على رغم گذشتبیش از یک دهه از زایش و رویش پدیده جهانىشدن (Globalization) یا در واقع، جهانىسازى ( Globalism) ، هنوز زوایاى مختلف آن در هالهاى از ابهام و تردید قرار دارد که سؤالهایى را برمىانگیزد; از جمله، جهانىشدن به چه معناست؟ و تاریخ پیدایش اصطلاح جهانىشدن یا جهانىسازى و پیشینه رویکرد و گرایش به آن از چه زمانى است؟ آیا در اسلام، میل به جهانىشدن وجود دارد؟ در صورت مثبتبودن پاسخ، آیا جهانىشدن اسلام قابل اثبات است؟ و در صورت اثبات آن، مبانى، ویژگیها، ساختار و ابزارهاى جهانىشدن اسلامى چیست؟ البته به بخشى از این سؤالات، توسط اندیشمندان پاسخهایى داده شده است، اما این پاسخها به علت تنوع و تعدد، ابهامها و اشکالهاى جدیدى را به میان آوردهاند . هدف این مقاله ارائه پاسخى روشن به پرسشهاى فوق است .
این مقاله به بررسی و نقد کتاب«تفسیر تطبیقی آیه مودت» اثر حجت الاسلام فدا حسین عابدی می پردازد.که بررسی کتاب براساس تربیت مطالب مؤلف و با ارائه متن کتاب آغاز می گردد سپس در ادامه توضیحات و نقد برخی موارد آورده می شود.
این مقاله با عنایت به نکتهیی از هانری کربن درباره حکمت سهروردی به این مطلب میپردازد که مباحث ناظر بر عالم میانه در فلسفه هایی یافت میشود که بنوعی وحدت سنخی میان همه مراتب هستی قائل باشند. از اینرو اگر در اندیشه مثلا ً سهروردی نتوانیم چنین وحدت سنخی را میان جهان نور و جهان ظلمت بیابیم، هر چند که او بنوعی بنیانگذار یا احیا کننده مسائل ناظر بر عالم میانه هم باشد اما، نظام هستیشناسی او به ما اجازه نخواهد داد که عالم میانه را داخل در بنیاد هستیشناسی او بدانیم. و این خود حاکی از آنست که در تفکر او ثنویت سنخی در قلمرو هستی باقی است. نقش عالم میانه تنها افزودن عالمی به سایر عوالم نیست، بلکه آنست که دو جهان دیگر را به یکدیگر آنچنان پیوند دهد که جهان مادون، تا حدّ ممکن، برخوردار از احکام و اوصاف جهان مافوق گردد و بدین ترتیب نوعی وحدت سنخی منظور گردد. باید توجه داشت که چنین نقشی مقتضای برزخیت چنین عالمی است. بر همین اساس، بررسی شواهدی از فلسفه شیخ اشراق نشان میدهد که تلقی هانری کربن از حکمت سهروردی بعنوان حکمتی ناظر بر عالم میانه یا بتعبیر خود او حکمت مبتنی بر خیال ... که روش فلسفی را دگرگون میکند و از میان آری و نه میگذرد، در صورتی صحیح خواهد بود که طرح عالم میانه موجب نفوذ و شمول واقعیت جهان برتر در باطن ذات جهان پستتر گردد، حال آنکه ثنویت سنخی جهان نور و جهان ظلمت مجال چنین تصویری از هستیشناسی سهروردی بدست نمیدهد. در همین راستا، با تذکر اجمالی هستیشناسی ابن عربی، دوانی، و ملا صدرا، بعنوان اَشکالی از وحدت وجود در سنت فلسفه اسلا می فرض تحقق عالم میانه را در هر کدام مورد توجه قرار خواهیم داد، البته با این پیش فرض که بنا بگفته خود ملا صدرا تفاوتی میان وحدت تشکیکی او و وحدت شخصی ابن عربی وجود ندارد.
چکیده: شناخت و روش شناخت اجتماعی، از موضوعات مهم و اساسی در حوزة علوم اجتماعی است که در دوره های مختلف تاریخی از گذشته تاکنون رویکردهای مختلفی دربارة آن وجود داشته است. یکی از دسته بندی های روش شناختی، تقسیم روش به روش شناسی بنیادین و روش شناسی کاربردی است که انواع مختلف روش شناخت اجتماعی را می توان در ذیل آن قرار داد. در این گونه شناسی، روش شناسی بنیادین، که به مبانی هستی شناسی، انسان شناسی و معرفت شناسی ناظر بوده و به صورت بنیادین روش شناسی اجتماعی را مد نظر قرار می دهد، مبنای بحث در این مقاله واقع می شود. در علوم اجتماعی با سه روش بنیادین اثباتی، تفهمی و رئالیسم انتقادی سروکار داریم. هر یک از این روش ها از مبانی هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی خاصی بهره گرفته، با یکدیگر در تقابلند. قرآن نیز به علت برخورداری از مبادی هستی شناختی، انسان شناختی و معرفت شناختی ویژة خویش از یک روش بنیادین «رئالیسم توحیدی» بهره می گیرد. ویژگی های خاص اندیشة قرآن، روش شناسی قرآنی را از مکاتب روش شناختی مدرن متمایز می سازد. قرآن هستی را دارای دو بعد مادی و معنوی دانسته، آن را یک پارچه و با محوریت خداوند حکیم معرفی می کند. همچنین سرنوشت انسان و کمال نهایی وی را در میزان قرب الهی می داند.
قرآن به همة ابزارهای حسی، عقلی و وحیانی مرجعیت می بخشد؛ اما مرجعیت آنها را در چارچوب مبانی خویش می پذیرد. همه چیز در اندیشة قرآن، به خداوند ارتباط پیدا می کند. قرآن از همة رویکردهای تبیینی و توصیفی، خرد و کلان، تجربی، تفهمی و انتقادی برخوردار می شود؛ اما آنها را در چارچوب توحید و مبتنی بر یک عقبة الهیاتی بازتعریف می کند. این، ویژگی ممتاز روش شناسی قرآن است که روش های سکولار از آن بهره ای نمی برند و به علت چنین فقر معرفتی، با تکیه بر یک ابزار، سایر ابزارها را نفی می کنند. همچنین روش شناسی قرآن، به علت بهره گیری از ابزار وحی، قابلیت های افزون تری را نسبت به روش های مدرن دارد؛ از جمله، امکان فهم و درک عمیق تر واقعیت اجتماعی و دست یابی به ضرورت ها و باید و نبایدهای اجتماعی بیشتری در آن.
انسان به عنوان شریف ترین مخلوق عالم، و جانشین ذات باریتعالی، در قید و بند جهان مادی گرفتار شده است. او براساس فطرت حق جویی و خصلت کمال طلبی، در صدد اتصاف به صفات ذات اقدس الهی است، تا بتواند با حرکت در مسیر تزکیه و تهذیب نفس، به مقام قرب ربوبی و اتصال به محبوب حقیقی دست یابد. تحقق این هدف متعالی، نیازمند پرهیز از اشتغال به جهان مادی و دوری از پیروی خواهش های نفسانی است. یکی از مکاتبی که انسان را در راستای چنین هدفی هدایت می کند، تا از مرحلة انقطاع از عالم تعینات تا مرتبة فناء فی الله نایل گردد، مکتب عرفان و تصوف است، و مولانا از جمله عارفانی است که در سراسر مثنوی به شرح و بسط آداب و شیوة سلوک الی الله پرداخته است. او مهمترین عامل و مانع دستیابی به کمال مطلق و حقیقت هستی را، نفس اماره می پندارد و مجاهدة با نفس را که در این مقاله به بررسی کیفیت آن پرداخته شده مایة تعالی روح و حیات جان آدمی محسوب می دارد. از منظر مولوی، ریاضت نفس و ممانعت از سرکشی آن، جهاد اکبر محسوب می گردد، و شرط ارتقاء سالک طریق حق، از عالم جماد تا مرحلة نفس مطمئنه، فنای عرفانی، یعنی کشتن نفس است.
تفسیر گرانسنگ تسنیم، محصول تحقیق، تنظیم و تدوین درس تفسیر قرآن کریم حضرت آیت الله جوادی آملی است.
از مهم ترین شاخصه های ساختاری و محتوایی تسنیم، روشمندی آن است. در این تفسیر، ذوق و سلیقهٴ شخصی، استحسانات عقلی و عرفی و پیش فرض های علوم گوناگون بر قرآن تحمیل نشده، دخالتی در تفسیر آیات ندارند. در نوشتار حاضر اصول و مبانی کلی حاکم بر شناخت و تفسیر قرآن بر اساس این کتاب قیم بررسی شده است.
رویکرد ذهنی گرا، بر دخالت عناصر ذهنی در تفسیر تأکید دارد و بر آن است که قبل از تفسیر، معنای متن، وجود خارجی ندارد. بهترین راه مواجهه با پیامدهای نادرست رویکرد ذهنی در تفسیر متون دینی، بررسی مبانی معرفت شناسی و نظری آن است. این پژوهش به روش توصیفی ـ تحلیلی ارتباط آن را با سه مقولة محوری؛ «حقیقت»، «زبان» و «روش» نشان می دهد. طبق رویکرد ذهنی، حقیقتی به معنای مطابقت وجود ندارد یا نسبی است؛ روشی برای نیل بدان وجود ندارد و زبان حکایت گر از واقع نیست. بر این اساس تفسیر به معنای دستیابی به حقیقت از طریق زبان و روش ممکن نیست. درحالی که بر پایة اصول عقلایی، حقیقت به معنای ویژگی قضیه؛ زبان به عنوان ابزار ابراز معنا؛ و روش به عنوان راه وصول به آن، شالودة تفسیر متون را شکل می دهند.
ابن نباته در سیر تاریخ ادبیات عرب در دوره ای واقع شده است که دوره سقوط و انحدار و انهیار نام گرفته است او با همه استعدادی که داشت نتوانست ادبیات و شعر این دوره را از سقوط برهاند و به سوی بالندگی سوق دهد او به حد بسیاری از امرؤالقیس ‘ متنبی ‘ طغرایی ‘ ابوتمام و بوصیری متأثر بود واین تأثیر تا سرحد تقلید کشیده شد. اشعار او پر از اصطلاحات نحوی و عروضی و بدیعی است و با توجه به آگاهی وافر او از قرآن ‘ از شواهد قرآنی زیادی بهره برده است گرچه از نظر مذهبی از پیروان اهل سنت است ولی از شیعیان با احترام یاد میکند و به اهل بیت ارادت می ورزد. و در مدح پیامبر(ص) قصائد بسیاری دارد. موضوعات بسیارکم ارزش از جمله کلید و زغال محتوای بعضی اشعار او را ساخته اند . با همه توجه اش به قرآن و مفاهیم مذهبی مجون سهم قابل توجهی از شعرا او را به خود اختصاص داده است . او شاعری است که به گذشته رو کرده است ولی درگذشته باقی مانده است و خود را متعلق به حال و آینده نمیداند و در یک کلام میتوان گفت که دست آورد های اودر دیدگاه نقاد ادبی چندان مورد توجه قرارنگرفته است . تقلید ‘ تکرار‘ بازی با الفاظ عناصر اصلی شعر او را پی ریزی کرده اند.
تبیین علمی پدیده ها به صورت قیاسی و استنتاج قضایایی از قضایایی عام تر، یکی از روش های بسیار مهم برای کشف فرایندهای علّی و ارتباط ضروری میان پدیده هاست. تبیین در عین اینکه، خود با بهر گیری و ارجاع به قوانین عام صورت میپذیرد، از جمله شیوه های کشف روابط و نیل به قوانین عام است. تبیین علمی عمدتاً با هدف یافتن پاسخ برخی چراییها صورت میگیرد؛ سؤالاتی که مطلوب در آنها روشن ساختن اصل و چگونگی ضرورت وقوع حادثه ای، فرایندی یا نظم خاصی در شرایط معین است. به عبارت دیگر، معین کردن شرایط اولیه و زمینه های آفاقی و انفسی خاص که با فرض وجود آنها، تحقق مبین ضرورت و قطعیت مییابد. به بیان روشنیتر، تبیین استدلالی قیاسی است که مقدمات آن از یک یا چند قانون عام آزمون پذیرد و یک یا چند گزاره شخصی و آزمون پذیر و حاکی از خارج تألیف یافته و نتیجه آن، کشف رابطه یا نظم خاصی است که محقق درصدد شناسایی و تبیین آن بر آمده است. مؤلف در این نوشتار درصدد است تا با ذکر نمونه های گویایی، جایگاه تبیین در کشف و توضیح روابط میان وقایع و پدیده های اجتماعی را تشریع کند.