دوستی مدنی از جمله مقولاتی است که در فلسفه سیاسی فارابی جایگاه خاصی دارد. پرسش پژوهش حاضر این است که چه رابطه ای میان دوستی مدنی و نوع مدینه در اندیشه فارابی وجود دارد؟ با توجه به این سؤال و با تحلیل محتوای فلسفی آثار فارابی، آشکار می شود که نزد او دوستی مدنی به مثابه امری است که اعضای جامعه را به هم تألیف می دهد. دوستی در مدینه، دوستی بر سر چیزی (امر محبوب) است؛ هرچند در مدینه فاضله، دوستی بر سر چیزی، دوستی افراد نسبت به یکدیگر را به دنبال دارد. دوستی مدنی، شکل مدینه را نیز مشخص می سازد. در واقع پیوند میان معرفت اعضای هر مدینه و نوع سعادتی که به عنوان غایت زیست مدنی خود تعریف می کنند، خود را در چیزی می نمایاند که همان «امر محبوب» است؛ امر محبوبی که برای تحقق آن تعاون صورت می گیرد. مهم ترین دستاورد این پژوهش ارتباط ایجابی میان دوستی مدنی و شکل مدینه است؛ به گونه ای که اگر امر محبوب میان اعضای یک مدینه، امور و اعمال فاضله باشد، آن مدینه، مدینه فاضله خواهد بود و در صورتی که آن امر محبوب، اموری چون لذت، ثروت، قدرت، کرامت، و... باشد، انواع مدینه های جاهله (نذاله، کرامه، تغلب و...) شکل خواهد گرفت. با توجه به امر محبوبی که به مثابه نهایت و غایت عمل سیاسی در نظر گرفته می شود، هر یک از مدینه های فاضله و غیرفاضله، پیامدهای خاصی را در خصوص نحوه تعامل افراد نیز ایجاب می کنند و منشأ دوستی، نوع دوستی و وضع انسان مدنی نیز متفاوت خواهد بود.
موضوع حقوق زنان به عنوان یکی از موضوعات حقوق بشری ، هم در نظام حقوق بین الملل و هم در نظامهای حقوق داخلی ، موضوعی بسیار بحث برانگیز بوده و هست . جنبش بین المللی احیای حقوق زنان ، نخست از طریق جامعه ملل و سپس از مجرای سازمان ملل متحد فرایند حمایت از حقوق انسانی زنان را ایجاد و تقویت کرد و تصویب «کنوانسیون ریشه کنی هرگونه نابرابری علیه زنان» در سال 1979 بزرگترین دستاورد و نقطه اوج حرکت این جنبش بود. نوشتار پیش روی با بررسی مراحل طرح ، تکامل و پیشرفت حقوق زنان و معرفی اسناد و نهادهای مختلف مربوط به زنان ، سیر تاریخی فعالیتهای جنبش بین المللی زنان را به خواننده می نمایاند و سپس با بررسی تفصیلی محتوای کنوانسیون ریشه کنی هرگونه نابرابری علیه زنان و تطبیق آن با قوانین و مقررات داخلی ، به بررسی موضع حقوقی جمهوری اسلامی ایران نسبت به این سند می پردازد...
استراتژی دریایی نقش اساسی سیاست دریایی را مشخص می سازد. توجه به دریا و مسایل و توسعه آن نقش اساسی در توسعه منطقه ای و پایدار دارد و دولتها همیشه در تلاش بوده اند به نحوی به دریا دسترسی داشته باشند . جمهوری اسلامی ایران به دلیل نداشتن استراتژی دریایی و داشتن سیاست برّی یا خشکی در برنامه ها هنوز نسبت به توسعه قلمرو دریایی و جزایر و بنادر آن بی توجهی دارد و آثار این غفلت در جزایر و بنادر مشهود است .و حتی در تهیه طرح آمایش سرزمین این نگاه به دریا تغییر نیافته است. دراین تحقیق تلاش شده است علل این بی توجهی مشخص گردد و راهکارهای عملی برای تغییر این دیدگاه ارائه شود.
آقاى حسین کچویان با طرح مباحثى اصولى از زاویهاى متفاوت و با اثبات این نکته که نظریههایى چون «پایان ایدئولوژى» و «پایان تاریخ» بخشى از تبلیغات ایدئولوژیک نظامهاى سرمایهدارى و لیبرال دموکراسى علیه بلوک شوروى بوده که تعمداً سایر ایدئولوژىهاى رقیب در غرب و جهان سوم را نادیده مىگیرد، معتقد است که روند جهانىسازى پدیدهاى است که از آغاز با هویت سرمایهدارى همراه بوده است. ایشان ضمن تفکیک «جهانىشدن» و «جهانىسازى» معتقد است که این فرایند مىتواند زمینهساز حرکتهاى فراملى براى چپ باشد. جریان چپ به هیچ وجه تمامشده تلقى نمىشود بلکه ضمن تأکید بر عدالت و استقلال، در وضعیت کنونى «مسأله هویت» را در دستور کار خود قرار مىدهد.
در این نوشتار ضمن بررسی مفهوم انقلاب های مخملی در مقایسه با پدیده های مشابه، چرایی وقوع انقلاب های مخملی با توجه به شش جمهوری شوروی سابق بررسی شده است. بدین منظور با بهره گیری از ادبیات نظری موجود، پاسخ به این پرسش در سه محور «ریشه ها»، «وضعیت مخالفان» و «وضعیت حکومت» تبیین شده است. به منظور پاسخ دادن به سؤال مزبور از روش تطبیقی (اتفاق و اختلاف با هم) استفاده شده و براین اساس، کشورهای گرجستان، اوکراین و قرقیزستان از طریق روش اتفاق، و کشورهای روسیه، ازبکستان و آذربایجان با روش اختلاف بررسی شده است. مطابق بررسی های انجام شده مشخص گردید علاوه بر نقش تعیین کننده عامل خارجی، عواملی چون حضور نمایندگان اپوزیسیون در قدرت، افزایش سطح تحصیلات، همبستگی ضعیف نیروهای پلیس با دولت و مبتنی نبودن اقتصاد دولت به صادرات انرژی نیز در رخداد انقلاب های مخملیضروری می باشند.