بحث پیرامون نظریات موجود درباره ترجمه است. دو نظریه زبان شناختى نسبیت زبانى که از ترجمه ناپذیرى پشتیبانى مى کند، و نظریه همگانى هاى زبان، در زبان شناسى گشتارى که از ترجمه پذیرى بر مبناى مشترکات زبان ها و فرهنگ ها دفاع مى کند. در این نوشتار مورد بررسى قرار گرفته است. نظریه ژرف ساخت که مربوط به این دیدگاه است مورد استفاده کتاب علم ترجمه، یو جین آ، نایدا قرار گرفت و او با تصرفاتى در این نظریه و تلفیق آن با نظریات نسبیت زبانى و فرهنگى نظریه اى را در باب ترجمه عنوان کرد و گسترش داد. در میان دانشمندان مسلمان نیز بحث ترجمه پذیرى مطرح بوده است که از آن میان دیدگاه شاطبى درباره دو سطح دلالت زبانى، ترجمه ناپذیرى در یک سطح و ترجمه پذیرى در سطحى دیگر است، در این مقاله دیدگاه شاطبى با دیدگاه هاى زباشناختى مدرن به خصوص دیدگاه نایدا مورد بررسى و مقایسه قرار گرفته است.
مترجمان و نظریه پردازان ترجمه به سه گروه تقسیم مى شوند: الف: متن محورى، ب: مؤلف محورى، ج: مخاطب محوران، گروه نخست با محور قرار دادن متن در پى عرضه معناى لغوى واژگان و جملات به مخاطب هستند. گروه دوم در پى فهم پیام و مراد مؤلف و انتقال آن به مخاطب مى باشند. گروه سوم مخاطب ترجمه را ملاک مى دانند و متن را برابر با خواسته ایشان ترجمه مى کنند. ترجمه نویسان قرآن بیشتر متن محور مى نمایند. ایشان بیشتر برابریابى مى کنند و با ترجمه تحت اللفظى پایبندى شدید خود را به متن ابراز مى کنند، این گروه خود به دو دسته تقسیم مى شوند: عده اى در ترجمه آیات برابرها را در قالب زبان مبدأ مى ریزند و شمارى دیگر واژگان زبان مقصد را در قالب دستورى زبان مقصد قرار مى دهند و از تغییر شکل متن مبدأ نگران نیستند. در میان متن محوران برخى مترجمان مؤلف محور نیز هستند. براى نمونه ابوبکر عتیق نیشابورى در ترجمه برخى آیات مؤلف محور مى نماید. مؤلف محوران مراد خداوند را گاه در داخل پرانتز مى آورند و گاه در داخل قلاب و... برخى از مترجمان قرآن در برگردان آیات از باورهاى خویش سود مى برند، اما همین گروه از یک رویه ثابتى در ترجمه پیروى نمى کنند. گاه برخى آیات را به گونه اى ترجمه مى کنند که سازگار با باور ایشان نماید و گاه از بار خود در ترجمه سود نمى برند و آیات ناسازگار با باورهاى خویش را ترجمه تحت اللفظى مى کنند.
وجود واژههاى چند معنا و همنام در هر زبانى فهم متن را دچار مشکل مىکند. از آنجا که قرآن به زبان بشرى نازل شده وجود این نوع واژهها در آن امرى اجتنابناپذیر است. قرآن پژوهان در گذشته با عنوان وجوه و نظایر و مشترک لفظى به بررسى این نوع واژگان قرآنى پرداختهاند. در زبانشناسى جدید بافت زبانى و فرا زبانى براى تشخیص مفهوم واژههاى هم معنى و چند معنى مورد توجه قرار گرفته است. در این مقاله ابتدا به نقش بافت در معنى بخشى به واژه از دیدگاه زبانشناسى جدید پرداخته شده سپس دو واژه همنام «بشارة» و «اغواء» در بیش از ده ترجمه فارسى قرآن مطالعه شده تا از خلال آن دقت مترجمان به نقش بافت در مفهوم واژه ارزیابى شود.
ایدهآلیسم در قلمرو فلسفه، به دو معنای مهم به کار میرود: یکی ایدهآلیسم عینی یا مابعدالطبیعی که در برابر طبیعتگرایی قرار میگیرد و دیگری ایدهآلیسم ذهنی یا معرفتشناختی که در برابر رئالیسم معرفتشناختی قرار میگیرد. ایدهآلیسم در معنای نخست عبارت است از قول به تقدم روح بر ماده یا اصالت روح و وجود وهمی جسم و در معنای دوم حاکی از نفی وجود مادی متعلقات شناخت حسی است. فیلسوفان اسلامی در حوزه مابعدالطبیعه قایل به دیدگاه سومی میان ایدهآلیسم عینی و طبیعتگراییاند. آنها از یک سو وجود ماده را واقعی میدانند و از سوی دیگر در آرای برخی از ایشان چون سهروردی و ملاصدرا وجود جهان مـثل (البته با اختلاف تقریر با افلاطون) پذیرفته میشود. دیدگاه فلاسفه اسلامی در حوزه معرفتشناسی دیدگاهی رئالیستی است و در آن ایدهآلیسم ذهنی رد میشود. مواجهه این فیلسوفان با ایدهآلیسم ذهنی ابتدا به صورت نقد سفسطه و بعدها در دوره معاصر، به ویژه در آثار مرحوم علامه طباطبایی و استاد شهید مطهری و آیت ا... مصباح یزدی، به صورت نقد سفسطه و اندیشه ایدهآلیستی و همچنین دفاع از مبانی رئالیستی فلسفه اسلامی در قلمرو شناخت ظاهر میشود.