با توجه به تعالیم اسلام اعم از آیات قرآن و سیره قولی و فعلی پیامبر (ص) و تلاش وی در جهت تبیین جایگاه زن در عرصه خانواده و اجتماع و احقاق حقوق ایشان، توقع چنان بود که زنان موقعیت فراچنگ آمده را در دوره های بعد نیز محفوظ دارند. اما علی رغم این انتظار، پس از وفات پیامبر (ص) روند بهبود وضعیت زنان با موانعی مواجه گردید و در نهایت به پیدایش دیدگاهی منفی نسبت به ایشان و انزوا و عزلت نشینی آنان منجر گردید. از جمله عواملی که به تحول جایگاه زن در جامعه اسلامی انجامید، پیامدهای سو ناشی از فتوحات گسترده مسلمین بود.در این مقاله ابتدا به سیره نظری و عملی پیامبر (ص) در راستای تعالی فکری و اجتماعی زنان اشاره شده و با ذکر شواهد و اسناد گوناگون، ارتقای موقعیت زن در جامعه نوبنیاد اسلامی اثبات گردیده و پس از آن به افول منزلت زن اشاره شده و از میان عوامل متعددی که ممکن است بدین امر منجر شده باشد به به عامل فتوحات مسلمین و پیامدهای منفی آن یعنی نفوذ فرهنگ های بیگانه و بروز مفاسد اخلاقی در جامعه پرداخته شده است.
جریان وروند «نگارش مکتوب» در میان شیعیان، موضوعى است که در کتاب میراث مکتوب شیعه نوشته دکتر سیدحسین مدرسى مورد بررسى و کند و کاو قرار گرفته است و نوشتار حاضر در صدد معرفى و مرورى برمطالب کتابیادشده و بیان نکتههاى نو و تازهیاب آن مىباشد که در سهبخش سامان یافتهاست.
در بخش اول ، ضمن معرفى نویسنده کتاب و بیان توانایى و شایستگى وى در این عرصه، محتوا و شیوه تنظیم کتاب و ویژگىهاى آن بیان شده است. در بخش دوم، به آرا و دیدگاههاى نویسنده که بهگونهاى انتقادى روایات را همراه با زمینه تاریخى آنها بررسى کرده، توجه شده، سپس رشد و توسعه طبیعى روایات به مرور زمان ـ که مورد تأکید نویسنده است ـ و به صورت موردى نشان داده شده است. مباحث و اختلافات مذهبى و اثرات آن در ساخت روایات از جمله مسائلى است که در جاى جاى کتاب از نگاه تیزبین مؤلف دور نمانده و اهمیت فوقالعادهاى در تحلیلهاى نویسنده داشته است. در این بخش، ذیل سه عنوانِ گونههاى نگارش، اخبار ساختگى و ریشهیابى لغزشها مطالب پراکنده کتاب تنظیم شده و قابل دست یابى است. در پایان و بخش سوم، برخى نقدهاى وارد برکتاب مطرح شده است
.
قرآن محکمترین و معتبرترین سند ماندگار اسلام است. برای دست یافتن به آموزههای قرآن راه شناخته شده تفسیر ترتیبی است که سورهها و آیات قرآن را براساس چینش کنونی مورد بحث و بررسی قرار میدهد و در صدها تفسیر از آغاز تاکنون دنبال شده است. با این حال همگان اذعان دارند که به رغم مزایایی، این روش برای ترسیم نظرگاههای نهایی قرآن فاقد کارآیی است. تنها شیوهای که میتواند این نیاز را تأمین کند، تفسیر موضوعی است. تفسیر موضوعی که بر دستهبندی آیات و جمعبندی مدلولهای آنها مبتنی است گرچه به صورت محدود سابقة طولانی دارد، با رویکرد جامع و فراگیر و عطف توجه به گسترة موضوعات قرآن شیوهای نو و جوان است؛ چنانکه بازپژوهی مبانی، شیوه و مراحل آن نیز در گامهای نخستین قرار دارد.
در این مقاله عدم تعیین نظریه با شواهد تجربی مورد بررسی و تحلیل قرار می گیرد. به طوری که، استفاده از این برهان برای تشکیک در صدق نظریه ها کفایت نمی کند و فرض های ضمنی و غیر بدیهی دیگری برای این نتیجه گیری مورد نیاز است که الزام آور نبوده و قابل مناقشه است.