فیلترهای جستجو:
فیلتری انتخاب نشده است.
نمایش ۱۸٬۴۶۱ تا ۱۸٬۴۸۰ مورد از کل ۸۲٬۵۵۱ مورد.
منبع:
حدیث پژوهی سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
163-190
حوزههای تخصصی:
وجود اصطلاحات و مجازها اعم از استعارات، کنایات، تشبیهات و ... در متون، هر چند لازمه هر کلام رسا و شیوایی است، اما گاه موجب دشواری در فهم مراد جدی و معنای دقیق آن می گردد. این مسئله در متون روایی نیز به چشم می خورد به گونه ای که برای دستیابی به مقصود اصلی و مفاهیم صحیح این عبارات، در نظر گرفتن فضا و سبب صدور احادیث و سیاق کلام، امری لازم و غیر قابل اغماض است. عبارت کنایی «لا أبا لَک» از جمله این اصطلاحات است که در وهله اول شبهه «وجود الفاظ دشنام گونه در کلام معصومان R » را به اذهان متبادر می سازد. این پژوهش، در پی زدایش ابهام از فحوای این روایات، با روش توصیفی استنتاجی در گردآوری مطالب و مقایسه تحلیلی داده ها، سعی دارد مفهوم صحیح و معادل امروزیِ تعبیر «لا أبا لَک» را بیابد. مراجعه به مفاهیم لغوی و کاربست این اصطلاح در متون کهن و اصیل عرب، واکاوی دیدگاه شارحان و نیز سیاق و فضای صدور روایات، نشان می دهد که نه تنها مفهوم ذمی که نگاهی رایج و باوری عمومی است، همواره معنای دشنام و ناسزا نمی دهد، بلکه فراتر از آن، این عبارتِ کنایی در روایات صرفا به معنای نکوهش، مدح و تعجب به کار رفته است.
بررسی و تحلیل مفهوم روایت نبوی «من تعلم القرآن ثم نسیه لقی الله اجذم»(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
حدیث پژوهی سال دوازدهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
241-256
حوزههای تخصصی:
حفظ قرآن به معنای به خاطر سپردن آیات و سوره های آن، از زمان نزول قرآن تابه حال، همواره مورد عنایت مسلمانان قرار داشته و از ارزش و جایگاه والایی برخوردار بوده است. فراموشی الفاظ قرآن پس از حفظ آن نیز امری ناپسند قلمداد می شود. این باور گاه تا به آنجا پیش می رود که بر مبنای برخی روایات نظیر روایت نبوی «مَن تَعَلَّمَ القُرآنَ ثُمَّ نَسِیهُ لَقِیَ اللهَ أَجذَمُ» فراموش کننده قرآن، مستحق عقوبت در روز قیامت دانسته می شود. نویسندگان این مقاله، با روش «توصیف و تحلیل» برای دستیابی به مفهومی صحیح از حدیث یادشده، ابتدا با استفاده از قواعد و معیارهای حدیث شناختی، به بررسی سلسله سند حدیث می پردازند و اشکالات آن را مطرح می کنند، سپس با نگاهی به نظریات شارحان و محدثان، به تحلیل متن حدیث پرداخته و از مفهوم صحیح آن که نوعی تشبیه و یا کنایه است، پرده برمی دارند.
اصول تربیت توحیدی در دوره کودکی (مرحله تأدیب)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
تربیت اسلامی سال پانزدهم تابستان ۱۳۹۸ شماره ۳۲
117 - 141
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش بررسی و استخراج اصول تربیت توحیدی در هفت سال دوم زندگی فرد است. این پژوهش با استفاده از روش های توصیفی، تحلیلی و استنتاجی به واکاوی متون اسلامی در رابطه با تربیت توحیدی در هفت سال دوم زندگی که در تعالیم دینی از آن با عنوان «دوره تأدیب» نام برده می شود پرداخته است. در این دوره کاهش خود محوری وپدیدآیی روحیه اطاعت پذیری و توسعه نسبی مؤلفه های معرفتی، عاطفی و عملی، زمینه را برای آغاز آموزش رسمی فراهم می آورد. در این پژوهش تربیت توحیدی با هدف بسترسازی و ایجاد آمادگی روحی و روانی در کودک به منظور ایجاد مبنایی برای استقرار و بنیان نهادن نگرش توحیدی در دیگر مراحل رشد، در سه بعد شناختی، عاطفی و ارادی (عمل) مورد بررسی قرار گرفت که از مهم ترین یافته های آن می توان به مواجهه با مفهوم واقعی زندگی، زمینه سازی درک مقدماتی مفهوم عبودیت، اثبات استدلالی وجود خدا، آشنایی کودک با صفات جمالی و جلالی خدا، شناخت خداوند از طریق سیر آفاقی، شکل گیری محبت مبتنی بر شناخت، پرورش احساس مسئولیت درباره خدا، پرورش و ارتقای گرایشات درونی انسان، تشویق کودک به رابطه با خدا، ایجاد آمادگی لازم برای مواجهه با تکالیف الهی، آموزش عملی و متعهدانه مفاهیم دینی و ارتباط با گروه ها و اجتماعات مذهبی اشاره نمود.
منشاء رنج و راه رهایی از دیدگاه بودا و ابوسعید ابوالخیر(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
ادیان و عرفان سال ۵۳ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
79 - 99
حوزههای تخصصی:
رنج دریافتی درونی - عاطفی (در مقابل درونی - معرفتی / ارادی و جسمانی) است که همه ابنای بشر به نوعی با آن آشنا هستند و آن را در زیست درونی خود تجربه می کنند. ازاین جهت، رهایی از آن یکی از مهم ترین مسائلی است که هر انسانی به آن نظر دارد. ابوسعید ابوالخیر به عنوانِ عارف مسلمان و بودا در کسوت بنیان گذار یک سنت دینی - معرفتی، در باب علت رنج و راه رهایی از این وضعیت نامطلوب سخنانی گفته اند. این نوشتار با روش توصیفی - تحلیلی، درصدد تبیین نگاه این دو متفکر برآمده است. به نظر می رسد که در مقایسه بین این آرا، هم بودا و هم ابوسعید، به نحوی مسئله رنج را با «ناآگاهی»، «خود» و «خواست» پیوند داده اند و «معرفت» و «اخلاق» را راهی برای رهایی از آن معرفی کرده اند. البته تفاوت های مهمی در تحلیل همین دو نکته به چشم می خورد که ناظر به فهم متفاوت آن ها از هستی، انسان و غایت اوست.
پیوند آموزه های نهج البلاغه با آیه اهتداء (یونس:35)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
پیوند ناگسستنی نهج البلاغه و قرآن، زمینه ساز گزینش هدفمند مضامین در گزاره های نهج البلاغه است. در پژوهش حاضر با رویکرد بینامتنیت مضمونی، به تبیین تبادل محتوایی دو متن نهج البلاغه و قرآن، درباره آیه اهتداء (یونس:35) ، پرداخته می شود. آیه اهتداء، به عنوان یکی از مستندات متکلمان شیعی در جهت اثبات لزوم افضلیت امام مورد استناد قرار گرفته است. نکته قابل تأمل در این آیه، تعیین مصداق افضل در هدایت بخشی می باشد. نگارندگان، با تکیه بر روش توصیفی- تحلیلی و ارتباط بینامتنی مضمونی، مجموعه گزاره های نهج البلاغه که ارتباط محتوایی با آیه اهتداء داشته، رصد نموده اند. نتایج پژوهش حاکی از آن است که استخراج رابطه بینامتنی مضمونی نهج البلاغه و آیه اهتداء در رفع ابهام آیه پیرامون تعیین مصداق «احقّیت در هدایت بخشی» بسیار نقش آفرین است. بر اساس یافته ها، همان گونه که در کتاب های معتبر تفسیری و روایی مصداق آیه اهتداء به طور خاص، حضرت امیر المؤمنین علی7 معرفی شده است، در واکاوی تعامل بینامتنی گزاره های نهج البلاغه با آیه اهتداء، فرآیند فهم و تفسیر صحیح این آیه تسهیل می شود.
بررسی جایگاه هویت دینی و انقلابی در سند تحول بنیادین آموزش وپرورش(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
این پژوهش با هدف تحلیل جایگاه مؤلفه های هویت دینی و انقلابی در سند تحول بنیادین آموزش وپرورش انجام شده است. روش پژوهش توصیفی و از نوع تحلیل محتواست. جامعه پژوهشی شامل متن سند تحول بنیادین آموزش وپرورش است که باتوجه به ماهیت پژوهش و محدودیت جامعه پژوهشی از نمونه گیری صرف نظر و کل جامعه پژوهشی بررسی شده است. ابزار اندازه گیری، سیاهه تحلیل محتوای محقق ساخته بوده و شیوه پردازش داده ها براساس روش آنتروپی شانون بوده است. عمده ترین یافته های پژوهش بیانگر این است که در سند تحول درمجموع 292 مرتبه به مؤلفه های هویت دینی و 140 مرتبه به مؤلفه های هویت انقلابی توجه شده است. در حوزه هویت دینی، به مؤلفه های «سیاسی» و «اعتقادی توحید» به ترتیب با ضریب اهمیت 201/ و 162/، بیشترین توجه شده و به مؤلفه های «تاریخی»و «اعتقادی عدل» هیچ توجهی نشده است. در حوزه هویت انقلابی، به مؤلفه های «تعهد به حفظ نظام جمهوری اسلامی» و«مبارزه با تهاجم فرهنگی و جنگ نرم» و «مبارزه با تحجر و التقاط» به ترتیب با ضریب اهمیت 155/،125/ و 125/ بیشترین توجه و به مؤلفه های «بسیج» با ضریب اهمیت 05/ و «آگاهی به تاریخ انقلاب اسلامی» (بدون مورد)، کم ترین توجه شده است. نتایج پژوهش بیانگر این است که در سند تحول بنیادین آموزش وپرورش توجه متعادل و متوازنی به مؤلفه های هویت دینی و انقلابی نشده است.
نقد مستندات روایی حجیت اجتهادات صحابه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش های قرآن و حدیث سال ۵۳ بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۱
51 - 72
حوزههای تخصصی:
از مهم ترین ادله مورد استناد طرفداران حجیت اجتهادات صحابه، سنت است. پژوهش حاضر در پی تبیین میزان اعتبار و ارزش این دلیل، در اثبات حجیت مذکور است. مهم ترین روایات مورد استناد مثبتین حجیت اقوال صحابه، سه حدیث "اصحابی کالنجوم"، "سنت خلفاء راشدین " و "اقتدا به شیخین" است. بررسی سندی و متنی حدیث نخست نشان می دهد با وجود اینکه از دو حدیث دیگر مشهورتر بوده، در غایت ضعف می باشد؛ به طوری که عده زیادی از محدثان اهل تسنن بر ضعیف، باطل، کذب و جعلی بودن آن تصریح نموده اند،؛ لذا این حدیث مصداق بارز "رب مشهور لا اصل له" می باشد. دو حدیث دیگر نیز وضعیتی بهتر از حدیث نخست ندارند. وقتی عدم امکان اثبات مدعا توسط احادیثی که دلاتشان بر مدعا به صورت مباشر بود، روشن شد، به طریق اولی عدم امکان اثبات مدعا توسط احادیث غیرمباشر اثبات می گردد و نهایتاً دست مدعی را در اثبات مدعا از دلیل سنت خالی می سازد.
بررسی تطبیقی جایگاه عقل در شناخت تجربی از دیدگاه کانت و شهید مطهری(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال بیست و نهم شهریور ۱۳۹۹ شماره ۲۷۳
49-60
حوزههای تخصصی:
هدف ما در این مقاله آن است که با نگاه تطبیقی به جایگاه عقل، حدود و ثغور آن در شناخت تجربی و ارزش آن از منظر کانت و شهید مطهری را مورد بررسی قرار داده و به را ه کارهای آنان جهت حل مشکل معرفت تجربی و مقایسه و بررسی تطبیقی میان آنها بپردازیم.کانت برای عقل معانی ای ذکر کرده و عقل به معنای فاهمه را دارای اعتبار معرفتی می داند. وی قضاوت عقل را درحوزه متافیزیک، غیرمعتبر و در حوزه فیزیک با توجه به زمانمند و مکانمند بودن، معتبر می داند. کانت برای حل مشکل شناخت تجربی، احکام تألیفی پیشین مطرح کرده و برای کلیت و عینیت آن از مقولات محض فاهمه استفاده می کند و همچنین شناخت صحیح مفهوم عقل و عملکرد آن را در تشخیص شناخت تجربی درست دخیل می داند. اما شهید مطهری نقش عقل را در معرفت تجربی از راه مبدئیت احکام بدیهی عقلی برای شناخت تجربی دانسته و با استفاده از معقولات ثانیه در معرفت تجربی به حل مشکل شناخت تجربی می پردازد. ایشان نقش عقل در معرفت تجربی را در دو حوزه تصورات و تصدیقات ترسیم می کند. در باب تصورات، ادراکات تجربی و حسی مقدم و زمینه ساز برای تصورات عقلی بوده و در حوزه تصدیقات، اصالت با عقل بوده و تصدیقات عقلی مقدم بر تصدیقات تجربی است و بدون عقل هیچگونه حکم و تصدیقی حتی تصدیق تجربی حاصل نخواهد شد.
الاتصال غیر اللفظی فی روایه موت صغیر لمحمد حسن علوان دراسه سیمیولوجیّه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
109 - 124
حوزههای تخصصی:
العلام ه هی ظاهره ملموسه ومرئیه یتم استبدالها ضمنیاً بعلاقه مع ظاهره غائبه. السیمیائیه هی العلم الذی یبحث عن أنواع الإشارات والإیماءات، والعوامل التی تنطوی علیها عملیه إنتاجها وتبادلها وتفسیرها، وکذلک القواعد التی تحکم العلامات. الاتصال غیر اللفظی هو أحد فروع السیمیائیه التی تشمل مجموعه متنوعه من السلوکیات الحرکیه للناس بما فی ذلک من تعبیرات الوجه وحرکات الجسم والإیماءات وحرکات تنظیم المحادثه وإلخ. یحتوی هذا النوع من الاتصالات على ستّ وظائف تتمثل فی الاستکمال والتفنید والتکرار والتحکم والاستبدال والتأکید. یروی الکاتب السعودی محمد حسن علوان فی روایته سیره ابن عربی بمزیج من الخیال، ویستخدم عناصر غیر اللفظیه إلى جانب لغه المنطوق. تسعى هذه الدراسه إلى دراسه هذه الروایه من وجهه نظر أنماط التواصل غیر اللفظی، بما فی ذلک من تعبیرات الوجه، وحالات العین، وحرکات الید، وحرکات الرأس، وما إلى ذلک، متمسکا بالمنهج السیمیائی. تعود أهمیه هذه الروایه إلى حصولها على جائزه بوکر فی عام 2017 م، وکان استعراضها الدلالی ضروره رئیسیه لهذه الدراسه . أظهرت النتائج بأن قد استفاد علوان من العلامات فی روایته من أجل تخصیص أو وضع الفضاء فی الروایه . استخدم المؤلف بشکل متکرر الطرق التالیه للتعبیر عن رسالته غیر اللفظیه بترتیب التردد : حالات الرأس، و حرکات الید، و حالات الوجه، و حالات العین، و السلوکیات الصوتیه، و علم اللمس والتماس وحالات الجسم . لقد استُخدمت هذه الحالات للتعبیر عن حالات، مثل: الغضب، والخوف، والقلق، والضیق، وهلمّ جرا. إلى جانب ذلک، تشارک وسائط وأجهزه أخرى أیضاً فی توصیل رسائل المؤلف. لمعظم هذه الرسائل أیضا وظیفه استبدالیه.
إطلاله على منهج ابن عصفور فی مثل المقرّب(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهش در زبان و ادبیات عربی پاییز و زمستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
19 - 36
حوزههای تخصصی:
مکانه علم النحو المرموقه بین العلوم العربیه مما أیّدها کلّ من أراد الصحه فی قراءه القرآن الکریم أو فَصاحه التکلم باللغه العربیه أو الکتابه بها. ومن أهمّ ما یدلّ على هذه المکانه وفور التألیفات النحویه من قدیم الأیام والتعلیقات علیها وتشعّب المذاهب فیها. ومن أقوى دوافع العلماء فی هذا المضمار الإتیان بمصنَّفٍ یسهّل قواعد العربیه على المتعلّمین. ولأن نستوعب نصوصهم ونصل إلى منهج مقبول فی تألیف الکتب الدراسیه، علینا التعرّف على منهجهم. والمنهجیه هی الطریق الوحیده التی بها یُعرف النهج الذی سار المؤلّف علیه وتتّضح طوابعه التعلیمیه المفیده فبها نُقوِّم الکتب ویمکننا فهم النصوص. وأما من النحاه فمن قام بشرح مصنَّفه لأسبابٍ ما. ومن میزات هذه الشروح إبقاء منهج الشرح على درب منهج النصّ وصیرورتهما کتألیف واحد، الأمر الذی یعطینا مَیَداناً أوسع فی المنهجیه. فبحثنا عن شروح النحاه على مؤلّفاتهم واخترنا منها ما صُنّف مبکراً وقلّ تعرّفنا علیه وهو مُثُل المقرَّب شرح ابن عصفور الإشبیلی لکتابه المقرَّب . ومن هذا المنطلق، توخّى البحث المنهج الوصفی التحلیلی للوصول إلى الهدف المنشود، ألا وهو التعرف على محتوى مُثل المقرّب ومنهج ابن عصفور فیه، ومذهبه النحوی، وکیفیه مزاولته مسائل النص وتسهیل سبل استیعابه. ومن أهمّ ما حصل البحث علیه تجلّی مظاهر من منهجه التعلیمی، وهی الطریقتان الاستقرائیه والتکشیفیه، والعدول عن التعاریف الذهنیه، والتجنّب عن الغور فی الخلافات النحویه؛ وقد تبین أن منهجه العام فی أصول النحو یضاهی منهج البصریین.
چیستی تأویل عرفانی قرآن و نسبت آن با تأویل فنی(مقاله پژوهشی حوزه)
حوزههای تخصصی:
عالمان و محققان دینی درباره شرح و تفسیر «تأویل قرآن» سخنان مختلفی بیان کرده و اصطلاحات متنوعی را پدید آورده اند. در عرف عرفان و لسان اندیشمندان، به طور رایج فهم و شرح آیات الهی به وسیله عارفان، «تأویل» نام گرفته است که با ذوق خاص و ارائه مفاهیم ویژه همراه است. بررسی تأویل قرآن نزد عرفا و اینکه چرا فهم خود را فهم تأویل می دانند، تابع تبیین مبانی معرفتی و هستی شناختی عرفانی است که آثار ابن عربی و پیروان او بهترین منبع این بررسی است. در دیدگاه ابن عربی، فهم و شناخت هر حقیقتی، از جمله فهم تأویل و حقیقت قرآن، تنها وقتی حاصل می شود که مبادی ادراک قلب حقیقی انسان از راه تصفیه باطن گشوده شود و محل دریافت تجلیات ذاتی و اسمائی گردد. این نوع اخذ علم، خصوصیت اصلی و فصل ممیز معارف عرفانی است و راه بدیلی ندارد. در قبال این ادعا، راه بدیلی با عنوان تأویل فنی قرآن طرح شده است که این مقاله به نقد آن اشاره دارد.
مطالعه تطبیقی رهیافت علمی و قرآنی به مسأله تخریب محیط زیست(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
محیط زیست از جمله مسائل مهم حوزه علم و دین و چالش جدی درعصر حاضراست؛ تخریب محیط زیست، محققان را بر آن داشته است تا در پی کشف علت و عوامل اصلی ظهور این بحران باشند. یکی از جنبه هایی که کمتر بدان پرداخته شده است، نگرش محیط زیستی مبحث فساد در زمین، از منظر مفسران قرآن کریم و دانشمندان علم محیط زیست است. این جستار درصدد است با استفاده از روش توصیفی –تحلیلی و تطبیقی و با پرداختن به آراء مفسران فریقین و دانشمندان علوم محیط زیست، نوع نگرش هر دو طیف به مسئله محیط زیست و علل و عوامل اصلاح و افساد در زمین را مورد بررسی و واکاوی قرار دهد. پس از بررسی تطبیقی و تحلیل آراء مفسران ذیل آیات، این نتیجه حاصل شد که آراء مفسران و دانشمندان محیط زیست از سویی دارای مشترکاتی است و از سوی دیگر وجوه و افتراق های اساسی را دربردارد، از جمله اشتراکات، تخریب محیط زیست توسط انسان و از بین بردن حرث است که منجر به برهم زدن اکوسیستم و تأثیر آن در زندگی انسان ها است، نادیده انگاشتن افعال سلبی و ایجابی در برخورد و ارتباط با خالق، مخلوق و خود، وجوه قابل ممیزه ای است که تفوق دیدگاه مفسران را بر آنان داشته است.
جایگاه عقل در ارزش شناسی از منظر نهج البلاغه(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
پژوهشنامه اخلاق سال سیزدهم پاییز ۱۳۹۹ شماره ۴۹
91-110
حوزههای تخصصی:
هدف از این پژوهش، تبیین جایگاه عقل در ارزش شناسی (حوزه اخلاق و زیبایی شناسی)، از منظر نهج البلاغه است. روش تحقیق توصیفی- تحلیلی، با رویکرد استقرایی است. یافته های پژوهش بیانگر یک ارتباط دو سویه بین عقل و ارزش شناسی از منظر نهج البلاغه می باشد. از یک سو عقل مهم ترین ابزار در کشف ارزش های اخلاقی بوده و از سوی دیگر مکارم اخلاقی موجب عملکرد صحیح عقل هستند. همچنین زیبایی های عالم خلقت شایسته تأمل بوده و تأمل در آنها، موجب نفوذ هارمونی موجود به ذهن و مایه شکوفایی فهم است. با این حال با توجه به محدودیت ها و خطاهای عقل، استفاده از تجربه و نقل به عنوان ابزارهای مکمل در ارزش شناسی توصیه شده و وحی الهی فصل الخطاب است. بر این اساس می توان گفت جایگاه عقل در ارزش شناسی یک جایگاه اعتدالی می باشد؛ لیکن با توجه به توقع خداوند از آدمی به میزان عقل اعطایی به او، تشخیص و داوری آن در ارزش شناسی معتبر و اتصاف به آنها برای محقق لازم است.
باز شناخت اندیشه اقتصادی امام علی (علیه السلام) در مصرف(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
مقاله حاضر با عنوان "باز شناخت اندیشه اقتصادی امام علی (علیه السلام) در مصرف" با هدف کشف و توصیف سیره اقتصادی حضرت در حوزه مصرف می باشد. برای دستیابی به این هدف از روش مطالعه اسنادی و کتابخانه ای در منابع تاریخی و روایی استفاده شده است. یافته ها حاکی است: اندیشه امیرمؤمنان در حوزه مصرف بر اساس مبانی دینی و سیره وسنت نبوی شکل گرفته و در بسیاری از موارد مؤید نظریه های اقتصاد خرد نمی باشد. هرچند مصرف در اندیشه امام مطلوبیت ذاتی داشته و ایشان مصرف به جا و به اندازه را مورد تأیید قرار داده اند، اما با این وجود در تخصیص درآمد برای هزینه های فردی، به حداقل هزینه ها اکتفا نموده و بیشترین سهم درآمدی خود را به مصارف اجتماعی اختصاص داده اند، ضمن این که در تخصیص درآمد تنها در پی بیشترکردن مطلوبیت مادی نبوده و مطلوبیت معنوی و آخرتی بیشترین وجه همت آن حضرت بود.
بررسی تطبیقی گستره علم الهی در نهج البلاغه و گلشن راز(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با توجه به اهمیت مسئله علم الهی در عرفان نظری و در متون دینی، مقایسه تطبیقی این نوع متون با یکدیگر به درک هرچه بهتر متون عرفانی کمک میکند. در میانه متون دینی، کتاب نهج البلاغه به لحاظ مباحث توحیدی از اوج و تعالی خاصی برخوردار است و از اینسوی در میان ادب صوفیه؛ گلشن راز یک دوره فشرده عرفان نظری بر اساس مبانی فکری ابن عربی است. اشتراکات و تمایزاتی میان این دو متن دیده میشود که با روشن شدن این وجوه اشتراک و تمایز، هم در درک بهتر گلشن راز گامی دیگر برداشته میشود و هم وجوه دیگری از عناصر اندیشه مولای متقیان علی (ع) در نهج البلاغه برای فرد محقق آشکار میگردد. جستار حاضر با استفاده از رویکردی توصیفی- تحلیلی به بررسی تطبیقی موضوع علم الهی در دو کتاب نهج البلاغه و گلشن راز شیخ محمود شبستری پرداخته است، با توجه به رهیافت علمی این مقاله بااینکه امام علی (ع) در نهج البلاغه و شیخ محمود شبستری در گلشن راز، به عالم بودن خداوند معتقدند اما امیرالمؤمنین (ع) در نهج البلاغه بیشتر کیفیت سلبی و تنزیهی علم خداوند را آنهم با توجه به مطالب و آیات قرآنی بیان میکنند، اما مطالب گلشن راز در مورد علم الهی بر اساس اعتقاد به وحدت وجود و اعیان ثابته میباشد که مبنای آن تفکّرات ابن عربی است.
بررسی نیازهای انسان از دیدگاه قرآن با تأکید بر تفسیر المیزان(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت سال بیست و نهم بهمن ۱۳۹۹ شماره ۲۷۸
43-54
حوزههای تخصصی:
یکی از مسائل مهم انسان شناسی، شناخت نیازهای انسان است. قرآن کریم برای هدایت انسان نازل شده و توجه ویژه به نیازهای او دارد، شناخت این نیازها از منظر قرآن از اهمیت ویژه برخوردار است. انسان چه نیازهایی دارد؟ آیا نیازهای انسان صرفاً مربوط به بقا و کمال بعد مادی اوست یا نیازهای غیرمادی نیز دارد که به کمال بعد معنوی او مربوط می شود؟ پژوهش حاضر با روش توصیفی تحلیلی و با رویکرد تفسیر موضوعی، با تأکید بر دیدگاه های علامه طباطبائی در تفسیر المیزان به بررسی این مسئله پرداخته و به نکاتی به شرح زیر دست یافته است: نیازهای انسان از ابعاد وجودی او نشئت گرفته اند؛ با توجه به آیات قرآن، انسان دارای دو دسته نیاز مادی و معنوی است؛ مهم ترین نیازهای مادی انسان شامل خوردن و آشامیدن، مسکن، پوشش، همسر، خواب و امنیت است؛ و نیازهای معنوی انسان دربرگیرنده اموری چون شناخت، هدایت، عزت، ولایت، پرستش، محبوبیت و احترام، الگو، زینت و آرایش، دین، و اطمینان قلب است.
سبک شناسی لایه ترکیبی و بلاغی مناجات منظوم امام علی(ع)(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
الهیات تطبیقی سال یازدهم بهار و تابستان ۱۳۹۹ شماره ۲۳
181 - 194
حوزههای تخصصی:
بررسی لایه های ترکیبی و بلاغی از مؤلفه های ساختاری آثار ادبی، راهی برای پی بردن به لایه های درونی اندیشه خالق اثر است که نقش بسزایی در انتقال مفاهیم دارد و به سخن، تعالی می بخشد. ادعیه و مناجات ائمه(ع)، سرشار از آموزه های بلند عرفانی و معنوی اند که از عمق جانشان سرچشمه گرفته و روح حاکم بر آنها احساس عجز و ناتوانی و خواهش و التماس از معبود است. یکی از این آثار پرمایه، مناجات منظوم امام علی(ع) است. این مناجات دربردارنده حقایق و معارفی است که بیان کننده توحید و توجه انسان ها به ساحت مقدس ربوبی است. هدف پژوهش حاضر، تحلیل و ارزیابی عوامل ساختاری و سبکی مناجات منظوم امام علی(ع) است تا از این رهگذر، میزان تأثیرگذاری مؤلفه های سبکی در انتقال مفاهیم آن به مخاطب تبیین شود. بر اساس این، با تکیه بر روش توصیفی تحلیلی، شناسه های سبکی مناجات در لایه های ترکیبی و بلاغی چون تقدیم و تأخیر، استفهام، ندا، تکرار، تضاد و ... بررسی شده اند. یافته ها نشان می دهند ذوق سلیم در انتخاب واژگان متضاد و هم نشینی آنها در محور مرکزی کلام، تکرار اصوات و واژگان و ... در تضرع حضرت به درگاه ربوبی و طلب رحمت و عطوفت باری تعالی مؤثر است.
نقش مؤلفه های کاربردشناختی در تبیین آیات مشتمل بر تعاملات اجتماعی قرآن با اهل کتاب با تأکید بر آیه 93 سوره آل عمران(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
دانش کاربردشناسی از شاخه های زبان شناسی است که می تواند در حوزه تفسیر قرآن وارد شود و ابعاد معنایی این آیات را در سطح مراد جدی آشکار سازد و به تفسیر و تبیین معانی پاره گفت ها در هنگام کاربرد و بر اساس شرایط و موقعیت زمانی و مکانی تولید پاره گفت بپردازد.قرآن کریم بارها به موضوع طعام و حلّیت و حرمت آن توجه کرده است. این موضوع همواره با یکی از وجوه مربوط به امر نبوت و رسالت، به ویژه لزوم تبعیت از فرستاده و شخص برگزیده الهی برای جلوگیری از گمراه شدن در پیوند است. بر اساس آیه ۹۳ سوره آل عمران می توان گفت که در میان امتهای موحد قبل از نزول تورات نیز امر حلیت و حرمت به مقتدا و پیشوای دینی باز می گشته است. رویکرد کاربردشناسی در فهم این آیه نشان می دهد که موضوع خوراکیها و خوردن، موضوعی ذو ابعاد است که طرح آن در قرآن کریم با موضوعات و مفاهیم مختلف درآمیخته است و البته در این میان، مفهوم توحید و نبوت پیامبر اسلام و نیز برگزیدن و تبعیت از امام و مقتدا، از اصلی ترین مفاهیمی است که با این موضوع پیوند خورده است.
بررسی انتقادی دیدگاه اخباریه در باب عدم حجیت ظواهر قرآن کریم(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
اخباریون در فهم و استنباط احکام و مسائل شرعی از قرآن کریم، نه تنها برای ظواهر آن اعتباری قائل نیستند، بلکه معتقدند که عقولِ بشری غیرِمعصوم، صلاحیت و استعداد فهم ظواهرآیات را ندارند. این مسأله باعث طرح بحث های متعدد از سوی موافقان و مخالفان آن شده است؛ اینکه خاستگاه دیدگاه اخباریه در این خصوص چیست؟ مسأله ای است که در فهم دقیق نظر ایشان، دارای اهمیت بوده و در این اثر بدان پرداخته شده است؛ لذا این پژوهش برآن است تا دیدگاه اخباریه را در مسأله حجیت-ظواهرقرآن کریم مورد بحث و بررسی قرار داده و سپس با تمرکز بر نظرات مندرج در کتاب الفوائدالمدنیه، مبانی و ریشه اعتقاد ایشان در قول به عدم حجیت ظواهرقرآن را مورد نقد علمی قرار داده و درمقابل، حجیت ظواهر آیات را به اثبات رساند. رویکرد پژوهش، توصیفی-تحلیلی بوده و در جمع آوری مطالب آن و دستیابی به استنادات و استدلالات این مکتب فکری، از روش اسنادی و کتابخانه ای استفاده شده است؛ یافته های پژوهش نشان می دهد که مبانی محوری ایشان در قول به عدم حجیت ظواهر-آیات، یکی اختصاصی دانستن مسأله فهم قرآن و دیگری عدم حجیت عقل در فهم ظواهر آیات می باشد که در این نوشتار به بررسی و نقد آن پرداخته شده، ضمن اثبات قابل فهم بودن قرآن برای همگان و حجیت عقل در این خصوص، حجیت ظواهر آیات نیز به اثبات خواهد رسید.
نسبت بین اِعجاز قرآن و جامعیت آن از منظر علامه طباطبایی (ره)(مقاله علمی وزارت علوم)
حوزههای تخصصی:
با عنایت به برخورداری قرآن از پاره ای صفات، از جمله جامعیت، اِبتنای بر اصل توحید، اِنسجام و عدم اختلاف معانی، هدایت، نور، بیِّنه، مُبرهن بودن و ...، باید اذعان نمود که سِنخ اِعجاز قرآن و شریعت محمدی(ص)، به کلی از سِنخ اِعجاز سایر شرایع ممتاز است؛ زیرا شرایع، معجزه ای محسوس، از سنخ ماده و محدود به زمان و مکان ارائه کردند و حال آن که اِعجاز قرآن از سنخ دانش، فرا حسّی، فائق بر گُستره زمان و مکان و مُسیطر بر تارُک هستی است. نوشتار حاضر با رویکردی توصیفی، تحلیلی مبتنی بر دیدگاه طباطبایی(ره)، صاحب «المیزان فی تفسیرالقرآن»، به سه تبیین سِتُرگ در باب استنتاج جامعیت قرآن از کُلیّت اِعجازمند آن دست یافته است. طباطبایی بر این باور است که در دو تبیین نخست، عمومیت تحدّی و اعجاز قرآن، و نیز جامعیتِ برگرفته از آن، ناظر بر گُستره معارف مرتبط به هدایت انسان است، در حالی که در تبیین سوم، عمومیت و جامعیت مذکور، ناظر بر گُستره اَغراض اِلاهی می باشد. نکته درخور تأمل آن که در میان مفسران متقدم و معاصر،این تنها طباطبایی است که با ژرف نگری منحصر به فرد، به اَبعاد نسبت موجود بین اِعجاز قرآن و جامعیت آن عطف توجه نموده است.