احراز جایگاه نخست اقتصادی، علمی و فناوری در منطقه، براساس سند چشم انداز بیست ساله ی جمهوری اسلامی ایران در افق 1404، منوط به الزاماتی در مدیریت نهادها و سازمان های جامعه است. یکی از این الزامات، امنیت سیاسی و اجتماعی است که مدیریت جامعه در این زمینه نقش مهمی برعهده دارد. مدیریت سیاسی جامعه، علاوه بر نقش امنیت بیرونی و برقراری نظم، نقش دیگری به نام امنیت درونی را در جامعه نیز بر عهده دارد. در امنیت درونی که در این مقاله بر آن تاکید می شود، رابطه ی بین افراد و جامعه را، محبت تشکیل می دهد که مبتنی بر آموزه های اسلامی ما نیز می باشد. امنیت درونی، نقش پیش گیرانه دارد و زمینه ی ایجاد عوامل مخل امنیت را در جامعه از بین می برد و امنیت بیرونی را تسهیل می کند. مدیریت سیاسی جامعه برای ایجاد چنین امنیتی نیازمند تغییر وتحولی بنیادین در اهداف، روش ها، مدیریت و برنامه ریزی های درون سازمان ها است که تحقق اهداف سند چشم انداز را میسر خواهد کرد. علاوه بر این، امنیت سیاسی واجتماعی در جامعه، نیازمند مؤلفه های ثبات سیاسی، ثبات مدیریت، امنیت شغلی، امنیت فرهنگی، بهداشت روانی، ایجاد روحیه ی مشارکت، ایجاد محیط مؤثر و امن و خودکنترلی است که با همکاری دیگر نهادهای اجتماعی به ویژه آموزش وپرورش، صدا و سیما، فرهنگ وارشاد اسلامی و... قابل تحقق است. روش مورد استفاده در این تحقیق روش توصیفی از نوع کتابخانه ای است. برای دست یابی به مؤلفه های امنیت سیاسی و اجتماعی و در پاسخ به این سؤال که جامعه ی ایران در افق 1404، نیازمند چه مؤلفه هایی در راه امنیت سیاسی و اجتماعی است؟ و این که آیا ثبات سیاسی، ثبات مدیریت، امنیت شغلی، امنیت فرهنگی، امنیت اقتصادی، بهداشت روانی، روحیه ی مشارکت، محیط مؤثر و امن و خودکنترلی موجب ایجاد امنیت سیاسی و اجتماعی می شود؟ با مطالعه ی مقالات و کتاب ها راجع به مدیریت و امنیت سیاسی و اجتماعی و مشاوره با صاحب نظران و با تعمق و اندیشه درباره ی آن ها، مؤلفه های امنیت سیاسی اجتماعی در جامعه ی اسلامی ایران شناسایی شدو مورد بررسی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت و پیشنهادات لازم ارائه گردید.
بررسی انگیزه کسانی که در فعالیت های انقلابی سال های 1356- 57 مشارکت داشتند و رضایت فعلی آنان از وقوع انقلاب، در قالب تحقیقی صورت گرفت که مقاله حاضر، ماحاصل آن است.
نتایج تحقیق که به روش پیمایشی با 500 نمونه از افراد 45 سال به بالا که به روش سهمیه ای انتخاب شده بودند، صورت گرفت نشان داد که انگیزه 42% مشارکت کنندگان در انقلاب، حفظ ارزش های اسلامی، 20% نارضایتی از رژیم شاه و 3/7% دستیابی به وضع اقتصادی بهتر بوده است. 38% پاسخ گویان معتقدند اهداف سیاسی انقلاب بیش از سایر اهداف آن تحقق یافته و 62% از این که انقلاب اسلامی به وقوع پیوسته به میزان زیادی و 20% در حد متوسط راضی هستند. رابطه بین میزان مذهبی بودن با میزان تحقق اهداف انقلاب از دید پاسخ گویان و رضایت آنان از وقوع انقلاب هم تایید شد.
هدف از مقاله حاضر، بررسی دو رویکرد پژوهشی عمده مطرح در عرصه روش شناسی پژوهش با توجه به مبانی معرفت شناسی و وجوه تمایز هر رویکرد با دیگری می باشد. در این راستا، برخی از دشواری های پژوهش های کمی که منجر به ناکامی آنها در پژوهش های علوم انسانی شده، مطرح و مورد بحث قرار می گیرد. این مقاله کانون توجه خود را معطوف به تعارضات درونی چهارگانه شامل ورژن، تمام نگاری، چندصدایی و شک گرایی در پژوهش های کیفی مبتنی بر پدیدارشناسی نموده و ضمن شرح این تعارضات که به وسیله هارلی، هاردی و آلوسن طرح شده اند، به ناکامی پژوهش های کیفی در غلبه بر موانع روش شناسی و رفع چالش ها اشاره می کند. در ادامه، ظهور پژوهش ترکیبی به عنوان جانشینی نارسا برای رفع دشواری های دو روش کمی و کیفی به دلیل عدم توجه به مفروضه های زیربنایی هر یک از این روش ها معرفی و مورد نقد قرار می گیرد. با استناد به چنین مباحثی و عنایت به یافته هایی که نشان می دهند اغلب مغالطه های اسکات در تمام پژوهش های کمی، کیفی و ترکیبی به تناوب مشاهده می شود، نویسندگان پاراکمیت گرایی را به منزله رویکردی بدیل برای غلبه بر دشواری های روش شناختی روش های موجود، معرفی می کنند.
با بررسی انواع پژوهش ها در علوم انسانی و رفتاری در می یابیم که در علوم انسانی و رفتاری با دو رویکرد پژوهشی مواجه هستیم که این دو رویکرد عبارت از الف) رویکرد کمی و ب) رویکرد کیفی.. به بیان دیگر در حوزه علوم انسانی و رفتاری و از جمله علوم تربیتی و روان شناسی، انتخاب رویکرد انجام پژوهش بر پایه جهان بینی و چارچوب فکری (پارادایم) است که پژوهشگر اختیار می کند. هدف از تدوین مقاله حاضر بررسی و مقایسه روش شناسی دو رویکرد پژوهش کمی و پژوهش کیفی به لحاظ ماهیت، هدف، روش، فرضیه ها، ابزارهای جمع آوری اطلاعات، روش های نمونه گیری روایی و پایایی، روش تجزیه تحلیل آماری، قابلیت ها و کاستی های آنها می باشد. امید آن می رود که طرح این موضوع، شروعی برای بحث های اساسی بیشتر در زمینه پژوهش های علوم انسانی و رفتاری درکشورمان باشد.
روش تحقیق یکی از منابع مهم کسب دانش است که به روش های مختلفی از جمله روش های کمی و کیفی دسته بندی می شود. تحقیقات کیفی روش های متنوعی دارد که از روش های مرسوم آن در این مقاله تنها به روش تحقیق پدیده شناسی و کاربرد آن در علوم بالینی پرداخته شده است. روش پدیده شناسی که یک روش توصیفی - قیاسی است از فلسفه پدیده شناسی سرچشمه می گیرد. برای توضیح این موضوع در این مقاله نخست به تاریخچه فلسفه پدیده شناسی و سپس تطبیق آن به عنوان یک روش تحقیق کیفی در علوم پزشکی اشاره شده است. توجه علوم بالینی و پرستاری حرفه ای به مراقبت کل نگر زمینه ای برای انجام تحقیقات پدیدارشناسی را فراهم آورده است. این دیدگاه کل نگر، با مطالعه تجربه زیسته ممزوج شده و اساسی برای تحقیق پدیده شناسی فراهم می کند. توصیه می شود که محقق باید از خود سؤال کند که آیا تحقیق راجع به تجربه زیسته مناسب ترین روش جمع آوری داده هاست؟ چون داده های اولیه در نظر گرفتن تجربه پدیده است، باید محقق در نظر بگیرد که این محصول داده های غنی و توصیفی است. پژوهش پدیده شناسی مبتنی بر هدف است چون بر خلاف تحقیقات کمی، هدف عمومیت بخشیدن یافته ها به جامعه ای که نمونه از آن انتخاب شده نمی باشد بلکه هدف فهم پدیده مورد نظر است و همان طور که اشاره شد محققین باید افرادی که تجارب کافی در مورد پدیده مورد مطالعه را دارند و می توانند بهترین اطلاعات را در مورد موضوع ارائه دهند، انتخاب کنند که عبارت اند از مشاهده، مصاحبه و یادداشت برداری میدانی، اسناد و مدارک یا اغلب ترکیبی از این روش ها می باشد. در این مقاله همچنین به روش های تحلیل اطلاعات در پدیده شناسی (فنومونولوژی) اشاره شده و ابعاد خطرات و فواید تحقیق، ماهیت داوطلبانه بودن شرکت در تحقیق، حق شرکت کننده برای انصراف تشریح گردیده و در خصوص قضاوت محققان در مورد صحت احتمالی از طریق خواص قابلیت وابستگی، اعتبار، قابلیت انتقال و تاییدپذیری بحث شده است.
سال 1382 شاهد ظهور نخستین سند ملی توسعه در تاریخ کشور از سوی مقام معظم رهبری است. بسیار حائز اهمیت است که به مدد مؤلفه های اساسی محیطی و از طریق آینده پژوهی بتوانیم حرکت کشور را در راستای این سند متناوباً پایش کنیم و چهره ایران آینده را ترسیم نماییم. یک روش کلاسیک در روندشناسی تحولات، استفاده از شاخص هایی است که از سوی مجامع و نهادهای بین المللی تعریف و ارائه شده است. با این حال به نظر می رسد که اقتضائات چشم اندازگرایانه و زمینه گرایانه، ما را به بازتعریف این مؤلفه ها، فرا می خواند. تحقیق حاضر، مؤلفه های اصلی تغییرات محیطی کشور را با توجه به اقتضائات، برشمرده، بازتعریف نموده و اهمیت آنها را بر آینده ایران، تشریح نموده است.
از دیدگاه نظریه پردازان روابط بین الملل و از جمله «کارکردگرایان» و «منطقه گرایان» ، ایجاد و توسعه همکاریها و برقراری روابط اقتصادی، تجاری و حمل و نقل، از روشهای مناسب برای ایجاد «همگرایی» در مناسبات بینالمللی و تعمیق دوستی و ایجاد «صلح و ثبات»، به ویژه در میان کشورهای یک منطقه است. با توجه به این مطلب، نویسنده این مقاله بر این باور است که شکل گیری ایده احداث «خط لوله صلح»4 (ایران- پاکستان- هند) با موقعیت ژئواکونومیک ایران، همخوانی داشته و تحقق این ایده را باید اقدامی استراتژیک و گامی مثبت در راه تامین منافع ملی و امنیت ملی هر سه کشور ارزیابی کرد. در این ارتباط، این مقاله به بررسی روش ها و مسایل گوناگون مربوط به صادرات گاز ایران و از جمله: خط لوله صلح و گاز فشرده مایع پرداخته و فرصت ها وچالش های پیش روی ایران را در این زمینه مورد بررسی قرار داده است و ملاحظات مربوط به امنیت انرژی را در این خصوص یادآور می شود.
اقتصاد در ابعاد مختلف تولید و مصرف با منابع طبیعی و محیط زیست در ارتباط است. رشد جمعیت همراه با رشد اقتصادی علاوه بر کاهش کیفیت منابع، سبب فراتر رفتن آلاینده ها از ظرفیت تحمل محیط طبیعی شده اند. در اوایل سال 1990 تلاش هایی برای گسترش نظام حساب های ملی به منظور احتساب اُفت کیفیت محیطی و نابرابری درآمدی انجام و منجر به ارائه مفهوم جدید « تولید ملی سبز» شد. با لحاظ استهلاک منابع طبیعی و احتساب محیط زیست (یا سبز کردن حساب های ملی)، می توان به جای تولید ناخالص ملی، معیار تولید ناخالص ملی سبز را به دست آورد. اگر چه غالباً آزادسازی تجاری به عنوان عامل مثبت و مؤثر در رشد اقتصادی و افزایش رفاه مطرح می شود، اما طی چند دهه اخیر در برخی از کشورها، تجارت رو به رشد بدون در نظر گرفتن ملاک ها و استانداردهای زیست محیطی و صرفاً به منظور دسترسی به بازار محصولات سایر کشورها تحت فناوری های غیر دوستانه با محیط زیست، به استفاده گسترده و ناصحیح از منابع و انرژی منجر شده و آلودگی های فراوانی از جمله انتشار گازهای گلخانه ای در پی داشته است. بررسی اثر اندازه باز بودن اقتصاد بر تخریب زیست محیطی در ایران طی دوره زمانی 1385-1353 نشان می دهد که رابطه مثبت بین درجه باز بودن اقتصاد و تخریب زیست محیطی در کوتاه مدت و بلندمدت، همچنین رابطه مثبت بین انتشار دی اکسیدکربن و تخریب زیست محیطی وجود دارد.
احساس و اظهار نگرانی جامعه بین المللی از جدی بودن مشکلات و تهدیدات ناشی از فساد بر ثبات و امنیت جوامع ملی و جامعه بین المللی از طریق به تحلیل بردن نهادها و ارزش های دموکراسی، ارزش های اخلاقی و عدالت اجتماعی و لطمه زدن به توسعه پایدار و حکومت قانون، موجب شده است که فساد معضلی فراملی تلقی شود که در نتیجه آن همه عوامل اقتصادی، سیاسی، اجتماعی و فرهنگی جوامع تحت تاثیر قرار می گیرند، در نتیجه، همکاری بین المللی برای پیشگیری و کنترل آن از ضروریات عصر حاضر است. جرایم مورد نظر کنوانسیون که از ماده ١٥ به بعد به آنها پرداخته شده، عبارت اند از: رشوه مقامات عمومی داخلی، رشوه مقامات خارجی و سازمان های بین المللی، اختلاس، تجارت تحت نفوذ، سوءاستفاده از مقام، ثروت و دارایی نامشروع، رشوه در بخش خصوصی، اختلاس در بخش خصوصی، پولشویی، پنهان کاری و نگهداری اموال ناشی از جرم و ممانعت از رسیدگی قضایی. در عمومات کنوانسیون به اموال عمومی، مدیریت عمومی، تصمیم گیری شفاف در مدیریت عمومی تاکید شده است. مبارزه با فساد رویکردی چندجانبه و جامعی را می طلبد، همان طورکه در کنوانسیون بر اصول اولیه حقوقی در رسیدگی های کیفری، مدنی و اداری برای احقاق حقوق مالکیت تاکید و به وجود ارتباط میان فساد و جرایم سازمان یافته اشاره شده است.
هویت بین المللی اتحادیه اروپا با روایت های مفهومی متعددی مانند «قدرت مدنی» و «قدرت هنجاری» توصیف شده است. روایت «اروپای پست مدرن» از جمله روایت هایی است که از گذار اروپا به فراسوی سیاست مدرن سخن به میان آورده است. رابرت کوپر دیپلمات انگلیسی و رابرت کیگان تحلیلگر امریکایی نمایندگان این روایت غالب در جهان انگلیسی زبان به شمار می آیند. نوشتار حاضر در پی پاسخ به این پرسش است که روایت پست مدرن چگونه در تعریف هویت بین المللی اتحادیه اروپا نقش آفرینی می نماید؟ فرضیه ای که در ادامه به آزمون نهاده خواهد شد، این است که روایت پست مدرن به میانجی «بازنمایی گفتمانی» و «غیریت سازی» و «تفاوت گذاری» میان اتحادیه اروپا با دگرهای غیر اروپایی پرداخته، به برساختن هویت بین المللی اتحادیه اروپا مدد می رساند. این نوشتار با الهام از سنت پسا پدیدارشناختی به بررسی آغاز و انجام پست مدرنیسم، چرخش پست مدرن درسیاست اروپایی، اروپای پست مدرن به روایت رابرت کوپر، اروپای کانتی به روایت رابرت کیگان و جایگاه اروپایی پست مدرن می پردازد و این گونه نتیجه می گیرد که در غیاب این همانی تمام عیار نظریه و واقعیت، روایت پست مدرن هویت اروپایی، بیش از آنکه پدیدار شناسانه باشد، وجه هنجاری دارد.