دوران حکومت ساسانی به لحاظ تاریخ مذهبی، مهم ترین دورۀ ایران باستان به شمار می رود. در این دوران است که حکومت کاملاً جنبه دینی به خود می گیرد و تحول عظیمی به وجود می آید که بر دین و آداب و رسوم ملی ایرانیان تأثیر می گذارد. اندیشۀ زرتشت در این دوره اهمیت فراوانی دارد. بنابراین فهمیدن اندیشه سیاسی زرتشت، بدون برقراری ارتباطی بین شرایط تاریخی و سیاسی شکل گیری و تداوم امپراطوری ساسانی و پارادایم زبانیِ الهیات سیاسی زرتشت امکان پذیر نیست. بدین سان ابتدا باید زمینه و سپس پارادایم زبانی مسلط در این دوره تاریخی بررسی شود. هدف این مقاله این است که زرتشت و آیینش را در بطن تحولات تاریخی و سیاسی بررسی نماید. اساس کار این مقاله، ارائه تحلیلی از شرایط تاریخی و سیاسی ایران در عصر ساسانی و بررسی الهیات سیاسی زرتشت به عنوان پارادایم زبانیِ مسلط آن دوره و فهم اندیشه سیاسی زرتشتِ پیامبر از این طریق است. روش مقاله، روش تاریخ نگاری «جان پاکاک» است که در آن تاریخ، جایگاهی محوری دارد و با مطالعه بستر یا زمینۀ تاریخی و سیاسی از یک طرف و پارادایم های زبانی مسلط از طرف دیگر، موطن مشترکی مابین مورخ یا خواننده و نویسنده متن شکل می گیرد که در چارچوب آن می توان به فهم متن یادشده نائل آمد. البته تلاش خواهد شد تا این عناصر از طریق تحلیل محتوای کتاب مهم زرتشت، اوستا به عمل آید. یافته های این مقاله نشان می دهد که آیین زرتشت، برپاکننده و شکل دهندۀ بستر تمدنی ایران باستان بوده، مؤلفه های پارادایم زبانی اندیشه سیاسی زرتشت، خواستار استقرار شهریاری نیرومند و باشکوه در ایران زمین بوده است. نتیجه نهایی مقاله این است که با عنایت به شرایط تاریخی و سیاسی ایران در بدو تأسیس سلسلۀ ساسانیان و بر اساس پارادایم زبانی اندیشۀ سیاسی زرتشت، اردشیر بابکان از دین زرتشت برای به قدرت رسیدن و متحد ساختن ایرانیان و یکپارچه کردن کشور استفاده کرده است.
در این تحقیق در راستای بررسی رابطة مهارت های ارتباطی مدیران و توسعة فعالیت های فرهنگی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، ضمن بررسی نظرهای کارکنان و مدیران سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی، از دیدگاه های ارائه شده از سوی آن ها، استفاده شده است. روش تحقیق به کار گرفته شده در این پژوهش از نظر هدف کاربردی، از نظر نوع داده ها کمّی و از نظر نحوة گردآوری داده ها، توصیفی و از نوع همبستگی است. جامعه آماری این پژوهش کلیة کارکنان و مدیران سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی هستند که تعداد آن ها حدوداً 600 نفر است که با توجه به ضوابط نمونه گیری تعداد 234 نفر به عنوان نمونة تحقیق انتخاب شده اند. در مرحلة بعد بر اساس مدل مفهومی پژوهش، سؤالات و فرضیه های پژوهش، با استفاده از پرسشنامة محقق ساخته، گویه های استخراجِ شده در نمونة آماری تحقیق مورد پرسش قرار گرفته است. در بخش آمار توصیفی، توصیف داده ها در دو بخش متغیرهای زمینه ای و متغیرهای اصلی ارائه گردیده و در بخش آمار استنباطی، برای بررسی فرضیه ها از آزمون ضریب همبستگی پیرسون و معادلات ساختاری و تحلیل عاملی استفاده شده است. با توجه به داده های تحقیق می توان گفت ارتباط معنا داری بین مهارت های ارتباطی مدیران و ابعاد توسعة فعالیت های فرهنگی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی وجود دارد. با توجه به مقدار مثبت ضریب همبستگی می توان گفت بین مهارت های ارتباطی مدیران و ابعاد توسعة فعالیت های فرهنگی در سازمان فرهنگ و ارتباطات اسلامی همبستگی مثبت وجود دارد؛ به عبارتی با افزایش یکی دیگری نیز افزایش پیدا می کند.
انقلاب اسلامی ایران و خاستگاههای بنیادین آن به عنوان نقطه ی آغاز خیزش بیداری اسلامی در نیمه دوم قرن بیستم ، نوید بخش دوره ی جدیدی از ظهور اسلام بود. این انقلاب و آموزه های حیات بخش و طراوت ساز آن تأثیرات گسترده ای در سطح منطقه ای و بین المللی و به ویژه در بین مسلمانان جهان داشت . در این میان به دلیل مشترکات اعتقادی و زمینه های مساعدی که بین ایران و شیعیان لبنان وجود داشت این تاثیرگذاری و تأثیر پذیری نمود آشکار تری دارد .عواملی همچون اقدامات روشنگرانه امام موسی صدر، اشغال جنوب لبنان به وسیله ی اسرائیل و محرومیت شیعیان آنجا ؛ باعث شد تا لبنان به مناسب ترین محل برای رشد و توسعه ی افکار انقلابی شیعه تبدیل شود شیعیان این کشور به واسطة ی انقلاب اسلامی ایران ، به لحاظ سیاسی و اجتماعی رشد قابل ملاحظه ای یافته و به تدریج نقش مؤثری را در تحولات سیاسی اجتماعی بر عهده گرفتند ، این مقاله در صدد است تأثیر انقلاب اسلامی ایران و مؤلفه های اساسی آن از قبیل: روحیاتِ ایثارگری، جهادی، بسیجی، برابری، برادری، شهادت، یکسان نگری، موقعیت سازی، هویت یابی، عدالت باوری، تمایز و برتری نگری را بر بیداری سیاسی و خیزش بهاری شیعیان لبنان را، مورد بررسی و مداقه قرار دهد
در باب عوامل تکوین و تداوم عقلانیت سیاسی خاصی در یک جامعه، در نظریه های اجتماعی، دو نوع تقابل در دو سطح جریان داشته است: تقابل فرهنگ/اقتصاد و ساختار/کارگزار. در سطح اول، رویکرد مارکسی بر تفوق اقتصاد و رویکرد وبری بر تفوق فرهنگ ؛ و در سطح دوم، «ساختارگرایان» بر تعیین کنندگی ساختارها و «قصدگرایان» بر تعیین کنندگی کارگزاران تأکید دارند. در نظریة «ساخت یابی» آنتونی گیدنز تلاش شده است که با عبور از دوگانه پنداری ساختار/کارگزار، رابطة دیالکتیکی میان آن دو جایگزین رابطة تقابلی شود. در این نوشتار، پس از تبیین رویکردهای فوق، استراتژی تحلیلیِ «دیالکتیک مضاعف» با تلقی سه ضلعی از ساختار (عین، ذهن و ارتباط) طرح شده است که در آن، منظر اقتصادمحور مارکسی و نگاه فرهنگ باور وبری با عناصری از نظریة ساخت یابیگیدنز با هم تلفیق شده است. به این ترتیب، برای بررسی عوامل تکوین و تداوم یک عقلانیت سیاسی در یک جامعه، باید از تأکید یک سویه بر اقتصاد یا فرهنگ و نیز ساختار یا کارگزار عبور نمود. لوکوموتیو جامعه از دو چرخ اقتصاد و فرهنگ تشکیل شده است که سیاست، موتور، و کارگزار رانندة این لوکوموتیو است. بنابراین، در این نوشتار به جای نگاه تقابلی، به بررسی دو نوع دیالکتیک درهم تنیده پرداخته شده است: الف) دیالکتیک ساختار-کارگزار؛ ب) دیالکتیک میان ساختارهای فرهنگی، اقتصادی و سیاسی، با وساطت عنصر کارگزارانه.
یکی از مهمترین گفتمان های غرب ستیزی در ایران، گفتمان جریان حامیان هایدگر است. پژوهش حاضر با روش تحلیل محتوایی، محورهای اصلی آرای متفکران این گفتمان را مورد بررسی قرار می دهد. نظریه پردازان این گفتمان ابتدا به نفی مبانی معرفت شناسی غربی و ارائه تفسیری مناسب با زمینه های دینی جامعه ایران پرداخته و رهایی از بحران های موجود در غرب را در دوری جستن از ایدئولوژی های غربی و برقراری یک انقلاب دینی می دانند. اما در مرحله ایجابی در ارائه یک الگوی عملی و بدیل توفیق چندانی به دست نیاوردند.
در این مقاله تلاش می شود نسبت اسلام و دموکراسی در قالب دموکراسی ژرف و دموکراسی متعهد (از دیدگاه شریعتی) بررسی شود. بنابراین، این نسبت در هفت مولفه مفهوم دموکراسی، آگاهی از دنیای بیرون، رهیافت چندگانه به دموکراسی، تعامل اجتماع و فرد، ارتباط کلامی، خود موقعیت مند و کثرت گرایی سنجیده شده است مولفه هایی فراتر از لیبرال دموکراسی رایج در غرب و هم در انتقاد به آن هستند. چون دموکراسی متعهد از آراء علی شریعتی برگرفته شده، در دموکراسی متعهد به دیدگاه های وی استناد کرده ایم. در نهایت، نتیجه گرفته می شود که در این قالب، دیدگاه های اسلامی شریعتی عمدتاً دموکرتیک است.
با تغییر پارادایم جامعه شناسی و ظهور کنشگران جدید درعرصه های فروملی، ملی و فراملی، الگوهای جدیدی همچون نظریه کوانتوم برای تحلیل پدیده های اجتماعی مطرح شده که از ظرفیت توضیحِ منطق کنشگری های جدید برخوردارند. براساس علوم اجتماعی کوانتومی، رفتار کنشگر فروملی می تواند اثرگذاری بالایی در سطوح کلان داشته باشد و به دلیل غیرجایگزیده بودن پدیده ها، این اثرگذاری تأثیرات دومینو شکلی ایجاد کند. دراین مقاله، از روش کوانتومی به عنوان رویکردی فرارشته ای و تلفیقی از روش شناسی توصیفی-تفهمی-گفتمانی، برای تحلیل وضعیت جامعه مدنی در جمهوری اسلامی ایران بهره برداری شد و این سئوال مطرح شد که بر اساس نظریه کوانتوم، جامعه مدنی در جمهوری اسلامی در چه وضعیتی قرار دارد؟ با تحلیل کوانتومی، نشان داده شد که تحت تأثیر «ابزارهای نوین ارتباطی، ارتباطات شبکه ای، خاصیت غیرجایگزیدگی، عدم قطعیت و درهم تنیدگی»، سطح بازیگریِ کنشگران فروملی و ملی، نوسانات بسیاری را تجربه کرده است. همچنین، نتایج پژوهش نشان داد که این وضعیت، به معنای تحقق جامعه مدنی مشارکتی نیست؛ بلکه نوعی «جهش کوانتومی» اجتماعی درحال وقوع است که همانند تأثیرات «جهش ژنتیکی»، می تواند تبعات ناخوسته ای به جامعه تحمیل کند و در کوتاه مدت، وضعیت «بی هنجاری»، و درمیان مدت، فرو ریزش اجتماعی را به دنبال داشته باشد.
Neglecting and ignorance of citizenship rights by the socio-political system is one of the soft war manifestations against the Islamic Revolution of Iran in recent decades. Accordingly, to defend and introduce the original Islamic thought in the field of citizenship rights, the present study aimed to explain the position of this concept and its derived components by examining the principles and perspectives related to citizenship rights in the Islamic Revolution foundations. To this aim, used library and descriptive method and discourse analysis of Laclau and Mouffe using Quranic verses and critical legal documents of the Islamic Republic of Iran. Then, the symbols of Islamic discourse on citizenship rights were extracted, and objective examples were studied in important legal documents of the republic. Citizenship rights in Islamic discourse are based on the semantic system from the central symbol of purified life and the signs of the principles of dignity, security, freedom and the executive guarantee of citizenship rights. Evaluating the status of citizenship rights in the social and political context of post-revolutionary Iran indicates that the Islamic Revolution discourse has a strong potential for fulfilling citizenship rights. The constitution addresses citizenship rights in various dimensions, including public-private security, judicial law, liberty rights in multiple sizes, participant rights in the administration of national affairs, economic, social and cultural rights, and the rights of vulnerable groups. The implementing citizenship rights specified in this law are guaranteed in parts of the Islamic Penal Code and the Criminal Procedure Code.
ایدئولوژی تضاد در عرصه سیاسی معتقد به تفاوت ذاتی بین «خود» و «دیگران» و برتری مطلق و بدون قید و شرط «خود» است. پس از مروری گذرا بر چند گونه از این ایدئولوژی در غرب در چند سده اخیر، این نوشته به بررسی ایدئولوژی تضاد بین اسلام و غرب و روند طرح آن در دنیای کنونی می پردازد. در ادامه با نگاهی گذرا به نظرات ادوارد سعید در این زمینه، دو نمونه رایج از این تفکر، یکی از غرب و دیگری از شرق مورد بررسی قرار می گیرند. در پایان استدلال می شود که چرا منطق ایدئولوژی تضاد، فارغ از اینکه توسط غرب بر ضد شرق به کار گرفته شود یا بالعکس، غیر قابل دفاع، خطرناک و کلاً از منظرهای سیاسی، فلسفی و اخلاقی فاقد ارزش است.
پس از هر انقلابی، حساس ترین مسأله، موضوع تداوم و آینده انقلاب بوده است. از این منظر مقاله حاضر تلاش می کند تا با توجه به اهمیت آینده انقلاب اسلامی ایران و با در نظر گرفتن فشار های بین المللی علیه آن، با استفاده از شیوه سناریو نویسی به عنوان یکی از شیوه های آینده پژوهی، به طرح برخی سناریو های مطرح درباره آینده حیات سیاسی انقلاب اسلامی پرداخته و تحلیلی از آینده ارائه دهد. در این پژوهش با طرح و نقد چند سناریو در بحث مورد نظر، این فرضیه مورد تأیید قرار خواهد گرفت که انقلاب اسلامی ایران با در نظر گرفتن پارامتر های مختلف، روند بالنده ای را در حیات سیاسی خود تجربه خواهد نمود.
تغییرات پرشتاب و عدم قطعیت های گسترده در حوزه فعالیت فروشگاه های زنجیره ای ، مدیران این مجموعه ها را ترغیب کرده است تا بجای استفاده از برنامه ریزی استراتژیک از «برنامه ریزی مبتنی بر سناریو» و بجای تمرکز بر استراتژی های بهینه بر «استراتژی های پابرجا» تمرکز کنند. در این پژوهش کوشش شده است با تکیه بر رویکرد متعارف برنامه ریزی مبتنی بر سناریو (الگوی شوارتز) و تلفیق آن با نرم افزارهای پیشرفته کمی در این حوزه، سناریوهای محتمل آینده صنعت فروشگاه های زنجیره ای در ایران (با مطالعه موردی شرکت فروشگاه های زنجیره ای اتکا) شناسایی و تدوین شوند. بدین منظور نخست با بهره گیری از روش مصاحبه عمیق و نیز پرسشنامه تعیین اهمیت و عدم قطعیت، پیشران های اصلی و دارای عدم قطعیت در حوزه پژوهش شناسایی شدند. سپس، با تشکیل ماتریس تحلیل اثرات متقاطع و بهره گیری از نرم افزارهای میک مک و سناریوویزارد، نقشه تاثیرات و فضاهای محتمل سناریویی شناسایی و سناریوهای دارای سازگاری بالا انتخاب گردیدند. خروجی نرم افزار سناریو ویزارد چهار سناریوی محتمل شامل "دکان دار بزرگ"، "خرده فروش حاشیه نشین"، "مال مجازی" و "پروژه پاساژ" بود. علاوه بر این، در جلسات خبرگی پس از دو جلسه ذهن انگیزی و با در نظر گرفتن محیط پرتغییر و پیچیده فعالیت فروشگاه های زنجیره ای، سناریوی پنجم با نام "بازار اختصاصی" به عنوان سناریوی متمم و سناریوی ششم با نام "انحلال" به عنوان سناریوی شگفتی ساز، به چهار سناریوی خروجی نرم افزار، افزوده شد. سناریوهای احصاشده، زمینه ای نظام مند برای تدوین استراتژی های پابرجا بر محور دیجیتال شدن و تاثیرگذاری بر "تصویر ذهنی" و "ذائقه" مشتریان است.
Islamophobia is defined as a closed-minded hatred, fear or prejudice toward Islam and Muslims that result in discrimination, marginalization, and oppression. This phenomenon was strengthened after September 11 marked a watershed in the history of America. In the wake of 9/11, Islamophobia was promulgated in a plethora of textual and visual narratives, including novel. This paper studies Islamophobia in Greg Hrbek’s latest novel Not on Fire, But Burning (2015). A close reading of the novel reveals that the novel couples Islam with terrorism and barbarity, and sets forth the Self/Other dichotomy, which is rather cherished in the discourse of Islamophobia. As observed in a long history of Islamophobic rhetoric, Hrbek’s novel depicts that certain people, undoubtedly Muslims, are outside the American system of values, ready to catch America off-guard. With the images the work promotes of Islam and its followers, it is argued that Not on Fire, But Burning reinforces Islamophobia and biased frames of reference on Islam and Muslims.
اتحادیة اروپا به دلیل ذخایر و تولید اندک از یک سو و مصرف بالا از سوی دیگر، به میزان زیادی به واردات نفت خام و گاز طبیعی وابسته است. تسلط روسیه بر منابع و مسیر های تأمین انرژی سبب ناخرسندی اروپا و تلاش این کشور ها برای تنوع بخشی به منابع تأمین انرژی از جمله کشور های بی نیاز از نفت و گاز آسیای مرکزی و قفقاز شده است. سؤال اصلی این نوشتار این است که چه عاملی سبب ارتقای جایگاه منطقة آسیای مرکزی و قفقاز در سیاست های اتحادیة اروپا شده است؟ در پاسخ، این فرضیه مطرح می شود که راهبرد کاهش وابستگی اروپا به نفت و گاز روسیه، سبب ارتقای جایگاه این منطقه در سیاست های اتحادیة اروپا شده است. روش گردآوری اطلاعات، روش کتابخانه ای و اسنادی و همچنین استفاده از منابع اینترنتی است. نتایج مطالعات این نوشتار نشان می دهد که با تنوع خطوط انرژی به وسیلة اروپا، اهمیت و جایگاه کشور های آسیای مرکزی و قفقاز در سیاست خارجی اتحادیة اروپا نه تنها افزایش یافته بلکه سبب نگرانی روسیه شده است؛ زیرا انرژی نقش مهمی را در توسعة اقتصادی روسیه بازی می کند و این کشور به درآمد فروش آن به اروپا نیاز دارد.
با روی کارآمدن آل بویه در قرن چهارم، زمینه رشد سیاسی و فرهنگی تشیع فراهم گشت. آنان در طول حکومت 113ساله خویش با گسترش قلمرو حکومتی، زمینه ساز توسعه اندیشه شیعی بواسطه بزرگانی همچون «شیخ مفید»، «سید رضی»، «سید مرتضی»، «شیخ طوسی» و ... گردیدند. در میان فقها و اندیشمندان شیعی، در خصوص همکاری و همراهی با حاکمان، دو دیدگاه وجود داشته است: برخی معتقد به همکاری مشروط و برخی معتقد بر عدم همکاری مطلق می باشند. سید مرتضی جزء دسته اول است. ایشان در آن مواردی که امکان مبارزه با حکام، غیر مقدور و همراهی منجر به اقامه حدود الهی و خدمت رسانی به شیعیان گردد، همکاری را بلامانع می دانست و حضور ایشان در عرصه های سیاسی، اجتماعی، علمی و فرهنگی در سایه تعامل با حاکمان آل بویه از این دیدگاه قابل تفسیر و توجیه می باشد. به عبارت دیگر، ایشان اعمال ولایت توسط فقیه برای اجرای احکام الهی را امر بسیط نمی دانست، بلکه قائل به تشکیک بود. در نتیجه به میزان توان و امکان، ولایت اعمال می شود.
در خرید و فروش با اطلاعات نهانی، دسترسی به اطلاعاتی درباره بازار وجود دارد که تمام معامله گران از آن آگاه نیستند. گروه های مختلفی تحت عنوان گروه های اولیه و گروه های ثانویه دارای این اطلاعات هستند. دارندگان اولیه اطلاعات نهانی را عموما، مدیران، اعضا هیئت مدیره، نمایندگان شرکت و غیره تشکیل می دهند و دارندگان ثانویه اطلاعات نهانی را اشخاص ثالث و کسانی که به طور اتفاقی مطلع گشته اند، دربرمی گیرند. هر دو گروه دارای مسئولیت مدنی هستند. در واقع سوال اصلی پژوهش حاضر نیز اینست که مسئولیت مدنی استفاده کنندگان از اطلاعات نهانی در معاملات بورسی به چه صورت می باشد؟ روش انجام پژوهش کتابخانه-ای بوده و سعی شده تا با درنظر گرفتن مسئولیت افشای اطلاعات در معاملات بورسی، ارکان سه گانه مسئولیت مدنی ناشی از استفاده از اطلاعات نهان نیز مورد بررسی قرار گیرد. نتایج حاکی از آن بود که افشای اطلاعات نهانی به تنهایی برای تحقق مسئولیت مدنی کافی نمی باشد و وجود سه عنصر تقصیر، ضرر و رابطه سببیت نیز لازم است. با جمع این شرایط، زیان دیدگان می توانند با ارائه دادخواست، جبران خسارات خود را قانونی به صورت مطالبه نمایند.
رشد و توسعه سریع چین و هند در سالیان اخیر، این کشورها را به پدیده ای جذاب در مباحث توسعه تبدیل کرده است. با این حال، این دو کشور با دو ساختار سیاسی متفاوت به توسعه دست یافته اند. هدف مقاله حاضر بررسی رابطه ساختار دولت و توسعه اقتصادی در این کشورها است. شناخت این رابطه به ویژه برای کشورهای در حال توسعه اهمیت بسزایی دارد. زیرا جوامع درحال گذار، جویای شناخت نسبت ساختار سیاسی و توسعه در کشور خود می باشند. نتایج این بررسی نشان می دهد که دموکراسی یا اقتدارگرایی ضرورتاّ پیش شرط توسعه نیست، بلکه وجود شاخص های دولت توسعه گرا در چین و هند شامل: نخبگان توسعه گرا، استقلال نسبی دولت، دیوان سالاری قوی و جامعه مدنی ضعیف بسترهای لازم را برای توسعه در دو کشور چین و هند فراهم کرده است.