چکیده شکل گیری و تکامل سیستم های بین المللی و منطقه ای، از پرسمان های مورد کشمکش در ادبیات روابط بین الملل است. در این پهنه، نظریه های گوناگونی به این پرسمان پرداخته اند؛ ولی بی توجهی به مدل تکامل در وضعیت پیچیدگی و آشوبی و انگاشتی خطی از شکل گیری شبکه های منطقه ای، آنها را از تبیین واقعیت های نوین دور کرده است. نظریه پیچیدگی و آشوب، چرخشی نوین را در پرسمان شکل گیری و تکامل شبکه های منطقه ای سبب شده است. به همین علت پرسش بنیادی مقاله بر محوریت این پرسمان شکل می گیرد که مدل نظری شکل گیری و تکامل شبکه های منطقه ای بر پایه قواعد پیچیدگی، از چه عناصری شکل گرفته است. نویسنده بر این باور است که نیروهای بنیادین و فشارها، واحدها را وارد سیستم هایی با ویژگی چندپیکری کرده و پس از آن دینامیک تکامل و ویژگی های نوظهور سیستم در حال تکامل ره آورد نوآوری های ارتباطی است؛ پرسمانی که سبب شکل گیری سازه ها و الگوهای نظم نوظهور منطقه ای می شود. سیستم چندپیکری، فشارهای داخلی و سیستمی، خوشه ای شدن نظم، ترکیب خوشه ها در قالب سیستم چندپیکری، هم افزایی و سیکلی بودن فرایند حیات سیستم و سیالیت در شکل بندی، از قواعد بنیادی تکامل و شکل گیری سازه ها و الگوهای نظم منطقه ای نوظهورند. این مقاله مدل نظری را برای ملاحظه تکامل در حوزه نظم های منطقه ای بر پایه نظریه پیچیدگی پیشنهاد می کند.
ایران و شبه قاره از دیر باز، با هم روابط فرهنگی و زبانی و مذهبی و هنری و بازرگانی و صنعتی گسترده ای داشته اند.پیشینه ی این روابط به دوران مهاجرت آریایی ها برمی گردد. زمانی که این دو ملت شاخه ی هند و ایرانی را تشکیل می دادند و زبان و مذهب و نژادی یگانه داشتند. با گذشت زمان که این دو ملت در دو اقلیم جداگانه ساکن شدند، منش ها و خلق و خوی آنان نیز دگرگون شد. با این حال مبانی مشترک زبانی ونژادی و فرهنگی آنان، هرگز از هم نگسیخت. اسطوره ها وانگاشته های مشترک ایرانیان و هندوان از همان زمان سامان یافت. با تشکیل حکومت های هخامنشی و اشکانی و ساسانی پیوندهای زبانی و فرهنگی میان این دو قوم ادامه یافت که تاریخ نویسان شواهد فراوانی از آن به دست داده اند. پس از اسلام این پیوندها فزونی گرفت و به ویژه از زمان غزنویان روبه پیشرفت و فزونی نهاد و زبان فارسی در درازای نزدیک به نـُه قرن زبان رسمی امرا و دربارهایِ پادشاهان هندوستان به شمار می آمد. با نفوذ انگلیس در این کشور، اندک اندک زبان انگلیسی جای زبان فارسی راگرفت و این میراث ارزشمند و مشترک دو ملت در زمانی کمتر از یک قرن، رونق خودرا ازدست داد. در این نوشته به روندتاریخی نفوذ زبان و فرهنگ ایران در شبه قاره باروش تحلیل متون تاریخی می پردازیم.
در پی تأسیس نظام سیاسی جدید در ایران، در میان علاقه مندان به مباحث سیاسی در زمینه شناخت نظام نوپدید و یکی از مهم ترین محورهای آن یعنی ولایت فقیه، کوشش های بسیاری انجام شده است. فزونی دانش آموختگان دانشگاه ها در علوم سیاسی و فضلای مراکز پژوهشی قم، در پرتو اوضاع سیاسی و مناسبات قدرت، در یک و نیم دهه اخیر کشور، مشغله ای را پدید آورد که در این نوشتار از آن با نام «سیاست نویسی» نام برده شده است. در گزارش توصیفی ـ تحلیلی از این پدیده، چند اثر برجسته از سیاسی نویسان معاصر به اجمال از حیث روش بررسی گردیده است.
جنایت به عنوان دغدغه ای اساسی در دو دهه ی اخیر در زندگی آدمی نمودی چشمگیر داشته است. بارزترین نگرانی شهروندان انگلستان که در واقع دغدغه ی مشترک غرب است نظم و قانون شرارت و پاکی است. این نگرانی برای بسیاری از نیروهای پلیس در حین انجام وظیفه، دستگیری جانیان و حفظ نظم عمومی چشمگیرتر برجسته می شود. همیشه نشانه های تغییر رویه ی عمومی در قوانین از درمان به پیشگیری از جانی به قربانی از اجبار قانونی به کنترل اجتماعی وجود داشته است. در این تحقیق سعی می شود با رویکردی جغرافیایی، نقش فزاینده ی این رویکرد در تحلیل مشکلات و ارائه ی راه حل برای موضوع مورد بررسی و توجه قرار گیرد
مقاله پیش رو در پاسخ به این سؤال که سیاستگذاری فرهنگی مطلوب مسجد از دیدگاه مقام معظم رهبری چیست، نگاشته شده است. در این راستا، تلاش شده با شیوه طبقه بندی، دیدگاه های ایشان در حیطه مسجد با سه رویکرد توصیفی، تطبیقی و تجویزی مورد تجزیه و تحلیل قرار گیرد. یافته های پژوهش، حاکی از این است که مبتنی بر رویکرد توصیفی، مقام معظم رهبری ضمن انتقاد از وضعیت مساجد در کشور، خواستار بازگشت این سنگرهای الهی به مساجد صدر اسلام می باشند. «محوریت مسجد در سیره نبوی»، «چندمنظوره بودن مسجد در عصر پیامبر (ص)» دیگر محورهای موضوعی در این رویکرد است. ایشان در تبیین رویکرد تطبیقی، به مقایسه مسجد و کلیسا به مثابه نهادهای مهم دینی در اسلام و مسیحیت پرداخته و در نهایت، بر اساس رویکرد تجویزی، مسئولان و دست اندرکاران و روحانیون مساجد را در راستای حصول به مساجد ایده آل و مطلوب مخاطب قرار می دهند تا آنها محورهایی شامل «حفظ و رونق مساجد»، «حضور و مشارکت فعال در مسجد» و «اداره امور مسلمانان ذیل مسجد» را در جمهوری اسلامی ایران تحقق بخشند