شرکتهای بیمه ای همواره این پرسش را از صاحبنظران بازاریابی و فروش میپرسند. قصد آنها این است که بگویند ""بازاریابی و فروش بیمه""، کاری سخت و دشوار است.
این اثر از زاویه ای خاص بر آن است تا ""فروش بیمه"" را برای شرکتهای بیمه ای آسان سازد. ""بررسی تأثیر تبلیغات بر روی فروش محصولات بیمه"" عنوان اصلی این مقاله است.
اصلیترین ویژگی این مقاله در نتیجه گیری و پیشنهادات است که در بخش پایانی آمده و حاوی نکته هایی است برای شرکتهای بیمه ای.