رابطه فرمانروایان مغول ایران با مغرب زمین را از این نظر بررسی می کنیم که علل مذهبی ،مهم ترین دلیل پدید آمدن این رابطه بوده است .ایلخانان ،مسیحیان ساکن قلمرو خود را چندین بار از آسیب حوادث در امانت داشتند و این امکان را به وجود آوردند که اروپاییها برای تبلیغ دین مسیح به قلمرو آنان مسافرت کنند و مدتی طولانی در آن دیار به سر برند. از دیدگاه کشورهای مغرب زمین ،مسائل مذهبی زمینه ساز روابط سیاسی میان شرق و غرب بوده است . از سوی دیگر ایلخانان و پادشاهان مغرب زمین می کوشیدند در برابر مصر ،خان دشت قبچاق ، فرمانروای ماوراء النهر ، فرمانروای کاتالونی با یکدیگر متحد شوند، اما این همکاری سیاسی هرگز به معنای واقعی تحقق نیافت.
روشنفکرى از جنبه فکرى بر دو خصیصه «خودآگاهى» و «عقل نقاد» بنا نهاده مىشود. از جنبه اجتماعى، پدیده روشنفکرى در غرب، در رویارویى با دین، فئودالیته و سلطنت شکل گرفت؛ ولى در ایران چنین تقابلهایى وجود نداشت و از این رو مقولهاى به نام «روشنفکرى دینى» به وجود آمد. روشنفکران دینى با وجوه اجتماعى و اقتصادى دین کاملاً مواجهه انتقادى دارند. روشنفکران در اروپا عامل بهوجود آوردن تحولات جدید بودند؛ ولى روشنفکرى در جامعه ما محصول برخورد ما با فرهنگ، تمدن و سیاست فرنگى است.
مطالعه رابطه اخلاق و سیاست و ایجاد یک نوع تعامل میان نظریه اخلاقی و نظریه سیاسی، یکی از مسائل مهم علمی در حوزه فلسفه سیاسی است. خواجه نصیرالدین طوسی و نیکولو ماکیاولی ازجمله فیلسوفان و مردان سیاسی هستند که در دو سنت فکری متفاوت (اسلام و غرب)، در مطالعات فلسفی و سیاسی خود به جرح و تعدیل رابطه اخلاق و سیاست پرداخته اند. این مقاله صرف نظر از تفاوتهای ضروری و خاص دو سنت فکری، با توجه به مشترکات عمومی و مبتنی بر مسائل مشترک اجتماعی- سیاسی، ضمن تحلیل روزگار پرآشوب و نابسامانِِ هر دو متفکر و مقایسه نظریات اخلاقی و سیاسی آنها، بر آن است تا نشان دهد که چرا و چگونه خواجه نصیر و ماکیاولی نظریه خود را با غایاتی متفاوت، یکی آرمان گرایانه، معطوف به جامعه اسلامی و فرا این جهانی، و دیگری واقع گرایانه، معطوف به ایتالیای زمان خود و این جهانی ارائه می دهد. افزون براین، در این مقاله تلاش شده است با الهام از رویکرد کلان اسپریگنز و هرمنوتیک متن، در فهم منطق درونیِ نظریه های سیاسی، ضمن کالبد شکافی آراء اخلاقی و سیاسی هر یک از دو متفکر اسلام و غرب، از طریق تحلیل مبانی اخلاقی و سیاسی هر یک نشان داده شود که چرا و چگونه راهبرد سیاسی این دو متفکر، علیرغم اعتقاد به اخلاق دو سطحی و نقطه عزیمت واحد، به غایاتی متفاوت در رهیافت رابطه اخلاق و سیاست، رسیده است.
ژنوم ژئوپلیتیک، نقشهی جغرافیایی ژنتیک سیاست برخاسته از جغرافیای یک کشور است که سیاست خارجی آن کشور را تحت تأثیر قرارمی دهد. ایران با دارابودن 15 کشور همسایه و به عنوان یکی از مناطق ژئواستراتژیک جهان، موقعیت برجسته ای دارد. شناخت دیدگاه های ژئوپلیتیک نشأت گرفته از ژنومهای ژئوپلیتیک همسایگان و شناسایی کدهای ژئوپلیتیکِ کشورهای هدف، می تواند نقش مؤثری در اتخاذ سیاست خارجی همراستا با وزن ژئوپلیتیک ایران ایفا نماید. شناسایی ژنوم های ژئوپلیتیک پاکستان برای جهتشناسی به سیاست خارجی ایران، امری ضروری است. نگارندگان، کوشش نموده اند تقابل کد/ ژنوم های ژئوپلیتیک پاکستان و ایران را تحلیل نمایند.
یکی از هدفهای متعالی بشر که مصلحان اجتماعی همواره درصدد تحقق آن بودهاند، عدالت اجتماعی است. ازاینرو، اهلبیت (ع) بهعنوان مصلحان الهی به این اصل فطری توجه کرده و به تبیین آن پرداختهاند. حقیقت عدالت اجتماعی، و ارکان آن (حکومت، حاکم، خواص و...) و نیز آثار و نتایج عدالت اجتماعی از نگاه روایات، مسائلی است که این نوشتار به بررسی آن پرداخته است.
کتاب خلیج فارس و ممالک همجوار از کتاب هایی است که در سال های اخیر درباره خلیج فارس نوشته شده است. این کتاب نوشته دکتر محمد باقر وثوقی است که انتشارات سمت آن را در سال 1384 چاپ کرده است. مؤلف این کتاب، درباره خلیج فارس و قسمت های جنوبی ایران آثار ارزنده دیگری نیز دارد که برخی از آنها عبارت اند از: تحولات سیاسی صفحات جنوبی ایران، تاریخ مهاجرت اقوام در خلیج فارس (ملوک هرموز)، تاریخ مفصل لارستان و لارستان و جنبش مشروطیت، خنج گذرگاه لارستان، بیرم دارالاولیای لارستان، لار شهری به رنگ خاک و ...بیشتر آثار دکتر وثوقی، درباره مسائل خلیج فارس در دوره اسلامی به ویژه دوره صفویان و پس از آن است. کتاب تاریخ خلیج فارس و ممالک همجوار با نخستین تمدن ها در خلیج فارس آغاز می شود و تا وقایع سال های اخیر ادامه می یابد. نویسنده با گزینش مطالب به صورت بسیار دقیق و منظم، تحولات این منطقه مهم و حساس را در طول تاریخ بیان می کند. او در این کتاب، خلیج فارس را مانند آیینه ا ی شفاف دانسته است؛ همان گونه که حوادث و وقایع جهانی در آن مؤثر بوده اند، خلیج فارس نیز نقش مهمی در این حوادث برعهده داشته است.
مهمترین چالش چند سال گذشته کشورمان ، گفتمان پرونده هسته ای است و اصلی ترین قدرتی که در پی مدیریت این بحران است اتحادیه اروپا است . اروپا که پس از هجوم یکجانبه آمریکا به عراق نفوذ گذشته خود در منطقه خاورمیانه را بیش از پیش از دست داده است در تلاش است تا با حل دیپلماتیک بحران هسته ای ایران افزون بر نگهداری یک شریک با ثبات و با نفوذ در منطقه ، به اثبات نقش و توانایی خود در مدیریت و حل و فصل صلح آمیز بحرانهای بین المللی بپردازد . اما رفتار مایوس کننده اتحادیه اروپا در برابر بحران هسته ای ایران ، به روشنی گویای آن بوده که با وجود تلاشهای بسیاری که برای تقویت توان مدیریت بحران شده است ،
رمحققان مختلف تأثیر فناوری های اطلاعاتی ارتباطی و سایت ها ی شبکه های اجتماعی را بر روی بسیج توده ها و حرکت های جمعی که در طی سالهای گذشته درخاورمیانه شاهد آن بوده ایم تحلیل کرده اند. مسئله مهم این است که چقدر نقش آنها در تحولات سیاسی کنونی جهان عرب تعیین کننده بوده است. وائل قونیم خالق صفحه فیس بوک در یک مصاحبه با سی ان ان می گوید که اگر شما می خواهید یک جامعه را آزاد کنید تنها به آنها دسترسی اینترنتی بدهید.پژوهش حاضر در پی پاسخ به این پرسش اصلی است که رسانه های ارتباطی به طور عام و اینترنت و وبلاگها به طور خاص، چه تاثیری در شکل گیری و تداوم تحولات سیاسی و بیداری اسلامی در کشورهای خاورمیانه و شمال افریقا داشته اند. فرضیه اصلی پژوهش حاضر این است که امروزه، پیدایش جنبشهای نوین اجتماعی و تحولات سیاسی شمال افریقا و خاورمیانه(2011 ) پیوند اشکاری با کارکردهای نوین رسانه ها و شبکه های اجتماعی (اینترنت، وبلاگها،توئیتر، فیس بوک و..) و بحران مشروعیت و ناکارامدی نظامهای سیاسی دولتهای اقتدارطلب و تمامیت خواه عربی دارد. یافته های پژوهش نشان می دهد رسانه ها و شبکه های اجتماعی نقش مهمی در تحولات سیاسی و اجتماعی خاورمیانه و شمال آفریقا داشته اند. در این تحولات، بخش اعظم محتوای تولید شده توسط نیروهای معترض و انقلابی، با استفاده از رسانه ها و شبکه های اجتماعی صورت گرفت. فناوری های جدید ارتباطی، با مرزهای رسمی مقابله نمودند و یک صدای آلترناتیو به جای رسانه های سنتی رسمی دول عربی، که تنها سیاست ها و دیدگاه های رسمی دول عربی را منعکس می کنند، فراهم آوردند. روش به کار گرفته شده در این تحقیق، کیفی و از نوع توصیفی–تحلیلی، با بهره گیری از منابع کتابخانه ای و اسنادی است.
تمایز سقراط تاریخی و سقراط افلاطونی را می توان مسئله و موضوعی در تاریخ فلسفه سیاسی دانست؛ که در عین ناباوری تنها در حاشیه این ادبیات به آن پرداخته شده است. اما در این مقاله این مسئله ـ موضوع به مرکز بحث آورده شده است. مسئله مقاله این است که فلسفه سیاسی سقراط و افلاطون در یک نسبت سنجی ژرف، واگرایی (سقراط تاریخی و افلاطون حقیقی) و هم گرایی (سقراط افلاطونی و افلاطون سقراطی) دارند.نقطه عزیمت این مسئله نیز این است که با بازخوانی و بازکاوی متن های گفتاری و نوشتاری سقراط و افلاطون می توان جا پای این واگرایی و هم گرایی را در لوگو(ها) و دیالوگ (های) سقراط و افلاطون پی گیری کرد. بنابر این نشانه شناسی لوگو ـ دیالوگ سقراط تاریخی و افلاطونی و لوگو ـ دیالوگ افلاطون سقراطی و حقیقی دو فلسفه سیاسی کلاسیک بنیانی را کشف خواهد کرد. این مقاله تلاشی برای تثبیت این مدعیات و مفروضات با بهره گیری از تحلیل های هرمنوتیکی و نشانه شناختی (متن، زمینه و مؤلف محور) است.
آنچه در زیر مىخوانید، خلاصه یک نوشتار و یک گفتار است که هر دو یک مسأله واحد را دنبال مىکنند. متن نخست، مقدمه کتاب شاهد قدسى و شاهد بازارى است که اخیراً انتشار یافته است و متن دوم، سخنرانى آقاى حجاریان در نقد فیلم «زیر نور ماه» است. ایشان معتقد است که در دوران مدرنیته، عرفى شدن دین امرى گریزناپذیر است. عرفى شدن گاه به معناى جدایى میان نهاد دین و نهاد دولت و گاه به معناى قدسیتزدایى از امور دینى است. نکته اینجاست که هر چه عرفى شدن به معناى اول شدت گیرد، روند عرفى شدن به معناى دوم کند مىشود و بالعکس.
در این مقاله با استفاده از نظریات نشانه شناختی ساختگرا در حوزه سیاست تلاش شده تا واژه مردم به عنوان یک نشانه در جریان فکری ـ سیاسی اصولگرایی تعریف شده و حدود و ویژگی های آن مشخص شود. به همین منظور ابتدا ساختار درونی نشانه و سپس جایگاه نشانه در کلیت نظام زبان از دید فردینانددو سوسور، زبان شناس سوئیسی بررسی و تشریح شده است. در ادامه دیدگاه رولان بارت در زمینه چگونگی کارکرد نشانه ها، دو مفهوم معنای صریح و معنای ضمنی و مفهوم اسطوره و ارتباط آن با دلالت ضمنی تشریح شده است. سپس با ارجاع به مباحث نظری فوق، جریان سیاسی ـ فکری اصول گرایی جریان به عنوان متن مورد تحلیل نشانه شناختی قرار گرفته است. به همین منظور رابطه بین دو جزء نشانه های اصول گرایی (دال و مدلول) و رابطه نشانه های این نظام با یکدیگر تشریح شده است. در ادامه دلالت های واژه مردم از یک منظر نشانه شناختی مورد بررسی قرار گرفته و مدلول های مختلف آن در بافت ها و متن های متفاوت بیان شده است. در همین راستا نشانه هایی همچون اسلام و قوانین الهی، ولایت فقیه و رابطه جانشینی آن با حکومت دموکراتیک یا سکولاریستی غربی در کلام صاحبنظران اصول گرا مورد بررسی قرار گرفته است.
موضوع تصوف و در اویش و نیز فراماسونری از مقوله های تاریخ معاصر ایران و بویژه دوران حاکمیت پهلوی است که نیاز به پژوهش و بررسی گسترده دارد. متاسفانه علی رغم برخی تلاشهای قابل تقدیر، تاکنون پژوهشی جامع، تاریخی و درخور و به دور از غرض ورزی و پیشداوری در این باره انجام نگشته است که امید داریم این کاستی با تلاش پژوهشگران عرصه تاریخ و فرهنگ ایران زمین برطرف گردد. مقصود و نیت از انتخاب نام و مطالب این پژوهش به هیچ وجه نسبت دادن تصوف یا تمامی درویشان به فراماسونری و یا صوفی دانستن تمامی فراماسونرها نیست، بلکه هدف بررسی و
اجازه بدهیم با چند تمهید نظری کوتاه وارد بحث شویم: اول) تاریخ روایتی مستمر و بلاانقطاع از تولد و حیات بی ممات یک قدرت مطلقه نیست. هر قدرتی با مقاومت قرین است، به بیان دیگر، هر قدرتی اپوزسیون ساز است. وجود همین مقاومت است که از انسداد کامل قدرت جلوگیری می کند.