با آغاز سده نوزدهم میلادی و ظهور امپراتوری های جدید مثل بریتانیا، فرانسه و روسیه که جانشین قدرت های پیشین چون اسپانیا و پرتغال و هلند شده بودند و آغاز رقابت های سیاسی و اقتصادی آنها که کانون اصلی آن از غرب به شرق منتقل شده بود، کشور ایران نیز در گردونه رقابت های توسعه طلبانه این دولت ها قرار گرفت. از آن پس، هیئت های سیاسی رسمی یا غیررسمی دولت های یاد شده به دربار شاهان قاجار راه پیدا کردند. در آن مقطع، سیاستمداران و دولتمردان بریتانیا زمینه حضور بسیاری از طبقات گوناگون جامعه خود را در ایران فراهم کردند. یک دسته از آنها پزشکان بودند که پس از ورود به ایران در موقعیت ها و محل های مختلفی از قبیل دربار شاهان قاجار، سفارتخانه ها، کنسولگری ها، هیئت های تبلیغی و در میان مردم ایران حضور یافتند. در این نوشتار کوشش شده است تا علل و عوامل حضور پزشکان انگلیسی در ایرانِ عصر قاجار ریشه یابی شود.
جنگهای ایران و روس با حمله روسیه به منطقه قفقاز در فاصله سال های (1243ـ1218ق/ 1828ـ1803م) آغاز شد. منطقه قفقاز از سده ها پیش تا دوره قاجار روابط فرهنگی، سیاسی و اقتصادی ویژهای با سلسلههای ایرانی داشت و حاکمان این منطقه از آن دوران تا واپسین سالهای پادشاهی فتحعلیشاه خراجگزار و یا دست نشانده دولت مرکزی ایران بودند.با سقوط صفویان و روی کار آمدن افشاریان و زندیان، از تسلط حکومت مرکزی بر منطقه قفقاز کاسته شد و حکمرانان آن منطقه، با مشاهده ضعف حکومت ایران و به دلیل حفظ منافع خود به سمت قدرت نوظهور شمالی جذب شدند.با به قدرت رسیدن قاجارها که طرح و نقشه درستی برای تعامل با خوانین این منطقه، به ویژه خوانین گرجستان و آن سوی ارس نداشتند، بر اثر جنگ های ایران و روس و با انعقاد قرارداد گلستان در سال 1228ق/1813م و ترکمانچای در سال 1243ق/ 1828م قفقاز به کلی از ایران جدا شد. در این پژوهش کوشش می شود تا چگونگی جنگ روسها با ایران بر سر منطقه قفقاز و نقش دولت های اروپایی در این امر و واکنش سران حکومت قاجار به این کنشها بررسی شود.
نخستین جنگ جهانی که به خاطر تمایلات هژمونی ابرقدرت های جهان آغاز شد نظام نوپای مشروطه را با تهدیدی جدی روبه رو کرد. از آنجا که ایران به لحاظ سیاسی جایگاهی بلند در برنامه های متحدین و متفقین داشت، سرازیر شدن آتش جنگ به ایران امری اجتناب ناپذیر بود. از این رو بود که بی طرفی ایران عملاً نقض شد.روی دیگر سکه این بود که ملی گرایان و آزادی خواهان، جنگ را فرصتی برای پایان دادن به سیطره روس و انگلیس می دانستند؛ به همین خاطر با خروج از پایتخت و تاسیس دولت ملی در کرمانشاه، حاکمیتی دوگانه را در کشور پدید آوردند. یکی از رهبران اصلی این جریان که برای مدتی هم ریاست مهاجران را بر عهده داشت سلیمان میرزا اسکندری شاهزاده قاجاری و سردمدار حزب دمکرات بود. موضع گیری های سلیمان میرزا علیه انگلیسی ها که در سراسر جریان مهاجرت به نحو برجسته ای نمایان بود، او را به شدت منفور انگلیسی ها ساخته بود. بر این اساس، پس از شکست دولت ملی، انگلیسی ها او را دستگیر، محاکمه و به خارج از ایران تبعید کردند.جست وجو در پیشینه پژوهشی موضوع، نشان می دهد که این موضوع تاکنون نتوانسته است جایی را برای خود در تحقیقات تاریخی باز کند. از این رو این پژوهش بر آن است تا با تکیه بر اسناد منتشر نشده و منابع دست اول، دستگیری سلیمان میرزا و اسارت و تبعید او را به عنوان نمونه ای از مداخلات بی مهار انگلیسی ها در ایران، به هنگام نخستین جنگ جهانی که ناسازگار با قواعد ملی و بین المللی بود بازخوانی و ارزیابی کند.