توزیع متناسب منابع بین بخشهای مختلف جامعه و توجه به توسعه اجتماعی به معنی فراهم آوردن امکانات اولیه آموزشی و بهداشتی جوامع، در دراز مدت تاثیر زیادی در توسعه کشورها دارد. بیشتر کشورهای در حال توسعه که به مراحل بالای توسعه اقتصادی رسیدهاند نیز در مراحل اولیه توسعه خود به توسعه اجتماعی توجه ویژه ای داشتهاند. در این مقاله تلاش شده است تا ساختار اجتماعی پنج کشور آسیای مرکزی بهصورت تطبیقی مورد بررسی قرار گیرد. با این هدف رشد و توسعه بخش های بهداشت، آموزش و درصد هزینه هایی را که دولت در این حوزهها داشته و همچنین برابری جنسیتی به طور تطبیقی بررسی شده است. شاخص های توسعه اجتماعی کشورهای منطقه در دو بخش آموزش و بهداشت مورد تحلیل قرار گرفته اند. از نظر آموزشی، شاخص هایی چون وضعیت سواد، ثبت نام در دوره های مختلف ابتدایی، متوسطه و پایانی و برابری جنسیتی در جامعه مورد بررسی قرار گرفته است. از نظر ساختار بهداشتی نیز مقایسه جایگاه این کشورها با استفاده از شاخص هایی چون امید به زندگی، میزان مرگ و میر کودکان، مادران، دسترسی به آب بهداشتی سالم و دسترسی به تسهیلات بهداشتی صورت گرفته است.
پرسش اصلی مقاله حاضر این است که نتایج انتخابات ریاست جمهوری یازدهم چه تأثیری بر ثبات سیاسی کشور داشته و الزامات دولت یازدهم برای افزایش ثبات سیاسی کشور چیست. برای پاسخ، ابتدا بر اساس سازوکارهای نظریه محرومیت نسبی، تأثیر انتخابات ریاست جمهوری یازدهم بر ثبات سیاسی کشور تحلیل شده است. سپس مهم ترین شعارها و برنامه های دولت یازدهم به عنوان متغیرهای مستقل احصا شده و با تحلیل تجربی آنها علل اصلی ثبات سیاسی در مطالعه بین کشوری شناسایی شده است. نتایج پژوهش نشان داد انتخابات ریاست جمهوری یازدهم، شرایط مطلوب اما موقتی برای ثبات سیاسی کشور ایجاد کرده و حفظ یا افزایش آن مستلزم توجه دولت به حاکمیت قانون، کنترل فساد، کارآمدی حکومت، تسهیل فعالیت بخش خصوصی و سودمندی اقتصادی است.
گروهها وفرقه های مختلف از دیرباز همواره در درون جامعه اسلامی خود را منتسب به اسلام نموده و قرائت های مختلفی را از اسلام ارائه کرده اند با نگاه پارادایمی، اندیشه سیاسی مسلمانان را در سطح کلان می توان به سه جریان سنت گرایی دینی، نوگرایی دینی و تجدد گرایی دینی، تقسیم نمود. فکر سلفی تکفیری جزء جریان موسوم به سنت گرایی دینی قابل طرح و بررسی است. نگارنده در پی پاسخ به این سوال است که ماهیت گروههای سلفی چیست؟ و کشورهای غربی (بخصوص امریکا) چه اهداف ونقشی را در شکل گیری، رشد وتداوم این گروههای دنبال می کنند؟ برای پاسخ به این سوال؛ ابتدا به بررسی اندیشه سلفی پرداخته شده و مولفه های فکر سلفی را در چارچوب سنت گرایی دینی مورد بحث قرار داده؛ سپس با محور قرار دادن نظریه برخورد تمدنهای هانتینگتون به چگونگی نقش غرب در شکل گیری، رشد و تداوم این گروهها می پردازیم. فرضیه مورد نظر این است که با توجه به نظریه هانتینگتون غرب همواره از شکل گیری قدرت تمدنی جهان اسلام واهمه داشته است، بدین منظور برای پیشگیری از تبدیل شدن جهان اسلام به عنوان یک قدرت جهانی، تلاش دارد تا با اسلام هراسی و معرفی اسلام امریکایی، کشورهای اسلامی را در دو راهی انتخاب سلفی ها یا پایگاه های آمریکایی قرار دهد. لذا تا حد امکان تلاش می کند، ضمن مخالفت ظاهری با گروههای تکفیری، چهره ای نامعقول از اسلام به جهانیان معرفی نمایند؛ بنابراین غرب اگر چه ممکن است در اصل شکل گیری گروه های سلفی نقش کمی را ایفا نماید اما با پشتیبانی و حمایت همه جانبه از گروه های سلفی برای تغییر فرایند اسلام گرایی و تامین منافع استراتژیک خود تلاش می کند. چرا که این مساله زمینه حضور بلند مدت خود وسرکوب جریان های منتسب به مقاومت را برای جلوگیری از شکل گیری تمدن واقعی اسلام فراهم می سازد.
اندیشه سیاسی امام خمینی(ره) به عنوان بنیانگذار انقلاب از مفاهیم متعدد و پیچیده ای نظام یافته که برای شناخت دقیق آن لازم است تمام این اجزاء مورد مداقه قرارگیرد. درمیان این مفاهیم استقلال فرهنگی نقشی برجسته دارد. برای درک این مفهوم لازم است جایگاه فرهنگ را دراندیشه ایشان مورد بررسی قرار داد و تأکید امام برمسأله استقلال را تحلیل نمود و رابطه این مفهوم را با استقلال فکری، سیاسی و اقتصادی روشن ساخت. نوشتار پیش رو کوشیده با استفاده از روش تحلیل محتوای اسکینر به این سوال پاسخ دهد که مفهوم استقلال فرهنگی دراندیشه امام چیست و از چه مولفه هایی برخوردار است؟ یافته های پژوهش نشان داد از نگاه امام فرهنگ مجموعه ای هویت ساز، مولد تربیت و تفکر پرور است و استقلال فرهنگی یعنی عدم وابستگی فکری و تربیتی به غیر. مولفه های این استقلال شامل استقلال فکری مبتنی بر هستی شناسی توحیدی، خودباوری و اعتماد به نفس ملی، تربیت اسلامی مبتنی بر هویت توحیدی و رویکرد تهاجمی فرهنگ توحیدی علیه فرهنگ الحادی می باشد که ضرورت دارد با نگاهی جهادی به تقابلی دائمی با نظام سلطه بپردازد. عنصر دیگر استقلال اقتصادی است و اگر نظام توحیدی به خودکفایی اقتصادی نرسیده باشد در تقابل با تمدن مادی غرب موفق به رسیدن به استقلال فرهنگی نخواهد شد.