نویسنده به چالشهاى علم نسبت به دین در قرن نوزدهم اشاره مىکند و علم را مسؤول پاکسازى به اصطلاح نابخردىهاى دین مىداند. در قرن بیستم این چالش جاى خود را به ندانمگویى (= لاادرىگرى) مىدهد. دین تعریفهاى ذاتى، کارکردى و غایى دارد که به نظر نویسنده، معمول این تعریفها خالى از اشکال نیستند. از نظر نویسنده، میان نظامهاى دینى و نظامهاى اخلاقى تفاوت است.
آزادى و دموکراسىِ ایجابى بر پایه سه مقوله تفرد، تکثر و تحمل بنا مىشود و مؤلفههاى انتخابات دموکراتیک را مىتوان انتخابگرى و انتخابپذیرى، انتقادگرى و انتقادپذیرى، رقابتگرى و رقابتپذیرى و پاسخدهى و مسؤولیتپذیرى بر شمرد. دموکراسى ایجابى در شرایط سیاسىِ تنگ و انحصارطلبانه ایران قابل تحقق نیست و حضور گسترده مردم و جوانان در انتخابات اخیر نشاندهنده رأى منفى مردم به رفتار و الگوهاى سیاسى حاکمان است.
در این مقاله تفاوتهاى جادوگران و قانونگذاران و مصلحان با پیامبران ذکر شده؛ همچنین «پیامبر اخلاقى» و «پیامبر سرمشق» از یکدیگر بازشناخته شدهاند و پیامبران بنىاسراییل از قسم اول شمرده شدهاند.
در این گفتوگو به پارهاى از ویژگىهاى ایرانیان اشاره شده و تأکید شده است که ایرانى براى ادامه حیات خویش باید با حفظ هویت ایرانى خویش، آن را کارساز کند و این کارساز کردن از طریق افکندن طرحى نو در اندیشه امکانپذیر است؛ یعنى باید در نحوه تفکر مردم تغییرات پایهاى ایجاد کرد.
در این گفتوگو که در چهار قسمت منتشر شده است، آقاى باوند ابتدا مطالبى را پیرامون تاریخ مباحث هرمنوتیک در غرب ذکر مىکند و سپس به جهان هرمنوتیک ایرانى مىپردازد که خلاصه همین بخش در اینجا آمده است. به نظر ایشان روشنفکران ما نتوانستهاند تعامل درستى با سنت خود و اسلام داشته باشند و علت آن یا جهل یا خیانت است. اگر روشنفکران قدرى به منابع اسلامى روى آورند و از سر تأمل در آنها بنگرند، بسیارى مشکلات فکرىشان حل خواهد شد.
علمپرستى (ساینتیسم) در غرب سبب شد که گروهى از دانشمندان غربى در مقابل آن به ستیز و دشمنى با علم تجربى و دستاوردهاى آن برخیزند. اما هم علمپرستان و هم علمستیزان طریق باطل مىپویند. هر چند علمگرایى به حذف بنیادهاى دینى و طغیانها و پریشانىهاى کنونى انجامیده است، ولى علم در جایگاه خود تأثیرى شگرف در کمال و تعالى انسان دارد.
آینده سیاسى ایران به عواملى همچون راهکارهاى بهکار گرفته شده توسط جریانهاى سیاسى، چگونگى بروز خواستههاى اجتماعى و جهتگیرى نیروهاى بینالمللى بستگى دارد. با این وصف، نویسنده براى آینده ایران سه وضعیت احتمالى اصلى را پیشبینى مىکند.
مقاله حاضر به معرفى کوتاهى از تاریخ بلند ایمان در تفکر مسیحى اختصاص دارد. نویسنده ضمن بیان ماهیت ایمان در متون اولیه مسیحیت و تحول معنایى آن در دورههاى بعد، نشان داده است که این مفهوم از ایمان، تأثیرى ژرف در مکاتب و اندیشههاى جدید غرب داشته است.
نویسنده پس از تعریف «معنویت» به «تدین متعقلانه» یا «فهم عقلانى از دین»، دوازده مؤلفه یا ویژگى را براى تدین متعقلانه برمىشمارد و به توضیح هر کدام مىپردازد.
آیا دین تنها یک روایت دارد یا از دین هم به عنوان متن، قرائتهاى کثیر و فهمهاى متفاوت مىتوان داشت؟ در میان فهمهاى متفاوت، آیا تنها یک فهم درست است یا چند فهم همارز مىتواند وجود داشته باشد؟ آیا براى سنجش فهمها محک و معیارى موجود است یا... .
این مقاله، با هدف بسط محدوده بحث، به بررسى و نقد یکى از نظریهپردازان نامدار، به پرسشهاى مذکور پرداخته است.