اصولاً بحران ها و چالش های هر جامعه بر استراتژی ها، سیاست ها، روندها و جریان های حاکم بر آن کشور و نیز مدیریت آن جامعه تأثیر دارد. عربستان سعودی به عنوان یک جامعه سنتی به دلایل گوناگونی با یکسری از بحران ها روبه روست که به طور قطع بر سیاست های رژیم آل سعود و کارآمدی و مدیریت آن و نیز روندهای حاکم و تعاملات آن با محیط پیرامونی اثرگذار هستند. در حقیقت باید گفت نوع نظام سیاسی و ساخت غیردموکراتیک حاکم بر جامعه عربستان و نیز ساختار قدرت در آن و سازوکارهای سنتی پدرسالارانه در این کشور، سبب ساز مجموعه ای از بحران های گوناگون شده است که با تأثیر منفی بر توان و کارآمدی رژیم آل سعود، سبب بروز حوادث فاجعه انگیزی همچون حادثه منا در سال 1436 و ناتوانی در مدیریت مؤثر آن شده اند. پرسش این مقاله آن است که: بحران های جامعه عربستان چه تأثیری بر بروز فاجعه منا و مدیریت آن داشته است؟ بررسی ها نشان می دهد بحران ها و چالش های موجود در جامعه عربستان، موجب ناکارآمدی دولت این کشور در ممانعت از بروز این فاجعه و به ویژه مدیریت آن شده است.
سؤال اصلی مقاله این است که چرا سیاست چین ضمن حمایت از وضع موجود سیستم بین الملل به رقابت هژمونیک با آمریکا روی آورده است؟ فرضیه این است که ماهیت گشایش اقتصادی در دوره پس از آغاز اصلاحات چنین آثار دوگانه ای در سیاست خارجی چین به دنبال داشته است. چین مجبور شده برای پیشبرد استراتژی اقتصادی اش در اقتصاد جهانی شده ادغام گردد و به تبع آن از نظم و ثبات بین المللی دفاع کند. اما این سیاست تا حدی جهت گیری توسعه طلبانه پیدا کرده و به رقابت هژمونیک با آمریکا تمایل یافته است. بر این اساس، در تبیین سیاست خارجی چین نشانه هایی از منطق های هر دو تئوری لیبرالیسم و رئالیسم دیده می شود. این مقاله چارچوب تجربی-تبیینی دارد و در تبیین فرضیه اش تلاش شده حتی الامکان از اطلاعات و داده های معتبر استفاده شود.
هویت ملی یکی از عالیترین سطوح هویتی برای هر فردی است که به لحاظ سلسله مراتبی برتر از سایر سطوح هویتی (هویت فردی و هویت اجتماعی) قرار گرفته وعواملی مانند تاریخ، فرهنگ، فضا، زمان، دین ... در ساخته شدن آن نقش دارند. از میان منابع تشکیل دهنده هویت ملی، فرهنگ از مهمترین عوامل آن است به طوری که هنگامی فرد در مقابل سوال از چیستی هویت ملی خود قرار بگیرد، خود را متعلق به کشوری میداند که به آن تعلق فرهنگی دارد. اما در عصر جهانی شدن و با فشردگی فضا و زمان، شکلگیری فرهنگهای مجازی، توسعه و گسترش رسانه ها و ابزارهای اطلاعاتی بحث فرهنگ و هویت ملی وارد فاز جدیدی شده است. برخلاف گذشته، امروزه رسانهها و شبکههای اطلاعاتی و ارتباطی یکی از منابع اصلی شکلدهنده به فرهنگ و به تبع آن هویت ملی افراد شده اند. دیگر اهمیت فضا و زمان کمرنگ شده و به دنبال آن افراد تجربه های جدیدی از چندگانگی فرهنگی و هویتی را تجربه می کنند. در این نوشتار ما بر اساس مفهوم جامعه شبکهای مانوئل کاستلز و نیز مفهوم هویت چهل تکه داریوش شایگان بر این مفروض استدلال خواهیم نمود که: فرهنگ و هویت ملی در عصر کنونی یک برساخته فرهنگی اجتماعی است. اکنون هویت ملی به مانند گذشته برترین شکل هویت فرد نیست و تنها یکی از منابع هویتی فرد در کنار دیگر منابع هویتی است که از فضای جهانی شده و جوامع اطلاعاتی کنونی تغذیه می کنند. در راستای مفرض خود بر اساس مفهوم "جامعه شبکه ای" مانوئل کاستلز و "هویت چهل تکه" داریوش شایگان بر این ایده استدلال خواهیم کرد که در جوامع شبکه ای شده کنونی با توجه به دسترسی آسان و آگاهی همگان از فرهنگ های مختلف، هویت افراد چهل تکه شده و دیگر هویت های یکدست و منسجم نداریم. هر اندازه که هویت و فرهنگ افراد متکثرتر شود، هویت ملی نیز به معنای متعارف آن دچار چالش شده و دیگر سخن از هویت ملی اصیل امری تاریخی است.
قزاقستان آخرین جمهوری اتحاد شوروی بود که استقلال خود را اعلام کرد. پس از فروپاشی اتحاد شوروی، این کشور به دنبال بازسازی هویت ملی خود، اصلاحات اقتصادی را آغاز کرد. به سبب وابستگی شدید به مسکو، تغییر ساختارهای سیاسی و اقتصادی در این کشور آسان نبود. در سال های اولیه استقلال، قزاقستان برای انجام اصلاحات اقتصادی، به دلیل رخداد بحران مالی آسیا، مسیر سختی پیش رو داشت؛ اما دولت با جدیت این برنامه ها را دنبال کرد. این نوشتار درپی پاسخ دادن به این پرسش است که «آزادسازی اقتصادی در قزاقستان پس از فروپاشی اتحاد شوروی، بر رشد جامعه مدنی در این کشور چه تأثیری داشته است؟» نویسندگان پس از بررسی جنبه های مختلف اقتصاد، سیاست و جامعه مدنی در قزاقستان، استدلال می کنند که در بیش از دو دهه پس از فروپاشی اتحاد شوروی، آزادسازی اقتصادی سبب رشد نسبی جامعه مدنی در قزاقستان شده است.
محمدرضا حافظ نیا به سال 1334 در روستایی از توابع بیرجند و در خانواده ای مذهبی و سنتی به دنیا آمد. وی در کودکی پدرش را از دست داد و مادرش با زحمات فراوان او را بزرگ کرد. حافظ نیا با تلاش و کوشش مراحل تحصیلی را با موفقیت طی کرد و پس از اخذ دیپلم در دانش سرای عالی تربیت معلم در رشته جغرافیا ادامه تحصیل داد. وی در دوران دانشجویی با محافل مذهبی و سیاسی آشنا شد. حافظ نیا پس از فراغت از تحصیل به خدمت نظام وظیفه رفت و به لشکر 77 خراسان منتقل گردید. او با همان ایده های مبارزاتی اش در مرداد ماه 1357 همزمان با ماه رمضان، فرمانده لشکر.