فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۲۰٬۷۸۱ تا ۲۰٬۸۰۰ مورد از کل ۳۳٬۸۹۱ مورد.
تحلیل نقش عوامل معنایی و هویتی در شکل گیری و گسترش جریان سلفی گری در کشور های سوریه و عراق(مقاله پژوهشی حوزه)
منبع:
علوم سیاسی (باقرالعلوم) سال بیستم پاییز ۱۳۹۶ شماره ۷۹
153 - 180
حوزههای تخصصی:
سلفی گرایی، جریانی افراط گراست که به لحاظ تفاسیری که از جامعه اسلامی دارد و نیز با خلق یا تغییر برداشت از برخی مفاهیمی چون جهاد، تکفیر، هجرت، کفر، شرک، دارالکفر و جاهلیت، در طول زمان و در برهه های مختلف، دچار تغییر و تحولاتی شده است. این خاصیت افراط گرایی و نیز تفسیر اسلام بر اساس خواسته های این جریان، در مناطق مختلف جهان اسلام شکل های متفاوتی به خود گرفته است که نمونه آن را میتوان در کشور های سوریه و عراق در سال های اخیر مشاهده کرد. تحول در خوانش های سلفی گری در عوامل مختلفی ریشه دارد که بخش قابل توجهی از آن به عوامل معنایی و هویتی بازمی گردد. ازاینرو، پرسش اساسی مقاله حاضر بدین قرار است: عوامل معنایی و هویتی چه نقشی در شکل گیری و گسترش جریان سلفی گری در کشور های سوریه و عراق داشته است؟ این در حالی است که بسیاری از تحلیل ها به عوامل تاریخی پیدایش سلفی گری و نیز نقش قدرت های منطقه ای و فرامنطقه ای در پیدایش و گسترش این گروهها در کشور های یادشده اشاره دارد.
مقاله پیشِ رو با استفاده از روش تحلیلی توصیفی بیشتر بر نقش عوامل داخلی کشور های عراق و سوریه، به ویژه عوامل معنایی و هویتی در این زمینه تأکید می کند. این مقاله با بهره گیری از مبانی نظری مطرح در رویکرد سازه انگاری، نشان می دهد که پنج عامل در پیدایش و گسترش جریان سلفی گری در کشور های مورد بررسی اثرگذار بوده اند: (1) شکل گیری انگاره جامعه جاهلی در برابر دارالکفر؛ (2) انگاره عدو قریب یا دشمن نزدیک در سرزمین عراق و شامات؛ (3) عوامانه سازی و شخصی سازی مفهوم جهاد؛ (4) مفهوم هجرت و سلفی های مهاجر در سوریه و عراق؛ (5) انگاره عربی اسلامی (سنی)؛ بعثی سلفی. این وضعیت درنهایت مشخص می سازد چگونه می توان از تمهیداتی که نظریه سازه انگاری برای محققان فراهم می آورد، در تحلیل جریان های پیش گفته استفاده کرد.
نفوذ فرهنگی در جمهوری اسلامی ایران، چالشها و راهکارهای مقابله با آن از دیدگاه مقام معظم رهبری (1397-1368)
حوزههای تخصصی:
در این پژوهش به بررسی موضوع نفوذ فرهنگی در آرای مقام معظم رهبری و راهکارهای ایشان پرداخته شده است. این تحقیق از انواع تحقیقات کیفی است. روش جمع آوری داده ها اسنادی است و برای تجزیه و تحلیل داده ها از روش تحلیل محتوای کیفی و مراجعه به خبرگان استفاده شده است. پس از طرح چارچوب نظری، جمع آوری و تحلیل بیانات مقام معظم رهبری در موضوع نفوذ فرهنگی، مؤلفه های مربوط به اهداف نفوذ، شیوه های نفوذ، ابزارهای نفوذ و نتایج نفوذ امشخص شد. سپس متن بیانات و «مؤلفه های» مربوط به راهکارهای ایشان، که پس از تحلیل محتوا و شناسه گذاری مشخص شده بود در اختیار خبرگان قرار گرفت تا موافقت یا عدم موافقت خود را با آن مؤلفه ها و هم چنین ترتیب اولویت آن اعلام کنند. در زمینه راهکارها نیز نتایج شامل تعمیق مبانی فکری و بازدارندگی اعتقادی، حضور فعال در فضای مجازی، تقویت فرهنگ ملی و تدوین نقشه پیشرفت ایرانی اسلامی، احساس مسئولیت برای ایجاد تمدن نوین اسلامی، شناخت لوازم و موانع فعالیتهای فرهنگی در کشور و تقویت بصیرت خواص است.
طمع ورزی اسراییل به آبهای کشورهای عربی
حوزههای تخصصی:
کابینه ای در رفت و آمد!
قانون اساسی اروپای متحد
جهان عرب و مسئله جهانی سازی
حوزههای تخصصی:
افغانستان پیروزی با پول
حوزههای تخصصی:
قدرت، نظم موجود و موازنه در سیاست خارجی (بررسی مقایسه ای چین و ایران)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
طی چند دهه اخیر، سیاست خارجی چین و ایران از توزیع قدرت در نظام بین الملل، هژمونی خواهی و یک جانبه گرایی قدرت مسلط انتقاد داشته اند، اما واکنش جامعه بین الملل نسبت به این دو کشور یکسان نبوده است. مسئله پژوهش حاضر این است که در عین نگرش انتقادی دو کشور به توزیع قدرت و نگرانی از رویکرد سلطه طلبی و یک جانبه گرایی قدرت مسلط، چه تفاوت های بین سیاست خارجی چین و ایران، در مورد مفهوم قدرت و فرایند قدرت یابی، نظم موجود، قدرت هژمون و موازنه گرایی در برابر آن بوده است که منجر به واکنش متفاوت در برابر آن ها شده است. بر اساس یافته های پژوهش هرچند این دو کشور نسبت به توزیع قدرت و یک جانبه گرایی قدرت مسلط ناخرسند بوده اند، اما سیاست خارجی چین بر اساس نگرش انتقادی نرم (درون سیستمی)، با ماهیت ضد هژمونیک غیرمستقیم و پیگیری منابع مختلف قدرت (سخت و نرم) شکل گرفته است، درحالی که سیاست خارجی ایران در طی این سال ها بر نگرش انتقادی – انقلابی، رویکرد مقابله جویانه یا ضدهژمونیک مستقیم و منابع سخت افزاری قدرت استوار بوده است. روش پژوهش در این نوشتار، توصیفی – تحلیلی با استفاده از منابع کتابخانه ای و اینترنتی است.
زندگی روزمره و منازعه سیاسی در ایران پس از انقلاب اسلامی؛ از 22 بهمن 1357 تا 30 خرداد 1360(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پس از پیروزی انقلاب، نخبگان سیاسی و رهبران انقلابی و توده ها خواهان دگرگونی فوری زندگی روزمره بودند. بنابراین، مواضع نیروهای سیاسی در قبالِ وضع سیاست، در عین تنوع، می بایست زندگی روزمره را نیز شامل می شد و فرهنگ رسمی جدیدی را مسلط می ساخت. پژوهش حاضر بر این پرسش متمرکز است که زندگی روزمره در فاصله پیروزی انقلاب تا عزل بنی صدر چه رابطه ای با منازعه سیاسی داشته است؟ برای بررسی این مسئله، از روش تحقیق ترکیبی استفاده شد. در جمع آوری داده ها از ترکیبی از منابع دست اول و دست دوم استفاده شد که پس از طبقه بندی سعی کرده ایم پس از کشف و توصیف رابطه بین عناصر پژوهش، تحلیل و تفسیر نهایی را ارائه کنیم. این مقاله نشان می دهد که زندگی روزمره در موقعیتی انقلابی در فرایند منازعه پساانقلابی، خودش به موضوع اِعمال قدرت و محل بروز اختلافات نیروهای سیاسی تبدیل شد و پس از دو سال از موقعیت تکثر سیاسی به یگانگی سیاسی رسید. این یگانگی باعث افزایش پدیده های مظنون در زندگی روزمره می شد که می بایست آینده جامعه ایران و روابط نیروهای اجتماعی با ساخت قدرت مستقر را جهت دهد.
اندیشه نااندیشیده حوزه سیاست؛ واکاوی بنیان های روش استتیکی ژاک رانسیر(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
جریان های فکری فلسفی و جامعه شناختی طیف بسیار متنوعی از اندیشه های آرمانی و خیالی ارائه کرده اند و مدام کوشیده اند تا مردم را به سوژه های پیشرفت و تغییر بدل سازند. تمامی اندیشه ها به دنبال ترویج ایده هایی هستند که هدف آن توأمان تکریم ظرفیت برخی از انسان ها چون خود و تحقیر صلاحیت و مقام برخی دیگراست. همین امر ساخت جامعه ای پرآشوب و متلاطمی موجب شده که مردم آن همچون اشباح سرگردان، خموش و بی صدا زیست می کنند. افراد چنان تحت سیطره فکری فیلسوفان و جامعه شناسان قرار گرفته اند که گویی ماهیت حقیقی انسان همین است و هیچ بدیل دیگری را نمی توان تصور کرد. ژاک رانسیر، این اندیشمند فرانسوی زبان، منتقد چنین جریان های فکری است و می کوشد به جای آن که به قلمرو تاریک اندیشه پشت کند، با استفاده از روش استتیکی، به آن حد و مرزهای بازنماییِ جنبه اثبات پذیریِ مکاتب فکری سیاسی اجتماعی و فلسفی حمله کند. در مقاله پیش رو، نگارنده درصدد پاسخ به این پرسش است که رانسیرچگونه با استناد به روش استتیکی، به ساحت نااندیشه های روش های پوزیتویستی و گفتمانی در علوم سیاسی و جامعه شناسی می پردازد. در جواب به این سوال باید گفت روش استتیکی رانسیر با نگاه به قدرت شاعرانگی در وجودِ بشر ، انسان ناپدید گشته در جهان پرآشوب معاصر را مرئی و هویدا می سازد.
روسیه و پدیده جهانی شدن
کنفرانس اسلام شیعی: اعتقاد، تجربه و جهان بینی
حوزههای تخصصی:
معرفی کتاب:
حوزههای تخصصی: