یکی از مهم ترین مباحث پیرامون حکومت اسلامی، حکم حکومتی حاکم اسلامی است؛ زیرا به عنوان ابزاری برای إعمال ولایت در تمام شئون جامعه اسلامی به شمار می رود. از جمله موضوعات مهم در زمینه محدوده اعمال ولایت حاکم اسلامی تبیین رابطه بین احکام حکومتی و احکام اولیه و ثانویه الهی است که تأثیر مستقیم در محدوده اختیارات حاکم اسلامی دارد، البته در چگونگی این رابطه، میان اندیشمندان اختلافات فراوانی وجود دارد. این پژوهش برای رسیدن به تبیین صحیح از این رابطه با روشی توصیفی تحلیلی، اولاً به بررسی ماهیت حکم حکومتی از منظر فقه پرداخته و به این نتیجه می رسد که حکم حکومتی به لحاظ ماهوی، قسیم احکام الهی بوده و از لحاظ قلمرو، شامل تمامی احکام اولیه و ثانویه و موارد خارج از آن دو، می شود، ثانیاً با بررسی تحلیلی فرمایشات امام خمینی+ در این زمینه، به این نتیجه می رسد که ایشان از دو منظر احکام حکومتی مورد دقت قرار داده اند، 1. ماهیت حکم حکومتی، 2. حکم حکومتی به عنوان موضوع حکم اولی الهی.
آنچه در فهم زایش اندیشۀ سیاسی یونانی و بسط و شکوفایی آن در سدۀ چهارم پیش از میلاد ضروری است، تأمل در مقولۀ «پولیس» و جایگاه آن در حیات انضمامی یونانیان باستان است. ما کوشش افلاطون و ارسطو را به عنوان نمونه های اصلی فلسفه سیاسی کلاسیک، در دل بحث از پولیس و مناسبات مرتبط با آن مورد ملاحظه قرار خواهیم داد و درصدد برخواهیم آمد تا استدلالی به سود این مدعا اقامه کنیم که فلسفۀ سیاسی افلاطون و ارسطو هر چند اختلافاتی از حیث برخی مفردات در اندیشۀ سیاسی با یکدیگر دارند - اختلافاتی که به تمایزهای مهم میان متافیزیک افلاطونی و ارسطویی بازمی گردد - در تحلیل نهایی در ذیل اصل محوریِ پولیس اندیشی قابل بررسی محسوب می شود. به عبارت دیگر تأمل در این وجه از اندیشه سیاسی یونانی که به نوعی نظر کردنِ در آن از منظری کلی تر است، پرتویی بر آن می افکند که گاه در شرح و تفصیل های جزیی و خط به خط از دست می رود. شاید بتوان از این عبارت استفاده کرد که جمع رأی بین دو حکیم یونانی بیشتر از آنکه از حیث مابعدالطبیعی موضوعیت داشته باشد، از منظر مفردات اندیشۀ سیاسی یونانی قابل طرح است. ما در این مقاله با بسط این مطالعه به آثار فیلسوفان دوره موسوم به یونانی مآبی، تلاش خواهیم کرد تا نشان دهیم که پولیس اندیشی به عنوان الگوی مسلط بر تأمل در باب «امر سیاسی» حتی با از میان رفتن زمینه و بستر عینی زایش اولیه آن در پولیس های یونانی، به حیات خود در جهان ذهنی فیلسوفان یونانی ادامه داده و مبنای تأمل آنها در باب سیاست است.
تقویت انسجام و وحدت ملی، یکی از اهداف مهم هر حکومتی است که تحقق آن در جمهوری اسلامی ایران به تقویت جایگاه نظام در معادلات سیاسی، امنیتی منطقهای منجر میشود. دشمنان انقلاب اسلامی تلاش میکنند تا با استفاده از ترفندهای مختلف، در وحدت ملی شکاف ایجاد کنند و زمینههای کاهش اقتدار نظام را فراهم کنند از طرفی مطالعه جغرافیایی اقوام ایرانی و تدقیق در اخبار تحولات روز خاورمیانه همگی نشانگر اهمیت اتحاد ملی است و همین اندازه از نگاه و تحلیل، جایگاه و ضرورت استراتژی دفاعی ما را در تقویت وحدت ملی نشان میدهد. با توجه به این مهم بیانات مقام معظم رهبری به عنوان رهبر جامعه اسلامی بهترین راهنمای عمل در این حوزه است. مقاله حاضر با استفاده از شیوه تحلیل محتوا کیفی به بررسی فرمایشات مقام معظم رهبری(مدظله العالی) در حوزه قومیت ها و انسجام ملی پرداخته، تا به این پرسش که نوع راهبرد و اندیشه امام خامنهای(مدظله العالی) نسبت به مقوله قومیت ها و انسجام ملی در جهت دفاع قابلیت محور و توانمند ساز چیست؟ پاسخ دهد. یافتههای تحقیق نشان می دهد در اندیشه دفاعی مقام معظم رهبری در تحقق اتحاد ملّی، همواره راهبردهای متعددی را تدبیر نمودهاند. روش تحقیق در این پژوهش توصیفی تحلیلی است. شیوهی جمع آوری اطلاعات با استفاده از منابع کتابخانهای همچون کتاب، اسناد، مقالات بوده است.