در این مقاله، نویسنده به بررسی دو مفهوم یادگیری و آموزش پنهان پرداخته است.با پذیرش این پیش فرض که حجمی از التهابات اجتماعی و فردی در حیات کنونی جامعه ایران، به یادگیریهایی بازمی گردد که موضوع وقوف آگاهی کنش گران نیست؛ برخی داده های کمی موجود مورد بررسی قرار گرفته اند تا وجود آموزشها و یادگیری پنهان در جامعه ایران مورد آزمون قرار گیرد.
نویسنده جهت تأیید فرضیه اولیه خود به بررسی موردی عملکرد تلویزیون در جمهوری اسلامی ایران پرداخته است و با بهره گیری از داده های موجود در ارتباط با بعضی از مجموعه های تلویزیونی که در ایران به نمایش درآمده اند، نشان می دهد که این سریالها چگونه در دیالوگ بازیگران، صحنه آرایی فضا و.مطالبی را نهفته دارند که بیننده ناخودآگاه آنها را جذب و به عمل می گذارد.توجه جدی به مضمون برنامه های تلویزیونی و عطف توجه به آموزش های پنهانی که این رسانه می تواند داشته باشد؛ پیشنهاد مؤکد نویسنده را شکل می دهد.
با تسامح میتوان گفت در جهان امروز، پدیدة سیاسی تروریسم به عنوان عامل محرکة تحولات سیاسی، اجتماعی، اقتصادی و ... ، جایگزین پدیدههای سیاسی شناخته شده مثل انقلابات، جنگ ها (جنگ های تمامعیار دو یا چند واحد سیاسی با هویت مشخص در قالب دولت های ملی)، کودتاها، شورش ها و ... شده است و زندگی سیاسی در سطوح مختلف آن (گروه های سیاسی زیر ملی، و ملی و بینالمللی) را به چالش کشیده است. در این مقاله کوشش میکنیم ضمن اشاره مقدماتی به گسترش این پدیده سیاسی در سراسر جهان، تعریف و انواع آن، به تأمّل در رهیافت های تحلیلی و تبیینی تا به حال ارائه شده در جهت شناخت این پدیده بپردازیم.
در نظر آقای اکرمی، محیط زیست زمین بهشدت به خطر افتاده و همه انسانها با هر مبنای فلسفی و فکری باید در فکر حفاظت از آن باشند. این امر ممکن نمیشود مگر با مشارکت همگانی و احساس همبستگی انسانی فراملیتی و پدیدآمدن جهانی واحد. تنها در سایه نظام جهانی واحد است که تنازع بر سر ربودن هرچه بیشتر امکانات حیات پایان میپذیرد.
نویسنده در این مقاله در صدد بررسی وضعیت القاعده پس از حادثه 11 سپتامبر است. بحث اساسی مقاله این است که القاعده پس از 11 سپتامبر و حمله آمریکا به افغانستان از یک سازمان سلسله مراتبی به یک سازمان پیچیده، منعطف و پویا با دسترسی جهانی تبدیل شده است. در واقع، جهان پس از حادثه مزبور شاهد گذار از القاعده به مثابه یک سازمان به القاعده گرایی به مثابه یک ایدئولوژی بوده است. امروزه گروه های بنیادگرای بیشمار در سطح جهانی با بهره گیری و تقلید از اهداف، ایدئولوژی و شیوه القاعده به فعالیتهای تروریستی میپردازند بدون اینکه به لحاظ سازمانی با آن مرتبط باشند. این گروه ها در افغانستان، پاکستان، مصر، هند و عراق در سالهای اخیر به شدت فعال بوده اند. تمرکز این پژوهش بر عراق به عنوان یک پایگاه جدید برای القاعده است.
نویسنده پس از بیان ویژگیها، مؤلفهها و اقتضائات جهانیشدن واقعی، جهانیشدن مصطلح را تبیین کرده است؛ آنگاه پیامدهای جهانیشدن را در قالب تهدیدها و فرصتها برشمرده است. با بررسی وضع کنونی جهان، نشان داده است که آمادگیهای لازم برای جهانیشدن واقعی بیشتر فراهم است تا جهانیشدن مصطلح، و لازم است که با سیر جهانیشدن مصطلح که به جهانگیر شدن نظام سرمایهداری میانجامد، مقابله گردد. سرانجام با استناد به برخی آیات قرآنی به دنبال نشان دادن تواناییهای لازم دین اسلام برای جهانیشدن واقعی است.
به بهانه ترجمه کتاب دین، جهانی شدن و جهان سوم گردآوری جف هینس با مترجم آن گفتوگویی انجام شده است که خلاصه آن تقدیم میگردد. وی معتقد است که تنها رویکردی که توانسته است پدیده جهانی شدن را به زیبایی تبیین نماید، پستمدرنیسم است. اگرچه جهانی شدن محلی را برای حضور ادیان در گستره جهانی باز کرده است اما با توجه به نگاه پستمدرنیستی، این محل پتانسیل و توانایی لازم برای سیطرهطلبی یک ایدئولوژی واحد بر سایر ایدئولوژیها را ندارد.
جهان فرهنگی، شبکه ای از پیش فرض هایی است که به گونه ای شهودی حاضر هستند و مانند پیش زمینه ای بحث ناپذیر، تحلیل ناپذیر و کلی در پسِ آگاهی اندیشهگران ایرانی قرار می گیرد. این شبکه قواعد سازنده گفتارهای سیاسی جدید ایران را در بردارد. مقاله حاضر در صدد است گفتارهای سیاسی جهان فرهنگی جدید ایران را در سه گفتار سیاسی پیشرفت گرا، هویت طلب و معاصر معرفی کند. هر یک از گفتارهای سیاسی فوق دارای چالش اساسی و ویژگی هایی است. چالش اساسی از نظر پیشرفت گرایان، عقب ماندگی جامعه ایران و تلاش برای رفع آن است و ویژگی آن ارتباط نخبگان فکری و سیاسی می باشد. اما هویت طلبی دغدغه اساسی جهان فرهنگی ایران جدید را مساله هویت و تعریف هویت ایران جدید می داند.
مفهوم ژئوپولیتیک که در زبان فارسی از آن به عنوان سیاست جغرافیایی یاد می شود به عنوان دانشی که از بطن علوم جغرافیایی و سیاست برخاسته، مسیری طولانی داشته است . در این نوشتار تلاش شده است تا از گذشته تاکنون این دانش را درسه مقطع تاریخی مورد مطالعه قرارداده و سپس از دل آن ژئو استراتژی های گوناگون استخراج گردد . این سه دوره را ژئوپولیتیک کلاسیک، نوین و فضایی نامیده ایم. در دوره کلاسیک مفاهیم بنیادین آن همچون مفهوم ژئوپولیتیک و نظریه های جهانی، در دوره نوین تاثیر قدرت یکپارچه شده آمریکایی و ویژگی های نوین آن و در مقطع فضایی شدن ژئوپولیتیک ضمن تعریف جدید به مفاهیمی همچون جامعه شبکه ای، زمان نگاری، قدرت اطلاعاتی، دموکراسی الکترونیک و شهروند جهانی پرداخته ایم. در مجموع به نقش استراتژی در این سه فضا پرداخته و از مجموع این استراتژی ها الگویی در خصوص شرایط ژئوپولیتیک ایران بدست داده می شود. این مطالعه از طریق مطالعه ای هدفمند و روشمند (علمی) تعقیب شده و روش ارائه شده روشی توصیفی تبیینی است. نتیجه این بحث توجه دادن به شرایط جدید بوجود آمده در حوزه جهان است که بیشترین تاثیر را در بازسازی جهانی فعلی، ابزارهای الکترونیک همچون ابر شاهراه های اطلاعاتی و جریان جهانی اطلاعات داشته است .
این مقاله در تحلیل اصل هشتم قانون اساسی سه محور را مورد بررسی قرارداده است که عبارتند از: 1. بررسی واژگان، 2. تحلیل مفهومی 3. راهکارهای اجرایی کردن اصل هشتم.
در محور اول تعریف دقیقی از واژگان «دعوت به خیر»، «معروف و منکر» (در فقه و حقوق) و «دولت» ارائه شده است. در محور دوم برای درک درست تر از اصل هشتم، اموری مانند رابطه امر به معروف و نظارت، حوزه های امر به معروف و نهی از منکر، تکلیفی بودن نظارت همگانی، عمومیت امر و نهی کنندگان، عمومیت امر و نهی شوندگان، عمومیت مصادیق امر و نهی و ابزارهای نظارت مردم بر دولت مورد توجه قرار گرفته اند. محور سوم، نیم نگاهی به ذیل اصل هشتم داشته و تصویب سازمانی هماهنگ کننده توسط مجلس شورای اسلامی را لازمه اجرایی شدن اصل هشتم دانسته است؛ نهادی که در مقام سیاست گذاری، برنامه ریزی و نظارت بر انجام صحیح امر به معروف و نهی از منکر در جامعه می باشد.
اصـلاح و اصـلاحـات دو واژه اى هـستند که پس از دوم خرداد 1376 در جامعه اسلامى ایران فـراوان اسـتـعمال مى شود. مقام معظم رهبرى در سالهاى اخیر بیانات و رهنمودهایى در این مـورد داشـتـه انـد. این مقاله سعى دارد دیدگاههاى ایشان را در این زمینه بیان کند. تعریف اصـلاحـات ، ضـرورت و اهـمـیـّت ، انـواع ، مـوضـوعـات ، نـکـات قابل توجه و آسیب شناسى اصلاحات از جمله مباحث این نوشتار است .
بررسی و تجزیه و تحلیل مفهوم قدرت یکی از موضوعات اساسی و مورد علاقه اندیشمندان حوزه علوم سیاسی بوده است. پژوهش حاضر در صدد تحلیل مفهوم قدرت و منابع تشکیل دهنده آن در حوزه علوم سیاسی و روابط بین الملل است. هدف اصلی پژوهش حاضر پاسخگویی به این سئوال مهم است که قدرت چیست، دارای چه وجوهی است و هر کدام از این وجوه دارای چه منابعی هستند؟ یافته های این پژوهش نشان دهنده این واقعیت است که در نظر اندیشمندان مختلف و به خصوص نای ، قدرت دارای سه وجه سخت، نرم و هوشمند است. حرکت جریان قدرت از منابع سخت آن شامل اجبارکنندگی، تهدید و استفاده از ابزار الات نظامی به سمت اقناع، تولید جذابیت و استفاده از ابزارهای نرم مانند فرهنگ، ارزش های سیاسی و مطلوبیت های سیاست خارجی و در نهایت استفاده از راهبردی بهینه و مدیریتی مدبرانه از منابع قدرت که از آن به قدرت هوشمند تعبیر می شود بوده است. این سیالیت، از حالتی به حالت دیگر در آمدن و تغییرات دائمی قدرت ناشی از جوهر قدرت و تغیرات ایجاد شده در بازیگران و محیط پیرامونی آن است، به طوری که مفهوم قدرت در هر زمانی در حال تغییر شکل و بازسازی خود مطابق با شرایط محیطی و بازیگران آن است. پژوهش حاضر با بهره گیری از روش توصیفی- تحلیلی و استفاده از شیوه مطالعه کتابخانه ای، کوشیده است تا با استفاده از منابع علمی و پژوهشی معتبر به این سئوال پاسخ دهد و به ارزیابی و تحلیل نظریه نای بپردازد.