فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۵٬۱۶۱ تا ۱۵٬۱۸۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
حربه ""تمیز
حوزههای تخصصی:
استراتژی جنگ و رفتار سیاست خارجی: در آمدی بر تبیین فرایند و فرجام جنگ ایران و عراق(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
استراتژی ایران در جنگ، به ویژه پس از آزادسازی خرمشهر، ظاهراً اقدامات جنگی را تا جایی تجویز می کرد که مکمل و مددکار یک دیپلماسی موثر برای پایان بخشیدن پیروزمندانه به جنگ باشد. در عمل اما روند مواضع و اقدامات سیاست خارجی ایران از تمایل و اراده صریحی برای به جریان انداختن فرایند سیاسی خاتمه جنگ حکایت نمی کرد. در این مقاله، با تدارک یک چارچوب تحلیلی ترکیبی، که آن را تحلیل «گفتمانی راهبردی» نامیده ایم، به بررسی این موضوع پرداخته ایم. دلیل انتخاب این چارچوب به ماهیت دو گانه جنگ و فرایند تصمیم گیری های مرتبط با آن برمی گردد. جنگ از یک سو با منطق گفتمانی انقلاب پیوستگی داشت و از سوی دیگر از منطق راهبردی سیاست تأثیر می پذیرفت. استدلال اصلی مقاله این است که موازنه میان این دو منطق، منجر به بحران در حوزه استراتژی جنگ شد. نشانه مهم این بحران، بن بست تصمیم گیری درباره روش و زمان مناسب خاتمه جنگ بود.
مؤلفه های اساسی محیط امنیتی ایران و سوریه(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
آنچه که در نوشته ی حاضر به طور مفصل مورد بحث قرار گرفته، بررسی چرایی و دلایل تبدیل
شدن سوریه به یک مسئله ی مهم امنیتی برای ایران است. با توجه به روابط تاریخی بین ایران و
سوریه، ظهور بحران در این کشور، ایران را به تکاپویی سخت و سنگین برای مقابله با قدرت غرب
واداشته است چرا که کوتاهی در این امر بهایی گزاف را برای جمهوری اسلامی ایران به همراه
خواهد داشت. مقاله ی حاضر چهار دلیل مهم را که به عنوان دلایل اهمیت امنیتی سوریه برای ایران
محسوب می شوند، مورد بحث و بررسی قرار داده است. سوریه به عنوان سد نفوذ سیاست های ضد
ایرانی آمریکا در خاورمیانه، هممرز بودن با حزبالله و اسرائیل، و همچنین به عنوان محلی برای
اتخاذ استراتژی دفاع – تهاجم ایدئولوژیک، و قرارگرفتن در محل تلاقی و اتصال دو ایدئولوژی
ایران اسلامی و ناسیونالیسم عربی می توانند عوامل اصلی شکل دهی به محیط امنیتی ایران و سوریه
باشند. سوریه به عنوان متحد ایران برای جلوگیری از دستبرد کامل منطقه توسط غرب، میتواند به
عنوان یک عامل کلیدی و با توجه به چهار مؤلفه ی ذکر شده، حمایت همه جانبه ی ایران از سوریه
را در خلال بحران سوریه توجیه و بازتعریف کند.
تحولات خاورمیانه در دوره اوباما و تغییر استراتژی امریکا در قبال ایران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیاست امریکا در قبال ایران در دوره اوباما از خصلت ژئوپلیتیک برخوردار بوده است و در واقع، مناسبات دوجانبه بین تهران و واشینگتن تابعی از این رقابت ژئوپلیتیک است. تحولات خاورمیانه در سال 2011، فارغ از چیستی ماهیت این تحولات، تاثیر بسیار عمیقی بر ژئوپلیتیک منطقه و در نتیجه ماهیت و دامنه رقابت راهبردی بین ایران و امریکا داشته است. بدین ترتیب نوع ادراک واشینگتن از تحولات منطقه و بخصوص رفتار و اهداف سیاست خارجی ایران در قبال این تحولات، تاثیر مستقیمی بر نوع سیاست امریکا در قبال ایران گذاشت؛ بطوریکه امریکا در بستر تحولات انقلابی منطقه، جمهوری اسلامی ایران را به عنوان مهم ترین رقیب خود مشاهده کرد. این مقاله به دنبال پاسخ به این سئوال است که این تحولات چه تاثیری بر سیاست امریکا در قبال ایران گذاشت. فرضیه این نوشتار آن است که ناکامی امریکا در پیش بینی و مدیریت تحولات در خاورمیانه و شمال افریقا باعث تشدید سیاست های تهاجمی واشینگتن برضد تهران، با هدف جلوگیری از بهره برداری جمهوری اسلامی از ظرفیت های نوظهور منطقه ای و ناکارآمد نشان دادن الگوی انقلاب اسلامی برای منطقه شد. این رویکرد راهبردی در قالب سیاست «تشدید تحریم ها» علیه ایران تجلی پیدا نمود
تعامل و تقابل ایران و ترکیه در بحران سوریه
حوزههای تخصصی:
پس از شروع انقلاب های عربی در کشورهای عربی در سال 2011 و به قدرت رسیدن اسلام گرایان در این کشورها و خصوصاً در مصر، توازن قدرت در منطقه خاورمیانه به نفع جمهوری اسلامی دگرگون شد. دولت ترکیه بعد از منتفع شدن از انقلاب های عربی در تونس و مصر، به دلیل خصلت جاه طلبی رهبران این کشور از موج ایجاد شده علیه بشار اسد سوءاستفاده کرده و با آمریکا و سایر کشورهای هم پیمانش علیه حبهه مقاومت موضع گرفت. فرضیه این مقاله که با روش توصیفی و تحلیلی مدون شده است عبارتست از: ایران و ترکیه در بحران سوریه در موضوعاتی مثل حفظ تمامیت ارضی سوریه، دستیابی به راه حل صلح آمیز و توقف جنگ داخلی اشتراک منافع و در موضوعاتی مثل تلاش برای تبدیل به قدرت برتر شدن در منطقه خاورمیانه و ارائه مدل سیاسی مدنظر خویش با یکدیگر دچار تضاد منافع هستند.
آسیب شناسی اجتماعی خانواده های مهاجر
حوزههای تخصصی:
پرتوی از نهج البلاغه (1)
حوزههای تخصصی:
فاشیسم دیروز و امروز
راه سوم من
سیاهان در آمریکای لاتین
توطئه های شکست خورده
حوزههای تخصصی:
من از میلوسویچ دفاع می کنم
سازمان ملل : رویا و واقعیت(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
تحلیل رهاورد شهید مطهری در بحث عدالت اجتماعی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
نسبت تحولات نهاد خانواده با نظریه دولت در ایران معاصر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
سیطره روابط موضوع حقوق خصوصی موجب غلبه فهم ناشی از این نگرش به نهاد خانواده شده است. چنانکه موضوعات حقوق خانواده نیز در سطح هنجارشناسی حقوقی و اکتفا به محورهایی چون مهریه، نفقه، اجرت المثل، طلاق، حضانت فرزندان و ... باقی مانده است. اما در اثر تحولات ساختاری و کارکردی خانواده، این نهاد، موضوع تأملات و بازاندیشی های مداوم و مستمر قرار گرفته است، به گونه ای که امروزه شاهد تأثیر و تأثر نهاد خانواده و نهادِ نهادها، یعنی «دولت» هستیم. بر این اساس می توان از درهم تنیدگی مرزهای حقوق عمومی و حقوق خصوصی و ظهور مطالعات میان حقوقی (Cross-Legal Studies)سخن گفت. بر این اساس، این مقاله درصدد پاسخ به این پرسش اصلی است که نسبت بین تحولات خانواده و شکل گیری نظریه دولت قانونمند در ایرانِ معاصر چیست؟ فرضیه اصلی نگارندگان این است که اگر خانواده را بر مبنای کارکردهای آن تعریف کنیم، به طورکلی سه کارکرد زیستی (تأمین نیازهای جنسی و تولید نسل)، حمایتی (اقتصادی و عاطفی) و تربیتی برای خانواده وجود دارد که هریک در طبقه متوسط شهری به مثابه موتور محرکه جنبش های اجتماعی، دچار تغییر و تحول شده است. از این رو، از برهم کنش تحولات پویا، مستمر و اثرگذار و اثرپذیر خانواده با نظم و نظام حقوقیِ کنشگر و فعال، پیوندی معنادار بین تحولات نهاد خانواده و نظریه دولت قانونمند در ایران معاصر شکل گرفته است. زیرا در این نگرش، دولت پدیده ای مصنوع و برساخته است که متأثر از مبانی فکری و نظام عقیدتی صانع و سازنده آن، مردم شکل گرفته است. از این رو با تحول گفتمان در نظام فکری قدرت مؤسس، ساختار و صلاحیت و به تبع آن نظریه دولت، به منزله پدیده ای مصنوع و برساخته، تغییر خواهد کرد.