تحلیل گفتمان تجدد در افغانستان: از تکوین هژمونی تا فروپاشی پارادایم(مقاله علمی وزارت علوم)
منبع:
معرفت فرهنگی اجتماعی سال ۱۶ پاییز ۱۴۰۴ شماره ۴ (پیاپی ۶۴)
115 - 137
حوزههای تخصصی:
این مقاله به تحلیل چگونگی تکوین، گسترش و افول گفتمان تجددخواهی در افغانستان از اوایل قرن بیستم تا دهه ۱۳۵۰ می پردازد. این پژوهش با بهره گیری از چارچوب نظری ترکیبی شامل تحلیل گفتمان، برنامه های پژوهشی، انقلاب های علمی و تحلیل هژمونیک، به بررسی دلایل ناکامی این پروژه در ایجاد یک نظم ملی ارگانیک می پردازد. گفتمان تجدد که در صورت های مختلفی از مشروطه خواهی تا ناسیونالیسم قومی و حاکمیت قانون ظاهر شد و از طریق کارگزارانی چون نهادهای حاکمیتی، رسانه ها و احزاب سیاسی برای نهادینه سازی خود تلاش کرد، نهایتاً با طرد و فروپاشی مواجه شد. این مقاله استدلال می کند که این ناکامی ریشه در مشکلات ساختاری و ضعف عاملیت داشت که عبارت اند از: ناترازی فرهنگی اجتماعی و سطحی نگری در اجرای اصلاحات، ماهیت وارداتی و دستوری بودن آن، وابستگی نخبگان و ضعف عاملیت و عملکرد آنان، فقدان زیرساخت های اقتصادی و فنی، عجز از ایجاد یک پیوند گفتمانی میان دیانت و الزامات دنیای جدید و نوآوری بشری و مصادره ابزاری آن توسط پروژه هژمونیک قومی مسلط. یافته ها نشان می دهد که گفتمان تجدد در برابر ضدگفتمان منسجم دینی و پارادایم های رقیب (چپ و اسلام گرا) که در مفصل بندی نارضایتی ها موفق تر بودند، نتوانست یک زنجیره هم ارزی ملی ایجاد کند و این امر نهایتاً به فروپاشی پارادایمی آن انجامید.