این مقاله در پی پرداختن به این موضوع است که مهم ترین متغیرهای اثرگذار بر استقلال کردی در عراق در یک دهه آینده کدامند و چه سناریوهایی در این خصوص قابل ترسیم است؟ برای پاسخ به این سوال، در قالب روش تحلیل ساختاری سعی شده بعد از شناسایی متغیرهای اصلی و ارزیابی میزان اثرگذاری و اثرپذیری هر یک از آنها در سیستمی کلان، نتایج بررسی در بخش های مختلف ارائه و تبیین شود. یافته های این پژوهش نشان می دهد که حمایت ها و رویکردهای بین المللی و رقابت و رویکرد بازیگران پیرامونی به ترتیب اثرگذارترین متغیرها در موضوع استقلال کردی محسوب می شوند. قدرت و انسجام دولت مرکزی و اختلافات یا انسجام راهبردی کردی، دو عدم قطعیت کلیدی شکل دهنده سناریوهای استقلال کردی هستند. بر این اساس، چهار سناریوی بدیل در مورد مسئله استقلال کردی ترسیم شده است.
هدف مقاله حاضر کاوشی در ماهیت سوبژکتیویته در فضای نئولیبرال ناموزون امروز در حیات اجتماعی مرزهای ایران و به طور خاص، شهر بانه است. بدین منظور در چارچوب روایتی مردم نگارانه در شهر بانه در مرز ایران – عراق به مواجهه فرهنگ محلی و بازار نئولیبرال جهانی پرداخته ایم. پرسش ما این است که مواجهه شهری مرزی بانه با فضای نئولیبرال اقتصاد ایران و فضای سیاسی دولت چگونه سوبژکتیویته را برساخت و مفصل بندی می کند؟ روش این مقاله ترکیبی از مردم نگاری و خودزندگی نامه نویسی است. روایت ما از مردم نگاری این مواجهه بیانگر آن است که در رابطه با چگونگی رویارویی با نئولیبرالیسم، الگویی عام در جهان و حتی در یک کشور خاص وجود ندارد و کاوش در این حوزه، کاوش در زمینه های خاص تجربه مورد نظر است، در فضای اجتماعی ناموزون ایران و در شهر بانه، سوبژکتیویته در میانه میدان اقتصادی، سیاسی، فرهنگی و اجتماعی هستی سرشار از مخمصه، اقبال و بد اقبالی دارد. سوبژکتیویته نه آزاد و مستقل و نه سیال و ترکیبی بلکه شکننده و آسیب پذیر است. حاکمیت مولفه های نئولیبرال و مناسبات بازار و دولت در شکل خاص آن در شهر بانه به سپهر حیات روانی افراد، حیات خانوادگی و دیگر مناسبات اجتماعی ورود پیدا کرده، فردی شکننده برساخت شده، ناپایدارسازی فرهنگی و اجتماعی زندگی نمادین تغییراتی در راستای تغییر هنجارهای اجتماعی و ارزش های فرهنگی، کالایی شدن روابط انسانی و درنهایت برساخت سوبژکتیویته شکننده در میانه بازار و دولت ممکن ساخته است.
دستیابی ایران به جایگاه نخست منطقه اگر چه دور از دسترس نیست؛ اما با چالش ها و محدودیت های بسیاری روبروست. در این راستا در عرصه خارجی، تقابل بخشی از سیاست خارجی جمهوری اسلامی ایران به جهت خاستگاه اعتقادی و آرمانگرای آن، با برخی هنجارهای رایج در نظام بین الملل، وجود روحیه ضدامپریالیستی و عدم سرسپردگی در برابر قدرت های خارجی از یک سو و وجود مشکلاتی در روابط با قدرت های منطقه ای به جهت رقابت بر سر توزیع قدرت در منطقه از سوی دیگر، چالش ها و محدودیت هایی برای تبدیل ایران به قدرت نخست منطقه ای ایجاد کرده است. از این رو، هدف اصلی نوشتار حاضر بررسی و شناسایی دقیق این چالش ها و ارائه راهکارهایی جهت تقویت زمینه های ارتقا قدرت منطقه ای ایران است. این پژوهش به روش تحلیلی توصیفی به بررسی و تحلیل چالش های خارجی پیشاروی ایران می پردازد.
مقابله با انواع تهدیدهای نرم، نیازمند قدرت نرم جمهوری اسلامی ایران است تا نظام با استواری باقی بماند و فرهنگ تفکر انقلاب، جهانی شده و در جهان استقرار یابد. دستگاه ها و نهادهای انقلابی باید زمینه ساز و شکل دهنده به این قدرت نرم بوده و توانایی مقابله با هر نوع تهدید را داشته باشند.<br /> بسیج یکی از دستگاه هایی است که با تأکید بر توان مردم، از جبهه های مقاوم برای مقابله با تهدیدهاست که با استقرار نظام جامع اطلاع رسانی تقویت می شود. طراحی و استقرار این نظام، دارای الزام ها و ملاحظه هایی است که در اینجا از منظر مدیران و متخصصان بسیج به آن می پردازیم.<br /> هدف این پژوهش، شناخت شیوه طراحی، پیاده سازی، استقرار و اداره نظام جامع اطلاع رسانی در بسیج مستضعفین از منظرمتخصصان، سرآمدان و مدیران اطلاع رسانی است و با استفاده از روش کیو و با جمعیتی هفتادنفری از متخصصان، به ارائه نتایج و دستاوردها می پردازد. نتیجه نشان می دهد ایجاد یک نظام جامع اطلاع رسانی، نه تنها دارای رویکردهای خاص مدیریتی در اداره است، بلکه از چهارچوب های معین و الزام های مشخصی نیز پیروی می کند. بررسی انجام شده با استفاده از روش کیو، نتیجه تفکیک میان دو گونه دیدگاه مدیران و مسئولان بسیج، با دیدگاه کارگزاران و فعالان بسیج را مقابل ما نهاد. این امر نه تنها می تواند در ارائه ملاحظه های اداره رسانه نقش داشته باشد، بلکه در تولید محتوا و عمل نیز مؤثر است
Political culture represents a society`s widely held, traditional values and its fundamental practices; foreign policy decision makers tend to make policies that are compatible with their society`s political culture because they share, if not all, many of those values. Among the various factors influencing Iran`s foreign policy, the role of political culture seems to be rather underestimated. This article seeks to analyze the role of Iran`s political culture in shaping the country’s foreign policy, through a comparative study of the hardline foreign policy of former president Mahmoud Ahmadinejad and the moderate foreign policy of current president Hasan Rouhani. Accordingly, this paper`s main question is the following: What is the role of political culture in the change in Iran`s foreign policy during Ahmadinejad and Rouhani’s presidencies? Our main hypothesis is that the oscillation of Iran`s foreign policy between aggressiveness and moderation reflects Iran`s two simultaneous contradictory political cultures. In this theoretical-analytical paper, we apply a descriptive-explanatory method to examine our hypothesis. First, we will have a very short discussion of the various factors shaping Iran`s foreign policy. In the second section, we will shed light on the main elements of Iran`s political culture, which seem to influence the country’s foreign policy. The third section of this article will compare Iran’s foreign policy during President Ahmadinejad and President Rouhani; we will try to demonstrate how Iranian leaders who are stuck in Iran`s contradictory political cultures, have reacted and why. Finally, the impact of Iran`s political culture on its foreign policy change will be analyzed.
این پژوهش به بررسی «شکل گیری جریان های فکری رومانتیک در سپهر سیاسی ایران، از دوران مشروطه تا دهة 1330» می پردازد. اهمیت یافتن رومانتیسم، به عنوان یکی از عوامل تأثیرگذار، در تاریخ معاصر ایران بر تنازع خرد و شاعرانگی-ستایش شور و هیجان و احساس به جای عقل در مواجهه با امور- دامن زد. مشروطیت که قرار بود بزنگاه کاربست عقل و تدبیر خردمندانه در سیاست ایران شود، دست آخر از رومانتیسم سر در آورد که برخی از نمودهای آن را می توان در رازورزی، باستان گرایی، بازگشت به خویشتن و انقلابی گری مشاهده کرد. رومانتیسم سویه های آرمان شهری سیاست ایران را برجسته ساخت و تفکر منطقی را دچار طردانگاری، حذف و انکار کرد. با شدت گرفتن این موج در ادامه، این روند حتی خط مشی نظام سیاسی قرار گرفت و بسیاری از اقدامات را بر پایة باستان گرایی و بازگشت به خویشتن قرار داد. سؤال اصلی این است که «چه جریان های رومانتیکی در دوران مشروطه تا دهة 1330 ظهور کرده و چگونه نضج یافتند». فرض مرتبط با این سؤال نیز چنین است که «باب شدن رومانتیسم و به تبع آن رازورزی، باستان گرایی افراطی، انقلابی گری و توجه به احساسات و تمایلات آنی در سپهر سیاسی ایران، سه جریان عمدة رومانتیک را در دورة مذکور به وجود آورد: نژادگرایی، هویت اندیشی، سوسیالیسم عرفانی.»
یکی از مسائل اساسیِ نظریه سیاسی و بین المللی، از گذشته تاکنون متوجه این مهم بوده است که چگونه می توان از دریچه بصیرتی نو در عرصه فرمانروایی داخلی و فراگیر به ایجاد اخلاق صلح و امنیت پایدار کمک کرد. از چشم انداز عصر جهانی، مسئله صلحِ قابل اتکا، به محاق رفته است. بروز صلح شکننده در نظام بین الملل، توجه متفکرانی بزرگ، از جمله یورگن هابرماس، مایکل والزر، جان راولز و دریدا را برانگیخته است. براین اساس، نویسنده در نوشتار حاضر از این مفروضه اولیه خود دفاع خواهد کرد که امکان ارائه نظریه ای برای صلح پایدار در جهان متکثر امروزی وجود دارد. مقاله حاضر پیش از ارائه و دفاع از مفروضه خود، با ابتنا به دیدگاه های متفکران مورد اشاره در این نوشته، به استناد چالش های فرارو در جهان، چهار اصل بنیادی را در این زمینه به بحث خواهد گذاشت. مقاله به روش توصیفی تحلیلی نوشته شده و از نظریه هنجاری انتقادی به منظور عملی ساختن صلح در تراز غیرغربی و همسو با مشارکت جهان زیست های فرهنگی متکثر بهره خواهد برد