در صورتی عقد صحیح واقع می شود که بایع ومشتری این قدرت را داشته باشند، که بتوانند مورد تعهد را در زمان و مکان مطلوب به قبض دیگری درآورند. موضوع شرط قدرت بر تسلیم از دو امر ترکیب یافته است: یکی قدرت بر تسلیم و دیگری علم طرفین به این قدرت، بنابراین، اگر طرفین هنگام معامله علم بر قدرت داشته باشند، ولی پس از عقد معلوم شود که در حقیقت قدرت وجود نداشته و در اشتباه بوده اند، بیع باطل است؛ چون عنوان مرکب، یعنی قدرت معلوم تحقق نداشته است و چنین معامله ای غرری محسوب می شود؛ زیرا معامله غرری عقدی است که به علت مجهول بودن وضعیت معامله یا تصورات خلاف واقع طرفین هنگام تشکیل آن، می تواند سبب بروز اختلاف و کشمکش بین دو طرف شود، علاوه بر اینکه اقدام به معامله ای با علم به عدم قدرت بر تسلیم، یک معاملة سفهی است. مواردی که در این پژوهش مورد کنکاش قرار می گیرد: مبانی شرط قدرت بر تسلیم مورد معامله، غرر و جهلی که موجب بطلان معامله می شود، آیا غرر به طور مطلق موجب بطلان معامله می شود یا در مواردی قابل مسامحه است؟ و آیا قدرت واقعی بر تسلیم و علم طرفین به این قدرت شرط است، به طوری که در صورت منتفی بودن هریک از این دو، عقد باطل خواهد بود، یا اینکه علم به قدرت برتسلیم شرط صحت نیست؟
عقد ازدواج مهم ترین پیمانی است که هر فرد در زندگی خویش منعقد می سازد. از این رو نسبت به عقود دیگر از ویژگی هایی برخوردار است. فریب و نیرنگ در هر جا و در هر قراردادی زشت و ناپسند است، و در چنین پیمان مقدسی زشت تر به نظر می رسد. با این وجود چنین عملی مورد توجه قانونگذار قرار نگرفته است. حقوقدانان عقیده دارند ماده۱۱۲۸قانون مدنی که ناظر بر اوصاف مورد نظر طرفین است، مورد تدلیس را هم دربرمی گیرد. این پژوهش با هدف بیان خلأ قانونی در باب تدلیس در امر ازدواج صورت گرفته است. با مراجعه به منابع فقهی و حقوقی به دست می آید که این ماده قانونی پاسخگوی تمام موارد تدلیس در امر ازدواج نیست. چراکه تدلیس همواره بر مبنای عدم صفت مطلوب نیست، و دیگر آنکه حق فسخ به تنهایی موجب احقاق حق فرد فریب خورده نیست، ضمن اینکه در مواردی فسخ ازدواج نه تنها مشکل گشا نیست بلکه مشکلی بر مشکلات می افزاید.
قاعده تسلیط (الناسُ مُسَلَّطونَ علَی اموالِهِم) با وجود شهرت فراوان، از جهاتی مورد تشکیک بعضی محققان از جمله امام خمینی قرار گرفته است. در نظر این گروه، قاعده دارای اطلاق نبوده، در مواردی که جواز یا صحت تصرف خاصی مشکوک باشد، نمی توان به آن استناد کرد. در این مقاله چهار وجه در مورد مفاد قاعده بررسی شده، با ارائه نظر پنجمی، اثبات شده که شارع مقدس با جعل سلطنت برای مالک، تمامی تصرفات وی را، چه از نظر کمی و چه از نظر کیفی، امضا کرده است. البته این سلطنت، تعلیقی بوده و تنها در مواردی است که خود شارع برخلاف سلطنت مالک، اعمال سلطنت نکرده باشد. یکی از ثمرات ارزشمند این نظر در حقوق و فقه معاملات آن است که این قاعده در تصحیح قراردادهای نوپیدا، که دلیل خاصی بر بطلان آنها وجود ندارد، نقشی اساسی خواهد داشت.
با توجه به اینکه در پژوهش های مختلف، در اطلاق بر «برداشت های ذهنی از خدا» سه تعبیر «مفهوم خدا»، «تصور خدا» و «تصویر خدا» اغلب به یک معنا استفاده شده است، در این نوشتار درصددیم تا با بیان تمایز این تعابیر به نقش روش شناختی توجه به تمایز و پیوند آنها بپردازد. برداشت ما از خدا به اعتبارهای گوناگون نام های مختلفی به خود می گیرد. تنها یک «مفهوم خدا» وجود دارد که انسان ها آن را به گونه متفاوتی از همدیگر ادراک می کنند؛ بنابراین نمی توان ادراک های مختلف را مفهوم های خداوند نامید. اما واژه تصور، معنای عامی را دارد که در عین اینکه نقش فاعل شناسا را بیشتر نشان می دهد، از محدودیت های مترتب بر مفهوم و تصویر نیز فارغ است؛ زیرا تعبیر «تصویر خدا» نیز به طور ضمنی دال بر وجود عناصر خیال از قبیل استعاره ها و اسطوره هاست، پس پژوهش را به جهت خاصی مقید می کند. در این میان، مدل خدا تعبیر مهم اما کمتر شناخته شده ای است که با ایجاد یک شبکه زبانی، نقشی روش شناختی در تصور ما از خدا و معرفت دینی به مثابه دنیای ناشناخته تحقیق دارد. مدل های خدا استعاره های قدرتمندی هستند و رابطه ای تمثیلی با مفهوم دارند؛ از این رو به لحاظ معرفتی بر مبنای رئالیسم عین گرا ارزیابی شدنی نیستند؛ اما در آزمون انسجام و تناسب، به طور جدی مورد توجه انسجام گرایان و عمل گرایان قرار دارند.
غایت انگاری و آینده نگری به عنوان امری فطری، همواره انسان را به پژوهش در کشف اسرار و رموز پدیده های عالم، نظام هستی و وجود خود وادار کرده است. اگر پرسشگری در ساختار ذهن انسان نبود و اگر ذهن انسان، در طلب هدف و غایت نبود، گره از هیچ مشکلی در سراسر عالم انسانی گشوده نمی شد. علامه جعفری با ارائه الگوی «حیات معقول» به عنوان هدف متعالی جامعه بشری، فلسفه هستی انسان را، انتقال از حیات معمول به حیات معقول می داند. حیات معقول، حیات آگاهانه ای است که نیروها و فعالیت های جبری و جبرنمای حیات طبیعی را با برخورداری از آزادی اختیار، در مسیر اهداف تکاملی نسبی تنظیم می کند و شخصیت انسانی را که به تدریج در این گذرگاه ساخته می شود، وارد هدف اعلای حیات خواهد کرد. این هدف متعالی، شرکت در آهنگ کلی هستی وابسته به کمال برین است. جلوه عالی حقیقت رو به کمال، حیات آگاه نسبت به حقایق والای هستی، رهیدن از دام کمیت ها و ورود به آستانه ابدیت از ویژگی های حیات معقول هستند. هدف این نوشته، تحلیل هدف متعالی انسان و راه های وصول به آن در اندیشه این متفکر است.
امویان و عباسیان(دوره اول) تلاش های بسیاری برای کسب مشروعیت دینی انجام دادند.امویان در این جهت با طرح مبانی و اصولی(همچون انتساب به قریش،خونخواهی عثمان ، نیابت از عمر و عثمان و عصبیت عربی؛)؛ و عباسیان نیز با طرح مبانی(همچون انتساب به قریش،خونخواهی حسین(ع) ،نیابت از ابوهاشم و وراثت)؛در جامعه،سعی نمودند اکثریت جامعه را به پذیرش خلافت خود متقاعد نمایند. ولی چون خلافتشان با تمام اقداماتی که برای کسب مشروعیت انجام دادند؛ بر اساس آموزه های دینی نبود،هیچگاه به حقیقت نتوانستند مشروعیت دینی برای خود کسب نمایند.مبانی مطروحه از سوی این دو دولت و خلافت در کسب مشروعیت و مقبولیت برای حکومت خود،دارای شباهت ها وتفاوت هایی می باشد.که در این تحقیق به صورت کامل و به طور تلفیقی و تطبیقی مورد بررسی قرارمی گیرد. این مقاله با تکیه بر روشهای توصیفی تحلیلی و با استفاده از منابع و مآخذ و مطالعات تاریخی، به بررسی مبانی مشروعیت دینی دو دولت اموی و عباسی و مقایسه مبانی آن دو با یکدیگر بپردازد.
بررسی متن محورِ آثار کهن این امکان را فراهم می آورند تا در بررسی علمی سیر تحول تاریخ نگاری در عرصه های مختلف، مبنایی برای تشخیص برخی تفاوت های محتوایی ایجاد شده در متون داشته باشیم. تکیه ابومخنف در نگارش کتاب مقتل الحسین(ع) بر جزئیات و محاورات و نیز نزدیکی دوره حیات او به واقعه کربلا، مجموعه ای نادر از عملکرد امام(ع) در مراحل مختلف شکل گیری واقعه کربلا را در اختیارمان قرار داده است. بر این اساس، پاسخ به این پرسش که وجه تعلیمی مکتب امام حسین(ع) از آغاز حرکت ایشان از مدینه تا رسیدن به کربلا و شهادتشان بر چه شاخصه هایی استوار بوده است، منظور نظر تحقیق حاضر قرار گرفته است. نتیجه این پژوهشِ توصیفی تحلیلی، حاکی از آن است که آگاهی دادن به مخاطبان شاخصه اصلی مکتب امام حسین(ع) در مسیر حرکت ایشان بوده است. ایشان این مهم را با محوریت دو موضوع به انجام رسانیده اند: بیان ویژگی های رهبر مسلمانان و عدم مشروعیت حکومت وقت.
مسئله این مقاله، سنت استحکام همچون اصلی اخلاقی در اسلام است . این مفهوم چه رابطه ای با مفهوم نوپدید بهره وری دارد و ملزومات آن چیست؟ منابع حدیثی و تاریخی کهن و معتبر شیعه و سنی موافق اند که سنت اتقان و استحکام، ریشه در تعالیم پیامبر و خاندانش دارد. این تعالیم در روایات اسلامی با عنوان های«اتقان، اِحکام، اثبات و احسان العمل»، بارها گوشزد شده است. تحلیل این مفاهیم نشان می دهد که به واژه «بهره وری»، نزدیکی معنایی بسیاری دارند؛ زیرا یکی از تعریف های بهره وری، برآیند دو عنصر «کارایی و اثربخشی» است. اثربخشی به مفهوم انجام دادن کار نیک است و کارایی، کار نیک را نیک انجام دادن است. این عناصر را کاملاً در معنای عناوین بالا می توان درک کرد؛ افزون بر آن دو، مفهوم پایداری و دوام عمل نیز عنصر سوم در تعریف بهره وری است که باز در مدلولِ عناوین چهارگانه بالا وجود دارد؛ عنصری که در جای خود، سنتی از سنت های انسان ساز پیامبر خدا ص است. در این روایات، روایات کسب وکار و تجربه های سودمند بشری، موضوعاتی به چشم می خورند که از آن ها می توان به زمینه ها و عناصر مکمل بهره وری و محکم کاری یاد کرد. این عناصر عبارت اند از: احیا و نهادینه کردن سنت بهره وری؛ تغییر نگرش به جایگاه قدسی کار و درآمد در اسلام؛ دوراندیشی در معیشت و کار؛ بهره مندی از تجربه خود و دیگران؛ مشورت، کاردانی، تخصص و دانشوری. نتیجه مهم بحث درباره استحکام و رابطه آن با بهره وری، آن است که استحکام و اتقان عمل، یکی از آموزه های مهم اخلاق کاربردی در اسلام است و به دلالت روایات اسلامی باید آن را همچون فرهنگ و سنت فراگیر پذیرفت و مطالعه کرد.
تفسیر حکیم ترمذی، مفسر، صوفی، فقیه، و حکیم سده 3ق، بر جای نمانده است. با این حال، در آثار گوناگون او بحث های تفسیری فراوان را می توان یافت. به یک معنا حتی می شود گفت عمده این آثار تفاسیری بر آیات مختلف قرآن هستند. اثرگذاریِ وی در شکل گیری و تکاملِ آموزه های صوفیانه، شناخت آرای تفسیری و روش او برای فهم قرآن را ضروری می کند؛ هم چنان که رویکرد ویژه وی به حکمت و اندیشه ها و علوم باستانی رایج در ماوراء النهر نگاه او به جایگاه علوم بشری در فهم دین، و سر آخر، پیش گامی اش در تفسیر موضوعی قرآن و نظریه پردازی برای تأویل نیز مستلزم همین هستند. وانگهی، فهم قرآن از نگاه وی دو ساحت مختلف را در بر می گیرد: ظاهر قرآن و باطنش، که شناخت هر یک از این دو محتاج کاربرد روشی متفاوت از دیگری است. بناست که در این مطالعه فقط روش وی را برای فهم ظاهر قرآن بکاویم؛ یعنی همان که در ادبیات حکیم ترمذی «تفسیر» خوانده می شود و با «تأویل» یا روش فهم باطن قرآن تقابل آشکاری دارد. بدین منظور، کوشش های وی برای فهم قرآن را در سطوح مختلف الفاظ، عبارات، سوره ها، و کل قرآن به مثابه متنی واحدْ بازشناسی و نوآوری هایش را در این زمینه ها مرور خواهیم کرد؛ هم چنان که بر شیوه های او برای تفسیر موضوعی قرآن کریم تأکید می ورزیم و بدان ها نظری ویژه خواهیم داشت.
فهم معنای «خزائن الهی» با این مسأله روبرو است که چگونه می توان نزد خدا (عند الله) خزائنی برای اشیاء تصور کرد؟ خزائن ظرف مکان برای اندوخته های مادی نظیر گنج و ثروت و خدا موجودی غیرجسمانی، نامحدود و بدون مکان است. برای پاسخ به این سوال در مقام کشف علت (و نه دلیل) می توان از نظریه آمیختگی مفهومی بهره برد؛ کاربست انتقادی این نظریه نشان می دهد با بازسازی برخی سازوکارهای این رویکرد شناختی و توجه به گفتمان قرآنی در فعال نمودن فضای ذهنیِ «الهی» می توان به معانی نوظهور در فضای آمیخته نهایی دست یافت؛ مطابق خوانش المیزان از خزائن الهی، رابطه خزائن الهی و اشیاء، رابطه نامحدود و محدود تلقی شده است؛ از این جهت همچنان می توان خزائن الهی را واقعاً خزانه هایی برای موجودات دانست و در عین حال عینیت ظرف و مظروف را لحاظ نمود.
ارتداد و مجازات آن از احکام بحث برانگیز اسلامی است. در فقه شیعه، ارتداد به دو نوع فطری و ملّی تقسیم می شود. شدیدترین مجازات ارتداد مربوط به مرتد فطری مَرد است که افزون بر مجازات قتل، احکام خاص دیگری را نیز درپی دارد. مشهور فقیهان شیعه در تعریف مرتد فطری دو شرط ذکر نموده اند: نخست، مسلمان بودن دست کم یکی از والدین در هنگام انعقاد نطفه؛ دوم، اختیار اسلام خود فرد در هنگام بلوغ. چند دلیل نقلی و غیرنقلی درباره شرط نخست بیان شده است. در این پژوهش با بررسی دقیق این دلایل روشن شده که هیچ کدام تام نیستند؛ بلکه ظاهر روایات و سخن فقیهان بیانگر لزوم اسلامِ والدین است. این نظر مقتضای اصل و قاعده درء و احتیاط نیز هست.
همسرداری مهارتی است که زن و شوهر با شناخت توانمندی ها، تفاوت ها و حساسیت های یکدیگر، بتوانند به نیازهای جسمی و روحی طرف مقابل پاسخ دهند؛ به طوری که هر دو احساس رضایت خاطر نمود و به آرامش نسبی دست یابند. پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) که سرچشمه کمالات بشری و معلم واقعی بشریت است، می تواند بهترین الگو در این زمینه باشد. بنابراین ضروری است که با مدیریت پیامبر اسلام (صلی الله علیه وآله) در خانواده و چگونگی رفتار حضرت با همسرانش آشنا شده و از روش های ایشان درس زندگی آموخته شود. به نظر می رسد در صورتی که زندگی خانوادگی بر اصول سیره نبوی (صلی الله علیه وآله) سامان یابد، روابط اعضای خانوادگی بر مدار مودت و رحمت، ملایمت، نیک رفتاری، تکریم، تفاهم و توافق، سازگاری و گذشت، همکاری، صراحت و صداقت، شکیبایی و بردباری نظم می گیرد. از آن جایی که سیره پیامبر (صلی الله علیه وآله) به عنوان یکی از منابع چهارگانه شناخت اسلام است، سیره خانوادگی و همسرداری حضرت می تواند سعادت خانواده ها را تضمین کند. این مقاله با روش توصیفی- تحلیلی بر آن بود که سیره همسرداری پیامبر اکرم (صلی الله علیه وآله) را بیان کند.
ادیان الهی به خاطر تناسبشان با فطرت و احکام کلی، جهت و شیوه واحدی دارند و به این دلیل که ریشه در یک مبدأ دارند و تعالیم آنها از وحی الهی سرچشمه می گیرد، در مسائل بنیادین اعتقادی و نیز برخی مباحث فرعی، اشتراک نظر دارند؛ مسئله حجاب از جمله این مسائل است. در این مقاله، ضرورت پوشش و اهمیت و جایگاه آن در سه آئین یهود، مسیحیت و اسلام بحث شد. حجاب و پوشش در تمام ادیان و مذاهب داراى جایگاه خاصى است و یکى از دلایل اساسى آن این است که حجاب و عفاف یک امر فطرى است. اگر به لباس ملى کشورهاى جهان نگریسته شود، به خوبى حجاب و پوشش زنان را می توان مشاهده کرد که نشان می دهد حجاب در میان بیشتر ملت هاى جهان- و در طول تاریخ- معمول بوده و اختصاص به مذهب یا ملت خاصى نداشته است.
نتعرض فی هذا البحث الى النظام السیاسی فی الإسلام والمتمثل فی حاکمیه الله وصلاحیته للتشریع؛ ونتعرض الى أهم النقاط التی نفترق فیها مع بقیه المذاهب من ناحیه امتداد حاکمیه النبوه والإمامه إلى المرجعیه الدینیه فی عصر الغیبه لبناء الدوله الإسلامیه والدعوه العالمیه؛ وإیضاح النقاط الرئیسیه من النص والاجتهاد والعصمه والأدله على ضرورتها تمهیدا لتصدیر الثوره الإسلامیه إلى العالم أجمع.
بررسی و شناخت روش دانشمندان در هر علمی از اهمیت بالایی برخوردار است؛ چه اینکه شناخت این روش به محققان هر رشته این امکان را می دهد که چگونگی بهره برداری از منابع آن رشته را فراگیرند و برای تحقیق و پژوهش و بررسی و نقد یافته های دیگر دانشمندان- با روش و شیوه پذیرفته شده آن رشته- اقدام نماید. در این میان، روش شناسی علم فقه نیز در خور توجه است. به طور کلی، بررسی رفتار علمی فقها نشانگر آن است که دو روش فردگرایانه و جمع گرایانه وجود دارد که اولی در جریان استنباط تنها به فرد و شرایط او توجه دارد؛ اما روش دوم به فرد به عنوان عضوی از یک جامعه نظر کرده و مناسبات و شرایط پیچیده حاکم بر جامعه را نیز در نظر می گیرد. بنابراین پرسش اصلی این پژوهش آن بود که فقه فردی و فقه حکومتی چه شباهتها و تفاوتهایی با هم دارند؟ پاسخ این پرسش که با روش توصیفی- تحلیلی بررسی شد، مؤید آن بود که فقه فردی و فقه حکومتی در برخی حوزه ها- همچون یکسان بودن منابع- شبیه هم بوده و در برخی- همچون ارکان و مقومات- متفاوتند. همچنین یافته های پژوهش نشان داد که با توجه به شرایط امروز و تشکیل حکومت اسلامی، بهره گیری از روش فقه حکومتی بر فقه فردی ترجیح دارد؛ به نحوی که می تواند مبانی نظری دولت، حکومت و تمدن اسلامی را ارائه نماید.
در حکومت اسلامی، قوانین حاکم بر اساس مبانی دینی و الهی ترسیم می شود؛ لذا انتظار از چنین جامعه ای، رفتارهای دین مدارانه است؛ از همین رو، توقع از حاکمان این حکومت این است، که رفتارهای خود را با دیگران- اعم از مخالف و موافق- بر اساس دستورات دینی استوار گردانند؛ به همین ترتیب از مردم نیز انتظار می رود روابط خود را با حکومت، بر اساس روابط دینی تنظیم نمایند. از طرف دیگر، از مهم ترین حقوق حاکم بر مردم، اطاعت از دستورات او، حمایت از او و داشتن رفتار خیرخواهانه نسبت به حکومت و حاکم است. در اندیشه سیاسی امام علی علیه السلام رابطه حقوقی مردم و حکومت رابطه ای دوجانبه و متقابل- و به دور از هر گونه تبعیض و دوگانگی- است؛ چه اینکه اگر حقی هست در هر دو سوی این رابطه وجود دارد؛ به نحوی که هر دو طرف ملزم به رعایت آن هستند. در این پژوهش تلاش می شود به بررسی حقوق متقابل مردم و حاکم در دین اسلام- مطابق با آموزه های محموعه ارزشمند نهج البلاغه- پرداخته شود.