گستره و تسلط فرهنگ و تمدن غرب بر مشرق زمین و انفعال و تاثیرپذیرى برخى از مشرق زمینیان، بحث و کاوش در این باره را ضرورى مىسازد . به علاوه نسبت میان فرهنگ اسلامى و فرهنگ مدرن و سازگارى یا تضاد و ناسازگارى میان آن دو، شناخت مؤلفههاى جهانبینى مدرن را براى مسلمانان امرى مهم و حیاتى مىگرداند . این نوشتار در صدد تبیین رابطه میان اندیشه اسلامى و مدرنیسم است .
از آثار و نوشته های ابوحیان توحیدی پیداست که وی با وجود زندگی در کانون تصادم و اصطکاک میان عقاید و مذاهب مختلف در بصرة قرن چهارم، شخصیتی آزاداندیش و تا حدود زیادی بدور از تعصب دینی و مذهبی بوده است. این بی تعصبی می تواند علاوه بر جنبه های درونی او، متأثر از نفوذ افکار استادش ابو سلیمان منطقی، مراودة توحیدی با اخوان الصفا و نیز قدری گرایش او به زهد و تصوف بوده باشد؛ با این حال، در برخی آثار ابوحیان چیزی بیش از بی تعصبی و تسامح در دین، و در واقع گونه ای قول به کثرت باوری دینی نیز ملاحظه می شود. از این رو ارائه هر تفسیری از حکایت فیل شناسی کوران در کتاب المقابسات- به مثابه یک متن که به دست توحیدی پدید آمده بدون توجه به نیت او که احتمالاً با مراجعه به شخصیت تاریخی او قابل اکتشاف است بهرة شایانی از حقیقت نتواند داشت. با چنان مراجعه ای، در نهایت به نظر می رسد که توحیدی از گرایشهای کثرت باورانة دینی بر کنار نبوده است.
این نوشتار، پژوهشی در خطابهای عتاب آمیز خداوند به پیامبر اکرم (ص) است. این گونه عتابها که قریب 80 آیه در قرآن را شامل می شود، گسترة عظیمی از مباحث گوناگون را در میان قرآن پژوهان به وجود آورده است. اهتمام اصلی مفسران در توجیه و تحلیل این گونه آیات نکوهش بار، حلّ تعارضی است که به گمان ایشان، این آیات با اصل وجوب عصمت پیامبر (ص) دارد. نگارنده در این جستار کوشیده است ضمن بیان آرای مفسران در تفسیر برخی از مهمترین این آیات، حکمت این گونه خطابها را بیان دارد