بررسى مفهومشناختى واژه تربیت و تعیین مرز آن با واژههایى چون تلقین، القاء و آموزش اولین گام براى تحلیل مفهوم «تربیت» است.
در این مقاله پژوهشگر کوشیده است ضمن بررسى واژههاى فوق، مفاهیم زیربنایى انسانشناختىِ تربیت دینى همچون فطرتمدارى و متربى محورى که از جملهى اولین شاخصهاى جداکننده تربیت اسلامى از سایر انواع تربیت است، را تبیین نماید.
روش تحقیق مورد استفاده، تحلیل محتوایى برخى از آیات قرآن و دستهاى از روایات رسیده از معصومین(ع) با رویکردى تربیتى ـ توصیفى بوده است. یافتههاى این پژوهش اگرچه اولیهاند اما شاید بتوانند افقهاى تازهترى را پیشروى پژوهشگران تعلیم و تربیت بگشاید و آنان را به مناطق فراغ و یا حوزههاى بکر و دستنخورده این حوزه رهنمون گردد. حلقهى بعدى این نوشتار، بازشناسى و کاوش در برخى از ویژگىهاى روششناختى در عرصهى آموزش و پرورش با رویکردى نظرى و در بستر منابع دینى است.
مباحث مربوط به مشروعیت و مشارکت سیاسى از مهم ترین مسایل مربوط به رابطه جامعه و حکومت محسوب مى گردد. مشروعیت حکومت دینى و مشارکت سیاسى شهروندان مسلمان در آراى سیاسى محقق نراقى در این نوشتار به بحث گذاشته مى شود. در این راستا مفهوم ((ظل الله)) براى فرمانروایان عادل و عدالت گستر در مرکز مباحث مشروعیت سیاسى حاکمان قرار مى گیرد و مشارکت سیاسى شهروندان مسلمان در چارچوب آموزه امر به معروف و نهى از منکر به بحث گذاشته مى شود.
نگارنده در این پژوهش مدل اسپریگنز را دستمایه کارش قرار داده و اظهار مى دارد که اولا, مهم ترین بحران در عصر محقق نراقى مسإله ((ظلم)) بوده است; ثانیا, مهم ترین آرمان از دیدگاه وى جهت حل بحران ظلم, مسإله ((عدالت)) (عدالت اجتماعى) است; ثالثا, براى گذار از بحران مى بایست مفهوم ولى را وارد تئورى حکومت نمود. بر این اساس وى به بازسازى نظریه دولت اسلامى مى پردازد و معتقد مى شود دولت اسلامى از لحاظ شکلى و ساختار باید مبتنى بر ((نظریه ولایت فقیه)) باشد.
((عقل)) و ((عقلانیت)) دو مبحث مبنایى در اندیشه هاى سیاسى فقهى و کلامى شیعه است که با تفسیر و تعبیرى که از آنها به عمل مىآید, زمینه ساز یا باز دارنده ((آزادى)) است. در مکتب شیعه, فقیهان اصول گرا با طرح این دو مبحث در عین حال که از اخبارىها فاصله گرفته اند, با نگرش خاصى به تبیین مبحث ((عقل)) پرداخته اند که به تصلب افتاده اند. در مقابل, عموم فقیهان و بالاخص امام خمینى با پرداختن به عناصرى مانند ((عرف)), ((سیره عقلا)), ((سیره متشرعه)), ((مصلحت)) و ((اصل اباحه)) به عنوان منابع درجه دوم شریعت و ابزار مجتهد براى بازتفسیر سیال و پویاى شریعت منقول (قرآن و روایات معصومان), گفتمانى را باز سازى کرده اند که فضاى فکرى مناسبى براى تحقق آزادى سیاسى ایجاد مى کند. مقاله حاضر با طرح این امور از دیدگاه امام خمینى کوشیده ارتباط آنها را با آزادى سیاسى توضیح دهد.