یکى از مسائلى که از دیرباز، توجه اندیشمندان حوزه هاى گوناگون علوم انسانى را به خود جلب کرده و موجب قلم فرسایى این اندیشمندان شده، مسئله «رابطه تلویزیون با کودک و نوجوان» است. مقاله حاضر ابتدا به قابلیت هاى تلویزیون و برنامه هاى کودکان و نوجوانان اشاره نموده، سپس برخى از تأثیرات مثبت و منفى تلویزیون بر کودکان و نوجوانان از جمله پرکردن اوقات فراغت، جامعه پذیرى، یادگیرى، اختلال در فعالیت هاى کودکان، و نیز تأثیر فیلم هاى مربوط به بزرگ سالان بر کودکان، و تأثیر آگهى هاى تلویزیونى و خشونت را مورد بررسى قرار داده و در پایان، راه کارهایى براى به حداقل رساندن کارکردهاى منفى آن ارائه نموده است.
رابطه میان دین و اخلاق را مى توان از جهات گوناگون مورد بررسى قرار داد. یکى از این وجوه بررسى رابطه اخلاق و دین به لحاظ رفتارى است. سؤال این است که آیا دین تأثیرى بر انجام عمل اخلاقى دارد یا خیر. در این مورد دیدگاه هاى مخالف و موافقى وجود دارد که در این مقاله آنها را مورد بررسى قرار خواهیم داد.
مخالفان معتقدند که صرف تصدیق الزامات اخلاقى براى انجام عمل اخلاقى کفایت مى کند و دیگر نیازى به دین براى این کار وجود ندارد. در مقابل، موافقان معتقدند که به دلایل متعددى رفتار اخلاقى وابستگى هایى به دین و اعتقادات دینى عامل اخلاقى دارد. نکته قابل توجه آنکه در زبان فارسى تاکنون کار تحقیقى عمده اى در این زمینه صورت نگرفته است.
راه تکامل انسان راه عبودیت و بندگى خداست و حقیقت بندگى در نفى استقلال از خود. براى نیل به این مقصود، انسان باید اراده اش در اراده خدا فانى شود و فقط چیزى را بخواهد که خدا مى خواهد. این همان سیر تقواست که مراحلى دارد. تواضع در برابر خدا بدین معناست که انسان چیزهایى را که براى خود قایل است، به صاحبش برگرداند; چراکه رداى کبریایى مخصوص خداست و کسى در مقابل او چیزى ندارد. این تواضع در برابر خدا موجب قرب ربوبى مى گردد.
اما باید توجه داشت که تواضع در جایى ممدوح است که در مقابل عظمت خدا، حقارت خودمان را ابراز کنیم. اما اگر در مقابل دشمن خدا کرنش کردیم، چنین تواضعى مذموم خواهد بود.
بندگان خاص خداى رحمان از «لغو» نیز اجتناب مى کنند; کارى که براى سعادت و کمال انسان نتیجه اى ندارد. آنان در برابر افراد لغوپیشه از حق شخصى خود گذشت مى کنند. اما همین افراد هنگام پایمال شدن حقوق الهى، سکوت نمى کنند و خود را در راه بندگى خدا فدا مى سازند.
در نهجالبلاغه، دنیا زیاد مورد نکوهش قرار گرفته، به گونهای که ممکن است چنین برداشت شود که دنیا مایه درد سر و پدیده زشتی است که موجب فریب و گمراهی انسان میشود؛ اما واقعیت آن است که اولاً، حضرت علی علیهالسلام در کنار نکوهش دنیا، گاه آن را تحسین کردهاند. در واقع، این دلبستگیها و تعلّقات روحی به دنیا است که پیامدهای ناگوار و تبعات سوئی به دنبال دارد و همینها مورد مذمّت قرار گرفته است. ثانیا، مخاطب حضرت علی علیهالسلام قاسطین، ناکثین و مارقین هستند و آن حضرت از نوع نگرش آنها نسبت به دنیا بیزار و متنفّرند و دید آنها را نسبت به دنیا مورد سرزنش قرار میدهند.