مدتی است که تعدادی از نظریه پردازان غربی در حوزه ی علوم اجتماعی مکرراً از دیگر اندیشمندان می خواهند چشمشان را به این حقیقت بگشایند که دین از حوزه ی عمومی جامعه قابل کنارگذاری نیست، بلکه برعکس، گروه های دینی و مسائل آن ها یک بار دیگر نقش مرکزی را در حوزه ی اجتماعی بازی می کنند. پسا-سکیولاریزم اشاره به این موضوع دارد که آنچه به حاشیه راندن و کنارزدن دین از قلمرو عمومی تلقی می شد، دچار تحولی شگرف شده است. نهاد دین و نهاد سیاست از دیرباز دو مقوله ی مهم در زندگی بشر بوده و به جهت اهمیت آن ها در شکل بخشیدن به حیات اجتماعی، همواره ذهن اندیشمندان حوزه ی علوم اجتماعی و انسانی را به خود مشغول داشته اند. تفکر پسا -سکیولار تلاش می کند فرض برتری اولویت هنجاری عقلانیت سکیولار بر دین را به حداقل برساند. اما در عوض به جای تلاش برای بازگشت به دوران قبل از مدرنیته و یا اذعان برتری دین، تلاش آن در این راستا است که از فرآیند درک متقابلِ دین و عقلانیت سکیولار و برابری معرفتی متقابلاً تصدیق شده به عنوان نتیجه ی محتمل این فرآیند، دفاع نماید. این مقاله سعی در بررسی رابطه ی دین و سیاست در جامعه ی پسا-سکیولار دارد. مشاهده شد با توجه به اینکه پسا-سکیولاریزم محصول پسا-مدرنیزم است، نمی توان براساس نظریه های مدرن و پیشا-مدرن به تحلیل این رابطه پرداخت و نیاز به نظریه ی جدیدی احساس می شود
مسئله ی فساد از دیدگاه خواجه نظام الملک توسی، وزیر مقتدر ملک شاه سلجوقی موضوع مورد بررسی این مقاله است. خواجه نظام الملک در کتاب سیاست نامه ، دیدگاه های خود را در خصوص ساختار حکومتی مطلوب بیان و مشکلات موجود در ساختار سیاسی و اداری سلجوقیان را بازگو می کند. بر اساس دیدگاه خواجه نظام الملک در کتاب سیاستنامه، موضوع فساد در چهار سرفصل فساد سیاسی، اداری، دینی و اجتماعی بررسی می شود و در هر سرفصل، عوامل ایجاد فساد بیان می شود مسئله ی فساد از دیدگاه خواجه نظام الملک توسی، وزیر مقتدر ملک شاه سلجوقی موضوع مورد بررسی این مقاله است. خواجه نظام الملک در کتاب سیاست نامه ، دیدگاه های خود را در خصوص ساختار حکومتی مطلوب بیان و مشکلات موجود در ساختار سیاسی و اداری سلجوقیان را بازگو می کند.
تصویری که از جهان در 25 سال آینده میتوان داشت، البته تصویری مبهم است که با توجه به روندهای مختلفی که در آن به وقوع خواهد پیوست، ماهیت و اجزاء آن مشخص میشود. با این حال از نگاه آمریکا آن چه در جهان آینده وجود خواهد داشت، عبارت است از: پراکندگی قدرت: ظاهر امر حکایت از آن دارد که: نه آمریکا و نه هیچ کشور دیگری نخواهد توانست قدرت بلامنازع باشد.
یکی از منازعه های درونی گفتمان سلفی معاصر منازعه حول «ترک سیاست» و «سیاست گرایی» است. سلفی علمی یا آلبانی از جمله جریان های سلفی معاصر است که در واکنش به سیاست گرایی وهابیت سنتی و گفتمان های صحوه، اخوان المسلمین و سلفی جهادی، رویکرد سیاست پرهیز را تجویز کرده و بر خلاف این جریان های سلفی، با هرگونه فعالیت تشکیلاتی و سیاسی قبل از پاکسازی و تربیت مخالف است و تغییر ساحت سیاست را منوط به بازسازی ساحت اجتماع می داند و نه بر عکس. شیخ آلبانی بنیان گذار سلفیه علمی معتقد بود که این طرز نگرش در نهایت به شکل گیری حکومت اسلامی منجر خواهد شد. گفتمان سلفی علمی مدعی است از یک سو گفتمان سلفی وهابی را از عناصر متناقض با عقیده سلف صالح پاکسازی کرده و از سوی دیگر نقش یکی از کانون های مقاومت علیه سیطره گفتمان سیاست گرای سلفی جنبشی (صحوه) را ایفا کرده است. از این رو این خرده گفتمان به نام دفاع از وهابیت جدید و پاک شده از تأثیر اخوان المسلمین، همزمان به مقابله با اخوان المسلمین از یک سو و نهاد وهابیت سنتی از سوی دیگر پرداخت. سؤال اصلی مقاله این است که بازسازی های معنایی سلفی علمی چه تأثیراتی بر صورت بندی گفتمان سلفی و منازعه درونی این گفتمان در مورد امر سیاسی داشته است؟ برای پاسخ به این سؤال گفتمان سلفی علمی بررسی و از این رهگذر صورت بندی و منازعه آن برای طرد و به حاشیه رانی گفتمان سیاست گرای سلفی و نیز چالش های هژمونی آن بررسی شده است. در این مقاله از منظومه معنایی رویکرد تحلیل گفتمان لاکلاو و موفه به عنوان نظریه و روش استفاده می شود.
هدف این پژوهش، ارائه الگوی پارادایمی و نظام مند توسعه دیپلماسی علمی کشور، مبتنی بر مصاحبه های خبرگان و مسئولان دخیل در حوزه علمی و فناوری و دیپلماسی است. این پژوهش مبتنی بر راهبرد پژوهشی داده بنیاد و بر اساس رویکرد مختار به دنبال استخراج الگوی پارادایمی توسعه دیپلماسی علمی است. بدین منظور ابتدا 17 نفر از استادان، خبرگان و متخصصان حوزه دیپلماسی علمی شناسایی شده و مورد مصاحبه قرار گرفتند و در مرحله بعد با فرآوری داده ها و مفاهیم، مقوله های سطح 1، سطح 2، سطح 3 و الگوی پارادایمی استخراج شد. با طی مراحل پژوهشی داده بنیاد، هر کدام از مقوله های شناسایی شده با توجه به سنخیت موضوعی، ذیل مقوله های پارادایمیِ علل غایی، علل ضروری، علل فاعلی، شروط، موانع، ظرفیت ها، معدّات و بروندادها دسته بندی شدند. با توجه به محرکات انگیزاننده ناشی از علل غایی و اضطرار به وجودآمده از علل ضروری، توسعه دیپلماسی علمی کشور به عنوان یک امر مهم از منظر خبرگان و مسئولان نظام جمهوری اسلامی ایران تلقی می شود و باید با در نظرگرفتن شروط، موانع و ظرفیت ها به ترسیم معداتی برای نیل به این مهم پرداخت. در پایان به بروندادها به عنوان نتایج عملی و عینی توسعه دیپلماسی علمی اشاره شده است.