نویسنده با تبیین نظریه مهدویت و برشمردن ویژگیهای جهان حاضر کوشیده است تا میان تئوری جهانیشدن و مسئله مهدویت سازگاری به وجود آورد و در این راستا میگوید تئوری جهانیشدن و همچنین رسالت عمومی ادیان، ظهور مصلح جهانی نیز به عنوان فلسفه تاریخ ادیان، امری قابل توجه است. از نظر نویسنده، ادیان باید ویژگیهای عصر جدید را منطبق بر سنتهای تاریخی خویش تفسیر کنند.
درمقاله حاضر کوشش شده است که با تاکید بردو متغییر مستقل«قدرت سیاسی»و «جامعه مدنی»برای مطالعه ساختار مطبوعات مدلی عرضه شود.به اعتقاد نگارنده، این دو متغییر مستقل که به وسیله دو عامل «فرهنگ سیاسی نخبگان»و «دستگاه های حل و فصل تعارضهای اجتماعی» نیز تمدید یا تقویت می شوند، ساختار توسعه یافته یا توسعه نیافته مطبوعات را درایران شکل می دهند.
در سال های اخیر، دیاسپوراها به عنوان یکی از بازیگران غیردولتی بین المللی مطرح شده و نقش های مهمی در عرصه بین الملل و روابط خارجی دولتها ایفا کرده اند. نقش و جایگاه آنها در عرصه روابط بین الملل به حدی حائز اهمیت است که امروزه در بسیاری از کشورها به آنها به عنوان ابزار قدرت نرم نگریسته و تلاش می شود از آنها در حوزه های مختلف سیاسی، اقتصادی، فناوری و انتقال دانش بهره برداری شود. دیاسپوراها بسته به نوع رابطه با کشور میزبان و مبدأ تلاش می کنند بر روندهای سیاسی هر دو اثر بگذارند و از این طریق به اهداف مورد نظر دست یابند. سئوال مقاله حاضر اینست که ""دیاسپوراها چگونه بر روابط خارجی کشورها اثر می گذارند؟"" برای پاسخ به این پرسش نقش دیاسپورای هندی و شیوه های مورد استفاده آنها برای اثرگذاری بر روابط دوجانبه هند و آمریکا مورد مطالعه قرار خواهد گرفت. فرضیه مقاله حاضر عبارتست از «دیاسپورا از روش های مستقیم و غیرمستقیم سیاسی و اقتصادی برای اثرگذاری بر روابط خارجی کشورها استفاده می کند».
از دیرباز شهرها، مهمترین سکونتگاه های انسانی بوده اند. در گذشته نقش عوامل محیطی در مکان گزینی شهرها پررنگ تر بوده است؛ اما امروزه ضمن حفظ جایگاه عوامل طبیعی، متغیرهای سیاسی نقش بارزی در این زمینه ایفا می کنند. مسئله پژوهش حاضر این است که نحوه آمایش فضایی شهرهای ایران چگونه است و آرایش مکانی ـ فضایی شهرهای ایران متأثر از چه عواملی است؟ چرا هیچ کلان شهر مهمی در مناطق مرزی ایران شکل نگرفته است؟ این پژوهش به شیوه رویکرد تاریخی، توصیفی و تحلیل منطقی به دنبال پاسخگویی به سؤالهای فوق است. نتایج تحقیق نشان می دهد که نظام سیاسی تمرکزگرای تک ساخت ایران مهمترین عامل در شکل گیری نظام قطبی شده شهری ایران و پیامد آن الگوی مرکز ـ پیرامون در ساختار فضایی شهرهای ایران است. به گونه ای که پایتخت، بخش هسته و شهرهای مرزی و حاشیه ای، جزء بخش پیرامون است. بخش هسته تمرکزگرا، قدرتمند و الگوساز و بخش پیرامون منفعل و مرعوب و در حاشیه است. با حرکت از بخش هسته به سمت پیرامون از شاخصهای توسعه کم شده و بر شاخصهای عقب ماندگی اضافه می شود.
نخستین گام برای هرگونه سیاست گذاری و مقابله با سلفیه، بررسی وضعیت سلفیه کنونی آن در جهان اسلام است. اما در بررسی علمی نیازمند مدل مناسبی هستیم که بتواند زوایاو ابعاد مختلف این وضعیت موجود را تبیین کند. در این تحقیق از مدل مکعب بحران استفاده شده است. بر اساس این چارچوب نظری هشت وضعیت از ترکیب سه عامل «میزان تهدید»، «مقدار زمان» و «مقدار آگاهی» به وجود می آید که با نگاهی به عملکرد سلفیه در فضای بیداری اسلامی، روشن می شود که میزان تهدید: زیاد، مقدار زمان: کم و از نظر آگاهی: شرایط غافلگیری، حاکم است و در میان هشت وضعیت مکعب بحران، چنین وضعیتی منطبق با شرایط بحرانی است و چنین شرایطی نیازمند، سرعت در هرگونه سیاست گذاری و تصمیم گیری است.
در سرزمین پهناور هند، سنن اجتماعی و عرفی مردم کاملاً آمیخته با اعتقادات دینی آنان است و حقیقتاً نمی توان تمایزی میان دین و عرف در زندگی فردی و اجتماعی افراد قائل شد. بـه همیـن دلیل تمـامی اصلاحات اجتماعی بـا دغدغه هـای دینی مردم درگیر می شوند و از سوی دیگر، گرایشات دینی نیز تعیین کننده ی بسیاری از قوانین و تعاملات اجتماعی هستند. از این رو، برای دست یافتن به شناختی دقیق از جامعه ی هند، به طور قطع می بایست اعتقادات و باورهای مردم این سرزمین را نیز تبیین کرد. سرزمین هند به خصوص از قرن نوزدهم به بعد دستخوش فراز و نشیب های بسیاری شده است؛ زیرا فرهنگ این سرزمین در محک ترازوی مغرب زمین گذاشته شد و عقلانیّت، ترازِ ارزش گذاری آداب و باورهای مردم قرار گرفت. این امر دینداران این سرزمین را بر آن داشت تا جهت حفظ این میراث کهن تدبیر نویی اندیشه کنند. این نوشتار به شرح و تبیین دیدگاه ها و فعالیت های دو جریان مهم اصلاح طلب دینی- اجتماعی آن دوره به نام های آریا سماج و برهما سماج پرداخته است که هر دو با حفظ اصالت دینی خود، نقش تعیین کننده ای در جریانات اجتماعی و تحوّلات روزگار خود داشته اند و به تفسیر مجدّد برخی باید و نبایدهایی پرداخته اند که توانست چهره جامعه هندو را درقرن نوزدهم جهانی تر و مقبول تر به تصویر کشد. در این نوشتار با بهره گیری از روش تاریخی و پدیدارشناسانه، به بازخوانی و تحلیل محتوایی این دو جنبش پرداخته شده است.
ارکان سازندة دولت مطلقة ایرانی در مقاطع مختلف زمانی در سیاست های فرهنگی، مذهبی و اجتماعی، بازتاب گسترده ای یافت. ابتدا رویکرد حمایتی و تظاهرگرایانة مذهبی اتخاذ شد اما به مرور زمان، تجددطلبی فرهنگی و مذهبی تحت تأثیر اندیشة لیبرالیسم و ناسیونالیسم، جایگزین شد که رویکرد و مواضع مقامات مذهبی ایران نیز تابعی از این متغیر قرار گرفت. گروهی سیاست تقیه و در نهایت انزواگرایانه را پیش گرفته و در عمل محکوم به عدم مخالفت علنی شدند و عده ای نیز به صورت مستقیم وارد مبارزه با دولت مطلقه شده و در نهایت تنی چند از وعاظ و روحانیان بی بهره از تقوا در جبهه حمایت گرایانه قرار گرفتند.