رویکرد نولیبرال با هدف پیشبرد توسعه در کشورهای مختلف سیاست های مختلفی را از جمله اصلاح نظام پولی و مالی، خصوصی سازی و حذف موانع پیش روی سرمایه گذاری خارجی طرح می کند. از آغاز فروپاشی اتحاد شوروی کشورهای آسیای مرکزی رویکردهای متفاوتی را نسبت به اصلاحات اقتصادی و حرکت به سوی بازار آزاد با هدف توسعه اقتصادی در پیش گرفتند و به نتایج متفاوتی رسیدند. برای نمونه درحالی که ازبکستان در این دوره، رشد اقتصادی 5/2 درصد را به دست آورده است، قزاقستان با 10 درصد رشد اقتصادی در میان 10 کشور برتر جهان در این زمینه قرار دارد. این کشور دو سوم اقتصادش را خصوصی کرده است، پیشرفته ترین کشور منطقه از نظر اصلاحات اقتصادی است، حجم دولت در این کشور نسبت به ازبکستان خیلی کوچک تر است؛ ولی ازبکستان در همه این موارد در میان پنج کشور منطقه آسیای مرکزی جایگاه چهارم و یا پنجم را دارد. این تفاوت در وضعیت دو کشور به دلیل تطابق زودهنگام اقتصاد قزاقستان با سیاست های نولیبرال در ارتباط با اصلاحات اقتصادی و به تأخیرانداختن اصلاحات اقتصادی در ازبکستان است. هدف این نوشتار بررسی اقتصاد سیاسی ازبکستان و قزاقستان براساس این شاخص ها با درنظر گرفتن رویکرد نولیبرالی است.
فرهنگ استراتژیک توانایی تأثیرگذاری بر نگرش نخبگان و دولتمردان و همچنین جامعه یک کشور را داشته و از این قابلیت نیز برخوردار می باشد که نحوه عملکرد آنها را در عرصه های مختلف تعیین نماید. بدین ترتیب شناسایی مؤلفه های شکل دهنده به مبانی هویتی کشور و از آن جمله فرهنگ استراتژیک کشورها کمک بسیار موثری در فهم چرایی کنش کشورهای مختلف- از جمله قدرت های بزرگی چون ایالات متحده آمریکا و چین- به دست می دهد. بر این اساس، پژوهش حاضر تلاش می کند با شناسایی و احصاء مؤلفه های شکل دهنده به فرهنگ استراتژیک ایالات متحده آمریکا که دارای ویژگی تهاجمی اند و چین که دارای خصلت تدافعی است، به مقایسه آنها پرداخته و وجوه افتراق و اشتراک آنها را تشریح نموده و در نهایت، به تبیین و تشریح تأثیر این مؤلفه ها بر سیاست خارجی آن دو در خاورمیانه بپردازد.
در این نوشتار فرض اصلی ناسازگاری برنامه های توسعه اقتصادی- اجتماعی به عنوان تعیین کننده سیاست های خردتر اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی با ساز و کارهایی اقتصادی و اجتماعی است که می تواند برخاسته از عقلانیت اسلامی و دینی باشد، همان طور که برنامه های توسعه برگرفته شده ازعقلانیت غربی و سرمایه دارانه است. نگارنده سعی دارد تا توجه مخاطب را به این امر معطوف نماید که برنامه های توسعه ای که اغلب در کشورهای جهان سوم اجرا می شوند چه پیشینه تاریخی دارند و از چه عقلانیتی بهره می برند. از سویی با گذشت دو سال از تصویب سند چشم انداز.