در این مقاله، نویسنده به بررسی دو مفهوم یادگیری و آموزش پنهان پرداخته است.با پذیرش این پیش فرض که حجمی از التهابات اجتماعی و فردی در حیات کنونی جامعه ایران، به یادگیریهایی بازمی گردد که موضوع وقوف آگاهی کنش گران نیست؛ برخی داده های کمی موجود مورد بررسی قرار گرفته اند تا وجود آموزشها و یادگیری پنهان در جامعه ایران مورد آزمون قرار گیرد.
نویسنده جهت تأیید فرضیه اولیه خود به بررسی موردی عملکرد تلویزیون در جمهوری اسلامی ایران پرداخته است و با بهره گیری از داده های موجود در ارتباط با بعضی از مجموعه های تلویزیونی که در ایران به نمایش درآمده اند، نشان می دهد که این سریالها چگونه در دیالوگ بازیگران، صحنه آرایی فضا و.مطالبی را نهفته دارند که بیننده ناخودآگاه آنها را جذب و به عمل می گذارد.توجه جدی به مضمون برنامه های تلویزیونی و عطف توجه به آموزش های پنهانی که این رسانه می تواند داشته باشد؛ پیشنهاد مؤکد نویسنده را شکل می دهد.
نویسنده در این مقاله در صدد بررسی وضعیت القاعده پس از حادثه 11 سپتامبر است. بحث اساسی مقاله این است که القاعده پس از 11 سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان از یک سازمان سلسله مراتبی به یک سازمان پیچیده، منعطف و پویا با دسترسی جهانی تبدیل شده است. در واقع، جهان پس از حادثه مزبور شاهد گذار از القاعده به مثابه یک سازمان به القاعده گرایی به مثابه یک ایدئولوژی بوده است. امروزه گروه های بنیادگرای بیشمار در سطح جهانی با بهره گیری و تقلید از اهداف، ایدئولوژی و شیوه القاعده به فعالیتهای تروریستی میپردازند بدون اینکه به لحاظ سازمانی با آن مرتبط باشند. این گروه ها در افغانستان، پاکستان، مصر، هند و عراق در سالهای اخیر به شدت فعال بوده اند. تمرکز این پژوهش بر عراق به عنوان یک پایگاه جدید برای القاعده است.
در نظر آقای اکرمی، محیط زیست زمین بهشدت به خطر افتاده و همه انسانها با هر مبنای فلسفی و فکری باید در فکر حفاظت از آن باشند. این امر ممکن نمیشود مگر با مشارکت همگانی و احساس همبستگی انسانی فراملیتی و پدیدآمدن جهانی واحد. تنها در سایه نظام جهانی واحد است که تنازع بر سر ربودن هرچه بیشتر امکانات حیات پایان میپذیرد.
جهان فرهنگی، شبکه ای از پیش فرض هایی است که به گونه ای شهودی حاضر هستند و مانند پیش زمینه ای بحث ناپذیر، تحلیل ناپذیر و کلی در پسِ آگاهی اندیشهگران ایرانی قرار می گیرد. این شبکه قواعد سازنده گفتارهای سیاسی جدید ایران را در بردارد. مقاله حاضر در صدد است گفتارهای سیاسی جهان فرهنگی جدید ایران را در سه گفتار سیاسی پیشرفت گرا، هویت طلب و معاصر معرفی کند. هر یک از گفتارهای سیاسی فوق دارای چالش اساسی و ویژگی هایی است. چالش اساسی از نظر پیشرفت گرایان، عقب ماندگی جامعه ایران و تلاش برای رفع آن است و ویژگی آن ارتباط نخبگان فکری و سیاسی می باشد. اما هویت طلبی دغدغه اساسی جهان فرهنگی ایران جدید را مساله هویت و تعریف هویت ایران جدید می داند.
مفهوم ژئوپولیتیک که در زبان فارسی از آن به عنوان سیاست جغرافیایی یاد می شود به عنوان دانشی که از بطن علوم جغرافیایی و سیاست برخاسته، مسیری طولانی داشته است . در این نوشتار تلاش شده است تا از گذشته تاکنون این دانش را درسه مقطع تاریخی مورد مطالعه قرارداده و سپس از دل آن ژئو استراتژی های گوناگون استخراج گردد . این سه دوره را ژئوپولیتیک کلاسیک، نوین و فضایی نامیده ایم. در دوره کلاسیک مفاهیم بنیادین آن همچون مفهوم ژئوپولیتیک و نظریه های جهانی، در دوره نوین تاثیر قدرت یکپارچه شده آمریکایی و ویژگی های نوین آن و در مقطع فضایی شدن ژئوپولیتیک ضمن تعریف جدید به مفاهیمی همچون جامعه شبکه ای، زمان نگاری، قدرت اطلاعاتی، دموکراسی الکترونیک و شهروند جهانی پرداخته ایم. در مجموع به نقش استراتژی در این سه فضا پرداخته و از مجموع این استراتژی ها الگویی در خصوص شرایط ژئوپولیتیک ایران بدست داده می شود. این مطالعه از طریق مطالعه ای هدفمند و روشمند (علمی) تعقیب شده و روش ارائه شده روشی توصیفی تبیینی است. نتیجه این بحث توجه دادن به شرایط جدید بوجود آمده در حوزه جهان است که بیشترین تاثیر را در بازسازی جهانی فعلی، ابزارهای الکترونیک همچون ابر شاهراه های اطلاعاتی و جریان جهانی اطلاعات داشته است .
به بهانه ترجمه کتاب دین، جهانی شدن و جهان سوم گردآوری جف هینس با مترجم آن گفتوگویی انجام شده است که خلاصه آن تقدیم میگردد. وی معتقد است که تنها رویکردی که توانسته است پدیده جهانی شدن را به زیبایی تبیین نماید، پستمدرنیسم است. اگرچه جهانی شدن محلی را برای حضور ادیان در گستره جهانی باز کرده است اما با توجه به نگاه پستمدرنیستی، این محل پتانسیل و توانایی لازم برای سیطرهطلبی یک ایدئولوژی واحد بر سایر ایدئولوژیها را ندارد.
نویسنده پس از بیان ویژگیها، مؤلفهها و اقتضائات جهانیشدن واقعی، جهانیشدن مصطلح را تبیین کرده است؛ آنگاه پیامدهای جهانیشدن را در قالب تهدیدها و فرصتها برشمرده است. با بررسی وضع کنونی جهان، نشان داده است که آمادگیهای لازم برای جهانیشدن واقعی بیشتر فراهم است تا جهانیشدن مصطلح، و لازم است که با سیر جهانیشدن مصطلح که به جهانگیر شدن نظام سرمایهداری میانجامد، مقابله گردد. سرانجام با استناد به برخی آیات قرآنی به دنبال نشان دادن تواناییهای لازم دین اسلام برای جهانیشدن واقعی است.
این مقاله در تحلیل اصل هشتم قانون اساسی سه محور را مورد بررسی قرارداده است که عبارتند از: 1. بررسی واژگان، 2. تحلیل مفهومی 3. راهکارهای اجرایی کردن اصل هشتم.
در محور اول تعریف دقیقی از واژگان «دعوت به خیر»، «معروف و منکر» (در فقه و حقوق) و «دولت» ارائه شده است. در محور دوم برای درک درست تر از اصل هشتم، اموری مانند رابطه امر به معروف و نظارت، حوزه های امر به معروف و نهی از منکر، تکلیفی بودن نظارت همگانی، عمومیت امر و نهی کنندگان، عمومیت امر و نهی شوندگان، عمومیت مصادیق امر و نهی و ابزارهای نظارت مردم بر دولت مورد توجه قرار گرفته اند. محور سوم، نیم نگاهی به ذیل اصل هشتم داشته و تصویب سازمانی هماهنگ کننده توسط مجلس شورای اسلامی را لازمه اجرایی شدن اصل هشتم دانسته است؛ نهادی که در مقام سیاست گذاری، برنامه ریزی و نظارت بر انجام صحیح امر به معروف و نهی از منکر در جامعه می باشد.
سؤال اصلی پژوهش حاضر آن است که ویژگی های شخصیتی و فعالیت های شهید حسن باقری در دوران انقلاب اسلامی و دفاع مقدس چیست؟ برای پاسخ به این سؤال، با استفاده از روش تحلیلی، اسناد و مدارک مربوطه مورد بررسی قرار گرفت. یافته های تحقیق حاکی از آن است که شهید حسن باقری دارای ویژگی هایی مهم در زمینه های مختلف شخصیتی و انقلابی است. ازجمله ویژگی های شخصیتی، اخلاص، نماز اول وقت، شجاعت و دلیری، روحیه جهادی، ساده زیستی و... است. در حوزه فعالیت های انقلابی ایشان در دوره شکل گیری انقلاب، می توان به فعالیت در دانشگاه، فعالیت انقلابی در دوره خدمت سربازی، فرار از پادگان رژیم وقت، عضویت در روزنامه جمهوری و عضویت اطلاعات سپاه اشاره نمود. همچنین در دوره دفاع مقدس، ایشان فرماندهی عملیات شکست محاصره سوسنگرد، امام مهدی # ، ثامن الائمه، طریق القدس، تثبیت تنگه چزابه، فتح المبین، بیت المقدس، رمضان، مسلم بن عقیل و محرم، را بر عهده داشته و در مأموریت های محوله با موفقیت عمل نموده است."